
در خصوص تجربه فروش در دوران تحریمی باید به این نکته دقت کنیم؛ زمانی که ما میتوانستیم یک و نیم میلیون بشکه نفت صادر کنیم، بایدن خود را به ندیدن زده بود و به اصطلاح چشم خود را روی این صادرات بسته بود؛ اما اکنون شرایط تغییر کرده است و حفرههای تحریم مدام رصد و بسته میشود. ضمن این که در دوران بایدن، تمایلی به بستن حفرهها نبود، اما اکنون این تمایل وجود دارد. من نمیگویم صادرات واقعا به صفر میرسد، اما کاهش صادرات ما در سطح پایین دردی از اقتصاد را دوا نمیکند و در تأمین بودجه سال آتی با مشکلاتی مواجه خواهیم شد. این را هم به یاد داشته باشیم که چین مثل همه کشورها، بر مبنای منافع اقتصادی خود کار میکند و نه با کسی پدرکشتگی و نه رابطه صمیمانه ذاتی دارد. چین روی منافع خود تصمیم میگیرد نه روی دوستی با ایران.
فرارو- نزدیک شدن دیدگاه ترامپ و پوتین درخصوص مسأله جنگ اوکراین، بازتابهای گوناگونی در عرصههای سیاسی و اقتصادی دارد. یکی از این بازتابها از دید کارشناسان سیاست خارجی، در حوزه روابط روسیه و ایران خواهد بود.
به گزارش فرارو، یکی از مهمترین پرسشهای این روزها این است که با آب شدن یخها در روابط مسکو و واشنگتن، آیا میزان تحریم ها، به ویژه تحریمهای نفتی اعمال شده علیه مسکو کاهش پیدا خواهد کرد؟ این ایده را یورونیوز در گزارشی مورد بررسی قرار داده و مدعی شده است که با توجه به تمایل روسیه برای افزایش همکاری بین آمریکا، روسیه و عربستان سعودی در بخش انرژی و برنامه ترامپ برای اعمال سیاست فشار حداکثری دو علیه صادرات نفت ایران، شرایط برای ایران در بازار جهانی انرژی بهویژه پس از آتشبس احتمالی در اوکراین سختتر خواهد شد.
با توجه به این شرایط، پرسشهایی در خصوص جایگاه ایران در حوزه فروش نفت و میزان رقابت احتمالی ایران و روسیه در بازارهای منطقهای و بین الملل مطرح است. دکتر «هاشم اورعی»، استاد تمام دانشگاه صنعتی شریف و رئیس اتحادیه انرژی در گفتوگو با فرارو به این پرسشها پاسخ داده است:
رئیس اتحادیه انرژی به فرارو گفت: «اگر واقع بینانه به بازارهای انرژی نگاه کنیم، حتی در دو الی سه سال اخیر هم روسیه، عملا ما را از بازار انرژی بیرون رانده بود. به این دلیل که روسیه نیز تحت تحریم قرار داشت و ناچار بود تخفیفهای زیادی به خریداران نفت خود ارائه دهد. در نتیجه روسیه نفت و گاز خود را از اروپا، به سمت چین و هندوستان آورد. اینها همان خریداران اصلی نفت ایران بودند؛ چرا که به علت تحریمها نمیتوانستیم نفت کشور را به اروپا بفروشیم و در نتیجه وقتی روسیه تحریم شد، در رقابت مستقیم با نفت ایران قرار گرفت و به نوعی ایران را از صحنه انرژی جهان به سمت بیرون میراند و اکنون مدت هاست که روسیه رقیب ما در حوزه انرژی است. طی سالهای اخیر، شرایط صادرات ما چندان مساعد نبود یا به عبارتی محدود بود. اکنون هم ترامپ اعلام کرده هدف نهایی او به صفر رساندن صادرات نفت ایران است. نزدیک شدن روسیه و ایالات متحده نیز میتواند به عنوان یکی از اهرم های ترامپ برای کاهش صادرات ایران مورد استفاده قرار گیرد.»
وی افزود: «صادرات ما به چین تا پیش از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، حدود یک میلیون و پانصد هزار بشکه در روز بود و در نتیجه پالایشگاههای کوچک خصوصی به راه افتاد؛ اما آخرین دادههای شرکت اطلاعاتی کپلر نشان میدهد این رقم به ۸۵۰ هزار بشکه در روز رسیده است. به نظر میرسد حفرههای تحریم به شدت در حال رفو شدن است. همینطور تحریمهای جدید علیه کشتیها و شرکتهای نفتی همکار با ایران اعمال شده است. قانون مصوب سنا موسوم به قانون «SHIP Act» که با هدف جلوگیری از صادرات نفت ایران مورد استفاده قرار میگیرد، در دوران ریاست جمهوری بایدن اجرا نشد؛ اما ترامپ به محض ورود به کاخ سفید این قانون را امضا و ابلاغ کرد. این قانون به این معناست که هر کشتی که نفت ایران را منتقل کند، تحریم میشود و هر بندری که اجازه تخلیه نفت ایران را بدهد نیز تحریم میشود. بنابراین، اکنون و با اجرایی شدن این قانون، مقدار زیادی از نفت ایران در آبهای آزاد سرگردان است. به عنوان نمونه یک کشتی نفت ایران، حدود چهار ماه است، روی آب میچرخیده و هیچ بندری آن را قبول نمیکرده تا حدی که کرایه این کشتی تا همین دو هفته پیش، ۴۵۰ میلیون دلار شده بود. یعنی یک و نیم میلیارد دلار ارزش نفت روی کشتی و ۴۵۰ میلیون دلار، هزینه جا به جایی این نفت است. دوستی روسیه با آمریکا، قطعا و حتما به سختتر شدن و حادتر شدن چنین شرایطی منتهی میشود.»
این استاد تمام دانشگاه شریف در ادامه گفت: «روسیه تولید کننده بزرگی است. ظرفیت صادرات ما در بهترین حالت دو میلیون بشکه است؛ در حالی که روسیه، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام تولید میکند؛ بنابراین ما توان رقابت با روسیه را نخواهیم داشت و اگر روسیه با آمریکا توافق کند، ما تحریم خواهیم ماند؛ اما روسیه از تحریمها رها میشود، یا تحریمها سبکتر میشود. با توجه به این شرایط من در سال آتی، وضعیت را برای صادرات نفت کشور، بسیار سخت و نامطلوب میبینم. بخش عمدهای از بودجه کشور ما روی صادرات نفت و میعانات و بخش دیگر آن بر درآمدهای مالیاتی متمرکز است. اگر نفت صادر نکنیم و پولی برنگردد، تجارت و اشتغال کشور و مالیات دهی با اختلال مواجه خواهد شد. یادمان باشد بخشی از بودجه روی مالیات بر درآمد است؛ اما وقتی درآمدی وجود نداشته باشد، مالیاتی هم نخواهد بود. در دور اول ریاست جمهوری ترامپ، صادرات نفت ایران تا حدود ۳۰۰ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرد. اکنون نیز صادرات به شدت پایینتر آمده و در عرض حدود یک ماه به مرز نصف شدن رسیده است. در نتیجه شاید به مرحله ۴۰۰ الی ۵۰۰ هزار بشکه در روز برسیم؛ آن هم با قیمتهای کم، تخفیفهای بالا و کرایههای سنگین کشتی ها.»
وی در خصوص تجربههای تحریمی پیشین ایران و ادامه فروش نفت ایران به چین نیز گفت: «در خصوص تجربه فروش در دوران تحریمی باید به این نکته دقت کنیم؛ زمانی که ما میتوانستیم یک و نیم میلیون بشکه نفت صادر کنیم، بایدن خود را به ندیدن زده بود و به اصطلاح چشم خود را روی این صادرات بسته بود؛ اما اکنون شرایط تغییر کرده است و حفرههای تحریم مدام رصد و بسته میشود. ضمن این که در دوران بایدن، تمایلی به بستن حفرهها نبود، اما اکنون این تمایل وجود دارد. من نمیگویم صادرات واقعا به صفر میرسد. اما کاهش صادرات ما در سطح پایین دردی از اقتصاد را دوا نمیکند و در تأمین بودجه سال آتی با مشکلاتی مواجه خواهیم شد. این را هم به یاد داشته باشیم که چین مثل همه کشورها، بر مبنای منافع اقتصادی خود کار میکند و نه با کسی پدرکشتگی و نه رابطه صمیمانه ذاتی دارد. چین روی منافع خود تصمیم میگیرد، نه روی دوستی با ایران. یادمان باشد که صادرات سالانه چین به آمریکا ۶۰۰ میلیارد دلار است. در نتیجه، بسیار کودکانه است اگر کسی فکر کند چین به خاطر ما ارتباط تجاری خود با آمریکا را قطع کرده و به ارتباط خود با ایران ادامه دهد. در حوزه سرمایه گذاری هم همین است. چین چقدر در ایران سرمایه گذاری کرده است؟ چه بسیار پروژههایی داریم که قرار بوده چین روی آنها سرمایه گذاری کند، اما به جایی نرسیده است و در حد حرف باقی مانده است. چین به هیچ عنوان در ایران سرمایه گذاری پرریسک نمیکند. ایران یک کشور پرریسک است. فضای سرمایه گذاری در ایران نیز ملتهب است. فقط چین نیست که از سرمایه گذاری گسترده در ایران ابا دارد. مگر قرار نبود هند با سرمایه گذاری گسترده در ایران، بندر چابهار را به یک بندر بین المللی تبدیل کند؟ در کمال تأسف، چند روز قبل خبر آمد که هند از این سرمایه گذاری کنار کشیده است.»