حجه الاسلام اسماعیل رمضانی ، در سخنانی به افشاگری بی سابقه درباره مافیای مراسم مذهبی پرداخته است که در نوع خود جالب توجه است.
۷۷۸۲ مطلب
حجه الاسلام اسماعیل رمضانی ، در سخنانی به افشاگری بی سابقه درباره مافیای مراسم مذهبی پرداخته است که در نوع خود جالب توجه است.
ما در سال ۶۹ در شرایطی بودیم که کویت توسط عراق و صدام اشغال شده بود و ائتلافی تشکیل شده بود تا کویت را آزاد کند. وقتی این ائتلاف شکل گرفت و اولین واحد از نیروها به منطقه آمدند، یک دستگاه اطلاعاتی به ما خبر داد و گفت این ائتلاف برای آزادی کویت نیامدهاند، این ائتلاف برای حمله به ایران آمدهاند.
ویدیوی منتشر شده در شبکههای اجتماعی مراسم خاکسپاری با تابوت طلایی را نشان میدهد که روحانی نیجریهای برای مادر ۱۰۴ سالهاش گرفته است.
مردم خواهند پرسید؛ اگر دیگرانی که روحانی هم هستند صلاحیت حرف زدن در امور دینی را ندارند، چگونه است که آقایان خودشان در همه امور نهتنها نظر میدهند بلکه وارد مرحله اجرایی و عملی هم میشوند؟ در سیاست، اقتصاد، روابط بینالملل، مدیریت، هنر، ارتباطات، حتی در پزشکی هم دمودستگاه درست کردهاند و هیچکس مانع آنان نمیشود؟ آیا بهتر نیست که مصداق واعظ غیرمتعظ نباشیم و حداقل خودمان به توصیهای که میکنیم، پایبند باشیم؟
روز ۱۲ آبان دفتر روحانی اطلاعیهای در پاسخ به این حملهها منتشر کرد و از آن زمان تا کنون، بار دیگر سکوت در این سمت برقرار است. سکوتی که البته با سکوت پاسخ داده نمیشود و ادامه دارد.
معاون اول رئیس جمهور در دولتهای یازدهم و دوازدهم درباره ماجرای اختلافش با حسن روحانی در سال ۹۸، توضیحاتی ارائه کرد.
حجاریان به من گفته بود اگر حکومت مقداری عرق بخورد ما هم کمی نماز شب بخوانیم به سازش میرسیم. حاصل عرق خوردن حکومت و نماز شب خواندن اصلاح طلبان؛ پیروزی حسن روحانی در انتخابات بود.
وزیر ارتباطات دولت روحانی درباره اظهارات اخیر امیرحسین ثابتی نوشت: توصیه برادرانهام به ایشان دوری از کینه و بدذاتی سیاسی و توسل و تمسک به حقیقت برای عاقبت به خیری است.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی گفت: هیچیک از عقلای جریان اصولگرایی که پیشکسوتان و پدرخواندههای جریانات اکثریت مجلس فعلی هستند، رویکردهای تند، افراطی، بیادبانه و مسئلهدار این جدید الاسلامها را تأیید نمیکنند. آقای روحانی نماد جریان اعتدالی ومنطقی کشوراست؛ وی تقریباً تجمیعکنندهی رویکردهای عقلانی مدیریت حدفاصل سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ است، که چهار دولت سازندگی و اصلاحات را شامل میشود.
سوال اینجاست که اگر بر اساس منافع و مصالح ملی خوب است که اظهاراتی مطرح نشود تا امور کشور و برنامهریزیهای راهبردی پیش برود، چرا به رغم سکوت یک طرف، طرف دیگر به حملههای خود ادامه میدهد؟