bato-adv
bato-adv
ائتلاف‌های جدید اروپا در دوران ترامپ؛

چرا اروپا خود را ضعیف می‌پندارد؟

چرا اروپا خود را ضعیف می‌پندارد؟

در ماه‌های اخیر، اروپا با چالش‌های جدیدی از سوی دولت ترامپ مواجه شده که سیاست‌هایی تحقیرآمیز را دنبال می‌کند. این سیاست‌ها شامل کنار زدن اروپا از مذاکرات بحران اوکراین، حمایت از جریان‌های راست افراطی و تضعیف اتحاد‌های دیرینه است.

تاریخ انتشار: ۲۲:۳۳ - ۱۰ اسفند ۱۴۰۳

چرا اروپا خود را ضعیف می‌پندارد؟فرارو– اسلاومیر سیراکفسکی (Sławomir Sierakowski) روزنامه‌نگار، منتقد ادبی، نظریه پرداز سیاسی و فعال فرهنگی اهل لهستان و ستون نویس روزنامه پراجکت سیندیکت 

به گزارش فرارو به نقل از «پراجکت سیندیکت»، در ماه‌های اخیر، اروپا شاهد برگزاری مجموعه‌ای از نشست‌های سطح بالا بوده است. پس از اجلاس ویژه‌ای که پیرامون هوش مصنوعی در پاریس برگزار شد و همچنین کنفرانس امنیتی مونیخ، رهبران اروپایی دو جلسه اضطراری دیگر را در پاریس ترتیب دادند تا به نشانه‌های هشداردهنده‌ای که از سمت دولت ترامپ به گوش می‌رسید، واکنش نشان دهند. در هر یک از این نشست‌ها، مسأله محوری این بود که اروپا چگونه می‌تواند در عرصه‌های فناوری و نظامی از آمریکا و چین عقب نماند.

آیا سیاست تحقیرآمیز ترامپ در قبال اروپا نقشه‌ای پنهان دارد؟

اکنون روشن شده است که دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، سیاستی تحقیرآمیز در قبال اروپا در پیش گرفته و این قاره را به سمت پذیرش مسئولیت کامل در دفاع و امنیت خود سوق می‌دهد. آمریکایی‌ها نه‌تنها دولت‌های اروپایی را کنار زده‌اند تا به‌طور مستقیم به حل‌وفصل جنگ اوکراین بپردازند، بلکه حمایت خود را از جریان‌های راست افراطی اروپایی اعلام کرده و لیبرال‌ها و دموکرات‌های اروپایی را به خیانت به ارزش‌های غربی متهم نموده‌اند. آیا این آشفتگی به‌ظاهر بی‌هدف، نقشه‌ای پنهان در خود دارد؟ آیا نزدیکی به روسیه تلاشی برای تکرار استراتژی «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده در شکست اتحاد میان چین کمونیستی و شوروی سابق است؟

مشخص است که ترامپ تمرکز زیادی بر مهار چین دارد و حتی روس‌ها نیز دلایل قابل‌توجهی برای نگرانی از قدرت‌گیری چین دارند. اگر ترامپ بتواند بخشی از اوکراین را فدا کند تا به دشمن اصلی خود ضربه‌ای وارد کند، بعید نیست که از چنین فرصتی استفاده کند. اما این راهبرد مشابه سیاست نیکسون، تنها در صورتی نتیجه‌بخش خواهد بود که ترامپ بتواند حمایت اروپا را جلب کند و این مسأله دست‌کم تا این لحظه بعید به نظر می‌رسد. اروپایی‌ها که از زمان حمله روسیه به اوکراین در اوایل سال ۲۰۲۲ همچنان در وضعیت شوک و بیم به سر می‌برند، ظاهراً توان گفتن «نه» را از یاد برده بودند. اما دولت ترامپ به نظر می‌رسد این رهبران را از خواب غفلت بیدار کرده است. اکنون آنان در حال ارزیابی ظرفیت‌ها و بررسی گزینه‌های پیش روی خود هستند. 

تشکیل ائتلاف‌های جدید؛ تنها راه نجات اروپا در دوران ترامپ

تا این لحظه، دولت ترامپ اقدامی فراتر از شعار‌های پرهیاهو انجام نداده و تمام توجه خود را معطوف به مسائل داخلی کرده است. در همین حال، موج گسترده اخراج‌ها و تعدیل‌های نیروی انسانی، توان عملیاتی بخش‌های مختلف دولتی را به شدت کاهش داده است. سیاست ترامپ برای تضعیف ساختار خدمات کشوری، که ظاهراً به منظور جایگزین کردن کارکنانی وفادار، اما کم‌تعداد صورت می‌گیرد، در نهایت به بهای گزافی برای ایالات متحده تمام خواهد شد و توانایی این دولت را برای تحقق اهداف سیاستی‌اش تضعیف خواهد کرد.

در مقابل اتحادیه اروپا نباید به همان شیوه‌های گذشته برای ایجاد وحدت تکیه کند. با در نظر گرفتن مواضع احزاب حاکم در کشورهایی چون مجارستان و اسلواکی، همگرایی کامل غیرممکن و شاید غیرضروری است. راهبرد مؤثرتر، تشکیل ائتلافی از کشور‌های مایل در اتحادیه اروپا، همراه با سایر کشور‌هایی است که ترامپ به شکلی بی‌دلیل از خود دور کرده است که می‌توان به کانادا، بریتانیا و کره جنوبی اشاره کرد. به نظر می‌رسد «امانوئل مکرون»، رئیس جمهور فرانسه نیز چنین راهکاری را مد نظر دارد؛ دست‌کم اظهارات اخیر او بر همین نکته تأکید می‌کند. بسیاری از هشدار‌هایی که او پیش‌تر مطرح کرده بود، اکنون به واقعیت تبدیل شده‌اند. مکرون همچنان یکی از معدود رهبرانی است که همراه با «کی‌یر استارمر»، نخست‌وزیر بریتانیا اعزام نیرو به اوکراین یا مناطق پیرامون آن را منتفی ندانسته است. نباید فراموش کنیم که فرانسه و بریتانیا هر دو دارای تسلیحات هسته‌ای هستند.

چرا اروپای شرقی بیشتر از غرب نگران سیاست‌های ترامپ است؟

در بحبوحه پوشش رسانه‌ای دربارهٔ شکاف میان اروپا و ایالات متحده، این نکته مغفول مانده که اروپای غربی در مقایسه با اروپای شرقی احساس نگرانی بیشتری دارد.  برخلاف کشور‌هایی که مازاد تجاری قابل توجهی با ایالات متحده دارند و صد‌ها میلیارد دلار برای تسلیحات آمریکایی هزینه می‌کنند، بسیاری از کشور‌های اروپای شرقی در این دسته‌بندی نمی‌گنجند. برای نمونه، در سال ۲۰۲۳، هلند تنها ۱.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به هزینه‌های دفاعی اختصاص داد، در حالی که لهستان نزدیک به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی‌اش را صرف این امور کرده است.

با نگاهی به اظهارات اخیر جمهوری‌خواهان، به نظر می‌رسد که دو نوع حزب جمهوری‌خواه وجود دارد. یکی حزب سنتی که همواره به افزایش هزینه‌های دفاعی، تقویت ائتلاف‌های نظامی ایالات متحده و مقابله با رهبرانی چون ولادیمیر پوتین باور داشته است؛ و دیگری حزب متعلق به جنبش ترامپ (مگا) که عظمت ملی را در فروپاشی ساختار‌های دولتی آمریکا و نادیده گرفتن اتحاد‌های دیرینه تعریف می‌کنند.

در حالی که ممکن است همه چیز دستخوش تغییرات ناگهانی به نظر برسد، واقعیت این است که هنوز هیچ اتفاق بنیادینی رخ نداده است. اگر اروپایی‌ها دیدگاه خود را روشن کنند، خواهند دید که منابع، ظرفیت‌ها و ابزار لازم برای استقلال و بازگشت صلح و ثبات در اختیارشان است. نیازی به دریافت دعوت‌نامه‌ای برای عمل نیست. 

bato-adv
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین