ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۷۴۳۵

جنگ ایران و ترک‌های عمیق در ائتلاف ترامپ

آیا ماگا همچنان پشت ترامپ می‌ماند؟

آیا ماگا همچنان پشت ترامپ می‌ماند؟

جنگ ایران، حمایت عمومی از دونالد ترامپ را به‌شدت فرسوده و شکاف تازه‌ای در ائتلاف انتخاباتی او ایجاد کرده است. اگرچه هسته سخت «ماگا» همچنان از او دفاع می‌کند، بخش‌های گسترده‌تری از رأی‌دهندگان ترامپ، به‌ویژه جوانان، راست‌گرایان مردد، مخالفان جنگ‌های خارجی و چهره‌هایی مانند تاکر کارلسون، از این مسیر ناراضی‌اند. مخالفت دو سوم آمریکایی‌ها با جنگ نشان می‌دهد بحران ایران می‌تواند به میراثی سنگین برای ترامپ و جمهوری‌خواهان آینده تبدیل شود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- اما اشفورد، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل نشریه فارن پالیسی

به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، به‌جرئت می‌توان گفت دونالد ترامپ حمایت افکار عمومی آمریکا از جنگ در ایران را از دست داده است؛ اگر اساساً چنین حمایتی از ابتدا وجود داشته باشد. تا اواسط آوریل، کمتر از یک‌چهارم پاسخ‌دهندگان در نظرسنجی‌ها گفته‌اند این جنگ ارزشش را داشته است؛ رقمی که با افزایش هزینه‌های اقتصادی جنگ در سطح جهانی، احتمالاً بیش از پیش کاهش خواهد یافت.

با این حال، دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری که در دوره پایانی خود قرار دارد، از بسیاری فشارهایی که معمولاً رهبران نامحبوب را محدود می‌کند، تا حد زیادی مصون مانده است. جنگ و تورم ناشی از آن احتمالاً در انتخابات میان‌دوره‌ای به از دست رفتن کرسی‌های بیشتری برای جمهوری‌خواهان منجر خواهد شد؛ بی‌تردید بیش از آنچه در شرایط عادی انتظار می‌رفت. اما رئیس‌جمهور فعلاً با خطر شورش فوری از سوی کنگره روبه‌رو نیست و برای فردی که یکی از نامحبوب‌ترین جنگ‌های تاریخ آمریکا را آغاز کرده، به‌طرز چشمگیری بدون محدودیت عمل می‌کند.

ترامپ میان وفاداری ماگا و ریزش حامیان گسترده‌تر

با این همه، پرسش مهم‌تر این است که آیا ترامپ در حال از دست دادن بخشی از پایگاه حمایتی خود نیز هست یا نه. چهره‌های برجسته‌ای مانند تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین که از او فاصله گرفته‌اند، رئیس‌جمهور را متهم می‌کنند که حامیانش را رها کرده و از وعده‌های پیشین خود فاصله گرفته است. در مقابل، جمهوری‌خواهان تندرو با استناد به نظرسنجی‌هایی که از حمایت قوی جنگ در میان کسانی حکایت دارد که خود را «جمهوری‌خواهان ماگا» می‌دانند، همچنان از ترامپ دفاع می‌کنند.

اما این دوگانه ساده‌سازِ «ماگا در برابر غیرماگا» واقعیت مهم‌تری را پنهان می‌کند. تصمیم ترامپ برای ورود به جنگ با ایران، فقط بخشی از افکار عمومی را از او دور نکرده، بلکه ائتلاف گسترده‌تری را که او را به قدرت رساند، دچار ترک و شکاف کرده است. هسته سخت حامیان ترامپ ممکن است در هر شرایطی پشت او بماند، اما پیروزی او فقط محصول وفاداری همین هسته نبود؛ بلکه حاصل همراهی طیفی وسیع‌تر از رأی‌دهندگانی بود که به وعده پرهیز از جنگ‌های پرهزینه، تمرکز بر داخل آمریکا و پایان دادن به ماجراجویی‌های خارجی اعتماد کرده بودند.

بیست‌وپنج سال «جنگ‌های بی‌پایان» در خاورمیانه، صبر افکار عمومی آمریکا را در برابر هر کارزار نظامی تازه‌ای که نشانی از موفقیت روشن نداشته باشد، به‌شدت کاهش داده است. کاخ سفید ترامپ، برخلاف بسیاری از دولت‌های پیشین آمریکا، پیش از آغاز جنگ هیچ تلاش جدی و سازمان‌یافته‌ای برای اقناع افکار عمومی انجام نداد. حتی اکنون، با گذشت دو ماه از آغاز درگیری، دولت همچنان درباره این پرسش بنیادین که چرا اساساً ورود به این جنگ ضروری بوده، محتاط، مبهم و گاه متناقض سخن می‌گوید.

اعداد و ارقام نیز تصویری کاملاً روشن ارائه می‌دهند. ۶۶ درصد آمریکایی‌ها با تصمیم ورود به جنگ مخالف‌اند و ۶۸ درصد نیز استفاده از نیروهای زمینی در ایران را رد می‌کنند. ۶۹ درصد نگران پیامدهای اقتصادی جنگ، به‌ویژه اثر آن بر قیمت سوخت هستند و ۶۴ درصد گفته‌اند به توانایی رئیس‌جمهور برای حل این بحران اعتماد ندارند. به بیان ساده، تقریباً دو سوم آمریکایی‌ها به‌طور مداوم می‌گویند این جنگ را نمی‌خواهند.

جنگ ایران و شکاف نسلی در حزب جمهوری‌خواه

با این حال، شکاف حزبی در این موضوع انکارناپذیر است. آن یک‌سوم باقی‌مانده از آمریکایی‌ها عمدتاً گرایش جمهوری‌خواهانه دارند و ۷۷ درصد آنان از جنگ حمایت می‌کنند. برخی نظرسنجی‌ها حتی جمهوری‌خواهان را به گروه‌های کوچک‌تر و خودتعریف‌شده تقسیم کرده‌اند و نشان می‌دهند که ۹۰ درصد کسانی که خود را «جمهوری‌خواهان ماگا» می‌دانند، از جنگ حمایت کرده‌اند.  اما این حمایت به معنای آن نیست که جنگ ایران انتخاب نخست آنان بوده است. داده‌های دیگر نشان می‌دهد تنها ۱۱ درصد رأی‌دهندگان ترامپ ایران را اولویت اصلی خود می‌دانند، در حالی که ۶۰ درصد بیش از هر چیز نگران تورم‌اند.

در میانه جنگ ایران، شکاف در اردوگاه ترامپ از سطح تحلیل‌های رسانه‌ای فراتر رفته و به تقابل مستقیم میان رئیس‌جمهور و برخی از شناخته‌شده‌ترین حامیان سابقش رسیده است. دونالد ترامپ وارد جدالی لفظی با تاکر کارلسون شد؛ چهره‌ای که آشکارا گفته بود «احساس خیانت می‌کنم» و «از این جنگ و مسیری که دولت آمریکا در پیش گرفته متنفرم». ترامپ در پاسخ، کارلسون و دیگر منتقدان را اساساً از دایره «ماگا» خارج کرد و آن‌ها را «بازنده‌هایی که فقط می‌خواهند به ماگا بچسبند» نامید.

با تکیه بر داده‌های نظرسنجی، شاید ترامپ بتواند ادعا کند که هسته سخت حامیانش همچنان پشت او ایستاده‌اند. اما مسئله اصلی، فراتر از این هسته است. «ماگا» لزوماً مترادف با «اول آمریکا» نیست؛ اصلی در سیاست خارجی که بسیاری از منتقدان جنگ، هویت سیاسی خود را با آن تعریف می‌کنند.  برای نمونه، جو کنت که در اعتراض به جنگ از ریاست مرکز ملی مبارزه با تروریسم استعفا داد، در نامه کناره‌گیری خود به‌صراحت به نفوذ اسرائیل اشاره کرد و آن را در تضاد با اصل «اول آمریکا» دانست. همچنین کریس کالدول، تحلیلگری که سال‌ها از ترامپ دفاع کرده بود، اکنون هشدار می‌دهد: «حمله به ایران آن‌چنان با خواست پایگاه خود ترامپ ناسازگار است و آن‌قدر با برداشت آن‌ها از منافع ملی در تضاد قرار دارد که احتمالاً به پایان ترامپیسم به‌عنوان یک پروژه منجر خواهد شد.»

واقعیت این است که جمهوری‌خواهان موسوم به «ماگا» تنها بخشی از ائتلافی بودند که ترامپ را در انتخابات ۲۰۲۴ به قدرت رساند. مطالعات مختلف این ائتلاف را به شیوه‌های متفاوتی دسته‌بندی کرده‌اند. برای مثال، نظرسنجی‌های یوگاو نشان می‌دهد که شکاف میان جمهوری‌خواهان «ماگا» و «غیرماگا» به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی همواره قابل‌توجه بوده است. در همین حال، پژوهش مؤسسه « More in Common» برآورد می‌کند که جمهوری‌خواهان سرسخت ماگا تنها حدود ۳۰ درصد از رأی‌دهندگان ترامپ را تشکیل داده‌اند.

در میان سایر بخش‌های این ائتلاف، حمایت از جنگ ایران به‌مراتب کمتر است. سی.ان.ان به‌تازگی گزارش داده که محبوبیت ترامپ در میان یکی از گروه‌های کلیدی یعنی سفیدپوستان فاقد تحصیلات دانشگاهی به‌شدت کاهش یافته است؛ گروهی که سطح رضایت آن‌ها از بیش از ۳۰ درصد در سال ۲۰۲۵، اکنون به زیر صفر سقوط کرده است.  شکاف نسلی نیز به‌وضوح دیده می‌شود. حتی در داخل حزب جمهوری‌خواه، حمایت از جنگ در میان آمریکایی‌های مسن‌تر بیشتر است، در حالی که جمهوری‌خواهان زیر ۳۰ سال، حدود ۳۰ واحد درصد کمتر از همتایان مسن‌تر خود از جنگ حمایت می‌کنند.

در واقع، دقیقاً همان بخش‌های کمتر وفادار ائتلاف ترامپ از جمله رأی‌دهندگان فاقد تحصیلات دانشگاهی، جوانان آمریکایی و مخاطبان ناراضی چهره‌هایی مانند جو روگن و تئو وان—بیشترین مخالفت را با جنگ دارند. هر دو، روگن و وان، این جنگ را «خیانت» به رأی‌دهندگانی توصیف کرده‌اند که به ترامپ رأی داده بودند. داده‌های « More in Common»  نیز این تصویر را تأیید می‌کند و نشان می‌دهد در میان آنچه «راست مردد» نامیده می‌شود، تنها حدود یک‌چهارم از این گروه از جنگ حمایت می‌کنند.

جنگ ایران و فرسایش ائتلاف انتخاباتی ترامپ

در جمع‌بندی، اگرچه پایگاه سخت «ماگا»ی دونالد ترامپ ظاهراً آماده نیست به‌دلیل جنگ ایران از او فاصله بگیرد، اما بخش بزرگ‌تری از ائتلافی که او را به قدرت رساند، عملاً دچار ریزش شده است. این شکاف، شاید در کوتاه‌مدت موقعیت شخص ترامپ را—به‌عنوان رئیس‌جمهوری در دوره پایانی—تهدید نکند، اما پیامدهای آن فراتر از دولت کنونی خواهد رفت و به‌عنوان درسی مهم برای آینده سیاست آمریکا باقی خواهد ماند.

برای چهره‌هایی مانند جی‌دی ونس و مارکو روبیو و دیگر سیاستمداران جمهوری‌خواهی که به این دولت گره خورده‌اند این جنگ می‌تواند به باری سیاسی تبدیل شود که به‌سادگی از آن رهایی نمی‌یابند.  در سوی دیگر، برخی دموکرات‌ها نیز در موقعیتی پیچیده قرار دارند. تلاش برای اتخاذ موضعی میانه مثلاً مخالفت با جنگ صرفاً به دلایل فرایندی یا در عین حال رأی دادن به تأمین بودجه آن ممکن است نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد.

اگرچه سیاست خارجی به‌ندرت در صدر اولویت‌های رأی‌دهندگان آمریکایی قرار دارد، اما در برخی مقاطع به عاملی تعیین‌کننده تبدیل می‌شود. بخشی از موفقیت انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ بی‌تردید با نارضایتی از سیاست خارجی دولت جو بایدن—به‌ویژه در قبال غزه—پیوند داشت.  اکنون همان سرمایه سیاسی در حال فرسایش است.  پرسش کلیدی اکنون این است: آیا سیاستمدار دیگری می‌تواند این بخش سرگردان از ائتلاف ترامپ را جذب کند؟

 

تبلیغات
نویسنده : اما اشفورد
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات