فرارو- روان درمانی و مراجعه به متخصصین اهمیت خاص خود را دارد، اما با این راهها میتوانید حس بهتری داشته باشید.
به گزارش فرارو به نقل از یورتانگو، روان درمانی جای خود را دارد، به خصوص اگر نیاز داشته باشید از باتلاق فکری که گرفتارش شدید به کمک یک فرد متخصص بیرون بیایید. با این حال تکنیکهای درمانی غیر متعارفی نیز وجود دارد که باید امتحان کنید. در اینجا هفت تکنیک درمانی غیر متعارف برای احساس سرزندگی بیشتر آورده شده است:
بسیاری از ما چنان شرطی شدهایم تا درگیری اجتناب کنیم که از گفتوگوی مورد نیاز با افراد نیز صرف نظر میکنیم. این در حالی است که بحثهای سخت و صادقانه اغلب مشکلات را حل میکند. ارتباط ضعیف باعث میشود افراد عصبانی و سردرگم با احساسات مختلط باقی بمانند. کمی شجاعت به خرج دهید، چیزهای سخت را به کسانی که نیاز به شنیدن آن دارند بگویید و احساس آرامش کنید.
واکنش نشان دادن به شما اجازه میدهد تا بدون فکر رفتارتان را هدایت کنید و به محرکهای بیرونی پاسخ دهید. برای مثا اگر کسی شما را تحریک کنید، شما به شدت عصبانی خواهید شد. حال اگر احساسات شدید خود را بروز دهید طرف مقابل را دل آزرده خواهید کرد و اگر هیچ واکنشی نشان ندهید هفتهها احساس خشم و عصبانیت خواهید کرد و به سختی میتوانید احساساتتان را کنار بگذارید. خلاقیت در اینجا یک روش غیرمتعارف، اما کارساز است. خلاقیت همان کاری است که انسانها برای انجام آن ساخته شدهاند و بیان انسانیت آنهاست. پس بهتر است بیافرینید و زندگی کنید. فعالیتهای خلاقانه، مانند نقاشی، نوشتن یا موسیقی، طیف وسیعی از فواید را ارائه میدهد، از جمله کاهش استرس و اضطراب، بهبود خلق و خو، افزایش عزت نفس، پردازش هیجانی بهتر، افزایش رفاه و حتی اثرات درمانی بالقوه برای مدیریت تجارب دشوار. یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ به این نتیجه رسید که خلق کردن میتواند خروجی مثبتی برای ابراز خود و رشد شخصی باشد.
اکثر افراد توضیحی برای ترسها و احساس ضعف خود ندارند. این موضوع نشان میدهد افراد به ترسهای خود اجازه میدهند تا زندگیشان را کنترل کند. به این صورت هر کسی به راحتی در دام محدودیتهای خود تحمیل شده میافتد. اجازه ندهید این محدودیتهای ساختگی ادامه پیدا کنند. ترسهای خود را شناسایی کنید و سپس از خود بپرسید «یک قدم کوچک که امروز میتوانم برای رهایی از این ترس انجام دهم چیست؟» مهم نیست این قدم چقدر کوچک و ساده باشد. تمرین و رو به رویی ترسها را به مرور زمان کاهش میدهد. این روش غیر متعارف را در اولویتهای خود قرار دهید، زیرا رهایی از محدودیتها همیشه مهم است.
بخش عظیمی از مردم معتقدند نگرانی ارزشمند است و آنها را امن نگه میدارد، اما اینطور نیست. نگرانی تنها شما را از موفقیت و پیشرفت باز میدارد. بنابراین، به جای نشخوار فکری به دنبال راهی برای تغییر باشید و توجه خود را به چیزهایی که تحت کنترل شما هستند هدایت کنید. بابت چیزهایی که دارید قدردان باشید، نگرانی را کنار بگذارید و به یک سرگرمی جدید بپردازید. حرکت به جلو و پیشرفت در واقع انتخاب شماست. کنار گذاشتن نگرانیهای بیش از حد میتواند مزایای قابل توجهی داشته باشد، از جمله کاهش سطح استرس، بهبود خلق و خو، خواب بهتر، افزایش تمرکز، افزایش توانایی حل مسئله و رفاه کلی بیشتر. نگرانی بیش از حد اغلب باعث ایجاد تنش و فشار ذهنی غیر ضروری میشود که در نتیجه عملکرد روزانه را مختل میکند. تکنیکهای ذهنآگاهی مانند مدیتیشن نیز میتوانند به زندگی در لحظهی حال کمک کنند و تمایل به تمرکز بر نگرانیهای آینده را کاهش دهند.
منظور از ماجراهای خطرناک بیپروایی نیست، بلکه فعالیتهایی که حاوی برخی ریسکهای در نظر گرفته شده هستند. اگر هرگز پژواک مرگ را نچشیم، چگونه میتوانیم احساس زنده بودن کنیم؟ مایل به پذیرش ریسکهای حساب شده و از پیش تعیین شده باشید. عضو یک گروه موتور سواری شوید، کوهنوردی کنید یا در کتاب محبوب خود یادداشتی بنویسید! مهم این است که به طور منظم به ماجراجوییهایی بروید که شما را از آسایش خانه خارج میکنند و تأثیر مثبتی بر روحیه شما میگذارند.
همه ما چیزهایی داریم که میدانیم باید انجام دهیم و مدام از آن اجتناب میکنیم. هر چه که باشد، همه ما چیزهایی داریم که روح ما را آزرده میکند، زیرا انجامش را همیشه به تعویق میاندازیم. لیستی از کارهایی که باید انجام دهید بنویسید و از تمام شجاعتتان برای انجام آنها استفاده کنید. این کار یک روش درمان یاست. علیرغم ناراحتی اولیه، رویارویی و درگیر شدن فعال با کارهایی که از آنها اجتناب میکنید میتواند به مزایای قابل توجهی مانند کاهش اضطراب، افزایش خودکارآمدی، رشد شخصی و بهبود مکانیسمهای مقابله شما منجر شود. پژوهشی در سال ۲۰۱۸ که در مجله اختلالات اضطرابی منتشر شد، توضیح داد رفتارهای اجتنابی در دراز مدت اغلب احساسات منفی را تداوم میبخشند، بنابراین مواجهه با ترسهایتان میتواند شما را برای مدیریت بهتر احساساتتان توانمند کند.
احساس غم و اندوه یا حتی افسردگی اغلب به این شیوه فکری مربوط است که اتفاقات بدی برای ما میافتد. نوعی تفکر بالغانه این است که اتفاقاتی که به دلیل تلاش و کوشش ما رخ میدهند را در نظر بگیریم. به خودتان اجازه ندهید با احساس دلسوزی برای خودتان در بدبختی غوطه ور شوید. از آن خارج شوید. زندگی برای همه سخت است و به این بستگی دارد که چگونه زندگیتان را میسازید؛ بنابراین توجه خود را به رهبری، راهنمایی و کمک به دیگران معطوف کنید. اگر احساس اضطراب میکنید، به دیگران کمک کنید تا احساس آرامش کنند. اگر تنها هستید به فرد دیگری احساس خوبی بدهید. اگر احساس میکنید گیر افتادهاید به دوستی کمک کنید که گیر افتاده است. احساسات شما آینه طرز فکر شما هستند. مدیران موفق نسبت به عملکرد خود وسواسی نیستند بلکه به دیگران در راه پیشرفتشان کمک میکنند.