اگر ایران آمادگی خود را برای مذاکره نشان دهد، میتوانم تصور کنم که ترامپ این فرصت را مغتنم بشمارد.
۹۷ مطلب
اگر ایران آمادگی خود را برای مذاکره نشان دهد، میتوانم تصور کنم که ترامپ این فرصت را مغتنم بشمارد.
ریچارد نفیو تأکید میکند که حمله نظامی به ایران نمیتواند برنامه هستهای این کشور را متوقف کند و تنها پیامدهای منفی منطقهای و بینالمللی خواهد داشت. او معتقد است دیپلماسی، هرچند دشوار، همچنان بهترین راهحل است. با توجه به کاهش اجماع جهانی علیه ایران و پیچیدگی شرایط بینالمللی، بازگشت به مذاکرات و طراحی توافقی جدید ضروری است. نفیو هشدار میدهد که اقدام نظامی پرهزینه، خطرناک و نامطمئن است.
تنشهای میان ایران و آمریکا با نزدیک شدن تهران به آستانه تسلیحات هستهای و افزایش درگیریهای منطقهای، به چالشی جدی برای دولت ترامپ تبدیل شده است. سیاست «فشار حداکثری» نتوانست برنامه هستهای ایران را مهار کند و تنشها با اسرائیل و احتمال درگیری نظامی، دیپلماسی را پیچیدهتر کرده است. کاهش تنشها از طریق دیپلماسی، گزینهای ضروری برای جلوگیری از بحران است.
دونالد ترامپ با بازگشت به کاخ سفید، در شرایطی حساس و با چالشهای متعدد جهانی و منطقهای، به ویژه برنامه هستهای ایران، مواجه است. ایران با پیشرفتهای فنی خواستار رفع تحریمها و احترام به حقوق خود است. کلسی داونپورت، دستیابی به توافقی موقت را در گرو تقویت نظارت، محدودیت غنیسازی و کاهش تنشهای منطقهای میداند. مذاکرات آینده، سرنوشت دیپلماسی و ثبات منطقه را تعیین خواهد کرد.
در سال ۲۰۲۴، افزایش مشارکت مردمی در انتخابات و بحرانهای جهانی، از تورم تا درگیریهای منطقهای، نشاندهنده نارضایتی عمومی از وضعیت موجود بود. دموکراسی همچنان انعطافپذیری خود را نشان داد، اما خاورمیانه و اوکراین تحولات پیچیدهای را تجربه کردند. سیاستهای آمریکا در قبال روسیه، چین و گروههایی، چون بریکس نشاندهنده چالشهای نظم جهانی تحت سلطه دلار و جستجوی راهحلهای جایگزین توسط کشورهای نوظهور است.
ایران و آمریکا در مسیر پرچالش مذاکرات، با بیاعتمادی متقابل و اختلافات بنیادی بر سر مسائل هستهای، موشکی و منطقهای مواجهاند. سیاست فشار حداکثری ترامپ با مقاومت ایران و تقویت روابط تهران با کشورهایی، چون چین ناکام مانده است. راهحل بحران، دستیابی به توافقی عادلانه و تضمینشده است که ضمن احترام به حقوق ایران، به کاهش تنشها و جلوگیری از بیثباتی منطقهای کمک کند.
طبقه سیاسی حاکم آمریکا و رسانههای این کشور تنها یک راه برای تعامل با ایران میشناسند و آن هم تحریم است. فشار حداکثری یک شعار است، راهبرد نیست. باید این سوال را بپرسیم که اگر ایران بگوید آماده تعامل با واشینگتن است، براستی پاسخ کاخ سفید چیست؟
ترامپ با سبک مدیریتی هرجومرجمحور خود، معمایی غیرقابل پیشبینی در سیاست خارجی آمریکا است. انتصابهای متضاد او، از تندروهای ضدایران تا افراد نزدیک به روسیه، پیشبینی راهبردهای او را دشوار کرده است. از ترور قاسم سلیمانی تا بیعملی در برابر اقدامات ایران، ترامپ ترکیبی از اقدامات ناگهانی و سکوت را به نمایش گذاشت.
«با توجه به تقویت روابط ایران با کشورهای همسایه و افزایش تعداد کشورهایی که از تحریمهای آمریکا ترسی ندارند، «دونالد ترامپ» دیگر نمیتواند از سیاست فشار حداکثری علیه ایران استفاده کند. »
با احتمال بازگشت ترامپ و تشدید سیاست «فشار حداکثری»، ایران ممکن است واکنشهای جدیتری مانند خروج از ان. پی. تی و توسعه برنامه هستهای خود را دنبال کند. همزمان، برخی مقامات ایرانی از آمادگی برای مذاکره مستقیم با آمریکا سخن گفتهاند، اما اجماع بر تغییر دکترین هستهای در صورت تهدید شکل گرفته است.