ترنج

خواستگاری

۱۴۵ مطلب

  • اخیرا رایلی ناگل، گزارشگر و روزنامه‌نگار، درحالی‌که یکی از زانوهای خود را روی زمین گذاشته بود، روی آنتن زنده، از کرنلیا نیکلسون، مجری شبکه خبری تلویزیونی تنسی در آمریکا، خواستگاری کرد.

  • صولت مرتضوی وزیر کار گفت: نرخ امید به زندگی در ابتدای پیروزی انقلاب بین ۵۲-۵۳ سال بوده است. کار بزرگی که این نظام با خدمات رفاهی و درمانی انجام داد بر اساس گزارش‌های تمامی مراکز رسمی داخلی و خارجی از جمله سازمان بهداشت جهانی، نرخ امید به زندگی در ایران بالغ بر ۷۸ سال شده است؛ یعنی تازه نرخ امید به زندگی در ابتدای پیروزی انقلاب بین ۵۲-۵۳ سال بوده است. کار بزرگی که این نظام با خدمات رفاهی و درمانی انجام داد بر اساس گزارش‌های تمامی مراکز رسمی داخلی و خارجی از جمله سازمان بهداشت جهانی، نرخ امید…

  • پدر وقتی دخترش را در اتاق مشاوره دید آرام شد و شروع به صحبت کرد و گفت: دخترم آبروی چندین ساله ما را برد، برایش از هر لحاظ که تصور کنید، هیچ چیز کم نگذاشتیم، اما همین دختر بدترین بلا را بر سرمان آورده طوری که از هرچیزی ناامیدمان کرده است و نمی‌دانیم چطور با او برخورد کنیم.

  • متهم با ایجاد صفحه جعلی زندگی زوج جوانی را به هم ریخت.

  • استاندار فارس در واکنش به این اتفاق از برخورد قاطع با لاابالی گری، رفتارهای سازمان یافته و هنجار شکنانه در شیراز و سراسر استان خبر داد.

  • در بین دو نیمه یک مسابقه فوتبال در مکزیک مراسم خواستگاری برگزار شد، اما موفقیت آمیز نبود.

  • مینا به یاد روز آشنایی اش با فرهاد افتاد. خسته بود. پدر جلوی پسر جوانی که به خواستگاری اش آمده بود، بدجوری با او رفتار کرده بود. پدر به خواستگار گفت: مینا خیلی دست و پا چلفتی است. عرضه هیچ کاری را ندارد. اصلاً شعور ندارد. این دختر دایم استراحت می‌کند. او ادامه داد: من دلم نمی‌خواهد پسر مردم را بدبخت کنم. من دلم نمی‌خواهد مردم پشت سرم فحش بدهند.

  • تصویری دیدنی از ترفند عجیب یک مرد برای خواستگاری از دختر مورد علاقه‌اش در ورزشگاه را ببینید.

  • مرد جوان می‌گوید: تصورم بر این بود که همسرم از بالا به من نگاه می‌کند و تحصیلاتش را به رخم می‌کشد و از ازدواج با من پشیمان است. به همین دلیل همواره سعی می‌کردم او را نزد دیگران تحقیر کنم و به تمسخر بگیرم.

  • زن گفت: من به دلیل لجبازی و عصبانیت قرص‌ها را خوردم که حالم بد شد و او از ترس مرا به خانه پدرم برد و رها کرد آن‌ها هم مرا به بیمارستان رساندند و از مرگ نجات یافتم با وجود این خانواده‌ام وضعیت مرا درک نمی‌کردند و حرف هایم را باور نداشتند. آن‌ها مرا مقصر می‌دانستند به گونه‌ای که پدرم مرا کتک زد و نفرین‌های مادرم نیز شروع شد.

تبلیغات