در مقابل صداهایی که از فاصلهای امن، از آن سوی مرزها، از جنگ و ویرانی سخن میگویند، در چنین شرایطی، سکوت روشنفکران دیگر قابل توجیه نیست. سکوت، بیطرفی نیست؛ کنارهگیری از مسئولیت است.
۲۲ مطلب
در مقابل صداهایی که از فاصلهای امن، از آن سوی مرزها، از جنگ و ویرانی سخن میگویند، در چنین شرایطی، سکوت روشنفکران دیگر قابل توجیه نیست. سکوت، بیطرفی نیست؛ کنارهگیری از مسئولیت است.
دیپلمات سابق گفت: : کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ که شکل گرفت، بهتدریج یک شخصیتی بالا آمد به اسم رضاخان، و تقریبا همه طیفهای سیاسی آن دوره، همه طیفهایی که مسائل [ایران] برایشان مطرح بود، صرف نظر از نوع دیدگاهشان درباره قانون اساسی و امکان پیاده کردن و زمان آن، در مورد اینکه ما یک حکومت متمرکز مقتدر لازم داریم اتفاق نظر داشتند.
سلبریتی شبهروشنفکر ما، با ظاهری غیرمعمول، لابد در مدیریت زمان و کشدادن شبانهروز به بیش از 24 ساعت هم تبحری ویژه دارد که میتواند روزانه، هم ورزش سنگین کند، هم 100جلد کتاب بنویسد، هم بیوقفه کارگاه و کلاس برپا و البته در برنامههای یوتیوبی هم شرکت کند. مکمل همه اینها که اعتبار سلبریتیشدن را تضمین میکند، شرکت در برنامههای شبهفرهنگی در پلتفرمهاست.
رستوران ریویرا در خیابان قوام السلطنه (۳۰ تیر) مکانی است که شاعران و نویسندگان و هنرمندان تهرانی در ساعات میانه روز با همدیگر ملاقات میکردند.
میزانسن هر منازعهای با روشنفکران را باید از این منظر تحلیل کرد که در خدمت طرح پرسشهای دقیق از روشنفکران برای مسائل واقعی جامعه است یا فاصله گرفتن بیشتر آنها از مسائل اساسی و حیاتی امروز آن؟
ناصر فکوهی: آسیب اصلی خودنمایی روشنفکرانه به وجود آمدن هویتهای کاذب است که باعث توهم خود بزرگ بینی و در جا زدن شده و مانع پیشرفت میشود. آسیب دیگر خودنمایی روشنفکرانه الگو شدن این افراد خودنما برای دیگران است، آنها نه تنها خود را تخریب میکنند بلکه این آسیب را به اطرافیان نیز منتقل میکنند. افراد خودنما برای رسیدن به شهرت هرکاری میکنند در حالیکه شهرت نتیجه نیست و هدفی کاذب است، شهرت یک ساختار توهم اَنگیز است و ربطی با روشنفکر واقعی و اصیل ندارد.
با مطالعه اندیشه روشنفکران مذهبی و غیرمذهبی آن دوره از جمله جلال آل احمد، داریوش آشوری و داریوش شایگان میتوان یک مخرج مشترک در همه آنها دید. در دهه ۴۰ و ۵۰ در یک موقعیت جهانی مصادف با می ۱۹۶۸ قرار داریم که بحران معنویت، معنا و چالش مدرنیته مجددا مطرح شد. در آن زمان معنویتگرایی و عرفان نه فقط در ایران بلکه در جهان در جریان است.
حجتالاسلام و المسلمین مهدویزادگان در نشست «پرسش از امر دینی در جهان معاصر» گفت: دین مورد نظر آقای عبدالکریمی خودبنیاد و خودبسنده است که همان هم به پایان خود رسیده، چون اصلا زاده نشده است. دین مورد نظر ایشان زاده نشده است و دوستان روشنفکر باید مقداری با دین و سخن خداوند درگیر شوند و مقداری به فهم آیات قرآن بپردازند.
حتی بسیاری از مسئولین بلندپایه نیز، در این زمینه خودشان فعال بودهاند. سخنرانیها و نوشتههای افرادی همچون مصطفی ملکیان، یوسف اباذری، صادق زیباکلام و دهها شخصیت دیگری که نام روشنفکر را یدک میکشند، در تحقیر ایرانیان امروز یا نفی تمدن تاریخیشان، در همین راستا جای میگیرد؛ هرچند نا آگاهیشان درباره موضوعی که نقد میکنند، از میان اشتباهات فاحششان آشکار است.
مجتهدشبستری پس از دعوت از مراجععظام به مناظره به هیچ یک از نقدهایی که شده جواب مستقیمی نداده است، با توجه به پیشینه این رفتار در میان روشنفکران، به نظر میرسد این جریان از مناظره امتناع داشته باشد.