عباس عبدی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در روزنامه هممیهن در یادداشتی با عنوان «راهحلتان چیست؟ اعلام کنید»، به نقد و بررسی اظهارات مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در ۱۷بهمن در دیدار از وزارت راه و شهرسازی پرداخته است.
او در این زمینه نوشت: این یادداشت را در روز ۱۸بهمن نوشتم تا شنبه ۲۰بهمن منتشر کنم، ولی، چون مقارن با سخنرانی ۱۹بهمن مقام رهبری شد، از انتشارش صرفنظر کردم تا دچار تعبیر دیگری نشود. اکنون که از آن تاریخ یک هفته گذشته، آن را منتشر میکنم.
آقای پزشکیان چهارشنبه ۱۷بهمن در دیدار از وزارت راه و شهرسازی نکاتی را گفتند که لازم است نقد شود، چون این خطر وجود دارد که پس از این نیز شاهد تکرار مکرر این گونه سخنان باشیم. (در همین ۱۰ روز گذشته نیز مواردی از تکرار بود) من سعی میکنم ابتدا سخنان را نقل و سپس نقد کنم.
۱- ایشان گفتند که: «ما باید بتوانیم کشورمان را به عزت و سربلندی که برازنده مردم ماست، برسانیم. ما کشور قدرتمندی هستیم و ذخایر و منابعی که داریم در دنیا استثنایی است و با این ذخایر اینگونه زندگی کردن اصلاً قابل قبول نیست. مقصر هم ما هستیم؛ شخص دیگری نیست.»
کلیت این حرفها درست است. ولی درباره «قدرتمندی» باید با دقت بیشتری سخن گفت. بله ما قدرتمند هستیم؛ ولی این قدرتمندی ما از دو جهت مخدوش است. اول از حیث ادعاهایی که داریم. دوم از حیث به فعلیت درآوردن ظرفیتهای قدرتمند شدن ما. همانطور که گفتهاید منابع ایران بسیار زیاد است. مهمتر آنکه منابع انسانی خوبی داریم. آقای پزشکیان بهتر از همه میتواند درباره نیروی انسانی بخش سلامت نظر دهد و وضع ما را با جهان مقایسه کند. نیروی انسانی بخشهای دیگر از جمله صنعت و خدمات هم کمابیش در همین سطح هستند.
پس مسئله چیست که وضع زندگی مردم را قابلقبول نمیدانید؟ مقصر کیست؟ اصلاً دنبال مقصر نباشید. ماهیت تقصیر چه بوده که شما میخواهید آن را تغییر دهید؟ حداقل چند خط و جمله دراینباره سخن گفته شود. تقصیر همان عدم باور و التزام به شرایط حکمرانی خوب است و طبعاً مقصران هم از همین طریق معلوم میشوند. خُب! شما بهعنوان یک مسئول چه نوع حکمرانی خوبی را توصیه و اجرا میکنید که از حکمرانی نادرست پیشین متمایز شود؟ بهطوریکه تامینکننده رشد اقتصادی و رفاه عمومی باشد. لازم است که دراینباره توضیح داده شود. حتماً به یاد دارید که در انتخابات و در مناظرات درباره تحریم چه نظراتی ابراز داشتید؟ خوشبختانه شما که اهل دروغ نیستید. آن نظرات هم که نادرست نبود. ولی اکنون چه نظری دارید و مهمتر از آن، چه اقدامی خواهید کرد؟
۲- ایشان در ادامه گفتند که: «آمریکا میگوید ما تحریم میکنیم، اما اگر ما همین منابع خود را مدیریت کنیم و با همسایگان خود درست کار کنیم و تعامل داشته باشیم مگر میشود کشوری که ۱۵دوست و کشور همسایه دارد، به این راحتی تحریم کرد؟»
بهطور کلی، سیاست و مدیریت امور بر محور «اگر» تداوم ندارد. اول اینکه «مدیریت کنیم» یعنی چه؟ اینها سخنان کلی است. خُب؛ قبلیها هم مدیریت میکردند که به اینجا رسیدیم؟ اگر آنان مدیریت نکردند، دقیق بفرمایید کجای کارشان ایراد داشته که شما آن کار را نخواهید کرد؟ این حرف را رؤسای جمهور قبلی و قبلی و قبلی هم میزدند و نتیجه را اکنون میبینیم. بهعلاوه، گرچه همسایگان مهم هستند که متاسفانه تقریباً با اکثرشان مسئله داریم، ولی بر فرض که با همه آنها خوب باشیم؛ مگر این کار بهتنهایی راهحل توسعه کشور است؟
اصلیترین کشورهای جهان با ایران همسایه نیستند. از چین و هند و اندونزی و ژاپن در آسیا گرفته تا کل اروپا و آمریکای شمالی و مرکزی و جنوبی و استرالیا. عقل سلیم که کشور را در بند چند همسایه نمیکند. بهعلاوه ۱۵کشور که هیچ، ۳۰کشور هم همسایه باشند تحریم شدنی است. همچنان که عراق بهعنوان نزدیکترین کشور به ایران، تابع مقررات تحریمها است. اگر آنگونه که میگویند، ترامپ معافیتهای موردی عراق را از تحریم ایران لغو کند، این بهترین همسایه ایران تبعیت و از خرید گاز و برق اجتناب خواهد کرد.
اگر تحریمهای شورای امنیت برگردد، روسیه و چین هم تبعیت خواهند کرد. این رویکرد و سخنان شما در تقابل با آنچه بود که در انتخابات گفتید و صداقت (بزرگترین سرمایه شما که هنوز باورم به آن زایل نشده است) حکم میکند که یا بگویید اشتباه کردید که پیشتر آنها را گفتید و آنها را صرفاً برای رایآوری گفتید یا امروز مغایر آنها تحلیل نکنید.
۳- رئیسجمهور ادامه داد: «خیال کردند همهچیز ما به نفت وابسته است و میخواهند جلوی آن را بگیرند، اما برای ما و مردم ما مسیرهای بسیار زیادی وجود دارد که هم مشکلات خود و هم مردم را حل کنیم و هم مسیری ایجاد کنیم که ما و همسایگانمان که مسلمان هستیم، باعزت زندگی کنیم.»
موافقم که همه چیزمان وابسته به نفت نیست و قرار هم نیست همه وابسته به نفت باشد. ۲۰درصد وابستگی کافی است که بحران ایجاد کند. شرایط عمومی ما طوری است که امکان ادامه این وضع وجود ندارد. شما هم مدتی دیگر خواهید گفت که نشد یا نمیگذارند. شما اگر نفت نداشته باشید، از همین واردات کالاهای اساسی ناتوان خواهید بود. بخش مهمی از صادرات غیرنفتی ایران وابسته به نفت است.
ظاهراً توجهی به اثرات اصلاح قیمت ارز رسمی ندارید. یک لحظه تصور کنید که مواد غذایی و کالاهای اساسی شما با ارز آزاد بخواهد تامین شود. تصورش هم موجب نگرانی است؛ چه رسد به وقوع آن. ضمناً بهتر است که آقای پزشکیان روی مشاورهها و اطلاعات و گزارشهای رسمی که مسئولین به ایشان میدهند، دقت و بررسی دوباره و مستقل یا اصطلاحاً «دبلچک» کنند. تجربه و اقرار به گزارش نادرست وزارت نیرو برای ایشان باید آموزنده باشد. بیگانگان برای فهم مسائل ایران نیازی به حدس و گمان ندارند که بخواهند «خیال» کنند همهچیز ما وابسته به نفت است.
آمریکاییها و اصولاً هر کشور دیگری که بخواهد میتواند با هزینهای اندک، بفهمد اقتصاد ایران چه وضعی دارد. چون موسسات معتبری هستند که روزانه اقتصاد و سیاست دنیا را رصد میکنند و کشورها و شرکتهای بزرگ و کوچک هم گزارشهای آنان را که مشترک هستند، میخرند و اگر بهتر از خود ما اوضاع ایران را ندانند، بدتر هم نمیدانند. شما هم بهتر است بهجای گزارشهای گمراهکننده دولتی، دستور دهید همانها را برای مطالعه خود تهیه کنید. یکی از دلایل بهتر بودن آن گزارشها، اطلاعاتی است که برای آنها عادی و در دسترس است؛ ولی برای مردم و کارشناسان ما در دسترس نیست. برای مثال، نظرسنجیهای انجام شده در ایران عملاً محرمانه میماند و هنگامی که یک مقام حکومتی یا رئیسجمهور آنها را میخواند، متاسف میشود.
ولی در ادامه، چون اطمینان دارد که منتشر نمیشود، خیالش راحت میشود که، از بیاعتمادی و ناامیدی مردم کسی مطلع نیست! پس بیخیال. درحالیکه بیاعتمادی مردم احساس و نگاه خود مردم است؛ نیازی نیست که مردم را از آن مطلع کنند و یک واقعیت غیرقابلانکار است. بیاعتمادی و ناامیدی مردم مثل آمار ذخیره سوخت و کالا نیست که اگر کم بود و مردم مطلع شوند، هجوم ببرند و بخرند و ذخیره کنند، البته، اگر به همین مورد هم رسیدگی و جبران نشود، دیر یا زود آشکار و مشکلآفرین خواهد شد. درباره تاکید بر مسلمان بودن کشورهای همسایه هم اشتباه جدی وجود دارد.
اولاً مسلمانان بیش از همه یکدیگر را کشتهاند و جنگهای میان خودشان بیشتر است. نمونه آن جنگ عراق علیه ایران و کویت؛ یا جنگ داخلی افغانستان و همین الان هم میان پاکستان و افغانستان و... اتفاقاً در میان همسایگان نیز نزدیکی ما با ارمنستان بیشتر است. اینها ربطی به دین و ایمان کشورها ندارد. اگر هم دارد، اهمیت آن تعیینکننده نیست. راههای رسیدن به زندگی با عزت اتفاقاً التزام به درک درست از عزت است؛ عزتی که تهاجمی و در جهت نفی عزت دیگران تعریف نشود. اولین راه تامین عزت، ارتباط عزتمند با مردم خودمان است. رفع تبعیض میان آنها در استخدام، در حقوق عمومی، در گزینش، در احترام به اراده آنان، در استیفای حقوق عامه، احترام به علم و تجربه بشری، شفافیت و پاسخگویی و. اگر این راهها را برویم مسائل خارجی هم حل میشود و زندگی مردم هم عزتمند خواهد شد.
۴- آقای پزشکیان در ادامه گفت: «با دید بلند اگر جلو برویم، سال آینده مشکلات را با کمک همه و نیز تدبیر رهبری انقلاب حل خواهیم کرد.»
گرچه با رفع تحریم لزوماً مسئله ایران حل نخواهد شد؛ ولی بدون رفع آن نیز حل نمیشود. این حقیقت را در زمان انتخابات مکرر گفتید. با این حرف شما، حالا توپ در زمین سیاست رسمی است. اگر در سال آینده مشکلات بهسوی حل شدن بود، معلوم میشود با دید بلندمدت حرکت کردهاید. اگر نه؛ نتیجه روشن است. آنگونه که در این ششماه حرکت شده، اگر مسائل بیشتر و پیچیدهتر نشود؛ قطعاً بهسوی حل نخواهد رفت. مگر سال آینده قرار است چه اقدامی شود که مشکلات حل شود؟ این خبر خوبی خواهد بود.
آن را زودتر اعلام کنید. فقط یک خبر میتواند این هدف را محقق کند. اصلاح رویکردهای جاری در همه حوزههاست. اگر روند امور در سال آینده مطابق سالهای گذشته و ششماه اخیر باشد، حل مشکلات درونساختاری ممتنع خواهد شد. حل مسائل ایران راهحل فنی و تکنیکی و موردی ندارد. بدون تحول در رویکردهای کلان، آب در هاون کوبیدن است. چون به نهجالبلاغه علاقه دارید؛ به قول امامعلی: «فرصتها را غنیمت شمارید که، چون ابر میگذرند.» سیاست وفاق عالی است؛ ولی توقف در آن فاجعه است. خود دانید.