ترنج

جنبش ماگا

۱۶ مطلب

  • این گزارش نشان می‌دهد که دونالد ترامپ با تکیه بر «راهبرد امنیت ملی» و دکترین منفعت‌محور «اول آمریکا»، هم‌زمان مسیر انزواطلبی، مداخله گزینشی و تنش‌سازی خارجی را پیش می‌برد. از حملات مرگبار به قایق‌ها در کارائیب و تشدید فشار بی‌سابقه علیه ونزوئلا تا بمباران مواضع داعش در سوریه، همگی ابزاری برای منحرف‌کردن افکار عمومی از بحران‌ها، رسوایی‌ها و مشکلات داخلی و بازآرایی اولویت‌های ژئوپلیتیکی آمریکا ارزیابی می‌شوند.

  • راهبرد امنیت ملی جدید دولت ترامپ تلاش می کند آمریکا را از یک هژمون جهانی به قدرتی منطقه‌ای تقلیل دهد و تمرکز را بر «حیاط خلوت» نیمکره غربی بگذارد؛ رویکردی الهام‌گرفته از دکترین مونرو و آمیخته با انزواطلبی و هراس از مهاجرت. نویسنده استدلال می‌کند این نگاه با واقعیت قدرت اقتصادی، فناورانه و جهانی امروز آمریکا ناسازگار است و می‌تواند با ایجاد خلأ قدرت، به بی‌ثباتی نظم بین‌المللی و تکرار خطاهای تاریخی منجر شود.

  • در دولت دوم ترامپ، حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل به منبعی تازه از تنش سیاسی در داخل آمریکا تبدیل شده است. تداوم کمک‌های مالی و نظامی سنگین به اسرائیل، در شرایط بحران اقتصادی و افزایش تلفات غزه، شکاف‌هایی جدی در جنبش ماگا و میان جمهوری‌خواهان ایجاد کرده است. چهره‌هایی چون تاکر کارلسون، استیو بنن و مارجری تیلور گرین این حمایت را پرهزینه و خلاف «اول آمریکا» می‌دانند. هم‌زمان، نظرسنجی‌ها از کاهش حمایت نسل جوان و حتی مسیحیان انجیلی از اسرائیل خبر می‌دهند؛ روندی که می‌تواند در آینده به یک هزینه سیاسی…

  • ترامپ در سال نخست بازگشت، از تصویر «کم‌مداخله‌گر» فاصله گرفته و با حملات علیه حوثی‌ها و ایران، هدف‌گیری شبکه‌های قاچاق در کارائیب، چراغ سبز به ضربه اوکراین در عمق روسیه و تهدید مداخله در نیجریه، رویکردی تهاجمی‌تر نشان داده است. نظرسنجی ریگان می‌گوید پایگاه ماگا نه انزواطلب، بلکه طرفدار رهبری جهانی آمریکاست و در این راستا حمایت از اوکراین، تعهدات ناتو، اسرائیل، مهار ایران و دفاع از تایوان در آن پررنگ‌تر شده است.

  • این گزارش نشان می‌دهد سیاست خارجی «دولت دوم ترامپ» با گسست از اجماع ریگان–بایدن، به‌سوی جهانی داروینی، اقتصادمحور و ضدلیبرال چرخیده است؛ جهانی که در آن «حکمرانی زورمندان» جای نظم لیبرال را می‌گیرد. اروپا تحقیر می‌شود، چین بی‌نام اما همه‌جا حاضر است و نیم‌کره غربی و تایوان به میدان‌های اصلی قدرت تبدیل می‌شوند.

  • استراتژی امنیت ملی جدید دولت ترامپ ترکیبی متناقض از «اول آمریکا» و عقب‌نشینی گزینشی است که سلطه‌گری سنتی را کنار بازتعریف منافع قرار می‌دهد؛ تمرکز بر نیمکرهٔ غربی برای مهار مهاجرت و مواد مخدر، پیوند مستقیم دیپلماسی با منافع شرکت‌ها، مهار چین با بسیج متحدان، حمایت از راست‌گرایی اروپایی و محدودسازی ناتو و در خاورمیانه کنارگذاشتن دموکراسی‌سازی و جایگزینی آن با رئالیسم انعطاف‌پذیر مبتنی بر منافع اقتصادی به‌ویژه فناوری مطرح و تثبیت می‌شود.

  • این مقاله به گسترش شکاف در رابطه آمریکا و اسرائیل می‌پردازد؛ افکار عمومی اسرائیل واشنگتن را صاحب نفوذ اصلی بر تصمیمات امنیتی می‌بیند و در آمریکا، از جمهوری‌خواهان جوان تا انجیلی‌ها و بخش‌هایی از پایگاه ماگا، حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل زیر سؤال رفته است. هم‌زمان نفوذ رهبران عرب، اختلاف شخصی و سیاسی ترامپ با نتانیاهو، فروش اف-۳۵ به عربستان، عادی‌سازی با سوریه، نقش قطر و ترکیه و تلفات سنگین غزه، همگی هشداری از محدود شدن آزادی عمل تل‌آویو و وابستگی حیاتی آن به واشنگتن هستند.

  • در پی دیدار غیرمنتظره ترامپ و زهران ممدانی، فضای جنبش ماگا دچار آشفتگی و شکاف عمیق شد. واکنش‌های متناقض از سکوت چهره‌های اصلی تا ارزیابی‌های خشم‌آلود ملی‌گرایان راست بر سردرگمی این جریان افزود. نیک فوئنتس این دیدار را نشانه ریاکاری رهبران راست خواند و آن را «تئاتر سیاسی» نامید. در مقابل، ممدانی و تیمش بر اشتراک نظر درباره بحران هزینه‌های زندگی تأکید کردند. استیو بنن نیز تلاش کرد صمیمیت ترامپ با ممدانی را «تله‌ای استراتژیک» معرفی کند.

  • رویکرد «اول آمریکا» این روزها درگیر میدانی جهانی است: تهدید خلع سلاح حماس، اعلام انهدام قایق تندرو نزدیک ونزوئلا، طرح ارسال «تاماهاوک» برای اوکراین و وعده بسته ۲۰ میلیاردی به آرژانتین. این کنش‌ها در اوج تعطیلی اداری، پارادوکس هزینه‌–قدرت واشنگتن را پررنگ کرده است. منتقدان، رویکرد او را نمایش‌محور، شخصی‌گرا و معامله‌محور می‌دانند و از دیدگاه آن ها ورود احتمالی به غزه می‌تواند پایگاه «ماگا» را دچار تردید کند و تناقض «اول ترامپ» را برجسته سازد.

  • این گزارش نشان می‌دهد خیزش جهانی دموکراسی در دهه‌های گذشته بدون پشتیبانی آمریکا ممکن نبود، اما اکنون با بازگشت ترامپ این ستون فرو می‌ریزد. ترامپ زیرساخت‌های ترویج آزادی را از هم گسسته، به خودکامگان نزدیک شده و نهادهای کلیدی دموکراسی‌سازی را تضعیف کرده است. نتیجه، چرخشی از «بین‌الملل‌گرایی لیبرال» به «بین‌الملل‌گرایی غیربنیادگرا» است؛ الگویی که آمریکا را از مدافع دموکراسی به شریک اقتدارگرایان تبدیل می کند.

تبلیغات