ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۱۳۴۸

اکوسیستم اینترنتی‌ در انتظار بازگشت اینترنت

اکوسیستم اینترنتی‌ در انتظار بازگشت اینترنت

بسیاری از این شرکت‌ها بیش از هر چیز به اینستاگرام، تلگرام و پیام‌رسان‌های خارجی وابسته هستند؛ همان‌ها که در دوره قطع ارتباط نمی‌توانستند به‌ عنوان کانال‌های فروش و تبلیغات عمل کنند. در چنین وضعیتی، شبکه ملی اطلاعات که قرار بود پناهگاه اقتصاد دیجیتال ایران در مواجهه با قطعی اینترنت جهانی باشد، نتوانست خلأ اتصال به وب جهانی را پر کند و بسیاری از خدمات آنلاین حتی در داخل کشور به‌ طور قابل‌ اعتماد در چهار قطعی اینترنت از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴ در دسترس نبودند.

اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیک این دوره از قطعی اینترنت، نه‌فقط در مهار جریان آزاد اطلاعات، بلکه در آسیب بی‌سابقه به اقتصاد دیجیتال ایران خلاصه می‌شود. در دهه ۹۰ و سال‌هایی که راه‌اندازی استارتاپ‌ها به‌ عنوان امید نسل جوان و موتور رشد اقتصادی معرفی می‌شد، شروع خاموشی‌های اینترنت کلید خورد و به ۱۴۰۴ رسید. بعد هم قطعی اینترنت از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، این اکوسیستم را از حرکت به سمت «رشد و مقیاس‌پذیری» به سمت «بحران بقا» سوق داده است.

به گزارش شرق، وقتی فروشگاه‌های آنلاین، مشاغل کوچک دیجیتال، خدمات فین‌تک و کسب‌وکارهای مبتنی بر شبکه‌های اجتماعی در عرض چند ساعت آنلاین‌بودن خود را از دست دادند، زیان این بخش به‌سرعت از تخمین‌های رسمی فراتر رفت؛ برخی ناظران برآورد کردند‌ هر روز خاموشی می‌تواند بیش از ۳۰ تا ۳۷ میلیون دلار ضرر مستقیم به اقتصاد تحمیل کند و زیان جامع بخش‌های وابسته به اینترنت طی چند هفته به صدها میلیون دلار برسد. این ضربه، فراتر از خسارت مالی لحظه‌ای است: اعتماد سرمایه‌گذاران را سست کرد، فروش آنلاین را به شکل بی‌سابقه‌ای سقوط داد‌ و صدها هزار کسب‌وکار کوچک در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند.

بسیاری از این شرکت‌ها بیش از هر چیز به اینستاگرام، تلگرام و پیام‌رسان‌های خارجی وابسته هستند؛ همان‌ها که در دوره قطع ارتباط نمی‌توانستند به‌ عنوان کانال‌های فروش و تبلیغات عمل کنند. در چنین وضعیتی، شبکه ملی اطلاعات که قرار بود پناهگاه اقتصاد دیجیتال ایران در مواجهه با قطعی اینترنت جهانی باشد، نتوانست خلأ اتصال به وب جهانی را پر کند و بسیاری از خدمات آنلاین حتی در داخل کشور به‌ طور قابل‌ اعتماد در چهار قطعی اینترنت از سال 1398 تا ۱۴۰۴ در دسترس نبودند.

نتیجه چیزی نبود جز فروپاشی موقت یا همیشگی بخش‌هایی از زیست‌بوم دیجیتال. در این گزارش به تحلیل جامع ابعاد مختلف بحران قطع اینترنت، از مهاجرت دسته‌جمعی نخبگان و شرکت‌ها تا فروپاشی نهادهای واسط مالی و سناریوهای محتمل برای آینده این صنعت می‌پردازیم.

فصل اول: مهاجرت استارتاپ‌ها؛ از خروج نخبگان تا هجرت شرکتی

پدیده مهاجرت در اکوسیستم فناوری ایران طی دو سال اخیر دچار دگردیسی بنیادینی شده است. اگر در دهه‌های گذشته مهاجرت به معنای خروج انفرادی دانشجویان و متخصصان بود، اکنون با پدیده‌ای مواجه هستیم که کارشناسان آن را «مهاجرت تیمی» یا «هجرت شرکتی» می‌نامند. این روند به معنای انتقال کامل بدنه فنی، مدیریتی و گاهی برند تجاری یک کسب‌وکار به خارج از مرزهای ایران است.

تحلیل آماری و ابعاد کلان خروج سرمایه انسانی

داده‌های سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ میلادی نشان‌دهنده اوج‌گیری بی‌سابقه خروج سرمایه انسانی از کشور است. تعداد متخصصان ایرانی که در سال ۲۰۲۴ به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند، به رقم نگران‌کننده ۱۱۰ هزار نفر رسیده است. این آمار شامل فارغ‌التحصیلان، استادان و نیروهای فنی خبره‌ای است که ستون‌فقرات اقتصاد نوآوری را تشکیل می‌دادند. تحلیل این جهش ناگهانی نشان می‌دهد عوامل رانشی داخلی مانند کاهش ارزش پول ملی و تورم مزمن، در کنار عوامل کششی منطقه‌ای، موتور محرک این جابه‌جایی بوده‌اند.

شرکت‌های شاخص و بنیان‌گذارانی که خارج شدند

بسیاری از برندهایی که روزگاری نماد موفقیت داخلی بودند، اکنون دفاتر مرکزی خود را به مقصدهایی مانند کانادا، امارات یا ترکیه منتقل کرده‌اند. برای نمونه، بنیان‌گذاران استارتاپ «الوپیک» پس از بازگشت به ایران و تلاش برای توسعه کسب‌وکار، در سال ۱۴۰۰ مجددا کشور را به مقصد کانادا ترک کردند. همچنین استارتاپ‌هایی نظیر «ترایب» (Tribe) در کانادا توسط کارآفرینانی پایه‌گذاری شده‌اند که پیش از این در لایه‌های بالای مدیریتی اکوسیستم ایران (مانند آواتک و ریحون) فعال بودند. این روند نشان می‌دهد دانش انباشته‌شده در اکوسیستم داخلی در حال انتقال به بازارهای جهانی است، بدون آنکه ارزش افزوده آن نصیب اقتصاد ملی شود. وقتی با بیشتر این مدیران صحبت می‌کنید، یکی از دلایل اصلی خروجشان از کشور به قطعی اینترنت در سال ۱۳۹۸ باز‌می‌گردد.

مقاصد استراتژیک و رقابت منطقه‌ای برای جذب نخبگان

کشورهای همسایه با درک خلأ موجود در ایران، برنامه‌های ویژه‌ای برای جذب این استعدادها تدوین کرده‌اند. امارات متحده عربی با صدور صد هزار ویزای طلایی برای فناوران و ترکیه با ارائه «تِک ویزا» (Tech Visa) که امکانات منتورینگ و فضای کار اشتراکی را فراهم می‌کند، به مقصدهای اصلی شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی تبدیل شده‌اند. بر اساس گزارش‌های DMCC، تعداد شرکت‌های ترکیه‌ای (که بسیاری از آنها با مشارکت نخبگان منطقه تشکیل شده‌اند) در دوبی ۱۴ درصد رشد داشته است. هرچند در جنگ اخیر اسرائیل با ایران که به درگیری با کشورهای همسایه هم کشیده شد، امارات بسیاری از ارتباطات خود با ایران را قطع و دستور خروج ایرانیان از شهرهای اصلی خود، از‌جمله دوبی را داد.

 فصل دوم: زوال نهادهای مالی و بحران سرمایه‌گذاری خطرپذیر (VC)

سرمایه‌گذاری خطرپذیر به عنوان سوخت اصلی موتور استارتاپ‌ها در ایران به‌شدت کاهش یافته است. داده‌های رسمی انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران در سال ۱۴۰۳ نشان می‌دهد‌ اگرچه سرمایه ثبتی اعضا رقم قابل توجهی است، اما مبالغ واقعا سرمایه‌گذاری‌شده در پروژه‌های فناورانه با افت شدیدی روبه‌رو بوده و از تورم عقب مانده است.

وضعیت عملکردی نهادهای واسط مالی در سال ۱۴۰۳

بررسی آمار ۱۵۰ عضو فعال انجمن سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایران نشان‌دهنده یک ناترازی عمیق میان ظرفیت اسمی و عملکرد واقعی است. تمرکز سرمایه‌گذاران از پروژه‌های مرحله بذر (Seed) به سمت سرمایه‌گذاری‌های شرکتی (CVC) و پروژه‌های بالغ‌تر تغییر یافته تا ریسک ناشی از بی‌ثباتی اقتصادی مدیریت شود.

تعطیلی شتاب‌دهنده‌ها و فضاهای کار اشتراکی

بسیاری از مراکز نوآوری که وظیفه شتاب‌دهی به ایده‌های نوپا را داشتند، به دلیل عدم توانایی در جذب سرمایه برای تیم‌های خود و هزینه‌های بالای نگهداری، فعالیت خود را متوقف کرده‌اند. شتاب‌دهنده «تیوان» که یکی از مراکز شناخته‌شده در تهران بود، رسما تعطیل شده است. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند شتاب‌دهنده‌های باقی‌مانده نیز با ظرفیتی بسیار کمتر از توان واقعی خود فعالیت می‌کنند. با این حال، برخی مجموعه‌ها مانند «پرسیس ژن»، «هنام فارمد» و «تریگ آپ» همچنان تلاش می‌کنند با تکیه بر منابع نهادهای بزرگ‌تر، بقای خود را حفظ کنند. فشارهای اقتصادی و قطعی اینترنت اصلی‌ترین دلیل رسیدن شتاب‌ده‌ها و فضاهای کار اشتراکی به این وضعیت هستند.

فصل سوم: ضربات زیرساختی و اثرات مخرب فیلترینگ

اختلالات اینترنتی و سیاست‌های مسدودسازی در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به مرحله‌ای رسیده است که تحلیلگران آن را «شوک زیرساختی» می‌نامند. این شوک نه‌تنها به کسب‌وکارهای تمام‌دیجیتال، بلکه به زنجیره تأمین صنایع سنتی نیز آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد کرده است.

خسارات اقتصادی قطعی اینترنت در دی‌ماه ۱۴۰۴

تجربه قطعی گسترده اینترنت در دی‌ماه ۱۴۰۴ (ژانویه ۲۰۲۶) نشان داد‌ هر روز قطعی اینترنت می‌تواند میلیاردها تومان خسارت مستقیم به بار آورد. برآوردهای رسمی حاکی از خسارت هزار هزار میلیارد ریالی (معادل حدود ۶۲۵ میلیون دلار) به اقتصاد دیجیتال طی ۲۰ روز اختلال است. تحقیقات بین‌المللی نیز تأیید می‌کنند‌ قطعی اینترنت در کشورهایی با ساختار مشابه ایران، می‌تواند فعالیت اقتصادی را در کوتاه‌مدت ۲۵ تا ۳۵ درصد کاهش دهد.

پیامدهای عملیاتی برای استارتاپ‌ها

افزایش ریسک سرمایه‌گذاری: سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی به دلیل عدم اطمینان از پایداری زیرساخت‌های حیاتی، «پریمیوم ریسک» بالاتری را برای پروژه‌های ایرانی لحاظ می‌کنند که عملا جذب سرمایه را ناممکن می‌کند. تعطیلی دائمی کسب‌وکارهای کوچک: استارتاپ‌های حوزه خدمات ابری و زیرساختی مانند «فندق» و استارتاپ‌های خدمات اجتماعی نظیر «هاناپ» (مخصوص ناشنوایان) صراحتا دلیل انحلال خود را کیفیت پایین اینترنت و فیلترینگ اعلام کرده‌اند. فشار بر کارآفرینان زن: اکوسیستم اینستاگرام که میزبان هزاران کسب‌وکار کوچک خانگی و تحت مدیریت زنان بود، در سال ۱۴۰۴ با فروپاشی معیشتی مواجه شد که ناشی از تداوم فیلترینگ و عدم جایگزینی پلتفرم‌های داخلی بود.

فصل چهارم: بازار کار و ابعاد روانی-اجتماعی بحران

فشار اقتصادی و ناامیدی از آینده، بازار کار حوزه فناوری را به‌شدت منقبض کرده است. در حالی که تورم همچنان با نرخ‌های بالای ۷۰ درصد می‌تازد، رشد حقوق و دستمزد متخصصان نتوانسته این شکاف را پوشش دهد و منجر به کاهش انگیزه و بهره‌وری شده است.

آمار بیکاری و تعدیل نیرو در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴

گزارش‌های پلتفرم‌های کاریابی نظیر «جاب‌ویژن» در تابستان ۱۴۰۳ نشان‌دهنده یک روند نزولی نگران‌کننده در فرصت‌های شغلی است. تعداد آگهی‌های استخدامی نسبت به سال قبل هشت درصد و نسبت به فصل قبل ۱۱ درصد کاهش یافته است. همچنین، رقابت میان کارجویان ۳۸ درصد افزایش یافته که نشان‌دهنده ورود خیل عظیمی از بیکاران جدید به بازار کار است.

‌مشاغلِ در حال نابودی و شرکت‌های تعدیل‌کننده

بخش‌هایی مانند «دیجیتال مارکتینگ و سئو»، «فروش و بازاریابی» و «خدمات رفاهی» بیشترین آسیب را از کاهش قدرت خرید مردم و محدودیت‌های پلتفرمی دیده‌اند. شرکت‌های بزرگی مانند «دیجی‌کالا» و هلدینگ «صبا ایده» (مالک آپارات و فیلیمو) در سال‌های اخیر ناچار به تعدیل‌های گسترده (در برخی موارد بیش از صد نفر در یک روز) شده‌اند تا بتوانند هزینه‌های جاری خود را با درآمد کاهش‌یافته تراز کنند.

اثرات روحی و روانی و سلامت روان جامعه فناوری

ناامیدی از اثربخشی فعالیت‌های علمی و اقتصادی منجر به بروز بحران سلامت روان بین متخصصان شده است. ۸۱ درصد از مدیران عامل بخش خصوصی ثبات سیاسی و اقتصادی را دغدغه اول خود می‌دانند و بیش از ۷۰ درصد نخبگان میل بالایی به مهاجرت دارند. احساس انزوای ناشی از قطعی اینترنت و عدم امکان تبادل دانش با جهان، منجر به ایجاد حسی از «تنهایی عمیق در میان جمع» شده که بهره‌وری نیروی کار را به حداقل رسانده است.

فصل پنجم: سناریوهای آینده اقتصاد دیجیتال ایران (۲۰۲۶-۲۰۳۰)

با توجه به داده‌های موجود و پیش‌بینی‌های سازمان‌های بین‌المللی نظیر بانک جهانی و سازمان ملل، سه سناریوی اصلی برای آینده این بخش قابل تصور است.

سناریوی اول: ناترازی سیستمی و رکود تورمی مزمن (سناریوی محتمل)

در این سناریو، رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ در حدود ۱.۳ درصد باقی می‌ماند و تورم همچنان بالای ۳۵ درصد نوسان می‌کند. اقتصاد دیجیتال به یک بازار داخلی کوچک، تحت نظارت شدید و محدود به خدمات پایه (مانند پیام‌رسان‌های بومی و خدمات دولتی) تبدیل می‌شود. مهاجرت نخبگان به عنوان یک سوپاپ اطمینان برای تخلیه نارضایتی‌ها ادامه می‌یابد و شکاف تکنولوژیک ایران با همسایگان به نقطه بازگشت‌ناپذیر می‌رسد.

سناریوی دوم: فروپاشی زیرساختی و انزوای کامل (سناریوی بدبینانه)

در صورت تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک و ناترازی‌های انرژی (برق و گاز)، زیرساخت‌های فیزیکی دیتاسنترها با اختلال جدی روبه‌رو می‌شوند. در این حالت، بخش بزرگی از ۶۵۰ هزار شغلی که در تابستان ۱۴۰۴ در معرض خطر قرار داشتند، از بین می‌روند. اقتصاد دیجیتال عملا به یک اقتصاد زیرزمینی و مبتنی بر ابزارهای دورزدن محدودیت‌ها تبدیل شده و سرمایه‌گذاری رسمی در این حوزه به صفر متمایل می‌شود.

سناریوی سوم: بازگشت اعتماد و گذار به سمت بازسازی (سناریوی خوشبینانه)

این سناریو منوط به تغییر رادیکال در سیاست‌های زیرساختی و تنش‌زدایی بین‌المللی است. در صورت تضمین پایداری اینترنت و امنیت مالکیت خصوصی، بخش بزرگی از ۹ میلیون ایرانی مقیم خارج که دارای سرمایه و تخصص هستند، ممکن است به عنوان سرمایه‌گذار یا منتور به اکوسیستم بازگردند. در این حالت، استفاده از هوش مصنوعی برای جبران کمبود نیروی کار ماهر آغاز شده و بهره‌وری ناشی از آن می‌تواند رشد اقتصادی را تا سال ۲۰۳۰ به بالای پنج درصد برساند.

سالی پر از بیم و امید

اقتصاد دیجیتال ایران در سال ۲۰۲۶ (۱۴۰۵) در یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار دارد. فرسایش سرمایه انسانی با نرخ ۱۱۰ هزار متخصص در سال و افت سرمایه‌گذاری خطرپذیر به سطحی که فقط ۲.۵ درصد از ظرفیت ثبتی آن فعال است، نشان‌دهنده یک هشدار جدی برای سیاست‌گذاران است.

اکوسیستم استارتاپی ایران که زمانی با مدل‌های جهانی رقابت می‌کرد، اکنون در حال کوچک‌شدن و تبدیل‌شدن به یک بخش خدماتی وابسته به رانت‌های دولتی یا پروژه‌های محدود داخلی است. تفاوت فاحش میان رشد استارتاپ‌ها در ترکیه (با جذب ۲.۶ میلیارد دلار سرمایه) و امارات (با جذب ۳.۵ میلیارد درهم در یک فصل) در مقایسه با ایران، نشان‌دهنده یک «واگرایی استراتژیک» در منطقه است.

برای جلوگیری از فروپاشی کامل، ضروری است‌ پایداری زیرساخت اینترنت به عنوان یک حق بنیادین اقتصادی به رسمیت شناخته شده و فضای امن برای فعالیت نخبگان فراهم شود. در غیر این صورت، ایران نه‌تنها از قطار انقلاب صنعتی چهارم باز خواهد ماند، بلکه با موج جدیدی از بیکاری نخبگان و تخلیه کامل پتانسیل‌های نوآوری مواجه خواهد شد. ۱۴۰۵ سالی است که در آن مشخص می‌شود آیا اقتصاد دیجیتال ایران می‌تواند از «تله بقا» خارج شود یا به بخشی از تاریخ اقتصادی کشور تبدیل خواهد شد.

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی