سیاست ورزی علی لاریجانی از صدا و سیما تا دبیری شورای عالی امنیت ملی
سیاستورزی علی لاریجانی و اقدامات دیپلماتیک او مانند درخواست از دولت جدید آمریکا برای پذیرفتن شروط ایران یا تحلیل یک ساعت و نیمه از جنگ دوازده روزه در صدا و سیما و نشستن بر منبر هیاتی که میثم مطیعی مداح آن بود، حکایت از رقم خوردن فصل جدیدی از دوران کاری لاریجانی داشت.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی درپی حمله هوایی شامگاه دوشنبه اسرائیل به تهران، به همراه فرزندش به شهادت رسید. او نه تنها نخستین سیاستمدار جمهوری اسلامی بود که برای دومین بار بر صندلی دبیری شورای عالی امنیت ملی تکیه زده که حتی با مدرک تحصیلی دکتری فلسفه، استاد دانشگاه تهران هم بود.
علی لاریجانی کیست؟
فرزند آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی در ۱۳ خرداد سال ۱۳۳۶در شهر نجف متولد شد؛ در خانوادهای که ریشه آن به توابع لاریجان از شهر آمل باز میگردد. پدرش یکی از مراجع تقلید و استاد فقه و اصول در حوزه علمیه قم و نجف به شمار میرفت.
سومین فرزند میرزا هاشم آملی دوران دبستان خود را در مدرسه ادیب و دوره متوسطه را در دبیرستان صدر قم پشت سر گذاشت، پس از آن در رشته ریاضی و علوم کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف مدرک کارشناسی دریافت کرد، سپس به پیشنهاد و توصیه شهید مرتضی مطهری تغییر رشته داده و در رشته فلسفه تا مقطع دکتری ادامه تحصیل داد و تا قبل از شهادتش در جنگ رمضان از اعضای هیات علمی دانشگاه تهران به شمار میرفت. او که از شاگردان شهید مرتضی مطهری بود، بعدها در سال ۵۶ به دامادی او درآمد.
علی مطهری، برادر همسر او با اشاره به علاقه مادرش به دامادشان و ماجرای خواستگاری علی آقای لاریجانی از خواهرشان در گفت و گویی در سال ۹۶ بیان کرده بود: «سال ۵۶ بود. پدر ما در سالهای ۵۶ و ۵۷ چهارشنبه تا جمعه را معمولاً در قم بودند و چندتا کلاس درس داشتند که به توصیه امام و درخواست طلاب قم بود. اولین بار من همراه پدر بودم که خدمت ایشان هم رفتیم. ایشان (میرزا هاشم آملی) فرد شوخ طبعی بودند که برای من بسیار عجیب بود. پدر گفتند روحیه ایشان کلاً همینطور است. فرزندان آیتالله آملی لاریجانی، این روش را داشتند که از دختران شخصیتها برای ازدواج انتخاب میکردند؛ خب علی آقا هم برای فرزند شهید مطهری آمدند.»
مسیری که لاریجانی از صدا و سیما تا دبیری شعام رفت
علی لاریجانی در همان روزهای نخست انقلاب اسلامی، به دلیل حساسیتهای سازمان صدا و سیما، به این سازمان وارد شد. او در دهه ۶۰ به عنوان یکی از مدیران صدا و سیما فعالیت میکرد و مدیریت بخشهای مختلف سازمان را شورای سرپرستی صدا و سیما تعیین میکرد.
لاریجانی به عنوان مدیرعامل صدا و سیما منصوب شد و حضورش در این جایگاه حتی به مدت زمان کوتاه چالشهای زیادی را برای او به وجود آورده بود. چنانچه او در آن زمان علاوه بر مسائلی چون جنگ و اخبار جبههها، درگیریهای خرداد و اردیبهشت ۱۳۶۰ و عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا و سپس ریاستجمهوری از چالشهای مهم و بزرگ برای او بود.
این چالشها سبب شد تا به دلیل اختلافات مدیریت سازمان با اعضای شورای سرپرستی، در تیر ماه سال ۶۰ از سمت خود استعفا دهد و در معاونت وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شود. اما همین حضور هم موقتی بود و لاریجانی به وزارتخانه سپاه رفت و معاون پارلمانی شد تا به عنوان نماینده دولت برای دفاع از طرحها و لوایح به مجلس رفت و آمد کند.
شاید همین آغاز راهی بود که لاریجانی را با پیچ و خمهای سیاست پارلمانی آشنا کند، همان سیاستی که با تکیه بر آن توانست ۱۲ سال بر مسند صندلی پارلمان تکیه بزند.
![]()
اما، پس از زمانی که وزارت سپاه منحل شد، او تا سال ۱۳۷۱ به سمت جاشینی رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران بود. آن سال پس از آنکه محمد خاتمی، از وزارت ارشاد استعفا داد، لاریجانی برای وزارت ارشاد به مجلسیها معرفی شد.
در خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره دفاع از وزیر پیشنهادی ارشاد آمده است: «ساعت نُه صبح برای معرفی [ آقای علی لاریجانی ]، وزیر جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس رفتم. نمایندگان، خیلی با گرمی و صمیمیت برخورد کردند. صحبت کوتاهی کردم و به دفتر برگشتم. رأی خوبی آورد؛ کسی مخالفت نکرد.»
فرزند میرزا هاشم آملی که آن روزها محبوب جناح راست بود و رضایت چهرههایی چون عسگراولادی را هم به خود جذب کرده بود، توانست قدرت لازم را برای انجام برخی از اقداماتی مانند آزاد کردن دستگاه ویدیو به دست آورد. اما در سال ۷۲ لاریجانی با حکم آیت الله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب به ریاست همان سازمانی منصوب شد که روزگاری آن را به دلیل اختلافات ترک کرده بود؛ سازمان صدا و سیما.
۱۰ سال تصدی لاریجانی بر ریاست سازمان صدا و سیما، باعث ایجاد تحولاتی در این سازمان شد. چنانچه به لحاظ کیفی، کانالهای تلویزیونی و ساعات برنامهها بیشتر شد و سریالها و برنامههای شاد ساخته شد اما همین اقدامات هم باعث شد تا انتقاداتی را متوجه عملکرد او به لحاظ کمی کند.
ساخت و پخش برخی برنامهها در دوران ریاستش بر صدا و سیما از حاشیههای آن دوران محسوب میشد؛ مانند پخش برنامه هویت که بعدها لاریجانی در سال ۱۴۰۰ و در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری درباره آن گفت: «پخش برنامه هویت در زمان مدیریت بنده در صدا و سیما کار اشتباهی بود. هر چند بنده مسئول بودم اما مطلع نبودم و کار زیردستان بود. بعد هم با ساخت برنامه چهرههای ماندگار، تلاش کردم اشتباه را اصلاح کنم. صدها کار مثبتم را نمیبینید و فقط به همین نقطه (برنامه هویت) گیر دادید؟»
علی لاریجانی در سال ۱۳۸۳ با حکم رهبر شهید انقلاب به عنوان نماینده رهبری به شورای عالی امنیت ملی رفت و جای خود را به عزت الله ضرغامی داد. پس از آن اولین ورود جدی لاریجانی به عرصه انتخابات رقم خورد؛ سال ۸۴ و در انتخابات نهم ریاست جمهوری. با ناکامی در آن انتخابات، از سوی محمود احمدینژاد به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی حکم گرفت تا به عنوان مذاکرهکننده ارشد هستهای به ایفای نقش بپردازد. او که تا پیش از این کار، از منتقدان رویکرد مذاکراتی دولت خاتمی بود، آن زمان با دشواریهای مذاکره و دیپلماسی آشنا شد و در این مسیر صیقل خورد.
تکیه برصندلی ریاست مجلس
اما اختلافات میان او و محمود احمدی نژاد بر سر پرونده هستهای که شدت پیدا کرد، لاریجانی از سمت خود در دبیری شورای عالی امنیت ملی استعفا کرد و در یک صبح پاییزی با دلخوری محل کار خود را ترک کرد. لاریجانی بعدها افشا کرد که وقتی با اروپاییها بر سر پرونده هستهای به توافقی الیه رسیده بود، اظهارات احمدینژاد در سخنرانی پیش از خطبههای نماز جمعه روز قدس، همه آن توافقات را بهم زد و باعث شد تا فرصتی برای مختومه کردن پرونده هستهای از دست برود.
او در سال ۸۷، به توصیه برخی از مراجع برای انتخابات مجلس هشتم، نامنویسی کرد تا از شهر قم راهی بهارستان شود. او که در این سال حضور در عرصههای مختلف دنیای سیاست، لابیگری در مجلس را آموخته بود، چنان بازیگردانی کرد که غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم که تصور داشت در مجلس هشتم هم بالای صحن مینشیند، ۴ سال این مجلس را در صحن نشست و لاریجانی ریاست بر مجلس را آغاز کرد. ریاست او بر مجلس ۱۲ سال طول کشید که او را باید یکی از روسای کاربلد مجلس، دانست.
او در طول این ۱۲ سال حضورش در ساختمان هرمی شکل مجلس، به خوبی توانست مقابل تندروها بایستند و تندرویهای آنها را مهار کند؛ از مهمترین اتفاقات دوران ریاست لاریجانی بر مجلس را میتوان تصویب برجام دانست. مصوبهای که گرچه امضای ارکان نظام را پای خود داشت اما به محلی برای حمله تندروها به لاریجانی بدل شد.
خداحافظی ناگهانی با سیاست پارلمانی
بوسیدن و کنار گذاشتن صندلی شماره یک مجلس و خداحافظی یکباره با صحنه سیاست پارلمانی، شاید یک عملیات انتحاری سیاسی تعبیر شود اما علی لاریجانی این ریسک را کرد. پس از آن بود که در برابر شایعات کاندیداتوریاش تنها سکوت پیشه میکرد یا با کنایهآمیز سخن میگفت: «علیالظاهر تنها کسی که در رابطه با این موضوع اظهار نظر نکرده خود من هستم.» اما با پایان فرصت ثبت نام برای یازدهمین انتخابات مجلس، مشخص شد که او راهش را از بهارستان جدا کرده تا دوره جدیدی از سیاستورزی را آغاز کند.
هر چند برخی سیاسیون خداحافظی لاریجانی از پارلمان را به نوعی پایان سیاستورزی او تفسیر میکردند، اما برخی نیز از نگاه او به پاستور میگفتند. اما لاریجانی چند ماه بعد، در خرداد ۱۴۰۰، با شعار «نه کلید، نه چکش» وارد رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری شد. در نهایت اما شورای نگهبان در اقدامی عجیب مهر ردصلاحیت را بر کارنامه مشاور رهبر انقلاب نشاند. رد صلاحیتی که برای انتخابات ۱۴۰۳ هم تکرار شد و علیرغم پیشبینی ها، شورای نگهبان حاضر به جبران عملکرد خود در سه سال قبلش نشد تا بار دیگر زمزمهها درباره حذف علی لاریجانی از سیاست ایران تقویت شود.
محبوب اعتدالیون، مغضوب تندروها
لاریجانی همواره بر اعتدال تاکید داشت و بخصوص در دو دهه اخیر مسیری اعتدالی را برای سیاستورزی خود برگزید و محکم بودن در اعتدال گرایی، او را به وادی تندروی و افراط علیه رقبای سیاسیاش نکشاند. شاید همین مشی او بود که باعث شد بارها هزینه آن را بپردازد؛ هزینههایی که بعد از دو بار ردصلاحیت در انتخابات ریاست جمهوری، به نظر میرسید او را از دنیای سیاست خسته کرده باشد.
اما سیاستورزی لاریجانی طی این سالها پختهتر و ورزیدهتر شد و حتی او را تبدیل به یک برند و مُهر در سیاست ایران کرد؛ برند و مُهری که نشان داد این بیمِهریها نمیتوانند «ثلمهای» به او وارد کنند؛ چه مُهرهای رد صلاحیت شورای نگهبان و چه مُهرهایی که در مراسم ۲۲ بهمن سال ۹۱ در حرم حضرت معصومه (س) از سوی تندروها به سمت او پرت شدند.
لاریجانی طی این سالها تلاش کرد جریانی را ذیل نام خود سازماندهی کند که جریانساز و تصمیمساز باشد. او به همان نسبت که در بین اعتدالیون چهرهای مقبول بود، تندروها و بعضا میانهروهای اصولگرا را خسته و حتی عصبانی کرده بود. او طی سالهای اخیر که جولان تندروها و نوآمدگان اصولگرا بیشتر از همیشه شده، تبدیل به سایهای سنگین بر سرشان بود. نه تخریبها و نه توهینها و نه حتی مُهر و کفش پرت کردنها هم لاریجانی را مجبور به عقبنشینی نکرد و حتی باعث شد تا بیشتر نسبت به خطر تندروها در سیاست هشدار دهد.
بازگشت دوباره به دبیری شورای عالی امنیت ملی
«قرار نیست به شورای عالی امنیت ملی برگردم یا مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی را داشته باشم.» این جملهای است که علی لاریجانی در دی ماه ۱۴۰۳ در پاسخ به گمانهزنیها برای بازگشتش به شعام مطرح کرد. همان روزهایی که او به عنوان مشاور رهبر انقلاب با «بشار اسد» در سوریه و «نبیه بری» رئیس پارلمان لبنان دیدار کرد و سپس پیامهای دیپلماتیک رهبر شهید انقلاب را به مقامات این کشورها منتقل نمود.
سیاستورزی علی لاریجانی و اقدامات دیپلماتیک او مانند درخواست از دولت جدید آمریکا برای پذیرفتن شروط ایران یا تحلیل یک ساعت و نیمه از جنگ دوازده روزه در صدا و سیما و نشستن بر منبر هیاتی که میثم مطیعی مداح آن بود، حکایت از رقم خوردن فصل جدیدی از دوران کاری لاریجانی داشت.
اما چرخ روزگار چرخید و چرخید تا لاریجانی اواسط مرداد ماه گذشته و بعد از ۱۸ سال دوباره به دبیرخانه شورای عالی امنیت بازگردد و حکم نمایندگی رهبر انقلاب را هم دریافت کند تا با تجربه دیپلماسی و سیاستورزی که در این سالها اندوخته بود، پرونده مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا را به دست گیرد و با راهبری او توافق ایران و آژانس بین المللی انرژی اتمی در قاهره رقم بخورد.
در کنار اینها، سفرهای مهم منطقهای در طول مذاکرات یکی از مهمترین ماموریتهایی بود که او در طی این مدت برعهده داشت. ماموریتی که با حمله ناگهانی آمریکا و اسرائیل به تهران و هدف قرار گرفتن بیت رهبری ناکام ماند.
شروع جنگ جاری اسرائیل و آمریکا علیه ایران، باعث شد تا لاریجانی از همان روزهای ابتدایی جنگ نقش ویژهتری را ایفا کند و همین موضوع او را در لیست اهداف ترور اسرائیلیها قرار داد. لاریجانی در دوران کوتاه و دوم دبیری شورای عالی امنیت ملی، فراتر از آنچه در ذهنها بود ظاهر شد؛ لاریجانی برای فائق شدن بر تندروها در جریان مذاکرات هستهای با آمریکا به کمک دولت آمد و توانست دیپلماسی فعالی را به نمایش بگذارد و در چند جبهه برای کمک به دولت و پیشبرد اهداف نظام، کار کند.
او معتقد به مذاکره و گفتگو و تعامل با دنیا بود؛ شاید به همین خاطر بود که تندروها کینه عمیقی از او به دل داشتند. از آخرین اقداماتش در حوزه دیپلماسی، بیانیهای ۶بندی خطاب به مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی بود که در آن نوشت: «به آینده دنیای اسلام فکر کنید. میدانید آمریکا به شما هیچ وفایی ندارد و اسرائیل دشمن شماست.»
با این حال، حضور علی آقای لاریجانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی آنچنان بلند مدت نبود و در روزهای پایانی اسفندماه سال ۱۴۰۴ در حمله جنگندههای اسرائیلی به دفتر کارش به همراه پسرش، معاون و تیم محافظانش به شهادت رسید.