ه نوشته کانال تلگرام منسوب به احمدینژاد هدف از این تجمع، اعتراض به اقدامات و «تهدیدات دولت آمریکا» و «دخالتهای پیدا و پنهان دولت انگلیس» در امور داخلی ایران و «اعتراض به سوءتدبیرها و ضعفهای مدیریتی و اشتباهات مکرر در تصمیمات کلان کشور» اعلام شده بود.
باید بگویم برای احمدی نژاد پرونده قبلاً تشکیل شده که بخشی از شکایتها شکایت خصوصی و بخشی نیز شکایت خصوصی نیست. اما اینکه به کسی گفته کنار برو، خب کنار نمیرود و به هر حرفی نباید توجه کرد.
یک تحلیلگر اصولگرا میگوید: رسانهها نباید به رفتارهای احمدی نژاد دامن بزنند. باید او را در حصر خبری قرار دهند. حرفهایی که او میزند کاملا بازتابی از صدها شبکه ماهوارهای ضدانقلاب است که به دنبال ایجاد یاس و ناامیدی در جامعه ما هستند. او نباید به عنوان یک مهره در زمین آنها قرار داشته باشد. صادق زیباکلام، اما نظر دیگری دارد.
اگر آقای احمدینژاد امروز چنین صحبتهایی را مطرح میکنند به نظرم باید ریشهاش را در آنهایی دنبال کنیم که در سال ۸۸ پشت سر این آدم آمدند و او را پررو کردند یا کسانی که در سال ۸۴ او را در بلندی نشاندند و حالا هر کاری میکنند، نمیتوانند او را پایین بیاورند و با او برخورد هم نمیکنند.
روحانی قطعاً هم در به وجود آمدنِ وضعِ موجود و هم در عدمِ برون رفت از این وضع مقصر است اما سهمش در این دو تقصیر، به یک اندازه نیست. یعنی او در پیش آمدنِ وضعِ فعلی کمتر از ۱۰ درصد نقش داشته است. این در حالی است که در عدمِ برون رفت از این وضع بیش از پنجاه درصد مقصر است! لذا حتماً بخشی از مسئولیتِ وضعِ کنونی، بر عهده او است.
احمدينژاد در ٢٠ سال گذشته هزينههاي زيادي به نظام تحميل كرده است. حال بايد منتظر ماند و به نظاره نشست كه آيا او براي ٢٨ مرداد ٩٧ برنامهاي ويژه براي تخريب دولت و تحميل هزينه نظام دارد يا خير. به راستي اگر يكي از اين اقدامات توسط يك چهره اعتدالي يا اصلاحطلب رخ ميداد، جريان مقابل سكوت ميكرد؟
«احتمال دیدار آقای روحانی و ترامپ حتما وجود دارد، اما این به ایران بستگی دارد. اگر خاطرتان باشد در زمان آقای خاتمی، بیل کلینتون، رئیس جمهور آمریکا درخواست گفتگو با رئیس جمهور ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل را داشت. آقای خاتمی، اما به خاطر برخی ملاحضات داخلی مجبور شد به این درخواست جواب منفی بدهد. در دوران آقای روحانی هم همین اتفاق افتاد. اوباما این درخواست را داشت، اما فقط به یک تماس تلفنی ختم شد که بعد از آن عدهای در ایران با آن بد برخورد کردند. در حالی که در روابط بین الملل این مسائل…
نکته دیگری که در سؤال از رئیسجمهوری مستتر است، نتیجه عملی آن است. همه میدانیم که در پرسش و پاسخهای اینچنینی حدی از اغراق و اتهامهای متقابل وجود دارد که به طور قطع منجر به تفاهم و اقناع نمیشود. نه تنها طرفین اقناع نمیشوند، بلکه کدورت و نفرت بیشتری ایجاد و این کدورت به متن جامعه نیز منتقل میگردد؛ بدون این که هیچ مسألهای حل شود