عملیات روانی آذربایجان در پاسخ به سرلشکر فیروزآبادی
بولتن نیوز نوشت:
اظهارات هشدار گونه چند روز پیش سرلشکر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در خصوص سیاست اسلام ستیزی دولت جمهوری آذربایجان و گسترش روابط آن جمهوری با رژیم صهیونیستی و بکار بردن اصطلاح تاریخی" آران" بازتاب وسیعی را در جمهوری آذربایجان داشته است.
سرلشکر فیروز آبادی در سخنان خویش با اشاره به مشترکات خونی مردم آران و مردم ایران و داشتن فرهنگ غنی دینی، مذهبی، تاریخی ملتهای دو کشور؛ تصریح کرد: بعضی کشورهای همسایه و مسلمان که با هم روابط خوبی هم داریم متاسفانه ملاکهای دوستی را حفظ نمیکنند و دست صهیونیستها را بر کشور خود باز میگذارند و امروز بخشنامه میدهند که احکام الهی را در میان مردم مسلمان ممنوع کنند. امیدواریم جناب آقای الهام علیاف به این امور که ارکان استحکام دولت اوست توجه کنند و گرنه عاقبتی سیاه خواهد داشت و بیداری مردم اَران قابل سرکوب کردن نیست.
سخنان سرلشکر فیروزآبادی با واکنش تند آذریها مواجه شد به گونهای که اکثر مسئولین نظامی، سیاسی رسانههای گروهی و ... این کشور بهصورت همزمان، عملیات روانی سنگینی را علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند. امری که آذریها در آن زبردست هستند.
محمدباقر بهرامی سفیر کشورمان سخنان فوق را تکذیب کرد. البته خود چرایی و دلیل تکذیب سخنان فوق از سوی سفیر جای بحث و سئوال دارد چراکه اگر چنین اظهاراتی از سوی سرلشکر فیروزآبادی مطرح نشده بود و رسانهها به آن دامن زدهاند باید ستاد کل نیروهای مسلح، موضوع را تکذیب میکرد؛ اقدامی که تاکنون صورت نگرفته است. با این حال آذریها تکذیبه سفارت ایران را قانعکننده ندانستند و در رسانهها و شبکههای تلویزیونی خود به شدت سیاست ایران هراسی را راه انداختند.
آذریها در واکنش به اظهارات دکتر فیروز آبادی تلاش کردند سیاست هماهنگ و واحدی را اتخاذ کرده و با اتحاد همه جریانات سیاسی داخلی (غربگرایان، حامیان دولت، روس گرایان و ...) سعی میکنند به صورت یکپارچه هم موضوع تهدید ایران برای این کشور را بزرگنمایی کنند و هم ابعاد بینالمللی به موضوع بدهند و با استفاده از فضای موجود در منطقه موضوع سخنان سرلشکر فیروزآبادی را در محافل بینالمللی مطرح کرده و جمهوری اسلامی ایران را تهدیدی علیه امنیت ملی خویش معرفی کنند.
آذریها در اعتراضات خویش علیه ایران سعی نمودهاند ذهن افکار عمومی جامعه خویش و حتی جامعه بینالملل را از نکته اصلی سخنان سرلشکر فیروز آبادی منحرف کنند. نکتهای که اشاره تاریخی دقیقی نسبت به هویت واقعی مردم این کشور دارد و تاریخ بر آن گواهی می دهد. و این دیدگاه دقیقا در نکته مقابل دیدگاه مقامات آذربایجان قرار دارد.
آذریهایی که از ابتدای تاسیس جمهوری آذربایجان به صورت برنامهریزی شده و جدی به دنبال تحریف تاریخ بودند تا نسل آینده این کشور نسبت به تاریخ سرزمین خویش جاهل بوده و نکات مشترک مردم ایران و آذربایجان به مرور زمان به فراموشی سپرده شود. سیاستی که هنوز هم در کتب درسی مدارس و دانشگاههای این کشور اعمال می شود. لذا واژه «آران» را از فرهنگ سیاسی و تاریخی این کشور پاک کرده و واژه جمهوری آذربایجان را جایگزین آن نمودند.
نسل جوان این کشور نسبت به تاریخ وطن خویش، یک نگاه کاملا انحرافی و غیر واقعی دارند و از واقعیات تاریخی سرزمین خود بیاطلاعند و در بیان دیدگاههای خود همواره تاریخ را وارونه میبینند.
قرارداد گلستان و ترکمنچای را ساخته و پرداخته روسیه و ایران برای ایجاد تفرقه در بین آذریها میدانند تا امنیت ملی هر دو کشور از قبل جدایی سرزمین آذریها تامین شود. دیدگاهی که در نادرست بودن آن هیچ شکی نیست و تاریخ دست نخورده دو کشور، عکس آن را بیان میکند.
مردم آذربایجان به خاطر تحریفات تاریخی که در کتب تاریخی آنها ایجاد شده نمیپذیرند که قراردادهای مذکور - گلستان و ترکمنچای - محصول زورگوئیهای امپراطوری روس و عیاشی و خوشگذارنیهای پادشاهان قاجار بوده که در نتیجه آن 17 شهر از سرزمین اصلی ایران جدا شد و به روسیه پیوست. اما این واقعیتی بیش نیست. امروز دولتمردان آذری برای پاسخ دادن به افکار عمومی خویش تلاش می کنند ذهن مردم خویش را به مسائل دیگر پیوند داده و از فهم حقایق تاریخی دور می سازند.
لذا در پاسخ به این سخن سرلشکر فیروزآبادی مردم آران که در رگهایشان خون ایرانی جاری است و قلبهایشان به عشق اسلام و قرآن و به آهنگ علی (ع) میتپد، سکوت پیشه میکنند و به دیگر مسائل مبتلا به روابط دوکشور می پردازند.
مسائلی چون روابط ایران با ارمنستان و ضایع شدن حقوق مسلمانان آذری در قبال این روابط ، عرضه و ترانزیت مواد مخدر از مرز ایران به جمهوری آذربایجان و اعتیاد با هدف معتاد نمودن جوانان آذری، مسائل داخلی ایران و از جمله وضعیت اقلیتها و قومیتها در ایران پرداختهاند که در هرکدام از این موضع گیریها به نوعی به آنها اشاره شده است.
حال سئوال این است اگر سخنان سرلشکر فیروز آبادی در خصوص اشتراکات مردم دو کشور و همخونی ایرانیها با آرانیها صحیح نیست، پس این همه تلاش مقامات آذربایجان برای پوشاندن واقعیات تاریخی دو کشور در متون تاریخی خویش برای چیست؟ اکثر افرادی که با آذریها در ارتباط بوده و یا هستند و یا در دانشگاههای این کشور در مقاطع بالاتر تحصیل کردهاند همه اذعان دارند که یکی از دروس پیش نیاز برای دانشجویان غیر آذری در این کشور در هر رشته تحصیلی (علوم انسانی، پزشکی، فنی و مهندسی و ....) گذراندن درس تاریخ آذربایجان است تا با تاریخ این کشور آشنا شوند و آن هم تاریخ مطلوب آذریها و نه تاریخ واقعی. چه لزومی دارد که فرد تحصیلکردهای که برای تکمیل مدارج علمی خویش در رشته دندان در دانشگاه باکو تحصیل میکند تاریخ آذربایجان بخواند؟! چه ارتباطی بین این دو وجود دارد؟
ظاهرا مسئولین آذری خیلی زود فراموش کردهاند که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خیل کثیری از مردم جمهوری آذربایجان پشت مرزهای ایران چادر زدند و خواستار پیوستن به وطن اصلی خویش بودند، اما شرایط زمانی آن موقع جمهوری اسلامی ایران، این فرصت را از دست ایران گرفت.
اگر آذری ها با ایرانی ها قرابت ندارند پس این خواسته مردم آذربایجان چه بود؟ مسئولین آذری خود بهتر میدانند که اگرچه خطوط جغرافیایی ترسیم شده بعد از قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای بالاجبار مردم را دو شقه کرده و هرکدام در یک سوی مرز قرار گرفتهاند، اما هنوز هم ارتباط نسبی و سببی دو ملت پایدار است و با همدیگر رابطه دارند.
به نظر می رسد مقامات آذری به جای اینکه به جنجال و هیاهو در رسانههای خود در خصوص نفی اشتراکات خویش با منطقه آران داشته باشند و دیگران را به عنوان تهدید معرفی کنند، آمادگی خود را جهت بررسی دقیق موضوع تاریخی آران با همکاری مورخین دو کشور و یا حتی میانجیگری کشور ثالث مورد توافق دو طرف اعلام نمایند تا نسل آینده دو کشور شناخت بیشتری را نسبت به تاریخ وطن خویش پیدا کنند. قطعاً مطالعه و بررسی دقیق تاریخ دو کشور به نفع مردم دو کشور خواهد بود.