۴ نشانهای که میگوید خانواده شما به مشاوره نیاز دارد
این چهار نشانهی مهم میگویند تنشها و سوءتفاهمهای خانوادگی به نقطهای رسیدهاند که مشاوره خانوادگی میتواند راهی مؤثر برای بازسازی روابط و کاهش تعارضها باشد.
فرارو- وقتی اختلافهای خانوادگی تکرار میشوند، گفتوگوها به بنبست میرسند و تغییرات بزرگ زندگی روابط را تحت فشار میگذارند، مشاوره خانوادگی میتواند بهعنوان ابزاری حرفهای و بیطرف، مسیر تازهای برای درک متقابل و ترمیم پیوندها پیش پای اعضای خانواده بگذارد.
به گزارش فرارو به نقل از سلف مگزین، حتی صمیمیترین خانوادهها هم گاهی با نوعی اختلال، سوءتفاهم یا تنشهای حلنشده دستوپنجه نرم میکنند. اگر تا به حال تجربهی درمان فردی داشتهاید، احتمالاً بخشی از جلساتتان به گلایه از روابط خانوادگی گذشته است. اما اگر به جای گفتوگوی یکطرفه با درمانگر، بتوانید مسائل را بهصورت جمعی و با حضور والدین، خواهر و برادرها، همسر، فرزندان یا حتی خانوادهی همسر مطرح کنید چه؟ این دقیقاً همان ایدهی اصلی «مشاوره خانوادگی» است: نشاندن همهی اعضای درگیر در یک اتاق و تلاش برای بازسازی رابطهها بهعنوان یک کل.
مشاوره خانوادگی، به بیان ساده، تلاشی است برای تغییر کل سیستم ارتباطی خانواده، نه صرفاً اصلاح رفتار یک فرد خاص. دورین راث، روانشناس بالینی و متخصص کار با زوجها و خانوادهها، توضیح میدهد: «هدف مشاوره خانوادگی این است که کل الگوی تعامل تغییر کند، نه اینکه فقط روی رفتار یک نفر تمرکز شود.» در عمل، حضور یک شخص ثالث بیطرف به درمانگر اجازه میدهد نحوهی تعامل اعضای خانواده را از بیرون مشاهده کند؛ موضوعی که میتواند به کاهش سوءبرداشتها، تعارضها و در نهایت استرس کمک کند. به گفتهی راث: «ما در اینجا دنبال مقصر یا ‘درستکردن’ یک نفر نیستیم، بلکه میخواهیم رابطه را در کلیت آن بازسازی کنیم.»
اما از کجا باید فهمید که زمان کمک یک متخصص فرا رسیده است؟ کارشناسان چند نشانهی مشخص را مطرح میکنند که میتواند زنگ خطر نیاز به درمان خانوادگی باشد.
۱. یک دعوای تکراری که مدام بازمیگردد
اگر هرچقدر هم فکر میکنید موضوعی را حل کردهاید، باز هم همان بحث قدیمی با همان جزئیات سر باز میکند، این میتواند نشانهی مهمی باشد. این اختلاف ممکن است دربارهی مسائل مالی، رابطهی عاطفی شما، یا حتی کدورتها و درامهایی باشد که سالها پیش اتفاق افتادهاند. وقتی تلاشهای شخصی برای حل مسئله بارها شکست خورده، حضور یک متخصص دارای مجوز میتواند به هدایت گفتوگو کمک کند و به همهی طرفها این فرصت را بدهد که مسئله را از زاویهای تازه ببینند.
ارین رانْت، درمانگر خانواده و ازدواج در شیکاگو، میگوید: «وقتی ما داستان را برای دیگران تعریف میکنیم، در واقع فقط روایت خودمان را میگوییم.» او در ادامه توضیح میدهد که اغلب افراد میگویند: «من این کار را کردم، اما تقصیر او بود که اینطور رفتار کرد!» درمان خانوادگی فضایی خنثیتر فراهم میکند؛ جایی که همهی افراد بتوانند تجربهی خود را بیان کنند و در عین حال احساس حمایت داشته باشند، بدون اینکه یکی بر دیگری غلبه کند.
۲. هر بار که حرف میزنید، احساس میکنید درک نمیشوید
وقتی هیچکس واقعاً به حرف دیگری گوش نمیدهد، تنش بهراحتی بالا میگیرد و گفتوگوها به جای سازندهبودن، به بنبست میرسند. در چنین شرایطی، نشستن همهی اعضا دور یک میز، آن هم با حضور یک میانجی حرفهای، میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
حتی اگر شما اصول ارتباط سالم را بلد باشید باز هم تضمینی وجود ندارد که والدین، خواهر و برادر یا سایر اعضای خانواده پیام شما را همانطور که مدنظر دارید، برداشت کنند. دورین راث تأکید میکند که درمانگر میتواند در لحظه مشاهده کند افراد چگونه با هم صحبت میکنند و دقیقاً زمانی وارد عمل شود که کسی حرف دیگری را قطع میکند، حالت تدافعی میگیرد یا بر اساس فرضیات نادرست واکنش نشان میدهد؛ الگوهایی که بدون حضور یک ناظر بیطرف، تشخیص و اصلاحشان دشوار است.
۳. خانواده با یک تغییر بزرگ زندگی روبهروست
طلاق، مرگ یکی از عزیزان، مهاجرت یا جابهجایی بزرگ، همگی رویدادهایی هستند که کل خانواده را تحت تأثیر قرار میدهند و مدیریت آنها بهتنهایی ساده نیست. رانْت میگوید: «وقتی خانوادهها در عبور از این رویدادها دچار مشکل میشوند، درمان میتواند یک فرصت بسیار خوب باشد.» مشاوره خانوادگی علاوه بر کمک به اعضا برای یادگیری راهبردهای مقابله با شرایط جدید، فضایی برای حمایت متقابل و تقویت حس همبستگی در دوران دشوار فراهم میکند؛ چیزی که در بلندمدت میتواند از فروپاشی روابط جلوگیری کند.
۴. بعد از تعیین حد و مرز، با مقاومت یا فشار عاطفی روبهرو میشوید
تعیین مرزهای شخصی یا حتی درخواست کمی فاصله در بسیاری از خانوادهها کار سادهای نیست، بهویژه اگر این مرزها به رسمیت شناخته نشوند. شاید نیازهای شما «اغراقآمیز» خوانده شود، یا بابت اینکه نمیخواهید تمام تعطیلات را با خانواده بگذرانید، دچار احساس گناه شوید.
اگر هر تلاش برای اولویتدادن به خودتان به دعوا یا رنجش ختم میشود، درمانگر میتواند گفتوگو را هدایت کند و به شما کمک کند نیازهایتان را شفاف و محترمانه بیان کنید و مهمتر از آن، مطمئن شود که واقعاً شنیده میشوند. همزمان، میتوان ریشهی مقاومت طرف مقابل را هم بررسی کرد؛ شاید «نه» گفتن شما از نظر او نوعی طرد شخصی تلقی میشود، یا شاید الگوهای ناسالمی مثل کنترلگری و سلطهجویی در تصمیمگیریها مانع رابطهی سالم شده است.
در نهایت، همانطور که دورین راث تأکید میکند: «درمان ابزاری است نه برای سرزنش افراد، بلکه برای کمک به خانوادهها در ساختن احترام و اعتماد متقابل، تا بتوانند واقعاً به یکدیگر تکیه کنند.» این فرایند یادگیری میتواند برای هر خانوادهای مفید باشد، صرفنظر از اینکه روابطشان تا چه حد پرتنش، آشفته یا حتی غیرقابلتحمل به نظر برسد.