ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۹۷۶۶

جواد مجابی که بود؟ روایتی از زندگی پربار او

جواد مجابی که بود؟ روایتی از زندگی پربار او

نام جواد مجابی به همان نسلی از نویسندگان ایرانی پیوسته است که بخش بزرگی از زندگی خود را با نوشتن گذراندند. او در ۸۶سالگی درگذشت؛ اما از کارنامه او چه می‌دانیم؟

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- جواد مجابی را نمی‌شود تنها با یک عنوان معرفی کرد. شاعر بود، داستان‌نویس بود، طنزنویس و روزنامه‌نگار بود، نقاشی می‌کرد و درباره هنر و ادبیات می‌نوشت. او به تاریخ چهاردهم شهریورماه، درگذشت.

به گزارش فرارو، مجابی بیش از شش دهه از عمرش را در میان کتاب، روزنامه، نقاشی و ادبیات گذراند و در هرکدام از این حوزه‌ها ردپایی از خود به جا گذاشت. امروز، شنبه ۱۴ شهریور، خبر درگذشت او پس از یک دوره بیماری منتشر شد. نویسنده‌ای که متولد ۱۳۱۸ بود و در ۸۶سالگی از دنیا رفت. 

کوله بار مجابی از قزوین تا تهران

جواد مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین متولد شد. بخشی از کودکی‌اش را به دلیل شغل پدر در مناطق مختلف قزوین و الموت گذراند. بعدها در تهران ادامه تحصیل داد و در دانشگاه تهران حقوق خواند و دکترای اقتصاد گرفت. اما مسیر دانشگاهی قرار نبود او را به اقتصاد یا حقوق محدود کند. روزنامه‌نگاری، ادبیات و هنر خیلی زود بخش اصلی زندگی او شدند. 

مجابی در گفت‌وگویی با مجله «بخارا» از کودکی‌اش در خانه‌هایی گفته که گاه هم‌زمان محل زندگی خانواده و اداره پست بودند. او از همان سال‌ها با نقاشی و قصه سر و کار داشت. حتی همراه برادرش روی کاغذهای به‌هم‌چسبیده، داستان‌های شاهنامه را به شکل تصاویری پیوسته می‌کشیدند. بعدها همین علاقه کودکی به یکی از وجوه مهم زندگی حرفه‌ای او تبدیل شد: ادبیات در کنار نقاشی و هنرهای تجسمی. 

روزنامه‌نگاری و ورود به ادبیات

مجابی فعالیت ادبی خود را از دهه ۱۳۴۰ آغاز کرد. در کنار کار اداری، روزنامه‌نگاری را نیز جدی گرفت و سال‌ها در روزنامه اطلاعات به عنوان دبیر فرهنگی فعالیت کرد. همکاری او بعدها به نشریات ادبی دیگری مانند «فردوسی»، «جهان نو»، «خوشه»، «آدینه» و «دنیای سخن» رسید و مدتی نیز سردبیری «دنیای سخن» را برعهده داشت. 

شعر یکی از نخستین مسیرهای جدی مجابی در ادبیات بود، اما خیلی زود دامنه کارش گسترده‌تر شد. او داستان کوتاه، رمان، نمایشنامه، فیلمنامه و طنز نوشت و در کنار آفرینش ادبی، به نقد و پژوهش درباره ادبیات و هنر نیز پرداخت. 

این چندوجهی بودن، شاید مهم‌ترین ویژگی کارنامه او باشد. مجابی نویسنده‌ای نبود که تنها در یک قالب بماند. برای او ادبیات، روزنامه‌نگاری، نقاشی و پژوهش از یکدیگر جدا نبودند و هرکدام راهی برای شناخت جامعه و آدم‌های آن بودند. 

نمونه‌ای از نقاشی‌های مجابی

نقاشی از جواد مجابی

نقاشی جواد مجابی

طنز؛ جدی‌ترین شکل مواجهه با جامعه

طنز در آثار مجابی جایگاه ویژه‌ای داشت. او از طنز برای سرگرمی صرف استفاده نمی‌کرد. طنز برایش راهی برای نشان دادن تناقض‌ها و پوچی‌های زندگی اجتماعی بود. بخشی از آثار داستانی و رمان‌هایش نیز با همین نگاه نوشته شده‌اند. جهانی که در آن واقعیت روزمره می‌تواند آن‌قدر عجیب باشد که گاهی تنها زبان طنز بتواند آن را روایت کند. 

در میان آثار او، «عبید بازمی‌گردد» نمونه‌ای روشن از پیوند طنز با تاریخ و جامعه است. مجابی در این اثر و نوشته‌های دیگرش بارها به سراغ گذشته ادبی ایران رفت تا از خلال آن، زمانه خودش را روایت کند. 

او همچنین سال‌ها روی تاریخ طنز ادبی ایران کار کرد. در گفت‌وگویی با «بخارا» از پژوهشی مفصل درباره تاریخ طنز ادبی از دوره‌های گذشته تا مشروطه سخن گفته بود. کاری که نشان می‌دهد علاقه او به طنز تنها در مقام نویسنده نبود و وجه پژوهشی نیز داشت. 

نویسنده‌ای که تاریخ هنر را هم نوشت

اما اگر مجابی را فقط با داستان و شعر بشناسیم، بخش مهمی از کارنامه‌اش را نادیده گرفته‌ایم. او از کودکی نقاشی می‌کرد و در بزرگسالی نیز به شکل جدی به هنرهای تجسمی پرداخت. خودش در گفت‌وگوها تاکید کرده بود که نقاش حرفه‌ای نیست، اما سال‌ها درباره نقاشی و هنرمندان ایرانی پژوهش کرد. 

یکی از مهم‌ترین حاصل این بخش از فعالیت او کتاب «نود سال نوآوری در هنر تجسمی ایران» است؛ پژوهشی درباره سیر هنرهای تجسمی ایران که در دو جلد منتشر شد. اطلاعات کتاب‌شناختی این اثر نشان می‌دهد جلد دوم آن در سال ۱۳۹۵ توسط نشر پیکره منتشر شده است. 

مجابی در این حوزه تنها به نوشتن درباره نقاشی اکتفا نکرد و بخشی از تاریخ هنر معاصر ایران را نیز ثبت کرد. کاری که برای شناخت نسل‌های مختلف نقاشان و تحولات هنرهای تجسمی ایران اهمیت دارد. 

بیش از شش دهه نوشتن

کارنامه مجابی گسترده است. آن‌قدر گسترده که به سختی می‌توان او را در یکی از دسته‌های معمول ادبی قرار داد. شعر، داستان، رمان، طنز، نمایشنامه، فیلمنامه، نقد ادبی، نقد هنری و روزنامه‌نگاری در کارنامه او کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. 

اما شاید آنچه بیش از تعداد کتاب‌ها اهمیت دارد، استمرار او باشد. مجابی بیش از شش دهه نوشت و در دوره‌های مختلف، با وجود تغییر فضای فرهنگی و اجتماعی ایران، از ادبیات فاصله نگرفت. در گفت‌وگویی درباره زندگی و آثارش، از علاقه‌اش به دهخدا گفته بود. نویسنده‌ای که برای مجابی نماد پیوند میان نوشتن و زندگی بود. او به یاد آورده بود که دهخدا گفته بود تنها دو روز کارش را تعطیل کرده، روز مرگ مادرش و روزی که آن‌قدر بیمار بوده که نمی‌توانسته قلم در دست بگیرد. 

حالا نام جواد مجابی نیز به همان نسلی از نویسندگان ایرانی پیوسته است که بخش بزرگی از زندگی خود را با نوشتن گذراندند. او در ۸۶سالگی درگذشت، اما کارنامه‌ای از شعر، داستان، طنز، روزنامه‌نگاری و پژوهش هنری باقی گذاشت. کارنامه‌ای که نشان می‌دهد برای مجابی، ادبیات تنها نوشتن کتاب نبود، بلکه شیوه‌ای برای دیدن و ثبت کردن زمانه بود.

نمونه‌ای از شعر مجابی/ او مجموعه شعرش را رایگان منتشر کرد

 

جواد مجابی، پس از انتشار رایگان سه اثر از مجموعه شوخیانه‌های خود، سال 1402 مجموعه شعری با نام «روزگار کرونایی ما» را به صورت رایگان در اختیار مخاطبانش قرار داد.

مجابی  انتشار این مجموعه را «هدیه‌ای کوچک به فرهنگی بزرگ» دانست و نوشت: «چهارمین کتاب خود را از کشوی دفترهای چاپ نشده بیرون آورده، با عشقی دیرینه تقدیم شما می‌کنم. این کتاب مجموعۀ شعری است به نام "روزگارکرونائی ما" که بین سال های 97تا 99 سروده شده و حسب حالی است از سال های کرونائی که بر مردم میهن ما و اهل جهان تلخ و مرگوار بود.»

او ادامه داد: «همۀ ما خاطرات شومی از سال‌های کرونائی داریم، سال های نومیدشدن فردی و جمعی از زیستنی ساده، قطع امید از بودن و ماندن خود و آشنایان و دیگران درهرجا، گسست رابطه های انسانی و دوست داشتن ها. ویروسی شوم جهان پیش روی ما را دروازه ای کرده بود گشوده بر تباهی و مرگ عزیزان.»

 

شعر مجابی

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات