فرارو-داریوش قنبری می گوید: استراتژی اصولگرایان تندرو راه انداختن جنگ روانی علیه اصلاحطلبان است و تاکتیک آنها تأکید بر مسئله رد صلاحیت نامزدهای اصلاحطلب.
سید محمد حسینی وزیر ارشاد احمدینژاد که اکنون عضو جبهه یکتا است بهتازگی گفته است که «برخی از اصلاحطلبان سوابق نامناسبی دارند و بعید است که شورای نگهبان آنها را تائید صلاحیت کند».
کریمی قدوسی نماینده تندرو مجلس چندی پیش از همین موضع از رد صلاحیت اصلاح طلبان سخن گفت.
امروز نیز محمد رضا باهنر نایب رییس مجلس شورای اسلامی و چهره شاخص اصولگرایان اظهار کرد: «اصلاحطلبان بعد از خرابکاریهای مجلس ششم خیلی توان و روحیه و امید برای انتخابات هفتم؛ هشتم و نهم نداشتند و عملا قوی در انتخابات وارد نشدند ولی در مجلس دهم بسیار با جدیت کار را شروع کردند لیکن باید شرایطی را که نظام برای همه قرار داده قبول داشته باشند و فرایند انتخابات،قانون اساسی و خطوط قرمز را رعایت کنند و مرز خود را با فتنه و انحراف روشن کنند.»
داریوش قنبری کارشناس مسائل سیاسی اصلاحطلب
در گفتوگو با فرارو در خصوص خصوص این گونه اظهارات سخنان جناح مقابل گفت: اصولگرایان بهویژه طیف تندرو آنها میدانند که در یک انتخابات برابر شانس پیروزی ندارند لذا با علم به اینکه جایگاه خود را در بدنه اجتماعی جامعه ازدستدادهاند سعی میکنند که فضاسازیهایی علیه رقیب خود انجام دهند.
وی افزود: تلاش آنها بر این است انتخاباتی با مشارکت پایین برگزار شود زیرا تصور میکنند که در چنین شرایطی شانس پیروزی و ماندن در قدرت بیشتری خواهند داشت.
نماینده پیشین مجلس همچنین گفت: استراتژی اصولگرایان تندرو راه انداختن جنگ روانی علیه اصلاحطلبان است و تاکتیک آنها تأکید بر مسئله رد صلاحیت نامزدهای اصلاحطلب. بهعبارتدیگر سعی میکنند که برنامهریزیهای جریان رقیب را بههمریخته و با ایجاد فضای یاس و ناامیدی در این جریان، موفقیت خود را تضمین کنند.
قنبری در پاسخ به این پرسش که واکنش جریان اصلاحطلب به این تاکتیک چه خواهد بود؟ گفت: اصلاحطلبان همه احتمالات را در نظر گرفتهاند و با آمادگی کامل به عرصه خواهند آمد. این جریان برای همه اتفاقاتی که ممکن است بیافتد برنامهریزی کرده و در زمان مقتضی میداند که چه اقدامی انجام دهد لذا این تاکتیک اصولگرایان تندرو برایشان کاربردی نخواهد داشت.
وی ضمن ابراز خوشبینی نسبت به روند احراز صلاحیتها در جریان انتخابات مجلس گفت: به گمان من مسئلهایای که اصولگرایان از آن صحبت کرده و آرزو میکنند پیش نخواهد آمد زیرا فضای کنونی جامعه نسبت به گذشته بهتر است و بستر پایبندی به چارچوبهای قانونی و حقوقی فراهم است.
این کارشناس مسائل سیاسی توضیح داد: اکنون دولتی در رأس کار است که خود را به چارچوبهای قانونی پایبند میداند و این عنصر مهمی در برگزاری یک انتخابات شفاف و قانونمند است. درگذشته و دوران احمدینژاد، عمده رد صلاحیتهای صورت گرفته در انتخابات مجلس ناشی از استعلامهای قانونی از مراجع قانونی که در اختیار دولت است، بود. اکنون با تغییر دولت و رویکرد قانونمند دولت یازدهم خیال همه راحت است که روند احراز صلاحیت کاندیداها در این بخش با مشکلی مواجه نخواهد شد.
وی افزود: در خصوص شورای نگهبان نیز نگرانی چندانی وجود ندارد. این شورا نیز موظف است در چارچوب قانون عمل کند و چنین خواهد کرد.
قنبری دلیل خوشبینی خود نسبت به عملکرد در چارچوب قانون نهادهای مربوطه را گفتمانی که در جریان انتخابات سال 92 شکل گرفت دانست و گفت: آن گفتمان را مقام معظم رهبری با تأکید بر اینکه رأی مردم حقالناس است، ایجاد کردند. این حقالناس بودن نیز هم به انتخابکنندگان مربوط میشود و هم انتخاب شوندگان لذا نهادهای مربوط با در نظر داشتن همین رویکرد و گفتمان عمل خواهند کرد.
وی با اشاره به اینکه تأکید طیف تندرو اصولگرا بر رد صلاحیت شدن کاندیداهای اصلاحطلب به خاطر ترس از رأی آوری آنها است، گفت: آنها آرزوهایشان را مطرح میکنند و این ناشی از آشفتگی فکری و عدم اطمینان به پایگاه اجتماعی خودشان است.
نماینده پیشین مجلس همچنین گفت: تأکید بر رد صلاحیت شدن نامزدهای اصلاحطلب از سوی شورای نگهبان در شرایطی که بسیاری از دشمنان جمهوری اسلامی میخواهند بگویند در کشور ما مردمسالاری محقق نمیشود، نوعی همصدایی با دشمنان است. البته این طیف در جریان مذاکرات هستهای نیز بارها ثابت کردند که بهجای همراهی با منافع و مصالح کشور با دشمنان نظام جمهوری اسلامی همنوا میشوند.
باید در این انتخابات شرکت و به اصلاح طلبان و اعتدال گرایان رای داد تا ریشه سیاسی احمدی نژاد از ایران کنده بشه و گروهی در ایران بوجود بیاد که در عین انتقاد و حتی مخالفت با اصلاح طلبان عاقلانه رفتار کنند.
ما اصلاح طلب ها هم تایید نشن به خیلی اصول گراهای که مخصوصا تمام قد هشت سال پشت ایشان ایستادن چه الان عقب کشیدن چه نه رای نمیدیم.
وضعیت اقتصاد را هم که خود می دانید سقوط اقتصاد به ته دره های عمیق.. کاغذپاره شدن پول ملی و .. کاهش شدید سرمایه گذاری و اعتبار کشور ... در حوزه های مختلف غیر از اقتصاد نیز وضعیت اسفبار و دهشت بار است.. فضای اخلاقی و فرهنگی جامعه. فضای سیاست داخلی و خارجی. رشد معضلات اجتماعی و جرایم مختلف.. افزایش مشکلات روانی و روحی.. تخریب محیط زیست و جنگلها ...
حال مقایسه کنید با دوران آقای هاشمی. آقای هاشمی چه زمانی دولت را به دست گرفت؟ سال 68 . درست در مقطع زمانی پایان جنگ خسارت بار 8 ساله. هاشمی باید چه می کرد؟ هاشمی مجبور بود زیرساختهای کشور را دوباره بسازد و نیازهای اولیه مردم شهرهای ویران شده را تامین کند.. پل. جاده. نیروگاه برق. تاسیسات آب. پالایشگاهها و خیلی زیرساختهای دیگر.. اما هاشمی با صندوق ارزی خالی چه کند؟ مجبور به استقراض خارجی شد و ... تورم بالایی به وجود آمد اما گریزی نبود باید زیرساختها ساخته می شد هاشمی چاره ای نداشت اما آیا احمدی نژاد نیز چاره ای نداشت؟ آیا ناگزیر از استقراض خارجی بود؟! احمدی نژاد بالاترین درآمدهای نفتی تاریخ ایران را داشت و هیچگاه هم پاسخگو نشد که اینها را کجاها هزینه کرده است! او هیچگاه بودجه را به موقع به مجلس نداد.. سازمان مدیریت و برنامه ریزی و مغز برنامه ریزی و مدیریت کشور را منحل کرد.. همواره در گزارشات تفریغ بودجه .. درصد بالایی از تخلفات از احکام و قوانین بودجه به چشم می خورد.. بی انضباطی مالی در دولتهای احمدی نژاد موج می زد. کارها و اقدامات نسنجیده و تصمیمات شبانه و خلق الساعه.. کارهای خلاف قانون و غیرکارشناسی فراوان... بزرگترین اختلاسها و مفاسد اقتصادی تاریخ اقتصادی ایران حداقل بعد از انقلاب..
حال شما فرض بگیرید احمدی نژاد با این کارنامه . سال 68 رییس جمهور ایران می شد! اصلا برای شما قابل تصور هست؟! به نظر من هر کشور دیگری بود ایشان به خاطر این همه صدمات جبران ناپذیر به کشور و گریز از قانون و دفاع از افرادی که در فسادهای مالی محکوم شدند و ... محاکمه می شد.. عدم محاکمه ایشان به نظر من . ظلم به حقوق عمومی و حقوق ملت است.. توهینی به دستگاه قضایی و دستگاه قانونگذاری و ظلم به علم و کار کارشناسی و تعقل و نخبگان در کشور است..