ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۰۵۸۹

ادعای بازگشایی هرمز زیر سایه واقعیت بازار نفت

اگر تنگه هرمز باز است، چرا قیمت نفت همچنان بالاست؟

اگر تنگه هرمز باز است، چرا قیمت نفت همچنان بالاست؟

ادعاهای مقام‌های آمریکایی درباره بازگشت صادرات نفت خلیج فارس و عادی شدن تردد در تنگه هرمز با واقعیت‌های میدانی و بازار نفت همخوانی ندارد. کاهش شدید عبور کشتی‌ها، توقف صدها شناور، تداوم قیمت بالای نفت و محدودیت صادرات کشورهای منطقه، از ادامه بحران حکایت دارد. بازگشایی کامل هرمز یا از مسیر توافق پایدار تهران و واشنگتن ممکن است یا با پیروزی قاطع یکی از طرفین. در شرایط فعلی، فشار نظامی و اقتصادی بعید است بحران را حل کند و تداوم بن‌بست، هزینه‌ها را افزایش خواهد داد.

فرارو- یحیی الصادق، تحلیلگر ارشد مسائل بین‌الملل در المیادین؛ وزیر انرژی آمریکا نیز به جمع مقام‌های دولت این کشور پیوسته است که تلاش دارند تصویری متفاوت از واقعیت بازار نفت و وضعیت تنگه هرمز ارائه دهند. او چند روز پیش مدعی شد صادرات نفت کشورهای خلیج فارس به سطح پیش از آغاز جنگ بازگشته است.

وزیر انرژی آمریکا برای تأیید ادعای خود به ارقامی استناد کرد که محل بحث‌اند؛ از جمله این‌که در آخرین روز ماه اوت، حدود ۱۷ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کرده و ۴ تا ۵ میلیون بشکه دیگر نیز از مسیرهای جایگزین، از جمله خطوط لوله مورد استفاده عربستان سعودی و امارات، صادر شده است.

با این حال، برای کسی که تحولات جنگ و وضعیت روزانه تنگه هرمز را دنبال می‌کند، تشخیص فاصله میان این ادعاها و واقعیت دشوار نیست. این اظهارات بخشی از کارزار رسانه‌ای دولت دونالد ترامپ برای پوشاندن شکست در بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی است.

این ادعا تنها به وزیر انرژی آمریکا محدود نماند و شخص دونالد ترامپ نیز در گفت‌وگو با رسانه‌ها از بازگشت صادرات نفتی کشورهای خلیج فارس به شرایط عادی سخن گفت. اما هم‌زمان، قیمت نفت از مرز ۹۵ دلار برای هر بشکه عبور کرد؛ افزایشی که خود نشانه‌ای آشکار از فاصله میان روایت مقام‌های آمریکایی و واقعیت حاکم بر بازار نفت است.

تنگه هرمز؛ سه نشانه روشن از ادامه بحران

این نخستین بار نیست که دولت دونالد ترامپ درباره تحولات جنگ با ایران، روایت‌هایی را مطرح می‌کند که صحت و اعتبار آن‌ها محل تردید است. در ماه‌های گذشته نیز مقام‌های آمریکایی بارها ادعاهایی را مطرح کردند که تحولات بعدی خلاف آن‌ها را نشان داد؛ از ادعای نابودی کامل توانمندی‌های ایران گرفته تا این ادعا که تهران برای دستیابی به توافق، حاضر است به هر قیمتی پای میز مذاکره بنشیند.

اما ادعای بازگشایی تنگه هرمز به روی نفتکش‌ها، حتی برای افکار عمومی آمریکا نیز به‌سادگی قابل پذیرش نیست. شهروند آمریکایی از یک سو اظهارات مقام‌های دولت خود درباره بازگشت صادرات نفت و عادی‌شدن وضعیت تنگه را می‌شنود و از سوی دیگر، همچنان با قیمت بالای فرآورده‌های نفتی، به‌ویژه بنزین، دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ هزینه‌ای که مستقیماً بر زندگی روزمره او و خانواده‌اش فشار وارد می‌کند.

ادعای بازگشایی هرمز زیر سایه واقعیت‌های بازار نفت

در کنار وضعیت قیمت فرآورده‌های نفتی در آمریکا، سه واقعیت مهم نیز با ادعای دونالد ترامپ و وزیر انرژی او درباره بازگشت وضعیت تنگه هرمز به شرایط عادی در تضاد است.

نخستین واقعیت، داده‌های رصد بین‌المللی از وضعیت کشتیرانی در روزهای اخیر است؛ داده‌هایی که از ادامه کاهش شدید تردد در تنگه هرمز حکایت دارند.

بر اساس این اطلاعات، در روزهای ابتدایی ماه جاری تنها روزانه ۶ تا ۱۲ کشتی از تنگه عبور کرده‌اند؛ در حالی که میانگین تاریخی تردد در این مسیر حدود ۶۰ تا ۸۵ کشتی در روز بوده است. به بیان دیگر، جریان کشتیرانی در تنگه همچنان در محدوده‌ای معادل تنها ۷ تا ۱۰ درصد ظرفیت معمول قرار دارد؛ وضعیتی که با ادعای بازگشت تردد دریایی به شرایط عادی فاصله زیادی دارد.

از سوی دیگر، بررسی نوع کشتی‌های عبوری نیز تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. بیشتر شناورهایی که حرکت آن‌ها ثبت شده، کشتی‌های کوچک منطقه‌ای، شناورهای حمل کالاهای فله‌ای یا کشتی‌های مرتبط با خدمات تعمیر و نگهداری منطقه‌ای بوده‌اند. در مقابل، تردد نفتکش‌های غول‌پیکر، حامل‌های گاز طبیعی مایع‌شده و کشتی‌های متعلق به شرکت‌های بزرگ بین‌المللی از مسیرهای اصلی، همچنان تقریباً متوقف است.

در همین حال، حدود ۲۵۰ تا ۴۰۰ کشتی تجاری در مناطق انتظار داخل خلیج فارس و خارج از مسیر منطقه‌ای متوقف و لنگر انداخته‌اند. این کشتی‌ها منتظرند یا شرایط امنیتی به ثبات برسد یا مجوز و هماهنگی لازم برای عبور از تنگه را دریافت کنند؛ واقعیتی که خود نشانه دیگری از فاصله میان ادعای بازگشایی هرمز و وضعیت واقعی کشتیرانی در این آبراه است.

اما دومین واقعیت، وضعیت قیمت نفت است. اگرچه قیمت‌ها همچنان روزانه نوسان دارند، اما از زمان بسته‌شدن دوباره تنگه هرمز، در مجموع هرگز به زیر ۹۰ دلار نرسیده‌اند. این وضعیت در حالی است که بازگشایی تنگه در ماه ژوئیه گذشته، پس از امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران، قیمت نفت را تا حدود ۷۵ دلار پایین آورد.

همین مسئله یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند: اگر کشورهای حاشیه خلیج فارس واقعاً توانسته‌اند بار دیگر روزانه ۲۱ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت وارد بازار جهانی کنند، چرا قیمت نفت همچنان در سطوح بالای خود باقی مانده است؟

ورود چنین حجمی از نفت به بازار، با توجه به تحولات ماه‌های اخیر، باید به شکل‌گیری مازاد قابل توجه عرضه منجر شود. این مسئله از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که هم‌زمان، آمریکا و کشورهای آمریکای لاتین صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند و برخی کشورهای دیگر نیز با اجرای سیاست‌های جدید، میزان مصرف روزانه نفت خود را کاهش داده‌اند.

بنابراین، تداوم قیمت‌های بالا با ادعای بازگشت کامل عرضه نفت کشورهای خلیج فارس به سطح پیش از جنگ، دست‌کم پرسش‌های جدی درباره صحت این ادعاها ایجاد می‌کند.

اما سومین واقعیت را باید در وضعیت خود کشورهای حاشیه خلیج فارس جست‌وجو کرد. منابع این کشورها تأکید دارند که در صادرات نفت و گاز، که تقریباً متوقف شده، تحول تازه‌ای رخ نداده و مشکل همچنان پابرجاست.

تنها استثنا عراق است که توانسته موافقت ایران را برای عبور برخی کشتی‌های حامل نفت خود به سمت بازارهای جهانی به دست آورد. در مقابل، دیگر کشورهای منطقه همچنان برای صادرات نفت، گاز، محصولات پتروشیمی و دیگر تولیدات خود با محدودیت جدی مواجه‌اند.

این وضعیت در روزهای اخیر، با هدف قرارگرفتن مستقیم برخی کشتی‌هایی که بدون هماهنگی قبلی با ایران قصد عبور از تنگه هرمز را داشتند، وارد مرحله تازه‌ای شده است. واشنگتن نیز در واکنش، سه نفتکش ایرانی را هدف قرار داده است.

در چنین شرایطی، بعید به نظر می‌رسد تهران در برابر این اقدام سکوت کند یا از موضع خود درباره تنگه هرمز عقب‌نشینی کند. از نگاه ایران، کشتی‌هایی که قصد عبور از تنگه را دارند، باید پیش از تردد با طرف ایرانی هماهنگ کنند. بنابراین، تا زمانی که این سازوکار تغییر نکند، ادعای بازگشت صادرات نفت و گاز کشورهای خلیج فارس به سطح پیش از جنگ، با واقعیت موجود در تنگه هرمز فاصله خواهد داشت.

هرمز در انتظار پایان جنگ؛ دو مسیر برای بازگشت کشتیرانی

بازگشایی تنگه هرمز و بازگشت کامل کشتیرانی به وضعیت پیش از جنگ، در نهایت به تحقق یکی از دو سناریو بستگی دارد.

سناریوی نخست، دستیابی تهران و واشنگتن به توافقی جامع و پایدار است؛ توافقی که به جنگ پایان دهد و زمینه را برای ازسرگیری بدون مانع تردد کشتی‌ها از تنگه فراهم کند. این راهکار، کم‌هزینه‌ترین و امن‌ترین گزینه برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی خواهد بود، زیرا می‌تواند از طولانی‌شدن بحران و افزایش خسارت‌ها جلوگیری کند.

با این حال، تحقق چنین توافقی با موانعی روبه‌روست که به سیاست آمریکا در منطقه و تلاش واشنگتن برای اعمال سلطه و وادارکردن دیگران به پذیرش خواسته‌هایش بازمی‌گردد.

سناریوی دوم، پیروزی قاطع یکی از طرفین جنگ است؛ وضعیتی که به طرف پیروز امکان خواهد داد کنترل تنگه را در دست بگیرد و سازوکار اداره آن را بر اساس منافع و روابط خود با کشورهای منطقه تعیین کند.

بر اساس داده‌های موجود، آمریکا تاکنون نتوانسته به اهداف اعلام‌شده خود از جنگ علیه ایران دست یابد. در مقابل، جنگ اهمیت ژئواکونومیک تنگه هرمز را بیش از گذشته برای تهران آشکار کرده است؛ عاملی که می‌تواند عزم ایران برای حفظ کنترل خود بر این آبراه را تقویت کند.

در شرایط کنونی، نه پیروزی قاطعی برای هیچ‌یک از طرفین رقم خورده و نه حملات متقابل پایان یافته است. از این رو، بازگرداندن تنگه هرمز به وضعیت عادی از طریق فشار نظامی، تحریم‌های اقتصادی و فضاسازی رسانه‌ای، همچنان دشوار به نظر می‌رسد.

ادامه این وضعیت نیز به معنای افزایش هزینه‌های بحران برای همه طرف‌ها و پیچیده‌تر و عمیق‌ترشدن ابعاد آن خواهد بود.

ارسال نظرات
خط داغ