ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۹۷۹۳

تلگراف: بمب آمریکایی مراسم عروسی در سیریک را هدف قرار داد

تلگراف: بمب آمریکایی مراسم عروسی در سیریک را هدف قرار داد

صدای رقص و هلهله و شادی در حدود ساعت ۹ شب، درست زمانی که سقف بر اثر اصابت مستقیم یک بمب ۵۰۰ کیلوگرمیِ هدایت‌شونده فرو ریخت، خاموش شد.

یک روزنامه بریتانیایی در گزارشی نوشت: مهمانانِ عروس، با لباس‌های محلیِ دست‌دوز و نقش حنای تازه بر انگشتانشان، گرد هم آمده بودند که ناگهان بمبی از یک هواپیمای جنگی آمریکایی به سمت آن‌ها رها شد. 

به گزارش فرارو به نقل از تلگراف، در گزارش این روزنامه آمده است: ریسه‌های چراغ‌های رنگی که در سراسر حیاط کشیده شده بود، جمعیتی متشکل از ۳۵۰ زن و کودک را در این جشن عروسی در بندر صیادی «کوهستک» در جنوب ایران، روشن می‌ساخت. 

صدای رقص و هلهله و شادی در حدود ساعت ۹ شب، درست زمانی که سقف بر اثر اصابت مستقیم یک بمب ۵۰۰ کیلوگرمیِ هدایت‌شونده فرو ریخت، خاموش شد. 

یکی از همسایگان که همسرش در آن عروسی حضور داشت، گفت که هنگام تماشای تلویزیون، صدای موسیقیِ خانه مجاور را می‌شنیده است. 

او گفت: و بعد صدای انفجار مهیبی شنیدم؛ حسی شبیه به زلزله داشت و پس از آن، تنها صدایی که به گوش می‌رسید، فریاد زنان و کودکان بود. دوان‌دوان بیرون رفتم و بسیاری از آن‌ها را دیدم که غرق در خون روی زمین افتاده بودند. 

این بمب حفره‌ای به قطر یک‌ونیم متر در وسط سالن پذیرایی ایجاد کرد. میوه‌ها و شیرینی‌هایی که برای جشن چیده شده بودند، در میان گرد و غبار و آوار پراکنده شدند. 

حمله به مراسم عروسی در جریان موجی از حملات نیروهای آمریکایی به اهدافی رخ داد که مقامات نظامی آن‌ها را سامانه‌های پدافند هوایی، رادارها و مراکز ارتباطی سپاه در آن منطقه توصیف کرده بودند. 

این چهارمین باری است که موشک یا بمب آمریکایی به هدفی غیرنظامی اصابت می‌کند و موجب خسارات سنگین یا تلفات جانی بالا (و یا هر دو) می‌شود؛ امری که درخواست‌هایی را برای انجام تحقیقات بین‌المللی به دنبال داشته است. 

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در اقدامی اعلام کرد که واشنگتن در حال بررسی این حمله است. او روز پنجشنبه در نشست خبری کاخ سفید گفت: ما در حال بررسی این موضوع هستیم، زیرا قطعاً برایمان اهمیت دارد. می‌خواهیم حقیقت را بدانیم. 

عروس، مریم ملاحی بود و با مردی به نام ضیاءالدین ازدواج می‌کرد. هر دوی آن‌ها زنده ماندند، اما دست‌کم پنج نفر دیگر چنین بخت و اقبالی نداشتند. 

در میان جان‌باختگان، نام «زردخاتون طاهری» (۵۰ ساله) و «کلثوم فلاحی‌ملا» (که در اوایل دهه چهارم زندگی‌اش بود) به چشم می‌خورد که بر اثر اصابت ترکش در میان گرد و غبار و آوار جان باختند؛ همچنین دو پسربچه به نام‌های «امیرمحمد کریمی» (۴ ساله) و «محمد ملاحی» (۱۶ ساله) که در نزدیکی یک دکل مخابراتی در همان حوالی مشغول بازی بودند، نیز کشته شدند. 

زن ۲۲ ساله‌ای هم که در مراسم عروسی حضور داشت، بعداً در بیمارستان درگذشت. 

به گفته‌ی اهالی محل که آن‌ها را می‌شناختند، بچه‌ها از صبح سه‌شنبه با بهترین لباس‌هایشان منتظر آغاز جشن بودند. 

امیر به همراه خواهرش کیانا (۱۴ ساله) و دیگر کودکان خانواده آمده بود. قرار بود مادرش پس از شرکت در یک مراسم یادبود به آن‌ها بپیوندد. بستگان می‌گویند کیانا بر اثر جراحات شدید در بیمارستانی در میناب بستری است. امیر کوچک‌ترین فرزند خانواده‌ی کریمی بود و قرار بود پاییز امسال به پیش‌دبستانی برود. 

خانواده «ملاحی» طبق رسم و رسوم محلی، جشن زنانه را در خانه خود برگزار کرده بودند. مردان نیز در خانه پسرعموی پدر عروس حضور داشتند تا در مراسم عروسی سنتی و خانگی‌ای شرکت کنند که این خانواده‌های ساکن مناطق ساحلی همواره برگزار می‌کرده‌اند. 

همسایه‌ای که هنگام تماشای تلویزیون صدای اصابت بمب را شنیده بود، گفت که با عجله خود را به محل رسانده تا اگر کسی زیر آوار مانده باشد پیدایش کند، اما گرد و غبار و تاریکی، دیدن محیط را تقریباً غیرممکن کرده بود. 

همسر او نیز مجروح و دچار شوک شده بود. آن مرد گفت: او تمام روز می‌لرزید. می‌گفت مشغول کارهای عادی روزمره بودند. من هم زیاد از او سوال نپرسیده‌ام؛ او در حال استراحت است. 

اهالی محل می‌گفتند خانه‌ای که هدف قرار گرفته، هیچ‌گونه هدف نظامی در نزدیکی خود نداشته است؛ موضوعی که در ماجرای بمباران مدرسه در روزهای آغازین جنگ نیز دیده می‌شد. 

جشن‌های عروسی در مناطق محروم جنوب ایران ممکن است چندین روز به طول انجامد و شامل گردهمایی‌های جداگانه برای زنان و مردان، با حضور اقوام دور و نزدیک و اهالی محله باشد. 

در شهرهای ساحلی استان هرمزگان که در حاشیه تنگه هرمز واقع شده‌اند، زنان لباس‌های رنگارنگ با گلدوزی‌های دستی و پوشش‌های سنتی صورت (موسوم به بُرقه) به تن می‌کنند. 

آن‌ها النگوهای متعددی به دست دارند و با ریتم‌های تند و پرتحرک موسیقی «بندری» – که با سازهای کوبه‌ای دستی و «نی‌انبان» (نوعی نی‌انبانِ خاصِ منطقه خلیج فارس) نواخته می‌شود – به رقص و پایکوبی می‌پردازند. 

یکی از ساکنان که از محل حادثه بازدید کرده بود، گفت: مردم اینجا بسیار فقیر هستند. آن‌ها عمدتاً روی قایق‌های ماهیگیری دیگران کار می‌کنند و زنان نیز روزهای خود را صرف ساخت صنایع دستی می‌کنند تا آن‌ها را بفروشند و به تأمین مخارج خانواده کمک کنند. 

به گفته شاهدان، پس از وقوع انفجار، تقریباً تمام پزشکان و آمبولانس‌های منطقه ظرف چند دقیقه در محل حاضر شدند. بسیاری از مجروحان تحت درمان قرار گرفتند و مرخص شدند. 

مادر عروس، آمنه ملاحی، همچنان در شوک به سر می‌برد و شدت ضربه روحی باعث شده بود که نتواند وقایع آن شب را به درستی کنار هم بگذارد و به یاد آورد. او گفت: هیچ‌چیز نمی‌فهمم و دقیقاً به خاطر نمی‌آورم چه اتفاقی افتاد. وسط مراسم بودیم که ناگهان انفجاری رخ داد و خانه روی سرمان آوار شد. مراسم در خانه ما برگزار می‌شد و یک‌باره همه چیز از دست رفت. 

او افزود: از آن زمان تاکنون در بیمارستان بوده‌ایم. دست خودم بر اثر اصابت ترکش آسیب دید، اما عروس و داماد سالم هستند. دیگر فرزندانم نیز مجروح شده‌اند. چیز دیگری به خاطر نمی‌آورم و حتی نمی‌دانم آیا کسی کشته شده است یا نه؛ تنها می‌دانم که ناگهان خانه و تالار عروسی‌مان ویران شد. 

نیروهای امدادی به‌سرعت خود را به محل رساندند. 

یکی از داوطلبان هلال‌احمر گفت که تیم او در حالت آماده‌باش بوده و حدود پنج دقیقه پس از انفجار بمب به خانه رسیده است. به گفته او، افراد بسیاری زیر آوار مانده بودند و صدای فریاد مجروحان فضا را پر کرده بود. 

اهالی محل و خودِ مهمانان عروسی، دوشادوش آتش‌نشانان و نیروهای امدادی به آواربرداری پرداختند. برخی از ناحیه دست و پا مجروح شده بودند و صورتِ عده‌ای دیگر نیز دچار بریدگی شده و غرق در خون بود. 

عملیات آواربرداری و جست‌وجو برای یافتن مفقودشدگان تا حدود ساعت ۳ بامداد ادامه داشت. 

آن نیروی داوطلب گفت: یک نفر به دنبال دخترش بود، دیگری در پی والدینش و فردی دیگر در جستجوی ردی از همسرش؛ خوشبختانه همه مفقودشدگان را پیدا کردیم. 

یکی از مقامات استان هرمزگان اظهار داشت که این حمله به منطقه «کوهستک» - با جمعیتی حدود ۳۰۰۰ نفر - اصابت کرده است، زیرا این منطقه مشرف به تنگه است و هدف از آن، بخشی از تلاش آمریکا برای سلب کنترل این آبراه از دست ایران بوده، نه به این دلیل که آن منطقه نظامی بوده است. 

یک دکل مخابراتی نیز که در فاصله حدود ۱۰۰ متری قرار داشت، مورد اصابت قرار گرفت. 

این بمب یکی از چندین بمبی بود که در جریان موجی جدید از حملات - هم‌زمان با اوج‌گیری دوباره خصومت‌ها میان آمریکا و ایران پس از یک ماه آرامش - پرتاب شد. با وجود تهدیدهای دونالد ترامپ، تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به درگیری و بازگشایی تنگه به ​​بن‌بست خورده است. 

کارشناسان تسلیحاتی که تصاویر و ویدئوهای مربوط به پیامدهای این حادثه را بررسی کردند، گفتند که محل برگزاری مراسم عروسی تقریباً به‌طور قطع هدف مستقیم یک پرتابه آمریکایی قرار گرفته است، نه اینکه بر اثر اصابت ترکش‌های ناشی از حمله به دکل مخابراتی مجاور یا برخورد موشک پدافند هوایی ایران که از مسیر منحرف شده باشد، آسیب دیده باشد. 

بمبی که اصابت کرد، نوعی JSOW (سلاح مشترک دورایستا یا AGM-154) شناسایی شده است؛ یک بمب گلاید (بدون پیشرانه) با هدایت دقیق، نه یک موشک مجهز به موتور راکتی. 

مقامات بهداشتی استان اعلام کردند که از میان ۷۰ مجروح این حادثه، ۱۹ نفر کودک زیر ۱۰ سال بوده‌اند. یک کودک چهارساله به دلیل جراحات ناشی از ترکش تحت عمل جراحی قرار گرفت و ترکش دیگری نیز از شکم یک کودک هشت‌ساله خارج شد. 

هلال احمر از دیوان کیفری بین‌المللی درخواست کرده است تا این حادثه را بررسی کند؛ این نهاد اظهار داشته است که اگر محل حادثه و حاضران در آن غیرنظامی بوده و هیچ هدف نظامی مشروعی در آنجا وجود نداشته باشد، این حمله مصداق جنایت جنگی خواهد بود. 

چند روز پیش از برگزاری مراسم عروسی، یک بمب آمریکایی خانه یک راننده تاکسی را در جزیره قشم با خاک یکسان کرد و باعث مرگ او، همسرش و فرزند دوساله‌شان در حالی که خواب بودند، شد؛ این در حالی بود که هیچ‌گونه تأسیسات نظامی در آن حوالی وجود نداشت. 

محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران، روز چهارشنبه گفت: اگر قدرتی همچون شیطان عمل کند، اهدافش را همچون شیطان انتخاب کند و همچون شیطان بکشد، خودِ شیطان است. 

احمد وحیدی، فرمانده کل سپاه، اظهار داشت: «بی‌شک، خون پاک این شهدای مظلوم – که در اوج بی‌گناهی به دست جنایتکاران تاریخ و اشرارِ زمانه به خاک و خون کشیده شدند – هرگز بی‌پاسخ نخواهد ماند و قطعاً گریبان‌گیر عاملان و آمران این جنایت هولناک خواهد شد.» 

ویدیوهای مربوط به مراسم تشییع پیکر این چهار قربانی در روز پنجشنبه، یک وانت‌بار را نشان می‌دهد که تابوتی پوشیده در پرچم را زیر سایبانی از برگ‌های نخل حمل می‌کند. یکی از شاهدان عینی گفت: برای ساکنان این شهر کوچک، شرایط غم‌بار و حزن‌انگیز است و مردم همچنان در شوک به سر می‌برند.

تلگراف

ارسال نظرات
خط داغ