شش ماه جنگ و بدون پیروزی؛ اشتباه بزرگ ترامپ چه بود؟
دونالد ترامپ با نادیده گرفتن تجربه رؤسایجمهور پیشین و هشدار استراتژیستها، تحت تأثیر نتانیاهو وارد جنگ با ایران شد؛ جنگی که قرار بود شش هفتهای پایان یابد اما اکنون وارد ماه هفتم شده و به نبردی فرسایشی تبدیل شده است. فرسایش تجهیزات و نیروهای آمریکا، کاهش تمرکز بر چین، بسته ماندن تنگه هرمز و ناکامی در وادار کردن ایران به تسلیم، نشانه شکست راهبردی این جنگ است. همزمان، محبوبیت ترامپ و انسجام «ماگا» کاهش یافته و خطر شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای افزایش یافته است.
فرارو- عبدالله خلیفه الشایجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، اگر دونالد ترامپ و دیگر رهبرانی که پیش از او جنگهایی را بر پایه ارزیابیهای نادرست و محاسبات اشتباه آغاز کردند، از تجربه گذشتگان درس میگرفتند، شاید امروز در موقعیت متفاوتی قرار داشتند. بیل کلینتون، جورج بوش پسر، باراک اوباما و جو بایدن و حتی خود دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوریاش، همگی در برابر فشارها و تحریکات بنیامین نتانیاهو برای کشاندن آمریکا به جنگ با ایران مقاومت کردند.
رؤسایجمهور پیشین آمریکا در نهایت تسلیم طرح نتانیاهو نشدند؛ طرحی که هدف آن پایان دادن به تهدید ایران بود. اما ترامپ اینبار در دام دستورکار و پروژه نتانیاهو افتاد و با ورود به دو جنگ علیه ایران در فاصله تنها هشت ماه مرتکب یک خطای راهبردی و پرهزینه شد.
اگر دونالد ترامپ به هشدارهای مهم فرماندهان نظامی و استراتژیستها درباره خطر ارزیابی نادرست و ورود به جنگ بر پایه محاسبات اشتباه توجه میکرد، شاید امروز در چنین دام پرهزینهای گرفتار نمیشد. سون تزو، اندیشمند نظامی چین، بزرگترین خطای جنگ را دستکم گرفتن دشمن و برآورد نادرست از قدرت او میداند. ماکیاولی نیز هشدار داده است که آغاز جنگ ممکن است در اختیار یک رهبر باشد، اما پایان دادن به آن لزوماً چنین نیست. کیسینجر نیز بر این باور بود که جنگها نه از ضعف قدرت، بلکه از محاسبه اشتباه درباره توازن قوا آغاز میشوند. از این منظر، دونالد ترامپ اکنون در جنگی گرفتار شده که پیروزی قاطع در آن برایش دستنیافتنی به نظر میرسد؛ جنگی که در آن نه میتواند ایران را به تسلیم وادار کند و نه تهران را به گشودن تنگه هرمز وادار به عقبنشینی کند.
از این رو، ادامه جنگ بیش از پیش در حال فرسایش اعتبار ترامپ، جایگاه ایالات متحده و محبوبیت شخصی اوست؛ وضعیتی که میتواند شانس حزب جمهوریخواه برای حفظ اکثریت شکننده خود در مجلس نمایندگان و سنا در انتخابات میاندورهای نوامبر آینده را نیز تهدید کند.
شش ماه جنگ و هیچ پیروزی؛ ترامپ و نتانیاهو در باتلاق ایران
دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو شش ماه پیش در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، عملیات «خشم حماسی» و «غرش شیران» را علیه ایران آغاز کردند. این جنگ در ظاهر با هدف مقابله با یک تهدید هستهای فوری از سوی ایران توجیه شد، اما بنا بر این روایت، هدف اعلامنشده آن تغییر نظام در ایران و تحقق رؤیای نتانیاهو برای ثبت یک «پیروزی تاریخی» بر ایران بود؛ پیروزیای که میتوانست جایگاه او را بهعنوان رهبر صهیونیستی که چنین شکستی را به ایران تحمیل کرده، تثبیت کند.
دونالد ترامپ در آغاز جنگ مدعی شده بود ایران تهدیدی برای آمریکا نیست و حتی به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نیست؛ با این حال، او جنگی را که نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس موساد او را به آن کشاندند، کوتاه و محدود ارزیابی کرد و گفت بیش از شش هفته طول نخواهد کشید. اکنون اما جنگ وارد ماه هفتم شده و چشماندازی برای پایان آن دیده نمیشود. در عمل، جنگ به یک نبرد فرسایشی و پرهزینه تبدیل شده؛ وضعیتی که در آن نه نشانی از پایان جنگ دیده میشود و نه چشماندازی روشن برای صلح دارد.
یکی از نشانههای یأس و شکست راهبردی قدرتهای بزرگ، فرسایش توان آنها در جنگهای بیحاصل و مبتنی بر محاسبات اشتباه است؛ بهویژه زمانی که این کشورها نمیتوانند دستاوردهای نظامی خود را به اهرمهای مؤثر در پای میز مذاکره تبدیل کنند تا از طریق آن امتیازاتی از طرف مقابل بگیرند و او را به پذیرش شروط طرف پیروز وادار کنند.
هشدار ژنرالهای آمریکایی؛ جنگ ایران به تهدیدی برای امنیت آمریکا تبدیل شد
بر اساس ارزیابی ژنرالهای آمریکایی، در پی افشای یک ارزیابی محرمانه اطلاعاتی و نظامی، مقامهای ارشد نظامی آمریکا در پایان ماه اوت گذشته هشدار جدی به پیت هگست، وزیر جنگ دادند؛ هشداری که بهروشنی هزینهها و خطرات محاسبات اشتباه در این جنگ را نشان میداد. فرماندهان ارتش آمریکا، رؤسای فرماندهیهای منطقهای و همچنین فرماندهان منطقه هند و اقیانوس آرام که مسئولیت مقابله با چین را بر عهده دارند، در این ارزیابی هشدار دادند که جنگ با ایران بیش از حد توان آمریکا را فرسوده کرده و بیش از اندازه طولانی شده است.
فرماندهان نظامی آمریکا پیشتر درباره پیامدهای این جنگ هشدار داده بودند و دان دریسکول، وزیر ارتش، نیز در اعتراض به سیاستهای پیت هگست، وزیر جنگ از سمت خود استعفا کرد. نگرانی اصلی فرماندهان این بود که ادامه جنگ، با برهم زدن تمرکز راهبردی واشنگتن، آمادگی نیروهای مسلح آمریکا برای مواجهه با چین و روسیه را تضعیف کند. به باور آنها، این وضعیت میتواند فرصت و انگیزه بیشتری در اختیار چین قرار دهد تا از درگیری آمریکا با ایران برای گسترش نفوذ خود استفاده کند و حتی به تهران در مقابله با تحریمهای اقتصادی کمک برساند. همزمان، فرماندهان آمریکایی درباره نزدیک شدن زمان اتمام ذخایر تجهیزات، تسلیحات، سامانههای دفاع موشکی و جنگافزارهای هوشمند هشدار دادهاند.
از نگاه آنها، فرسایش پرهزینه نیروها و تسلیحات و برنامهریزی نامناسب برای جنگی که به یک نبرد فرسایشی تبدیل شده، ریشه در دستکم گرفتن تواناییهای ایران و شکست در تحقق «پیروزی سریع» دارد؛ وضعیتی که در نهایت میتواند به تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا تبدیل شود.
مجموع این عوامل، اعتماد به متحد اصلی را کاهش داده است؛ متحدی که قرار بود منبع حفاظت، امنیت و ثبات باشد، اما اکنون خود به عاملی برای تهدید امنیت متحدانش تبدیل شده است. این وضعیت، نمونهای کلاسیک از شکست راهبردی به شمار میرود؛ بهویژه آنکه جنگ نه به اهداف اعلامشده و اعلامنشده خود دست یافته و نه توانسته ایران را شکست داده و به تسلیم وادار کند.
جنگی که ترامپ نمیتواند تمام کند؛ «ماگا» در مسیر انشعاب
در چنین شرایطی، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو دوشنبه گذشته به تاکتیک دیگری روی آوردند که از آن با عنوان «طرد اقتصادی» یاد شده است؛ اقدامی که چیزی جز اذعان به شکست جنگ علیه ایران نیست. تحریمها نیز لزوماً نمیتوانند رفتار دولت ها را تغییر دهند؛ چنانکه در مورد کره شمالی، روسیه و دهها کشور دیگر دیده شده است. در همین حال، تنگه هرمز همچنان بسته مانده و افزایش هزینههای زندگی، مواد غذایی و سوخت، بر خشم عمومی در آمریکا افزوده است. محبوبیت ترامپ نیز به ۳۳ درصد کاهش یافته و ۷۰ درصد آمریکاییها با ادامه جنگ مخالف هستند؛ شرایطی که نگرانیها درباره از دست رفتن اکثریت شکننده جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان و حتی سنا را افزایش داده است.
جنبش «ماگا» که پایگاه گسترده مردمی و انتخاباتی ترامپ را تشکیل میدهد نیز به دلیل فاصله گرفتن او از وعدههای انتخاباتیاش، با شکافها و انشعابهای فزایندهای روبهرو شده است. ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود برای «بزرگ کردن دوباره آمریکا» به قدرت بازمیگردد، وارد جنگ نمیشود، بلکه به جنگها پایان میدهد و آمریکاییها را متحد میکند. اما آنچه امروز رخ میدهد، دقیقاً در نقطه مقابل این وعدههاست؛ ترامپ وارد دو جنگ شده، شرایط را وخیمتر کرده و حتی اقداماتی مانند تشکیل «شورای جهانی صلح» و تلاش برای توقف نسلکشی در غزه نیز نتوانسته این تناقض را برطرف کند.
دونالد ترامپ همچنین طبق روال همیشگی خود، با بزرگنمایی، بارها مدعی شده است که از آغاز دوره دوم ریاستجمهوریاش توانسته هشت جنگ را طی هشت هفته پایان دهد؛ ادعایی که در راستای تلاش او برای اثبات شایستگیاش برای دریافت جایزه صلح نوبل مطرح میشود. این در حالی است که برخی از مواردی که ترامپ آنها را جنگ معرفی میکند، اساساً جنگ به معنای واقعی کلمه نبودهاند. با این حال، ترامپ اکنون در پایان دادن به خطرناکترین جنگ خود یعنی جنگ با ایران، ناتوان مانده است. این وضعیت پیامد مستقیم ارزیابی نادرست از شرایط و محاسبات اشتباه ترامپ در ورود به جنگ است؛ جنگی که میتواند دو ماه دیگر، هزینه سیاسی سنگینی برای او و حزبش در کنگره به همراه داشته باشد.