علی بیگدلی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
عملا وارد جنگ فرسایشی شدایم/ احتمال وقوع جنگ گسترده بالا است/ فرصت امتیازگیری از تنگه هرمز محدود است
علی بیگدلی، تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی معتقد است جنگ فرسایشی در طولانی مدت بسیار خطرناک و مخرب خواهد بود. ممکن است در یک جنگ کوتاه، دو طرف بعد از چند عملیات به یک نقطه توقف برسند، اما جنگ فرسایشی به تدریج منابع کشورها را تحلیل می برد در چنین وضعیتی تصمیم گیری سیاسی نیز دشوارتر می شود. هر طرفی که تلفات یا خسارت بیشتری داده باشد، احساس میکند برای جبران آن باید حمله دیگری انجام دهد. همین منطق می تواند جنگ را طولانی تر کند.مشکل مهم دیگر، خطر اشتباه محاسباتی است.
فرارو-تقابل ایران و آمریکا بار دیگر وارد مرحلهای شده که فاصله میان «تنش کنترل شده» و «جنگ گسترده» در آن به شکل محسوسی کاهش یافته است. ازسرگیری حملات آمریکا به اهداف ایرانی در محدوده تنگه هرمز و پاسخهای موشکی ایران به مواضع آمریکا در منطقه موازی با گسترش ناامنی برای کشتی های تجاری، عملا چرخهای از اقدام و واکنش را دوباره فعال کرده است.
به گزارش فرارو، همزمان واشنگتن فشار اقتصادی را نیز تشدید کرده و شبکههای مالی مرتبط با ایران را در کشورهای ثالث هدف قرار داده است؛ وضعیتی که نشان میدهد سیاست آمریکا دیگر صرفا بر عملیات نظامی یا تحریم متمرکز نیست و ترکیبی از فشار نظامی، اقتصادی، دریایی و دیپلماتیک را دنبال میکند.
در این میان، تنگه هرمز به مهمترین نقطه اصطکاک دو طرف تبدیل شده است. این آبراه دیگر فقط یک اهرم سیاسی در مذاکرات نیست و به بخشی از میدان تقابل مستقیم تبدیل شده است. داده های منتشرشده درباره تردد کشتیها نیز نشان میدهد رفت و آمد از این مسیر همچنان بسیار پایین تر از سطح پیش از جنگ است.
مسئله مهم تر اما آینده این روند است. آیا هنوز فرصت یک توافق سیاسی وجود دارد یا ایران و آمریکا عملا وارد مسیری شدهاند که مقصد آن جنگی بزرگتر خواهد بود؟ علی بیگدلی، تحلیلگر و استاد مسائل بین الملل، در گفتگو با فرارو به بررسی افزایش تنش میان ایران و آمریکا و خطر گسترش جنگ پرداخته است:
آمریکا از یک سو حمله میکند و از سویی دیگر ائتلاف میسازد
علی بیگدلی با اشاره به تنشهای اخیر آمریکا و ایران گفت: «آمریکاییها دیپلماسی چندضلعی در پیش گرفتهاند که همین دیپلماسی چندضلعی ما را نیز از برخورد یک جانبه باز میدارد. آمریکا از یک سو حمله نظامی میکند، از سوی دیگر فشار اقتصادی وارد میکند و همزمان در تلاش است کشورهای اروپایی و آسیایی را درگیر ماجرای ایران و به ویژه تنگه هرمز کند. تقابل ایران و آمریکا به مبهمترین حالت خود رسیده است. ادامه مسیری که همزمان فشار اقتصادی و نظامی بر دوش کشور ما باشد، شرایط را بسیار سخت خواهد کرد. به همین دلیل است که رسیدن به یک راه حل دوطرفه، مهمترین مسیر خروج از بحران است. سیاست آمریکا امروز فقط این نیست که از طریق قدرت نظامی ایران را تحت فشار قرار دهد. آنها تلاش می کنند فشار اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک را همزمان افزایش دهند. اگر بتوانند کشورهای بیشتری را با خود همراه کنند، هزینه ادامه تقابل برای ایران بیشتر خواهد شد.»
واشنگتن میخواهد هزینه جنگ را میان متحدانش تقسیم کند
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه تاریخی آمریکا گفت: «نیکسون در زمان جنگ ویتنام نیز وقتی متوجه شد آمریکا بیشتر از چیزی که تصور می کرد تلفات داده است، تلاش کرد ارتش آمریکا را خارج کند و جنگ را داخلی کند. آمریکاییها معمولا وقتی میبینند هزینه یک جنگ بالا رفته است، تلاش می کنند بخشی از آن هزینه را به متحدان خود منتقل کنند. امروز نیز میتوان چنین الگویی را مشاهده کرد. واشنگتن نمیخواهد تمام بار سیاسی، اقتصادی و نظامی تقابل با ایران را به تنهایی بر دوش بکشد. به همین دلیل است که آمریکاییها سعی کردهاند برای اعمال فشار بر ایران یک ائتلاف منطقه ای هم شکل دهند. توافق مکه را نیز میتوان در همین چارچوب بررسی کرد. هرچه تعداد کشورهایی که در این روند مشارکت میکنند افزایش پیدا کند، فشار بر ایران نیز چندلایه تر خواهد شد.»
وی افزود: «مشکل امروز این است که هیچ طرفی تصویر روشنی از پایان این مسیر ندارد. آمریکا حمله میکند، ایران پاسخ میدهد و بعد دوباره آمریکا واکنش نشان میدهد. در چنین شرایطی امکان محاسبه اشتباه بسیار بالا میرود. ممکن است یک طرف تصور کند حملهاش محدود و کنترل شده است، اما طرف مقابل آن را عبور از یک خط قرمز تلقی کند. همین مسئله میتواند سطح درگیری را در مدت کوتاهی افزایش دهد. به همین دلیل من معتقدم شرایط فعلی بسیار مبهم است. نه میتوان گفت دو طرف به سمت توافق حرکت میکنند و نه میتوان گفت تصمیم قطعی برای جنگ تمام عیار گرفته شده است. خطر دقیقا در همین وضعیت خاکستری قرار دارد.»
احتمال حملات سنگینتر در تنگه هرمز وجود دارد
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی با اشاره به احتمال تشدید درگیریها گفت: «اصلا بعید نیست که کره جنوبی هم وارد جنگ شود. همچنین این احتمال وجود دارد که در هفتههای آینده حملات سنگین تری در تنگه هرمز رخ دهد. تنگه هرمز امروز یکی از مهم ترین اهرمهای ایران در برابر آمریکاست. اما نباید تصور کنیم این اهرم برای همیشه به همین شکل باقی میماند. آمریکاییها نیز در حال برنامه ریزی برای کاهش اثرگذاری این ابزار هستند. فرصت برای امتیازگیری و گفتگو محدود است و مشخص نیست تا چه زمانی میتوانیم از این تنگه امتیاز بگیریم. بنابراین تا زمانی که این فرصت را داریم باید نهایت استفاده را از وضعیت موجود ببریم.»
وی تاکید کرد: «هر ابزار سیاسی و نظامی یک دوره اثرگذاری دارد. اگر طرف مقابل بتواند برای آن راه جایگزین پیدا کند، ارزش آن ابزار کاهش پیدا میکند. بنابراین تنگه هرمز را نباید یک امتیاز همیشگی تصور کرد. اگر کشورهای منطقه مسیرهای جایگزین صادرات انرژی را گسترش دهند یا آمریکا بتواند سازوکار امنتری برای عبور کشتیها ایجاد کند، قدرت چانه زنی ایران کاهش پیدا خواهد کرد. باید پیش از آنکه چنین اتفاقی بیفتد، از ظرفیت موجود برای دستیابی به یک توافق سیاسی استفاده کرد. سیاست خارجی فقط حفظ یک اهرم نیست؛ مهم این است که بدانیم چه زمانی آن اهرم را به امتیاز واقعی تبدیل کنیم. در حال حاضر نفوذ و حضور آمریکا در منطقه به شکلی است که نمیخواهد به طور کامل این حضور را از دست بدهد. تصور خروج کامل آمریکا از منطقه چندان واقع بینانه نیست. آمریکا پایگاههای نظامی، منافع اقتصادی و متحدان متعددی در منطقه دارد و امنیت انرژی نیز همچنان برای واشنگتن اهمیت بالایی دارد.»
اروپا را دست کم نگیریم
بیگدلی در خصوص اروپا گفت: «مسئله اروپا را نیز باید جدی بگیریم. اگر اروپا راضی شود به شکل نظامی وارد مناقشه شود، شرایط بسیار خطرناک خواهد شد. ورود اروپا به معنای تغییر ماهیت درگیری است. در آن صورت دیگر با یک تقابل عمدتا دوجانبه میان ایران و آمریکا مواجه نیستیم. عملا درگیر یک جنگ فرسایشی شدهایم. آمریکا حمله میکند، ما جواب میدهیم و بالعکس. مشکل جنگ فرسایشی این است که ممکن است در ابتدا هیچ یک از طرفین قصد ورود به یک جنگ گسترده را نداشته باشند، اما ادامه حملات و پاسخها به تدریج سطح درگیری را افزایش دهد. در چنین جنگی هزینه فقط نظامی نیست. اقتصاد، زیرساختها، تجارت و شرایط اجتماعی نیز تحت تاثیر قرار می گیرند. هرچه جنگ طولانیتر شود، هزینه بازگشت به شرایط عادی نیز بالاتر خواهد رفت.»
وی ادامه داد: «جنگ فرسایشی در طولانی مدت بسیار خطرناک و مخرب خواهد بود. ممکن است در یک جنگ کوتاه، دو طرف بعد از چند عملیات به یک نقطه توقف برسند، اما جنگ فرسایشی به تدریج منابع کشورها را تحلیل می برد، در چنین وضعیتی تصمیمگیری سیاسی نیز دشوارتر میشود. هر طرفی که تلفات یا خسارت بیشتری داده باشد، احساس میکند برای جبران آن باید حمله دیگری انجام دهد. همین منطق میتواند جنگ را طولانیتر کند. مشکل مهم دیگر، خطر اشتباه محاسباتی است. ممکن است یک حمله در نقطهای انجام شود که طرف مقابل آن را بسیار حساس تلقی کند و پاسخ شدیدتری بدهد. شرایط را نمیتوان چندان خوشبینانه تحلیل کرد و متاسفانه احتمال وقوع جنگ گسترده بالا است.»