نقبی به ماجرای وعده ١٠٠ روزه روحانی
نخستين بار شايد بنده بودم كه بلافاصله بعد از پيروزي دكتر روحاني در يادداشتي از ايشان خواستم تا يك مهلت ١٠٠ روزه را از مردم بگيرد و در اين مدت گزارشي را از وضعيت اقتصادي و اجتماعي كشور تهيه و به همه مردم ارايه كند تا معلوم شود كه كشور را با چه شرايطي تحويل گرفته است. اصرارم به اين دليل بود كه يقين داشتم در زماني كم، مخالفان دولت خود را جمعوجور ميكنند و از موضع بدهكار ملت به جايگاه طلبكار از همه، تغيير وضعيت ميدهند و مطالبات ميان مردم را دامن ميزنند و بعد عملكرد دولت را زير سوال ميبرند. متاسفانه دولت روحاني چنين مسووليتي را به وزراي خودش نداد و اين گزارش جامع تهيه نشد و يك سند تاريخي براي مردم ما باقي نماند تا معلوم شود كه وضعيت اقتصادي در آغاز كار دولت روحاني چگونه است.
در آبان ماه ٩٢ در يادداشتي با عنوان «١٠٠ روز اول دولت روحاني و انتظارهاي تلنبارشده» نوشتم: با نزديك شدن به عمر ١٠٠ روزه دولت روحاني، همه نگاهها بر اين مساله متمركز شده است كه دولت در اين مقطع چه حرف تازهاي براي مردم دارد و قرار است چگونه گزارشي را به اطلاع ملت برساند. البته همگان ميدانند كه تمركز اصلي گزارش دولت بر ارايه تصوير وضعيت اقتصادي و آمارهاي مالي و بودجهاي كشور خواهد بود و كمتر از دستاوردهاي دولت جديد در اين ١٠٠ روز سخن به ميان خواهد آمد اما كم نيستند كساني كه ماجراي «١٠٠ روز» را به ابزاري براي اعمال فشار بر دولت تدبير و اميد تبديل كردهاند و با دامن زدن به انتظارات از دولت، قصد نااميد كردن زودهنگام مردم را دارند.
اصليترين جرياني كه بر طبل انتظارآفريني مردم ميكوبد، مسوولان سابق و حاميان دولتهاي نهم و دهم هستند كه بهتر از همگان از وضعيت كشور اطلاع دارند. آنها ميدانند كه دولت سابق با درآمد نفتي حدود ٨٠٠ ميليارد دلاري، بايد رونق اقتصادي بزرگي را ايجاد ميكرد اما نكرد. آنها واقفند كه با تصميم نابجاي خود در زمينه توزيع يارانه نقدي، آينده اقتصادي و درآمد آتي كشور را پيشفروش كردهاند و بحران افزايش نقدينگي در كشور را موجب شدهاند.
مخالفان دولت درصددند چنين القا كنند كه دكتر روحاني با وعده رونق اقتصادي ١٠٠ روزه، از مردم راي گرفته است در حالي كه همه ميدانند دكتر روحاني معتقد بود براي كارهاي اساسي در كشور، به زماني زياد و برنامههايي درازمدت نياز است، هر چند دولت براي ماه اول و ١٠٠ روز اول هم برنامه دارد تا اوضاع را بهبود ببخشد.
اصليترين سخن دكتر روحاني آن بود كه دولت وي تلاش خواهد كرد در حدود ١٠٠ روز اول فعاليتش، گزارش جامعي از وضعيت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و مالي كشور تهيه و به مردم ارايه كند تا مردم بدانند كه دولت تدبير و اميد، كشور را در چه شرايطي تحويل گرفته و اكنون با چه مشكلاتي مواجه است. اكنون در آستانه ١٠٠ روزه شدن عمر دولت دكتر روحاني، انتظار ميرود وعده فوق بدون هرگونه مصلحتانديشي، عملي و گزارشي واقعي از وضعيت موجود ارايه شود.
اين گزارش بايد هم شامل آمارهاي درست اقتصادي شود و هم به صورت مقايسهاي، تفاوت وضع موجود را با آنچه از سوي مسوولان دولت قبل در رسانهها با هدف تبليغاتي مطرح شدند، نشان دهد. اطلاع مردم از اين آمارها، هم سطح توقع آنان از دولت جديد را منطقي و متوازن خواهد كرد و هم ارزيابي واقعبينانهاي از عملكرد دولت قبل ارايه خواهد داد.
متاسفانه دكتر روحاني آن گزارش مطلوب را منتشر نكرد اما بعد از انتشار گزارش ١٠٠ روزه دكتر روحاني در سال ٩٢ همين نيروهاي سياسي به دولت هجمه بردند كه «چرا در زنگ حساب، انشا خوانده شد؟» آنها بعد از ٨ سال از دولت مورد حمايت خود نخواستند كه حساب پس بدهد اما از دولت ١٠٠ روزه روحاني، حساب و كتاب ميكردند.
امروز بعد از گذشت ٤ سال بهتر ميتوان نشان داد كه دولت روحاني چه كرده است. آيا همه شاخصههاي اقتصادي در قياس با دولت قبل بهتر نشده است؟