ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۰۵۸۵

جنگ اوکراین در تله معمای امنیتی

جنگ «اوکراین» در چهار راه!

جنگ «اوکراین» در چهار راه!

تحرکات دیپلماتیک آمریکا برای پایان جنگ اوکراین، با موانعی فراتر از اختلافات ارضی روبه‌روست. ریشه بحران به رقابت روسیه و غرب بر سر معماری امنیتی اروپا بازمی‌گردد و مسکو و کی‌یف هنوز انگیزه کافی برای مصالحه ندارند. سیاست «صلح سریع» ترامپ نیز ممکن است به فشار بر اوکراین برای پذیرش امتیازات تبدیل شود. آتش‌بس بدون تضمین‌های امنیتی پایدار، تنها جنگ را منجمد می‌کند. مشارکت اروپا و توجه به نقش چین نیز برای هر توافق پایدار ضروری است.

فرارو- تحرکات تازه دیپلماتیک واشنگتن در پرونده اوکراین را نباید صرفاً دور جدیدی از مذاکرات برای پایان‌دادن به جنگ تلقی کرد. آنچه در مسکو و کی‌یف جریان دارد، در سطحی عمیق‌تر، تلاشی برای بازتعریف نقطه توازن قوا در اروپای پس از جنگ است.

به گزارش فرارو، از این منظر، مأموریت استیو ویتکاف و جرد کوشنر بیش از آن‌که صرفاً میانجی‌گری میان دو طرف متخاصم باشد، تلاشی برای یافتن فرمولی است که بتواند میان سه واقعیت متعارض تعادل برقرار کند: دستاوردهای میدانی روسیه، الزامات امنیتی اوکراین و تمایل آمریکا برای پایان سریع جنگ.

به همین دلیل، خوش‌بینی درباره احتمال توافق باید با احتیاط همراه باشد. مذاکرات زمانی می‌توانند به صلح منجر شوند که محاسبه هزینه و فایده جنگ برای طرفین تغییر کرده باشد. اگر یکی از بازیگران همچنان تصور کند با ادامه جنگ می‌تواند موقعیت بهتری پشت میز مذاکره به دست آورد، انگیزه چندانی برای مصالحه نخواهد داشت. مسئله اوکراین دقیقاً در همین نقطه گرفتار شده است.

اوکراین؛ میدان تقابل روسیه و غرب بر سر نظم امنیتی اروپا

در تحلیل جنگ اوکراین، یکی از خطاهای رایج، تقلیل بحران به یک مناقشه ارضی است. بدون تردید، کریمه و مناطق شرقی اوکراین بخش مهمی از اختلاف‌ها هستند، اما منازعه در سطحی عمیق‌تر بر سر معماری امنیتی اروپا شکل گرفته است.

از منظر روسیه، گسترش ساختارهای امنیتی غرب به سمت مرزهای این کشور، یک معضل امنیتی جدی ایجاد کرده است. مسکو معتقد است نزدیک‌شدن اوکراین به ناتو، صرفاً انتخاب سیاست خارجی یک کشور همسایه نیست، بلکه تغییری در موازنه راهبردی پیرامون مرزهای روسیه به شمار می‌رود.

در مقابل، اوکراین دقیقاً از همین منطق برای توجیه نزدیک‌شدن خود به غرب استفاده می‌کند. کی‌یف استدلال می‌کند تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بدون تضمین‌های امنیتی معتبر، بی‌طرفی نمی‌تواند امنیت اوکراین را تضمین کند.

در این‌جا با یک معمای امنیتی کلاسیک روبه‌رو هستیم: آنچه یک طرف برای افزایش امنیت خود انجام می‌دهد، از نگاه طرف مقابل تهدید تلقی می‌شود. روسیه افزایش حضور غرب در اوکراین را تهدید می‌بیند و اوکراین نیز افزایش قدرت روسیه را تهدید می‌داند. هر دو طرف اقدام خود را دفاعی و اقدام طرف مقابل را تهاجمی تفسیر می‌کنند.

تا زمانی که این معمای امنیتی حل نشود، حتی پایان درگیری نظامی نیز الزاماً به معنای پایان بحران نخواهد بود.

چرا پوتین هنوز به مصالحه نهایی تن نداده است؟ پاسخ را باید در منطق چانه‌زنی در جنگ جست‌وجو کرد. دولت‌ها زمانی وارد مصالحه جدی می‌شوند که به این نتیجه برسند ادامه جنگ نمی‌تواند اهدافشان را بهتر از مذاکره تأمین کند. روسیه هنوز به چنین محاسبه‌ای نرسیده است.

مسکو اگرچه هزینه‌های سنگینی متحمل شده، اما همچنان توان نظامی و اقتصادی لازم برای ادامه جنگ را حفظ کرده و مهم‌تر از آن، خود را در برابر غرب کاملاً منزوی نمی‌بیند. روابط با چین، همکاری با برخی شرکای دیگر و سازگاری اقتصاد روسیه با شرایط تحریم، به کرملین امکان داده است هزینه جنگ را تحمل کند.

بنابراین، تا زمانی که پوتین تصور کند زمان می‌تواند موقعیت روسیه را بهبود بخشد، انگیزه او برای پذیرش مصالحه‌ای اساسی محدود خواهد بود.

در مقابل، اوکراین نیز هنوز شکست را اجتناب‌ناپذیر نمی‌داند. مقاومت این کشور، حمایت اروپا و آمریکا و استفاده مؤثر از فناوری‌های جدید نظامی، به‌ویژه پهپادها، باعث شده است معادله جنگ بسیار پیچیده‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه باشد.

در نتیجه، دو طرف هنوز در وضعیتی قرار دارند که نه قادر به پیروزی قاطع‌اند و نه آماده پذیرش شکست. این دقیقاً همان شرایطی است که جنگ‌های فرسایشی را طولانی می‌کند.

آتش‌بس یا صلح؛ معمای بزرگ طرح ترامپ برای اوکراین

دونالد ترامپ در این میان با تناقضی اساسی مواجه است. او می‌خواهد جنگ را پایان دهد، اما برای دستیابی به این هدف باید به طرفین بفهماند ادامه جنگ هزینه‌ای بیشتر از مصالحه خواهد داشت.

آمریکا بر اوکراین اهرم‌های قابل توجهی دارد؛ از حمایت نظامی و اطلاعاتی گرفته تا کمک‌های اقتصادی. اما اعمال فشار مؤثر بر روسیه دشوارتر است، به‌خصوص زمانی که مسکو هنوز توان ادامه جنگ را در خود می‌بیند.

بنابراین، این خطر وجود دارد که سیاست «صلح سریع» به سیاست «امتیازگیری سریع از کی‌یف» تبدیل شود. چنین رویکردی ممکن است در کوتاه‌مدت نتیجه بدهد؛ اوکراین ممکن است تحت فشار آمریکا با برخی امتیازها موافقت کند و جنگ متوقف شود. اما در این‌جا باید میان حل منازعه و توقف منازعه تفاوت گذاشت. توقف جنگ بدون حل مسائل بنیادین، تنها می‌تواند یک آتش‌بس طولانی باشد.

آیا آتش‌بس می‌تواند آغاز صلح باشد؟ پاسخ مثبت است، اما تنها به یک شرط: آتش‌بس باید مقدمه یک توافق امنیتی گسترده‌تر باشد.

اگر خطوط تماس منجمد شوند، اما اوکراین همچنان احساس کند در برابر حمله احتمالی آینده روسیه فاقد تضمین امنیتی است و روسیه نیز احساس کند اوکراین در حال تبدیل‌شدن به پایگاه نظامی غرب است، تعارض اصلی همچنان پابرجا خواهد ماند.

به همین دلیل، هر توافق پایدار باید دست‌کم سه مسئله را هم‌زمان حل کند: سرزمین، امنیت و جایگاه ژئوپلیتیکی اوکراین. حل مسئله سرزمین بدون حل مسئله امنیت، جنگ را به تعویق می‌اندازد. حل مسئله امنیت بدون تعیین جایگاه اوکراین در ساختار امنیتی اروپا نیز پایدار نخواهد بود.

اوکراین در چهارراه مسکو، واشنگتن، اروپا و پکن

توافقی صرفاً میان آمریکا، روسیه و اوکراین نیز با چالشی جدی مواجه خواهد شد. اروپا دیگر همان اروپای پیش از جنگ نیست. جنگ اوکراین برای کشورهای اروپایی صرفاً یک بحران خارجی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت مرزهای شرقی، هزینه‌های دفاعی، انرژی و آینده نظم امنیتی قاره اروپا ارتباط دارد.

بنابراین، اروپا باید بخشی از معماری پس از جنگ باشد. اگر توافقی بدون مشارکت مؤثر اروپا شکل بگیرد، تضمین اجرای آن دشوار خواهد بود.

از سوی دیگر، واشنگتن نیز باید میان هدف پایان‌دادن به جنگ و هدف حفظ اعتبار نظام ائتلافی خود تعادل برقرار کند. اگر متحدان آمریکا به این نتیجه برسند که واشنگتن حاضر است برای دستیابی به توافق، امنیت یکی از شرکای خود را قربانی کند، پیامد چنین تصمیمی محدود به اوکراین نخواهد بود.

حضور چین نیز یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های جنگ کنونی با بسیاری از بحران‌های پیشین اروپاست. روسیه امروز به اندازه گذشته وابسته به اقتصاد غرب نیست. چین برای مسکو یک شریک اقتصادی و راهبردی مهم محسوب می‌شود و همین موضوع، بخشی از قدرت تحمل روسیه در برابر فشارهای غرب را افزایش داده است.

بنابراین، هر تحلیل درباره پایان جنگ که چین را نادیده بگیرد، ناقص خواهد بود. مسئله فقط این نیست که پکن تا چه اندازه از روسیه حمایت می‌کند؛ مسئله مهم‌تر این است که رقابت روسیه و غرب در اوکراین بخشی از رقابت بزرگ‌تر بر سر نظم بین‌المللی است.

به همین دلیل، حتی اگر در اوکراین آتش‌بس برقرار شود، رقابت ژئوپلیتیکی میان روسیه و غرب الزاماً پایان نخواهد یافت.

نگرانی کی‌یف از این‌که واشنگتن ممکن است پرونده اوکراین را با دیگر بحران‌های سیاست خارجی خود پیوند بزند، قابل فهم است؛ اما نباید در تحلیل آن اغراق کرد. روسیه ممکن است در موضوعاتی مانند ایران، سوریه، انرژی یا تحریم‌ها با آمریکا وارد معامله شود، اما این به معنای آن نیست که حاضر است مسئله اوکراین را با یکی از این پرونده‌ها معاوضه کند.

اوکراین برای روسیه موضوعی عادی در سیاست خارجی نیست. این کشور با امنیت مرزهای غربی روسیه، حوزه نفوذ تاریخی مسکو و جایگاه روسیه در ساختار امنیتی اروپا ارتباط دارد. به همین دلیل، احتمال «معامله» وجود دارد، اما احتمال این‌که اوکراین صرفاً به برگ قابل معاوضه تبدیل شود، بسیار کمتر است.

اگر مجموعه متغیرهای موجود را کنار هم قرار دهیم، محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت نه پیروزی نظامی یکی از طرفین است و نه صلحی جامع. محتمل‌ترین گزینه، حرکت تدریجی به سمت آتش‌بس، کاهش شدت درگیری و انجماد نسبی خطوط تماس است.

چنین وضعیتی می‌تواند به طرفین فرصت دهد از میدان جنگ به میز مذاکره منتقل شوند. اما همین سناریو نیز خطر خاص خود را دارد: جنگ منجمد می‌تواند با تغییر شرایط سیاسی یا نظامی، دوباره فعال شود.

جنگ اوکراین زمانی واقعاً تمام خواهد شد که طرفین نه‌تنها از جنگیدن، بلکه از بازگشت به جنگ نیز منصرف شوند. تا آن روز، هر آتش‌بس می‌تواند تنها یک وقفه باشد و هر توافقی، صرفاً مقدمه توافق بعدی.

ارسال نظرات
خط داغ