bato-adv
bato-adv
کد خبر: ۲۳۴۳۶۱

خرمشهر؛ از اسارت تا آزادی

محسن عربی
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۲ - ۰۲ خرداد ۱۳۹۴
یادداشت وارده- محسن عربی* "_احمد جان ببین الان حسین منتظر هماهنگی شماست تا کارشون رو شروع کنند و عملیات رو با هماهنگی اجرا کنید، شما کجائید الان؟

_آقا ما تو شهریم بهش بگو، به محسن بگو ما تو شهریم و پنج شش هزار نفر اومدن پناهنده شدن، ما تو شهریم، ما داریم اونا رو تخلیه میکنیم، ما تو شهریم و تمام نیروهامون تو خود شهرن!  تو شهر خرمشهر تا چند لحظه پیش تظاهرات بود و کلیه اسرای عراقی  الله اکبر و یا حسین می گفتند و تسلیم می شدند؛ خداوند خرمشهر رو آزادش کرد."

این جملات شورانگیز گواه  فتح الفتوحی عظیم است. فرمانده شجاع نجف آبادی به دور از تصور همسنگران و یارانش وارد شهر خرمشهر شده. شگفت انگیز است که او همچنین توانسته شش هزار نفر از نیروهای عراقی را به اسارت در آورد. خبر رسیدن نیروهای احمد کاظمی به شهر چنان وجد و حیرتی برای غلامعلی رشید دارد که گویی او دوست دارد همان لحظه پرواز کند و خودش را به فاتح خرمشهر برساند.

اما آیا طراوت و حلاوت صدای احمد کاظمی در پشت بیسیم و آزادی خرمشهر یک شبه حاصل شد؟ آیا در طول سی و سه سال گذشته با عینک بی طرفی به این مسئله نگاه کردیم که چه عاملی باعث شد تا ایران ناتوان در عرصه نظامی بتواند اکثر مناطق اشغالی و در تحت کنترل صدام حسین در خاک خود را آزاد کند؟ آیا صحبت از ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در سالروز این حماسه عظیم آب در هاون کوفتن و باد در غربال پیمودن نیست؟ آیا بهتر نیست در مابقی ایام سال صحبت از تداوم و یا خاتمه جنگ پس از آزادی خرمشهر شود  و این روز عزیز را اختصاص به دلیر مردانی بدهیم که با قلبی خاشع و روحی عاشق قدم در راه ایثار و فداکاری نهادند و تمام هستی خود را فدای خاک پاک میهن کردند؟ آنان که قله های رفیع ادب، استقامت، عقلانیت، شجاعت و دیانت بودند و  امروز اسمشان هست اما رسمشان رو به فراموشی است. 

حال نقل تاریخ نگاری جنگ تحمیلی نیست اما خوب است که برای خود یادآوری کنیم که خرمشهر چگونه آزاد شد ...

باد در غبغب خود انداخته بود و میگفت چند روز دیگر تهرانم. با مشورت افسران ارتش خود و مستشاران خارجی استراتژی جنگ محدود و برق‌آسا را انتخاب کرده بود. او طبق نقشه اتاق محل کارش قصد داشت به سرعت و در کوتاه ترین فرصت محدوده وسیعی از خاک را به اشغال در بیاورد و جنگ را به پایان برساند. ننگ قرداد 1975 چنان بر روی دوش او سنگینی می کرد که به دنبال امضای قرارداد مرزی جدید با ایران نیز بود. القصه؛ از بالا و پایین، زمین و هوا حمله کردند. سختی مواجه با او آنجا عیان شد که معلوم گردید نیروهای ایرانی  توان چندانی برای مقاومت مقابل ارتش زرهی را ندارند.

بر مبنای دکترین شوروی، راهبرد نظامی عراق بر اساس استراتژی زمین پایه طرح ریزی شده بود در حالی که راهبرد نظامی جمهوری اسلامی ایران ناخواسته متاثر از دکترین ایالات متحده آمریکا بود که برای رژیم پهلوی طراحی شده بود و آن هم استراتژی هواپایه بود.

مقاومت مردمی، عراقیان را در خاک ایران گرفتار کرد و آنها در همان هفته اول پیشنهاد آتش بس دادند اما همچنان به حملات خود ادامه میداند. آنها توانستند پس از سی و چهار روز حمله مداوم شهر استراتژیک خرمشهر را به اشغال خود دربیاوردند. در حقیقت خرمشهر نماد و سمبل دو حماسه در تاریخ جمهوری اسلامی است. یک حماسه مقاومت 34 روزه مردم که جان های بسیاری فدا شد و عده ای از بهترین جوانان این کشور به شهادت رسیدند اما حاصل آن حفظ  آبادان و جلوگیری از دستیابی دشمن به ساحل شرقی اروند رود شد. حماسه دوم آزادسازی خرمشهر است که آن هم با دلاور مردی نیروهای ایرانی پس از 4 مرحله عملیات سخت به انجام رسید. همچنین مقاومت 34 روزه مردم در خرمشهر این نکته را برای صدام روشن ساخت که به فکر پیروزی زود هنگام در جنگ نباشد. علی ای حال می توان گفت که ارتش عراق تا انتهای آبان ماه حدود  20000 کیلومتر از خاک سرزمینی ایران را در اشغال و کنترل خود قرار داد.

اما نیروهای ایرانی توانسته بودند در مرحله اول عراق را زمین گیر کنند و باید وارد مرحله ای می شدند که عراق را از سرزمین های اشغالی بیرون برانند. این مرحله به فرماندهی ابوالحسن بنی صدر کلید خورد. او در روز شانزدهم مهر ماه در مصاحبه ای با لوموند گفته بود: ایران خود را برای یک حمله بزرگ آماده خواهد کرد. بنی صدر توان خود را بر بازسازی ارتش و به کارگیری یگان های ارتش در عملیات آفندی یا تهاجمی بنا نهاد و بدون توجه به کاربرد نیروهای مردمی، تنها به قوای سازمان یافته که متشکل از فرماندهان نظامی وقت بود اکتفا می کند. در همین راستا ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از مدت کوتاهی از آغاز تهاجم ارتش بعثی عراق؛ چهار عملیات مهم آفندی را از هفته دوم مهر ماه تا نیمه ی دی ماه سال 1359 در قالب عملیات های پل نادری، جاده ماهشهر، عملیات نصر و عملیات توکل طرح ریزی و اجرا می کند که به دلایل مختلف و متفاوت هر چهار عملیات با ناکامی روبروشد.

نکته قابل ذکر آن است که طبق طرح ریزی و پیش بینی های فرماندهان ارتش نیروهای ایرانی قصد داشتند در عملیات نصر از مرز بین المللی عبور کرده و خود را به خاک عراق برسانند. در حقیقت طرح عبور از مرز حدود 15 ماه قبل از فتح خرمشهر در دستور کار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار داشته است. پس از پایان موفقیت آمیز روز اول عملیات، ابوالحسن بنی صدر طی پیامی به امام خمینی ( ره ) اظهار امیدواری کرد که مراحل بعدی نیز با پیروزی کامل اجرا خواهد شد. امام (ره) نیز در پاسخ به نامه رئیس جمهور می فرمایند که: امیدوارم خبر پیروزی نهایی را به خواست خداوند تعالی به زودی دریافت دارم.

القصه؛ ناکامی در عملیات های چهار گانه ارتش موجب شد استراتژی نظامی ایران با بن بست روبرو بشود. حال نوبت انسان هایی بود که تا آن روز جدی گرفته نمی شدند و در صدر نمی نشستند. جوانی کوتاه قامت با صورتی بدون محاسن  میگفت باید به خود جرات داد و شیوه جنگ را تغییر داد، این نوع جنگیدن به درد نمیخورد.

حسن باقری و یارانش منشا تحول بزرگی در عرصه جنگ شدند و توانستند با گسترش سازمان رزم سپاه تحول اساسی در این زمینه ایجاد کنند و جمهوری اسلامی ایران را از بن بست نظامی خارج کنند. دیگر برای همه روشن شده بود که استراتژی زمین سوخته نمی تواند راه گشای نیروهای ایرانی باشد و باید طبق استراتژی مورد نظر امام خمینی (ره) یعنی استراتژی سلب آرامش عمل شود. نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از اسفند ماه 1359 تا خرداد ماه سال 1360، چهارده عملیات محدود را طرح ریزی و اجرا کردند که تبلور آنها عملیات فرمانده کل قوا بود که یک روز پس از عزل بنی صدر از مقام ریاست جمهوری انجام شد.

پس از خروج بنی صدر از کشور دست نیروهای انقلابی باز تر شده بود و آنها می توانستند به طراحی عملیات های بزرگ نیز فکر کنند. محسن رضایی نیز با سوابق انقلابی و نظامی خود به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شده بود و راه را برای پیشبرد جنگ با رویکرد امام خمینی کاملا هموار کرد.

تا قبل از محسن رضایی، سپاه عمده تمرکز خود را بر مسائل فرهنگی و امنیتی گذاشته بود اما با آمدن وی گرایش به سمت نظامی گری به صورت جدی در نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز شد و ضمن گسترش سازمان رزم، استعدادهای گردان های مستقل تا سطح تیپ افزایش پیدا کرد و امکان جذب نیروهای مردمی و بسیجی فراهم شد. در پنجم مهر ماه سال 1360 در قالب عملیات ثامن الائمه حصر آبادان شکسته شد و اولین موفقیت بزرگ برای نیروهای ایرانی پدید آمد اما با سقوط هواپیمای فرماندهان نظامی کام مردم تلخ گردید.

با شکل گیری قرارگاه مرکزی کربلای سلسله عملیات های 12 گانه ای به نام عملیات های کربلا برای طرح ریزی و اجرا در دستور کار قرار گرفت. آن زمان تصور می شد که میتوان با اجرا حدود 12 عملیات عراق را از خاک کشور بیرون کرد. طریق القدس نخستین پازل از استراتژی جدید تحت عنوان مجموعه عملیات های کربلا بود.

در این عملیات شهر بستان آزاد شد و سپاه پاسداران توانست با گرفتن غنائم جنگی از ارتش عراق توپخانه خود را تشکیل دهد. در عملیات کربلای دو یا فتح المبین نیز نیروهای ایرانی توانستند حدود 2500 کیلومتر مربع از خاک میهن را آزاد کنند. اما بیت المقدس سرنوشت ساز ترین عملیات دو سال ابتدایی جنگ بود. فقط از دید شنودگان عزیز شنیده ایم که خونین شهر آزاد شد اما هیچگاه نفهمیدیم که چه خون ها در راه آزادسازی خرمشهر ریخته شد.

در طول سی و سال گذشته هر گاه صحبت از خرمشهر در میان می شود ناخود آگاه ذهن به سمت تداوم و یا خاتمه جنگ پس از این مقطع سوق پیدا میکند. صحیح یا غلط،  تداوم جنگ که اینجا مجال صحبت از آن نیز اتفاق افتاده است. در اولین عملیات پس از بیت المقدس نیز نیروهای ایرانی ضربه سختی دیدند و صحنه جنگ دوباره حالت فرسایشی به خود گرفت اما آیا این شیوه صحیح و مبارک است که کلکسیونی از تلاش و ایثار و از خودگذشتگی را رها کنیم و هر جا با شکست و ناکامی روبرو شدیم انگشت اتهاممان را به سمت فرزندان روح الله خمینی ببریم که توانستند جنگ را از بن بست خارج کنند؟

 آیا وقت آن نرسیده که پس از گذشت بیش از سی سال  نقاط مثبت جنگ را نیز به دور از قدسی گر بنگریم و نقاط ضعف را نیز را دیدی منصفانه تر مورد ارزیابی قرار دهیم؟ باید قبول کنم که ضرب المثل برد صد برنده دارد و شکست یتیم است در مورد جنگ تحمیلی ما مصداق پیدا می کند. چقدر زیباست که در سالروز فتح خرمشهر از فداکاری، ایثار و از جان گذشتگی فرزندان ملت صحبت کنیم.

چه زیباست بگوییم که احمد کاظمی و حسین خرازی همان هایی بودند که در عملیات رمضان هم خط را شکستند و در نهر کتبیان وضو گرفتند در حالی که گذشتن از آن مسیر محال به نظر می رسید. چه فرخنده است بگوییم که فتح خرمشهر نیز با بن بست روبرو شده بود و اگر تلاش و استمرار و از جان گذشتگی همین انسان ها نبود امروز نیز جشن می گرفتیم.

چه زیباست که همگی در شکست خود را مقصر بدانیم! فقط شنیدیم که گردان به خط زد و گروهان برگشت، فقط خواندیم گروهان به خط زد و دسته برگشت. فقط در پرده های سینمایی دیدیدم که گروهان به خط زد و نفر برگشت، اما هیچ گاه نپرسیدیم فرمانده گردان و لشکر چه کشیدند!   

 سلام و درود و رحمت خدا بر تمام دلیر مردان هشت سال جنگ تحمیلی

* کارشناس ارشد علوم سیاسی و محقق جنگ تحمیلی
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۸ - ۱۳۹۴/۰۳/۰۲
در جریان فتح خرمشهر ارتش با وجود بی مهری ها پیشتاز وبرنامه ریز بود ونقش اصلی را داشت وسپاه حامی بود. تمام این مطالب توسط فرماندهان وقت جنگ در برنامه های تلویزیونی سال گذشته اعلام شد.
مجله خواندنی ها
انتشار یافته: ۱
مجله فرارو
هم اکنون دیگران میخوانند