آیا می توان بدون تجربه عوارض داروهای ضدافسردگی را قطع کرد؟
پزشکان دریافتند که موثرترین روش برای قطع دارو، کاهش بسیار آرام دوز مصرفی (Tapering) به همراه نظارت مستمر یک متخصص سلامت روان مانند روانپزشک است.
قطع مصرف داروهای ضد افسردگی همواره یکی از چالشبرانگیزترین مراحل درمان برای بیماران مبتلا به اختلالات خلقی بوده است. بسیاری از افرادی که تلاش میکنند مصرف این داروها را متوقف کنند، با عوارض جانبی شدیدی مواجه میشوند که زندگی روزمره آنها را مختل میکند. اکنون نتایج یک پژوهش گسترده که در نشریه تخصصی The Lancet Psychiatry منتشر شده، مسیر روشنتری را برای پایان دادن به مصرف این داروها بدون تجربه فروپاشی جسمی و روانی ارائه داده است.
کاهش تدریجی همراه با حمایت تخصصی
محققان پس از بررسی دقیق سوابق پزشکی بیش از ۱۷ هزار فرد در قالب ۷۵ مطالعه مختلف، به این نتیجه رسیدهاند که موثرترین روش برای قطع دارو، کاهش بسیار آرام دوز مصرفی (Tapering) به همراه نظارت مستمر یک متخصص سلامت روان مانند روانپزشک است. این یافتهها نشان میدهند که با استفاده از این رویکرد، خطر بازگشت بیماری در ۲۰ درصد از بیماران کاهش مییابد و به آنها اجازه میدهد بدون وابستگی به داروهای تجویزی، زندگی عادی خود را از سر گیرند.
دکتر دبورا زاکولتی، یکی از نویسندگان این مطالعه، تأکید کرده که اگرچه داروهای ضدافسردگی در پیشگیری از عود بیماری موثر هستند، اما نباید به عنوان یک درمان مادامالعمر برای همه افراد در نظر گرفته شوند. این داروها نه تنها برای درمان افسردگی، بلکه برای طیف وسیعی از اختلالات از جمله اضطراب، وسواس فکری-عملی (OCD) و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) تجویز میشوند.
مکانیسم داروها و خطرات قطع ناگهانی
بسیاری از داروهای پرمصرف مانند مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs) با افزایش سطح سروتونین یا همان «هورمون خوشحالی» در مغز عمل میکنند. کریستین ویلونگ، از انجمن افسردگی فرانسه، معتقد است که هرگونه تغییر یا کاهش در میزان این داروها به سرعت باعث ایجاد اضطراب در بیمار میشود. مشکل اصلی اینجاست که در بسیاری از نظامهای درمانی، راهنمای دقیقی برای نحوه قطع دارو وجود ندارد و بیماران پس از پایان دوره درمان بدون پیگیری رها میشوند.
دادههای این پژوهش نشان میدهند افرادی که مصرف دارو را به طور ناگهانی متوقف میکنند، با ریسک ۴۰ درصدی بازگشت بیماری مواجه هستند. در مقابل، کسانی که دوز مصرفی را به تدریج کاهش داده و همزمان از جلسات رواندرمانی یا حمایتهای روانپزشکی بهره بردهاند، خطر بازگشت بیماری را تا ۵۰ درصد کاهش دادهاند. این میزان از موفقیت تقریباً با اثربخشی ادامه مصرف دارو بدون حمایت روانی برابری میکند.
عوارض جانبی و ضرورت بازنگری در پروتکلها
گزارشهای رسمی حاکی از آن است که قطع نادرست دارو میتواند منجر به سرگیجه، سردرد، بیخوابی، حالت تهوع، مشکلات گوارشی و تحریکپذیری شدید شود. همچنین، برخی از بیماران از عوارض طولانیمدت مانند اختلالات جنسی، کاهش میل جنسی و حتی تغییرات خلقی پایدار شکایت دارند. در برخی موارد، بیماران گزارش دادهاند که مصرف طولانیمدت این داروها باعث شده که احساس کنند هویت شخصیشان تحت تأثیر قرار گرفته و روابط عاطفیشان تخریب شده است.
پروفسور جیووانی استوزی از دانشگاه ورونا معتقد است که نتایج این تحقیق باید منجر به بهروزرسانی دستورالعملهای بالینی در سطح جهانی شود. او تأکید دارد که پزشکان باید به طور منظم وضعیت بیماران را بررسی کنند و برای کسانی که احساس بهبودی میکنند و مایل به قطع دارو هستند، برنامههای شخصیسازی شده برای کاهش تدریجی دوز و حمایتهای ساختارمند روانی تدوین کنند.
نگاه منتقدان و محدودیتهای تحقیق
با وجود استقبال برخی از کارشناسان مانند دکتر آلبرتو اورتیز لوبو که معتقد است این مطالعه به بیمار کمک میکند تا استقلال و عاملیت خود را بر احساساتش دوباره به دست آورد، برخی دیگر از متخصصان همچنان با احتیاط برخورد میکنند. دکتر جاناتان هنسلر، متخصص سلامت روان مبتنی بر شواهد، هشدار میدهد که بهترین نتایج درمانی همچنان در استراتژیهایی دیده میشود که درمان دارویی را حفظ کردهاند. او اشاره میکند که در حال حاضر هر دو روش درمان دارویی و رواندرمانی در ظرفیت شفابخشی کامل با محدودیتهایی روبرو هستند و ترکیب آنها همیشه و برای همه بیماران به راحتی در دسترس نیست. همچنین، کوتاه بودن دوره پیگیری در این مطالعه (حدود یک سال) باعث شده تا برخی متخصصان درباره نتایج طولانیمدت آن با تردید صحبت کنند.
در نهایت، واقعیت بالینی نشان میدهد که بسیاری از بیماران پس از بهبودی، ماهها یا حتی سالها به مصرف دارو ادامه میدهند که این امر منجر به عوارض مزمن و تغییرات عصبی در مغز میشود که قطع دارو را سختتر میکند.