جنگ ایران؛ پیروزی نظامی آمریکا یا شکست راهبردی؟
آیا اهداف اعلامشده آمریکا در جنگ ایران محقق شدهاند؟
با گذشت چند ماه از آغاز جنگ آمریکا و ایران، واشنگتن با وجود موفقیتهای نظامی، به اهداف راهبردی اصلی خود دست نیافته است. نیروهای مقاومت همچنان فعالاند، توان موشکی و پهپادی ایران بهطور کامل از بین نرفته و برنامه هستهای نیز با وجود آسیبهای جدی، همچنان دارای ذخایر اورانیوم غنیشده است. همزمان، نظارت آژانس بر فعالیتهای هستهای ایران کاهش یافته و تهران توانایی بستن تنگه هرمز را نشان داده است. افزایش هزینههای جنگ، بحران انرژی و مخالفت داخلی، فشار بر دولت ترامپ را تشدید کرده است.
فرارو- جان هالتیوانگر، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل و ستوننویس نشریه فارن پالیسی، در تحلیلی نوشت: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اوایل مارس اعلام کرد ایالات متحده در جنگ با ایران «پیروز شده است»، اما هنوز باید «کار را تمام کند». چند ماه بعد، در حالی که درگیریها در سراسر منطقه تشدید شده و مسیر دیپلماسی نیز متوقف مانده، این «کار» همچنان ناتمام است و چشمانداز روشنی برای پایان آن دیده نمیشود.
به گزارش فرارو به نقل از فارن پالیسی، ترامپ روز چهارشنبه گفت: «امیدواریم به پایان جنگ نزدیک شده باشیم» و مدعی شد ایران به دستیابی به توافق تمایل دارد. با این حال، تحولات میدانی با این خوشبینی همخوانی ندارد و شواهد چندانی نیز از آمادگی تهران برای توافق دیده نمیشود.
ایالات متحده در این جنگ به موفقیتهای نظامی دست یافته، اما در مجموع، این درگیری برای واشنگتن به یک شکست راهبردی تبدیل شده است. جنگ، آسیبپذیریهای مهم ارتش آمریکا را آشکار کرده، نیروهای این کشور را در چند جبهه پراکنده ساخته، تا این مرحله حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار هزینه روی دست آمریکا گذاشته و به شکلگیری بحران جهانی انرژی انجامیده است.
این جنگ در میان رأیدهندگان آمریکایی بهشدت نامحبوب شده و شمار فزایندهای از جمهوریخواهان کنگره نیز به پایاندادن به آن رأی دادهاند. حتی یکی از نمایندگان جمهوریخواه، به دلیل این جنگ، برای استیضاح پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اقدام کرده است.
با وجود این هزینهها، دستاوردهای آمریکا در قبال ایران محدود باقی مانده و در برخی زمینهها، شرایط برای واشنگتن حتی دشوارتر شده است. از توان ایران برای اعمال نفوذ منطقهای از طریق نیروهای همسو گرفته تا توانمندیهای نظامی، قدرت حکومت و وضعیت برنامه هستهای، آمریکا اکنون با محیطی پیچیدهتر روبهرو است.
تهران همچنین نشان داده که میتواند تنگه هرمز را برای مدت طولانی مختل یا مسدود کند؛ قابلیتی که ایران سالها درباره آن هشدار داده بود، اما پیش از این در عمل به نمایش نگذاشته بود.
گریگوری برو، کارشناس ایران و تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا، در گفتوگو با فارن پالیسی گفت: «اگر به فوریه برگردید و ببینید آمریکا در آن زمان اعلام کرده بود که میخواهد چه کاری انجام دهد، غیرقابل انکار است که آمریکا در اهداف اصلی راهبردی خود شکست خورده است.»
نیروهای مقاومت؛ هدفی که محقق نشد
دونالد ترامپ در اواخر فوریه و همزمان با اعلام آغاز عملیات عمده نظامی علیه ایران، گفت هدف آمریکا این است که اطمینان حاصل شود «نیروهای نیابتی دیگر نمیتوانند منطقه یا جهان را بیثبات کنند و به نیروهای ما حمله کنند.»
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز اوایل مارس گفت هدف واشنگتن از بین بردن «توانایی ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش» است. ترامپ یک ماه پس از آغاز جنگ، در سخنرانی تلویزیونی خود خطاب به ملت، اعلام کرد که آمریکا «بهطور نظاممند توانایی ایران برای تهدید آمریکا یا اعمال قدرت در خارج از مرزهایش را از بین میبرد.»
با این حال، شواهد موجود نشان نمیدهد آمریکا به این اهداف دست یافته باشد. تمرکز چندماهه درگیری بر کنترل تنگه هرمز، خود نشانهای از آن است که تهران همچنان توانایی اثرگذاری بر تحولات خاورمیانه و حتی فراتر از منطقه را حفظ کرده است.
نیروهای همسو با تهران نیز ماهها پس از آغاز جنگ، همچنان تهدیدی جدی به شمار میروند و نقش آنها در افزایش قیمت نفت پررنگتر شده است. انصارالله یمن طی ماه جاری دستاوردهای ارضی مهمی در امتداد ساحل دریای سرخ به دست آوردهاند؛ از جمله تصرف شهر بندری مخا و جزایر راهبردی مانند پریم.
در نتیجه، انصارالله عملاً کنترل آبراه حیاتی دیگری، یعنی تنگه بابالمندب، را در اختیار گرفتهاند؛ تنگهای که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و شبهجزیره عربستان را از آفریقا جدا میسازد.
بابالمندب پیش از جنگ نیز یکی از مسیرهای مهم کشتیرانی جهان بود، اما با اختلال در عبور نفتکشها از تنگه هرمز، اهمیت آن بیش از پیش افزایش یافت. تهران و انصارالله طی ماههای گذشته هشدار داده بودند که در صورت ادامه جنگ از سوی آمریکا، بابالمندب نیز ممکن است بسته شود؛ اکنون آنها در موقعیتی قرار گرفتهاند که میتوانند چنین تهدیدی را عملی کنند.
همزمان، انصارالله و عربستان سعودی در حال تبادل آتش هستند و تنشهای قدیمی ناشی از جنگ داخلی یمن، که از سال ۲۰۱۴ آغاز شده بود، بار دیگر شعلهور شده است. این درگیریها پس از آتشبس سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی فروکش کرده بود، اما اکنون نگرانی از بازگشت یمن به یک جنگ داخلی تمامعیار افزایش یافته است.
عربستان سعودی هفته گذشته نیز پس از آسیبدیدن خط لوله نفتی ۷۵۰ مایلی شرق به غرب این کشور در یک حمله پهپادی، فعالیت آن را بهطور موقت متوقف کرد. ریاض نیروهای شیعه در عراق را مسئول این حمله معرفی کرده است. هنوز روشن نیست این خط لوله چه زمانی فعالیت خود را از سر میگیرد.
این خط لوله نفت خام را از شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند و توقف آن، حدود ۴ درصد از عرضه نفت جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
موشکها و پهپادها؛ ادعای نابودی کامل زیر سؤال است
دولت ترامپ جنگ را با هدف نابودی توان موشکی بالستیک و پهپادی ایران نیز آغاز کرد. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در آوریل مدعی شد برنامه موشکی ایران عملاً نابود شده و این کشور «دیگر نمیتواند موشک بسازد». ترامپ نیز ادعا کرد ارتش ایران «بهطور کامل نابود شده است.»
تردیدی وجود ندارد که جنگ آسیب قابلتوجهی به زیرساختها و توان نظامی ایران وارد کرده است؛ با این حال، تداوم حملات موشکی و پهپادی تهران علیه اهدافی در سراسر منطقه نشان میدهد هدف اعلامشده آمریکا محقق نشده و مقامهای آمریکایی دستاوردهای نظامی خود را بزرگنمایی کردهاند.
ارزیابیهای اطلاعاتی نیز با ادعاهای علنی دولت ترامپ درباره میزان تضعیف توان نظامی ایران همخوان نیست. گزارشها نشان میدهد ایران پس از هزاران حمله آمریکا در روزهای نخست جنگ علیه تأسیسات موشکی و سایتهای پرتاب، تولید موشکهای بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است.
نابودی کامل توان پهپادی ایران نیز از ابتدا دشوار به نظر میرسید؛ زیرا پهپادها در مقایسه با بسیاری از سامانههای تسلیحاتی، ارزانتر و آسانتر تولید میشوند و امکان پراکندگی زنجیره تولید آنها بیشتر است.
برنامه هستهای؛ آسیب دیده، اما پایان نیافته است
ترامپ بیش از هر موضوع دیگری، برنامه هستهای ایران را هدف اصلی جنگ معرفی کرده است. او بارها مدعی شده که ایالات متحده برنامه هستهای ایران را «کاملاً نابود کرده» و تداوم جنگ را نیز با هدف جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای توجیه کرده است.
حملات آمریکا بدون تردید با تخریب زیرساختها و کشتهشدن برخی افراد کلیدی، از جمله دانشمندان ارشد، به برنامه هستهای ایران آسیب زده است. با این حال، ایران همچنان حدود ۴۴۰ کیلوگرم، معادل ۹۷۰ پوند، اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد.
کارشناسان بارها تأکید کردهاند تا زمانی که ایران به این ذخایر دسترسی داشته باشد، نمیتوان برنامه هستهای این کشور را کاملاً خنثیشده دانست.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این هفته درباره وخامت وضعیت نظارت آژانس بر برنامه هستهای ایران هشدار داد. او اعلام کرد آژانس بیش از شش ماه است که هیچ فعالیت راستیآزمایی میدانی در ایران انجام نداده و بیش از یک سال است که تداوم آگاهی خود از وضعیت ذخایر اورانیوم ایران را از دست داده است.
گروسی تأکید کرد نبود اطلاعات درباره مواد هستهای ایران و دسترسی نداشتن به تأسیسات این کشور برای راستیآزمایی، نگرانی جدی اشاعهای ایجاد کرده و باید فوراً مورد رسیدگی قرار گیرد.
همزمان، تحلیل اخیر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل، بر پایه تصاویر ماهوارهای، نشان میدهد فعالیتهای ساختوساز در کوه کلنگگزلا در سال ۲۰۲۶ افزایش یافته و به سطحی رسیده است که در تاریخ این سایت بیسابقه بوده است.
جنگ نفت و تنگه هرمز
به نوشته فارن پالیسی، جنگ اکنون بیش از هر موضوع دیگری به نبردی بر سر نفت و مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز تبدیل شده است.
گریگوری برو میگوید در حالی که اوایل اوت روزانه حدود ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد، این رقم اکنون به حدود ۱۰ میلیون بشکه نزدیک شده است. این تحول برای آمریکا نکتهای مثبت تلقی میشود و همزمان با شرایطی رخ داده که به نظر میرسد محاصره دریایی واشنگتن مؤثر بوده و صادرات نفت ایران را متوقف کرده است.
با این حال، برو تأکید میکند میزان تردد از تنگه هرمز همچنان تنها حدود یکپنجم سطح پیش از جنگ است؛ وضعیتی که برای حفظ آن به «صرف منابع بسیار قابلتوجه» نیاز خواهد بود.
در این میان، نیروی دریایی و تجهیزات هوایی آمریکا از نفتکشهایی محافظت میکنند که در کاروانهای کوچک از تنگه عبور میکنند. این سازوکار طی ماه گذشته به افزایش تدریجی جریان نفت کمک کرده و از وقوع یک بحران فراگیرتر در بازارهای انرژی جلوگیری کرده است؛ اما به گفته برو، این وضعیت فقط بحران را به تأخیر انداخته و «ریسک را از بین نمیبرد.»