جنایتهایی که الهامبخش شدند!
جنایات واقعی تنها از راه تجربه شخصی نویسنده به داستانها راه نیافتهاند، نویسندگانی با تخیلی نیرومند واقعهای غیرشخصی را برگرفتهاند و آن را فراتر از مرزهای محدود واقعیت پر و بال داده اند. در آثاری از این دست، جرایم بسیار هولناکی به وقوع میپیوندد. این جنایات، چون به داستان درمیآیند حتی دلآزارتر میشوند و هول و هراسشان در ذهن جاگیر میشود. در این گزارش درباره پنج جنایت میخوانید که الهام بخش آثاری داستانی شدند؛ داستانهایی که به کار نازک دلان نمیآید!
لیائو نخستین نویسندهای نیست که جنایت هولناکی مرتکب شده و بعد آن را در داستانش آورده است. در سال ۱۹۹۱ نویسنده هلندی ریچارد کلینکهامر زنش را کشت و بعد نسخه آماده چاپ کتابی دهشتناک را به ناشرش فرستاد که به انگلیسی با عنوان چهارشنبه، روز چرخ کردن ترجمه شده است. البته برای زیرعنوان این کتاب عبارت ۷ راه برای کشتن همسرت نیز مناسب بود.
اما جنایات واقعی تنها از راه تجربه شخصی نویسنده به داستانها راه نیافتهاند، نویسندگانی با تخیلی نیرومند واقعهای غیرشخصی را برگرفتهاند و آن را فراتر از مرزهای محدود واقعیت پر و بال داده اند. در آثاری از این دست، از کتاب سترگ ترومن کاپوتی در کمال خونسردی گرفته که براساس رویدادی واقعی است، تا داستانهای پرفروش در سطح جهانی همچون اتاق نوشته، اما داناهیو و دختران به قلم، اما کلاین، جرایم بسیار هولناکی به وقوع میپیوندد. این جنایات، چون به داستان درمیآیند حتی دلآزارتر میشوند و هول و هراسشان در ذهن جاگیر میشود.
در ادامه درباره پنج جنایت میخوانید که الهام بخش آثاری داستانی شدند؛ داستانهایی که به کار نازک دلان نمیآید:
کوکب سیاه
نام اصلی او الیزابت شورت بود. هنگامی که بدن قطعه قطعه شده اش را در قطعه زمینی متروک در لس آنجلس در ژانویه ۱۹۴۷ پیدا کردند، تنها ۲۲ سالش بود. پیکرش از کمر به دو نیم و بدنش از خون خالی شده بود. مادر جوانی که این جسد سلاخی شده دلخراش را یافت، خیال کرد عروسک مانکنی است که بر زمین افتاده است.
خشونت در گریت وارلی
آرتور کانن دویل نامههای بسیاری از طرفدارانش دریافت میکرد. برخی از آنان دویل را با شرلوک هلمز اشتباه میگرفتند و از او برای حل معماها یاری میطلبیدند. در نخستین دهه قرن بیستم وکیلی به نام جرج ادالجی پس از این که سه سال از محکومیت حبس با اعمال شاقه را گذراند آزاد شد. جرم او بر اساس حکم دادگاه قطع دست و پای اسبها و رمهها و ارسال نامههای آزارنده بیامضا برای پدر و مادرش بود. ادالجی که اصرار داشت بی گناه است، از دویل برای اثبات بی گناهیش کمک خواست. نویسنده به این نتیجه رسیده بود که رنگ پوست این مرد نقشی در گرفتاری او دارد و پلیس علیه او، که پدرش هندی بود، توطئه کرده است.
ناپدیدشدن پائولا جین ولدن
در نخستین روز دسامبر ۱۹۴۶ دختر ۱۸ سالهای هنگام پیاده روی در لانگ تریل ورمونت ناپدید شد. پائولا جین ولدن، دانشجوی سال دوم کالج بنینگتون، دختر مردی طراح بود که به سبب طراحی تزیینی مخلوطکن کوکتل شهرتی به هم زده بود. جین در بعدازظهر سرد روز یکشنبه تصمیم گرفت در این مسیر جنگلی و کوهستانی به گشت و گذار برود. او نتوانست هیچ یک از دوستانش را با خود همراه کند و به تنهایی رهسپار شد؛ نه کیفی با خود برد و نه پول اضافهای. وقتی جین به خوابگاه برنگشت به رییس پلیس منطقه مراجعه کردند. البته اندکی بعد از او به سبب ضعف در عملیات تحقیق انتقاد شد.
درباره این پرونده فرضیههای متعددی مطرح است، سقوط از پرتگاه، فراموشی یا خودکشی پائولا و حتی قتل. اما در عمل هرگز هیچ جسدی پیدا نشد. بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۰ دست کم چهار نفر دیگر در آن منطقه ناپدید شدند و هیچ توضیحی برای این وقایع در دست نبود. رمز و راز این ماجراها تخیل شرلی جکسن نویسنده را که شوهرش نیز در کالج بنینگتون تدریس میکرد برانگیخت. جلاد رمان اسرارآمیز او که در ۱۹۵۱ منتشر شد، از ماجرای ناپدید شدن جین ولدن الهام گرفته است. جکسن همچنین داستان کوتاهی نوشت به نام دختر گمشده و در آن دوباره به همین موضوع پرداخت. در اقتباسی جدید در سال ۲۰۱۴ سوزان اسکاف مرل رمانی به نام شرلی منتشر ساخت که هم با پرونده ولدن در پیوند است و هم شرلی جکسون را به داستان وارد میکند.
هری پاورز به جرم کشتن زنان برای تصاحب پولهایشان به دار آویخته شد. او به آگهیهای قربانیهایش در روزنامهها که در جستجوی رابطه بودند پاسخ میداد
این بار فقط به یک قاتل نمیپردازیم، بلکه با سارق اجساد هم سر و کار داریم. در۱۹۵۷ تئودور ادوارد گین، اهل ویسکانسین دستگیر شد. گین در ۱۹۸۴ در حالی که در یک موسسه روانپزشکی زندانی بود مرد، اما ماهیت بیمارگونه جنایاتش در دوران پیش از بازداشت، سبب شد که پس از مرگش نیز همچون هیولایی مردهآزار در فرهنگ عمومی ادامه حیات دهد.
پاورز زن کش
هری پاورز قاتل زنجیرهای دهه ۱۹۳۰ در میان آگهیهای عشاق دلشکسته در روزنامهها به دنبال قربانیانش میگشت. میخواست از زنان ناکام در عشق دل برباید و بعد آنها را بکشد و پولشان را به جیب بزند. زن بیوهای به نام استا اگر و سه فرزندش از پارک ریج در ایلینوی از قربانیان او بودند.
او یکی از نخستین قاتلانی به شمار میآید که- پیش از مجازاتش- به یک پدیده رسانهای جنجالی وهیجانآور بدل شد. اشیا و آثار ناخوشایندی را که از کلبه محل وقوع جنایت پاورز به دست آمده بود در خیابانها میفروختند. جین آن فیلیپس نویسنده بر اساس این پرونده رمانی به نام کوایت دل نوشت و در سال ۲۰۱۳ منتشر کرد.