فرزند ارشد شهید سلیمانی و عضو شورای شهر تهران گفت: «حاج قاسم خیلی دیربهدیر میآمدند و من هم خیلی بچه بودم. عموهای زیادی اطراف ما بودند، منظورم دوستان بابا هست و از طرف دیگر، ایشان را هم دیربهدیر میدیدیم. وقتی من به ایشان میگفتم عمو، ایشان ناراحت میشد و میگفت از من چه توقعی دارید؟ نظارهگر باشم؟ بیخیال باشم؟ تاجر باشم؟ نه من نمیتوانم اینگونه زندگی بکنم.»