نقد و بررسی انیمیشن «GOAT»
انیمیشن «گوت» با روایت تلاش یک بز کوچک برای درخشش در لیگ حیوانات بزرگ، داستانی پرانرژی و الهامبخش درباره پشتکار و کار تیمی ارائه میدهد.
فرارو- در دنیایی که ستارههای ورزشی به اسطورههای فرهنگی بدل شدهاند، این اثر فانتزی با ترکیب طنز، رنگ و هیجان، رویای صعود از حاشیه به قله را برای مخاطبان جوان به تصویر میکشد.
به گزارش فرارو به نقل از هالیوود ریپورتر، انیمیشن جدید سونی پیکچرز انیمیشن با عنوان «گوت» (GOAT) تلاشی سرگرمکننده و پرانرژی در ژانر ورزشی-خانوادگی است که با بهرهگیری از صداپیشگان شناختهشدهای چون کیلب مکلافلین، استفن کری و گابریل یونیون، قصهای الهامبخش درباره رویا، پشتکار و کار تیمی روایت میکند.
این فیلم با نگاهی فانتزی به دنیای ورزش حرفهای، داستان بزی کوچک را به تصویر میکشد که میخواهد در لیگ بزرگان بازی کند. لیگی که مملو از حیوانات عظیمالجثه است. عنوان فیلم نیز بازی زبانی هوشمندانهای دارد: «GOAT» هم به معنای بز است و هم در فرهنگ عامه به «بهترین تمام دوران» (Greatest Of All Time) اشاره دارد.
داستان از جایی آغاز میشود که ویل، بزی خردسال، مسابقهای از ورزش خیالی «رواربال» را تماشا میکند؛ ورزشی شبیه بسکتبال اما با قوانین آزادتر و پرهیجانتر که میان حیوانات برگزار میشود. او همانجا به مادرش با صداپیشگی جنیفر هادسن اعلام میکند که میخواهد در آینده بازیکن حرفهای شود. این آرزو در نگاه اول ساده به نظر میرسد، اما در دنیایی که ستارههای ورزشی قراردادهای چندمیلیوندلاری میبندند و رقابت بیرحمانه است، رسیدن به چنین هدفی برای بزی کوچک چندان آسان نیست.
الهامبخش این داستان، مسیر حرفهای استفن کری، ستاره نامدار بسکتبال آمریکا، بوده است؛ بازیکنی که با وجود تردیدهای اولیه درباره قد و جثهاش، به یکی از چهرههای ماندگار این ورزش بدل شد. کری در این پروژه علاوه بر تهیهکنندگی، صداپیشگی یکی از شخصیتها را نیز بر عهده دارد. فیلم در ادامه با جهشی زمانی، ویل نوجوان را نشان میدهد که همچنان با سماجت در پی تحقق رؤیایش است. صداپیشگی این نقش را کیلب مکلافلین، بازیگر سریال «چیزهای عجیب» (Stranger Things)، انجام داده است.
ویل شیفته جت فیلمور است؛ پلنگی پرزرقوبرق و ستاره تیم محلی «واینلند تورنز» که گابریل یونیون صداپیشگی او را بر عهده دارد. جت بازیکنی بااستعداد است، اما تیمش چندان موفق نیست. تورنز فصلهای متوالی را با شکست پشت سر گذاشته، تا حدی به این دلیل که جت بیش از حد توپ را در اختیار خود نگه میدارد و روحیه تیمی چندانی ندارد.
ویل که برای گذران زندگی به عنوان پیک غذا کار میکند، بهطور اتفاقی وارد یک بازی خیابانی با یک اسب حرفهای آندلسی به نام مین اترکشن میشود؛ شخصیتی قدرتمند با صداپیشگی آرون پیر. هرچند ویل در این مسابقه شکست میخورد، اما مهارت و جسارتش توجهها را جلب میکند و بهسرعت در شبکههای اجتماعی به پدیدهای محبوب بدل میشود. این شهرت ناگهانی باعث میشود مالک تیم تورنز، فلو با صداپیشگی پرانرژی جنیفر لوئیس که به دنبال جلب توجه رسانههاست، او را به تیم دعوت کند. تصمیمی که جت چندان از آن خوشنود نیست.
ورود ویل به تیم با تمسخر همراه است. او در میان بازیکنانی که همگی «بزرگ» محسوب میشوند، بسیار «کوچک» است. همتیمیهایش شامل شتریمرغی معتاد به شبکههای اجتماعی، اژدهای کومودویی با لهجهای عجیب، زرافهای که شور و شوقش به بازی را از دست داده و کرگدنی است که پس از پدر شدن، پرخاشگری طبیعیاش را مهار کرده. هدایت این تیم ناموفق را نیز میمونی پوزهدراز با صداپیشگی پتن اسوالت بر عهده دارد که سخنرانیهای انگیزشیاش بیشتر به جلسات مشاوره شباهت دارد تا تاکتیکهای ورزشی.
خط داستانی فیلم برای مخاطبان بزرگسال قابل پیشبینی است: آیا ویل میتواند به جت بیاموزد که روحیه تیمی داشته باشد؟ آیا تورنز بر مشکلاتش غلبه کرده و قهرمان میشود؟ پاسخ مثبت است، اما جذابیت فیلم نه در مقصد، بلکه در مسیر رسیدن به آن نهفته است. طراحی بصری فیلم یکی از نقاط قوت اصلی آن به شمار میرود. استادیومها و زمینهای بازی بر اساس زیستبومهای مختلف طراحی شدهاند: «غار» با قندیلهایی که از سقف فرو میریزند، «دوزخ» بر فراز آتشفشانی فعال، «کرایوسفر» یخی که مسابقه زیر نورهای شفق قطبی برگزار میشود و محیطهای خلاقانه دیگر که هرکدام به تجربهای بصری متفاوت میانجامند.
سبک انیمیشن پرشتاب و پرتحرک فیلم شباهتهایی به آثار موفق «اسپایدرورس» سونی دارد و برای مخاطبان کودک و نوجوان بسیار هیجانانگیز است، هرچند ممکن است برای برخی بزرگسالان کمی فرساینده باشد. جلوههای رایانهای خیرهکنندهاند و دنیای حیوانات انسانواره با رنگها و طراحیهای متنوع، فضایی زنده و پرجنبوجوش خلق میکند. با این حال، فیلمنامه در مقایسه با کیفیت بصری، سادهتر و کلیشهایتر است. شوخیهایی درباره ویدئوهای هیپهاپ یا فیلمهای تبلیغاتی ورزشی گاه هوشمندانهاند، اما در کنار آنها جملات شعاری نیز به گوش میرسد. مانند زمانی که ویل با افتخار میگوید: «وقتی ارادهای باشد، راهی هم هست!»
از نظر صداپیشگی، فیلم عملکردی یکنواخت و قابل قبول دارد. علاوه بر بازیگران اصلی، چهرههای ورزشیای چون انجل ریس، کوین لاو و دواین وید نیز حضور افتخاری دارند. یکی از برجستهترین اجراها متعلق به وین نایت در نقش صاحبخانه ویل است. همستری که با زاد و ولد بیپایان فرزندانش دستوپنجه نرم میکند و لحظات کمیک دلپذیری رقم میزند.
در مجموع، «گوت» انیمیشنی است سرگرمکننده که با وجود داستانی قابل پیشبینی، از طریق طراحی بصری خلاقانه، شخصیتهای رنگارنگ و پیامهایی درباره پشتکار و اهمیت کار تیمی، مخاطبان جوان را جذب میکند. فیلم بیش از آنکه در نوشتار درخشان باشد، در تصویر و انرژی موفق است. اثری که شاید برای بزرگسالان عمق چندانی نداشته باشد، اما برای نسل جوان، روایتی الهامبخش از غلبه بر محدودیتها ارائه میدهد.