ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۱۵۹۰

حسن هانی زاده در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

عقب‌نشینی ترامپ از حمله به زیرساخت‌های ایران؛ تاکتیک مقطعی یا تغییر موازنه؟

عقب‌نشینی ترامپ از حمله به زیرساخت‌های ایران؛ تاکتیک مقطعی یا تغییر موازنه؟

یک تحلیلگر بین‌الملل معتقد است ریاض به خوبی می‌داند که هرگونه گسترش درگیری می‌تواند دامنه تحرکات انصارالله را افزایش دهد و این مسئله، امنیت دریای سرخ و زیرساخت‌های انرژی عربستان را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. بنابراین طبیعی است که بن سلمان تلاش کند از طریق رایزنی با واشنگتن، مانع از ورود منطقه به یک جنگ فراگیر شود.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- عقب‌نشینی ناگهانی دونالد ترامپ از تهدید حمله به زیرساخت‌های آب، برق و انرژی ایران، تنها یک چرخش تاکتیکی در سیاست خارجی واشنگتن به شمار نمی‌رود، بلکه می‌تواند نمایانگر تغییرات عمیق‌تر در موازنه امنیتی خاورمیانه باشد.

به گزارش فرارو، در ماه‌های گذشته و همزمان با تشدید بحران‌های منطقه‌ای و تبادل تهدیدات مکرر، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس رویکردی متفاوت از دهه‌های پیشین در پیش گرفته‌اند. آن‌ها اکنون به‌صراحت از گسترش دامنه تنش‌ها میان تهران، واشنگتن و تل‌آویو ابراز نگرانی می‌کنند.

این تغییر رفتار و هشدارهای پیاپی پایتخت‌های عربی، این پرسش بنیادین را مطرح می‌کند که آیا خاورمیانه وارد عصر تازه‌ای از دیپلماسی و بازدارندگی متقابل شده است یا کاخ سفید صرفاً در حال خرید زمان برای بازطراحی دور بعدی تقابل با تهران است؟

حسن هانی‌زاده، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی در گفتگو با فرارو، بر این باور است که هراس فزاینده کشورهای عربی از تبعات ویرانگر یک جنگ فراگیر، اکنون به یکی از اهرم‌های اصلی در توقف ماشین جنگی و عقب‌نشینی‌های اخیر آمریکا تبدیل شده است.

اعراب دیگر جنگ نمی‌خواهند

هانی‌زاده در واکاوی تغییر رفتار کشورهای عربی در قبال تنش‌های اخیر گفت: «بعد از تهدید اخیر دونالد ترامپ مبنی بر حمله گسترده به زیرساخت‌های آب، برق و به‌ویژه تأسیسات انرژی ایران، مجموعه‌ای از تحرکات دیپلماتیک بی‌سابقه در منطقه شکل گرفت. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، همراه با عراق و پاکستان، بلافاصله نسبت به این تهدید واکنش نشان دادند.»

وی افزود: «این واکنش سریع نشان می‌دهد که آن‌ها به‌خوبی آگاهند هرگونه درگیری نظامی جدید، دیگر به مرزهای ایران و آمریکا محدود نخواهد ماند و شعله‌های آن، کل منطقه را در یک بحران امنیتی عمیق فرو خواهد برد.»

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با تأکید بر تفاوت‌های بنیادین شرایط امروز با گذشته تصریح کرد: «امروز شرایط خاورمیانه با سال‌های گذشته تفاوت اساسی دارد. اگر در گذشته برخی پایتخت‌های عربی گمان می‌کردند اعمال فشار حداکثری بر ایران به نفع امنیت آن‌ها تمام می‌شود، امروز به این درک راهبردی رسیده‌اند که ترکش‌های هرگونه جنگ گسترده، پیش از همه منافع اقتصادی خودشان را هدف قرار خواهد داد.»

وی خاطرنشان کرد: «اقتصاد کشورهای عربی در مقطع کنونی بیش از هر زمان دیگری به ثبات منطقه‌ای گره خورده است. بروز هرگونه ناامنی در خلیج فارس، دریای سرخ یا مسیرهای کلیدی انتقال انرژی، می‌تواند میلیاردها دلار خسارت جبران‌ناپذیر به شریان‌های اقتصادی آن‌ها وارد کند.»

هانی‌زاده افزود: «دقیقاً به همین دلیل است که این بار شاهد بودیم کشورهای منطقه با تمام توان تلاش کردند تا از طریق رایزنی‌های فشرده سیاسی، مانع اجرایی شدن تهدیدات نظامی شوند. این رویکرد به روشنی ثابت می‌کند زاویه دید کشورهای عربی نسبت به تحولات امنیتی تغییر کرده و آن‌ها دیگر تمایلی ندارند هزینه تقابل میان ایران و آمریکا را از جیب خود پرداخت کنند.»

دغدغه ریاض فراتر از مسئله ایران است

هانی‌زاده با اشاره به تماس تلفنی اخیر محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، و دونالد ترامپ اظهار داشت: «این گفت‌وگوی تلفنی را نباید صرفاً در چارچوب روابط سنتی و همیشگی ریاض و واشنگتن ارزیابی کرد. دغدغه اصلی عربستان در شرایط فعلی، پیامدهای سهمگین اقتصادی و امنیتی ناشی از یک جنگ فراگیر است.»

وی هشدار داد: «اگر زیرساخت‌های انرژی ایران هدف حملات نظامی قرار بگیرد، هیچ نهاد بین‌المللی نمی‌تواند تضمین کند که دامنه این بحران به سایر کشورهای تولیدکننده نفت در خاورمیانه کشیده نخواهد شد.»

این تحلیلگر با تشریح آسیب‌پذیری‌های ریاض افزود: «یکی از جدی‌ترین کابوس‌های عربستان، به خطر افتادن امنیت خطوط انتقال انرژی است. سردمداران ریاض به‌خوبی واقف‌اند که در صورت گسترش شعله‌های جنگ، آبراه‌های راهبردی همچون تنگه هرمز، باب‌المندب و حتی مسیرهای حیاتی کشتیرانی در دریای سرخ با تهدیدهای موجودیتی مواجه خواهند شد.»

وی تأکید کرد: «بسته شدن یا ناامن شدن این مسیرها صرفاً به معنای جهش قیمت جهانی نفت نیست، بلکه به منزله فلج شدن تجارت جهانی و شکل‌گیری یک بحران اقتصادی تازه و ویرانگر در سطح منطقه خواهد بود.»

هانی‌زاده در ادامه به پرونده یمن اشاره کرد و گفت: «نگرانی مهم دیگر عربستان، ریشه در تحولات یمن دارد. ریاض می‌داند هرگونه تصاعد بحران می‌تواند سطح عملیات‌ها و تحرکات انصارالله را به‌شدت افزایش دهد؛ مسئله‌ای که مستقیماً امنیت دریای سرخ و تأسیسات نفتی عربستان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.»

وی افزود: «از این رو، کاملاً طبیعی است که بن‌سلمان بکوشد از طریق لابی با واشنگتن، ترمز ورود منطقه به یک جنگ تمام‌عیار را بکشد.»

ترامپ عقب‌نشینی کرد یا زمان خرید؟

هانی‌زاده در ارزیابی تغییر لحن رئیس‌جمهور آمریکا هشدار داد که نباید این اتفاق را به معنای تغییر بنیادین در راهبرد واشنگتن قلمداد کرد.

وی توضیح داد: «ترامپ همواره در طول حیات سیاسی خود ثابت کرده که از حربه تهدید به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای مذاکره و امتیازگیری استفاده می‌کند. او پیش از این نیز بارها مواضع بسیار تندی اتخاذ کرده، اما درست در بزنگاه تصمیم‌گیری نهایی، به دلیل محاسبه هزینه‌های گزاف درگیری، از اجرای بخش عمده‌ای از تهدیداتش پا پس کشیده است.»

این کارشناس افزود: «بنابراین، آنچه در روزهای اخیر شاهد آن بودیم، نه یک تغییر راهبردی، بلکه صرفاً یک تاکتیک مقطعی است.»

وی با اشاره به باقی ماندن سایه جنگ گفت: «ایالات متحده هنوز گزینه نظامی را به‌طور کامل از روی میز برنداشته است، اما واقعیت میدانی این است که شرایط ملتهب منطقه اجازه یک ماجراجویی پرهزینه را به واشنگتن نمی‌دهد.»

هانی‌زاده تأکید کرد: «هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه ایران، مستعد ایجاد یک واکنش زنجیره‌ای است که دامنه آتش آن کل خاورمیانه را در بر خواهد گرفت؛ حقیقتی که حتی نزدیک‌ترین متحدان واشنگتن نیز به‌شدت نسبت به آن هشدار داده‌اند.»

استراتژی واشنگتن؛ فرسایش ایران

به اعتقاد این تحلیلگر، توقف موقت لفاظی‌های نظامی آمریکا هرگز به معنای کاهش فشارهای ساختاری بر ایران نیست. او معتقد است واشنگتن صرفاً ابزارهای خود را تغییر داده تا همان اهداف کلان گذشته را محقق سازد.

وی بیان کرد: «در مقطع حساس کنونی، ایالات متحده بیش از آنکه به دنبال آغاز یک جنگ کلاسیک و فراگیر باشد، تلاش می‌کند ایران را وارد یک چرخه فرسایشی طولانی‌مدت کند.»

هانی‌زاده افزود: «باید بپذیریم که جنگ صرفاً حمله نظامی نیست. ابعاد مهم‌تری از این تقابل در حوزه‌های اقتصادی، جنگ روانی، نبردهای رسانه‌ای و فشارهای سیاسی در جریان است.»

وی تصریح کرد: «کاخ سفید به‌دقت محاسبه کرده است که درگیری مستقیم نظامی، نه‌تنها برای ایران، بلکه برای خود آمریکا نیز هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی به دنبال دارد. به همین دلیل، استراتژیست‌های آمریکایی ترجیح می‌دهند با زنده نگه داشتن فضای تهدید، فشارها را ادامه دهند و همزمان از ورود به یک جنگ تمام‌عیار پرهیز کنند.»

این تحلیلگر گفت: «واشنگتن در ماه‌های اخیر به‌وضوح دریافته است که هرگونه تنش نظامی، به‌سرعت بازار انرژی، تجارت جهانی و موقعیت متحدان منطقه‌ای‌اش را به خطر می‌اندازد. در نتیجه، اکنون تلاش می‌کند از ابزار بازدارندگی روانی استفاده کند؛ یعنی بدون شلیک گلوله، طرف مقابل را در وضعیت آماده‌باش دائمی نگه دارد.»

تهران کاهش تنش را پایان بحران نداند

هانی‌زاده با هشدار به دستگاه دیپلماسی کشور تأکید کرد تهران نباید تحولات اخیر را به‌مثابه پایان یافتن خصومت‌ها ارزیابی کند.

وی گفت: «اینکه دونالد ترامپ فعلاً از مواضع قبلی خود عقب‌نشینی کرده، ابداً به معنای تغییر نگاه ساختاری آمریکا به ایران نیست. اختلافات راهبردی میان دو کشور همچنان پابرجاست.»

وی هشدار داد: «هر لحظه ممکن است با یک خطای محاسباتی کوچک یا یک حادثه امنیتی پیش‌بینی‌نشده، سطح تنش‌ها مجدداً افزایش پیدا کند.»

این کارشناس در خصوص راهکارهای پیش روی ایران افزود: «در چنین شرایطی، ایران باید ضمن حفظ توان بازدارندگی خود، از هر روزنه دیپلماتیکی که بتواند هزینه‌های تقابل را کاهش دهد، نهایت بهره را ببرد.»

وی ادامه داد: «امروز حتی برخی از متحدان سنتی واشنگتن نیز به این نتیجه رسیده‌اند که ادامه بحران به سود هیچ طرفی نیست. این فضا می‌تواند فرصت‌هایی طلایی برای کاهش تنش‌ها خلق کند.»

هانی‌زاده تصریح کرد: «تأکید امروز کشورهای عربی بر دیپلماسی، یک تحول بسیار مهم در معادلات منطقه به شمار می‌رود. تهران می‌تواند از این ظرفیت برای تحکیم روابط با همسایگان و کاهش فشارهای سیاسی استفاده کند؛ البته مشروط بر آنکه این فرصت به‌درستی مدیریت شود.»

نقش تازه کشورهای عربی

هانی‌زاده در بخش دیگری از صحبت‌های خود به تبیین نقش جدید کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پرداخت و گفت: «در گذشته، بسیاری از کشورهای عربی بیشتر منتظر تصمیم واشنگتن بودند، اما امروز خود آن‌ها نیز به بخشی از معادله امنیتی منطقه تبدیل شده‌اند.»

وی در تبیین علت این تغییر گفت: «علت این چرخش روشن است؛ آن‌ها بیش از هر بازیگر دیگری از بی‌ثباتی منطقه آسیب می‌بینند.»

این تحلیلگر افزود: «پایتخت‌های عربی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در صورت آغاز جنگ میان ایران و آمریکا، هیچ تضمینی وجود ندارد بتوانند خود را از پیامدهای آن دور نگه دارند. حتی اگر مستقیماً وارد درگیری نشوند، اقتصاد، صادرات انرژی، سرمایه‌گذاری خارجی و امنیت داخلی آن‌ها تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.»

وی تأکید کرد: «به همین دلیل، امروز بیش از گذشته بر کاهش تنش و راه‌حل‌های سیاسی تأکید می‌کنند.»

چشم‌انداز موازنه قدرت

بررسی روند تحولات جاری نشان می‌دهد معماری امنیتی خاورمیانه در حال عبور از یک دوران گذار و تجربه تغییر تدریجی در موازنه قدرت است. اگرچه ایالات متحده با وجود تمام فراز و نشیب‌ها، همچنان به‌عنوان بانفوذترین بازیگر خارجی در منطقه شناخته می‌شود، اما پویایی‌های جدید نشان می‌دهد واشنگتن دیگر نمی‌تواند بدون لحاظ کردن منافع و ملاحظات متحدان عرب خود، دست به اقدامات یک‌جانبه بزند.

هانی‌زاده در پایان خاطرنشان کرد: «کشورهای عربی دیگر حاضر نیستند صرفاً هزینه سیاست‌های تقابلی واشنگتن را بپردازند. این موضوع می‌تواند در آینده، بر نحوه مدیریت بحران‌های منطقه‌ای تأثیرگذار باشد.»

وی در جمع‌بندی هشدار داد: «اگرچه نقش کشورهای عربی در کاهش تنش قابل توجه است، اما تضمینی وجود ندارد که این روند ادامه پیدا کند. بروز هرگونه تحول میدانی یا تصمیم اشتباه از سوی هر یک از بازیگران می‌تواند دوباره منطقه را به سمت بحران سوق دهد.»

هانی‌زاده گفت: «بنابراین، مهم‌ترین نیاز امروز خاورمیانه، حفظ کانال‌های دیپلماتیک و جلوگیری از تبدیل تنش‌های سیاسی به یک رویارویی نظامی است.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات