فرارو | وسوسه های هوس آلود یک زن!
بورس قیمت دلار سهام عدالت
کد خبر: ۴۵۱۰۱۶
زن مشهدی که با شوهرش اختلاف داشت در خانه مجردی به دام افتاد.
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۴ - ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
از همان اوایل زندگی نسبت به همسرم بی تفاوت بودم و هیچ علاقه‌ای به او نداشتم. در واقع منتظر شاهزاده‌ای با اسب سفید بودم که «اسماعیل» به خواستگاری ام آمد و من با اصرار خانواده ام، در حالی پای سفره عقد نشستم که ۳۰ بهار از عمرم گذشته بود و ...

به گزارش خراسان، این‌ها بخشی از اظهارات زن ۴۶ ساله‌ای است که با شکایت همسرش در یک خانه مجردی دستگیر شد. این زن جوان که مدعی بود علاقه‌ای به همسرش ندارد و می‌خواهد به تنهایی زندگی کند، درباره قصه ازدواجش به کارشناس اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: در یک خانواده چهار نفره به دنیا آمدم.
 
پدرم شغل آزاد داشت، اما زندگی مرفهی نداشتیم. من هم پس از آن که در رشته علوم انسانی دیپلم گرفتم، در کنار مادرم به امور خانه داری پرداختم. همیشه با خودم فکر می‌کردم که باید جوانی پولدار، خوش تیپ و با کمالات به خواستگاری ام بیاید تا به او پاسخ مثبت بدهم، اما سال‌ها پشت سر هم می‌گذشت و شاهزاده من از راه نمی‌رسید، تا این که بالاخره اسماعیل مرا در ۳۰ سالگی خواستگاری کرد. او شغل آزاد داشت و از نظر تیپ و قیافه هم به دلم نمی‌نشست.
 
با این حال، خانواده ام به این دلیل که آرام آرام سن ازدواجم می‌گذرد، به ازدواج با اسماعیل اصرار کردند. من هم که دیگر چاره‌ای نداشتم، پای سفره عقد نشستم و زندگی مشترکم را در حالی آغاز کردم که هیچ حس و علاقه‌ای به همسرم نداشتم. با آن که صاحب یک دختر شده بودم بار‌ها به همسرم گفتم هیچ عشق و عاطفه‌ای به او ندارم، اما او که عاشقانه با من ازدواج کرده بود حرف هایم را جدی نمی‌گرفت و توجهی به آن نشان نمی‌داد.

اسماعیل همواره سعی می‌کرد رضایت مرا در زندگی جلب کند، به همین دلیل همه خواسته هایم را برآورده می‌کرد و برای رضایت من از این زندگی مشترک، همه تلاشش را به کار می‌گرفت. با این حال من نه تنها تمایلی به او نداشتم بلکه روز به روز هم بیشتر از او متنفر می‌شدم. البته حرف‌ها و جملات یکی از دوستانم در این حس تنفر نقش مهمی داشت. «فریده» زن مطلقه‌ای بود که اعتقاد داشت زن باید «آزاد» زندگی کند و تحت سیطره مرد نباشد. او می‌گفت زن نباید امر و نهی بشنود و هر طور که دوست دارد باید زندگی کند! من هم که تحت تاثیر حرف‌های فریده قرار داشتم، ارتباطم را در حالی با او ادامه دادم که فهمیدم با چند جوان غریبه رابطه غیراخلاقی دارد.
 
در این میان، او مرا ترغیب کرد برای آن که آزادانه زندگی کنم، با پسر جوانی که که به منزل او رفت و آمد داشت، ارتباط برقرار کنم تا معنای «زن و مرد» در زندگی ام از بین برود و در واقع به سبک فرهنگ اروپایی زندگی کنم. من هم که علاقه‌ای به همسرم نداشتم، خیلی راحت حرف‌های فریده را پذیرفتم و به طور پنهانی با «هوشنگ» ارتباط عاطفی برقرار کردم. مدتی بعد، همسرم متوجه ماجرا شد به طوری که خشم و نفرت سراسر وجودش را فرا گرفت.
 
به همین دلیل از خانه فرار کردم و با کمک فریده منزل مجردی را در منطقه دیگری از شهر اجاره کردم تا به قول معروف «آزادانه» زندگی کنم و با هر کسی که دوست دارم رفت و آمد داشته باشم. خلاصه، در حالی که زندگی مستقلی دور از چشم اسماعیل برای خودم تشکیل داده بودم، آرام آرام و به صورت پنهانی با دخترم ارتباط برقرار کردم و او را به سوی خودم کشیدم. او مخفیانه به منزل مجردی من آمد و من هم سعی می‌کردم او را آزاد بگذارم تا بیشتر به طرف من جذب شود. حتی دخترم را ترغیب به ارتباط با جنس مخالف می‌کردم و آن‌ها را در خانه تنها می‌گذاشتم.
 
آن قدر تحت تاثیر حرف‌های احمقانه فریده قرار گرفته بودم که با دست خودم در حال نابود کردن زندگی و آینده دخترم بودم. روز‌ها به همین ترتیب می‌گذشت تا این که دخترم دیگر به منزل پدرش نرفت و زندگی با مرا ترجیح داد. از سوی دیگر، اسماعیل که متوجه ماجرا شده بود برای نجات دخترش از من شکایت کرد تا این که ماموران کلانتری الهیه به مخفیگاه من پی بردند و زمانی که قصد خروج از خانه را داشتم، با حکم قضایی دستگیرم کردند.
 
حالا که عاقلانه به گذشته می‌اندیشم، تازه می‌فهمم که زنی ساده لوح هستم و به خاطر یک مشت حرف‌های پوچ تحت تاثیر وسوسه‌های شیطانی «فریده» قرار گرفتم و زندگی ام را به نابودی کشاندم. حالا هم اگرچه می‌دانم دیگر اسماعیل حاضر به زندگی با من نیست، اما خوشحالم که ماموران انتظامی قبل از آن که دخترم در مرداب تفکرات هوس آلود من غرق شود، مرا دستگیر کردند و دخترم را نجات دادند، اما‌ای کاش...
شایان ذکر است، با صدور دستوری از سوی سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه) پرونده این زن پس از بررسی‌های موشکافانه و کارشناسی در دایره مددکاری اجتماعی، برای طی مراحل قانونی به مراجع قضایی ارسال شد.
برچسب ها: خیانت به همسر
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
طبق معمول همه این اتفاقات دهشتبار بازم تو مشهد اتفاق میافته جلالخالق بابا؟؟
جدی میگم
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
نکنه از خودت بافتی!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
تا می بینم خراسان دیگه نمی خونم صفحه رو میبندم
مهیار
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
داستانهای خیالی.

آخرش هم همیشه با افسوس و ای کاش تموم میشه.
حمید
Australia
۱۰:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
این همه تغییر و تحول
به نظر کمی غیر طبیعی می آمد نوشته ها
مجله خواندنی ها
انتشار یافته: ۱۲
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
ماهواره
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
باز هم زنای متاهل و خیانت
ناصح
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۰ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
چیز جدیدی نیست از این بدتر هم میشه چون عفت و نجابت ندارن ن فقط پوشش مو چشماشون سیر نیست بعد چندسال شوهرداری هنوز گرسنه هستن و ولع دارن
حاج اسماعیل 20:30
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
اینها نتیجه شیوع فرهنگ ضاله فمنیسم غربی است که از طریق ابزار منحوسی به اسم ماهواره در بین خانواده ها شیوع پیدا کرده و منجر به بسط فشاد و فحشا در سرتاسر جامعه اسلامی شده است . تنها راه نابودی این ابزار شوم شیطانی و بستن اینترنت بین المللی و راه اندازی شبکه ملی اینترنت داخلی است .
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۴۳ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
ما دانشجوییم به اینترنت بین الملل برای دانلود مقاله و کتاب نیازمندیم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
حرفت شبیه اینه که در و پنجره رو ببندی نذاری بچه هات از خونه بیرون برن. عوض این کار سطح درکشان را بالا ببر. این اتفاقات یا شبیه آنها همه به خاطر مظلوم بودن آموزش و پرورش و اهمیت نداشتن آن در چشم مسئولان اتفاق می افتد. جامعه ای که معلمش محتاج نان شب است یا روز و شب در پی کلاسهای کنکوری، جامعه ای بهتر از این متصور نیست متاسفانه.
حمید
Australia
۱۰:۴۸ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۶
این همه تغییر و تحول
به نظر کمی غیر طبیعی می آمد نوشته ها
عناوین برگزیده
پرطرفدارترین عناوین
پاورقی