نفتکشهای خاموش؛ برگ تازه تهران برای عبور از فشار دریایی
آیا محاصره آمریکا تولید نفت ایران را متوقف میکند؟
بنبست آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز اکنون به جنگ ظرفیتهای نفتی رسیده است. واشنگتن امیدوار است محاصره دریایی، با پر کردن ذخایر نفت ایران، تهران را به کاهش تولید و عقبنشینی وادار کند. اما ایران با استفاده از نفتکشهای قدیمی، مخازن خشکی و تجربه دورههای تحریم، تلاش می کند فشار را مدیریت کند. همزمان، متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز با توقف گسترده تولید و خطر آسیب بلندمدت به میادین نفتی روبهرو شدهاند.
فرارو- کیت جانسون، تحلیلگر ارشد مسائل اقتصادی نشریه فارن پالیسی
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، از یک منظر، بنبست میان ایالات متحده و ایران بر سر تنگه هرمز به مسئلهای بسیار تعیینکننده یعنی ذخیرهسازی نفت بازمی گردد. دولت ترامپ بر این باور است که محاصره نیمهکامل و دو هفتهای آمریکا علیه کشتیرانی ایران، بهزودی تهران را به زانو درخواهد آورد. محاسبه واشینگتن این است که با کاهش شدید صادرات نفت، ظرفیت ذخیرهسازی نفت خام ایران بهسرعت پر میشود و تهران ناچار خواهد شد چاههای نفت خود را تعطیل کند. همین برداشت توضیح میدهد چرا واشینگتن ظاهراً ترجیح داده است منتظر تسلیم ایران بماند؛ تسلیمی که با وجود هشت هفته جنگ هنوز محقق نشده است.
محاصره دریایی و نبرد ظرفیتها در بازار نفت ایران
اما ایران نیز از این چالش آگاه است و با سرعت در پی یافتن مکانهایی برای ذخیره نفت خام خود است؛ آن هم در شرایطی که صادرات نفت این کشور از زمان آغاز محاصره آمریکا حدود سهچهارم کاهش یافته است. با این حال، تهران این وضعیت را تجربهای بیسابقه نمیبیند. ایران پیشتر نیز در دوره فشار شدید تحریمهای آمریکا در دولتهای اوباما و ترامپ با کاهش صادرات و تعطیلی بخشی از تولید روبهرو شده بود، اما هیچیک از آن دورهها آسیب ماندگاری به میادین نفتی کشور وارد نکرد. علاوه بر این، محاصره آمریکا کامل نیست. ایران همچنان بخشی از نفت خود را بارگیری و صادر میکند.
در مقابل، متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز وارد دومین ماه تعطیلی تولید خود شدهاند؛ تعطیلیهایی که در مجموع، بسیار گستردهتر از هر چیزی است که ایران ممکن است با آن مواجه شود. این واقعیت، معادله فشار را پیچیدهتر کرده است: واشینگتن میخواهد ایران را با بحران ذخیرهسازی به عقبنشینی وادار کند، اما همزمان شرکای منطقهای آمریکا نیز هزینههای سنگینی از بستهماندن مسیرهای انرژی میپردازند. افزایش قیمت نفت نیز به بخشی از این محاسبه تبدیل شده است. قیمت نفت در ایالات متحده روز سهشنبه از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و شاخص جهانی نفت نیز به بیش از ۱۱۱ دلار رسید.
وادار کردن ایران به کاهش تولید نفت، با همه پیامدهای شدید و ماندگاری که میتواند به همراه داشته باشد، هسته اصلی منطقی است که دولت آمریکا بر پایه آن، محاصره دریایی خود را در ۱۳ آوریل به اجرا گذاشت. دونالد ترامپ آخر هفته مدعی شد تعطیلی قریبالوقوع تولید نفت ایران میتواند به انفجار خطوط نفتی این کشور منجر شود و گفت: «وقتی منفجر شود... دیگر هرگز نمیتوانید آن را مثل قبل بازسازی کنید.» در همین راستا، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشبینی کرده است که توقف تولید، کمبود بنزین داخلی در ایران را در پی خواهد داشت و احتمالاً فشار اجتماعی و سیاسی بیشتری بر نظام ایران وارد خواهد کرد.
این نگاه در میان محافل تندرو واشینگتن نیز طرفدار دارد. بنیاد دفاع از دموکراسیها استدلال میکند که تعطیلی طولانیمدت میادین نفتی ایران میتواند بخش قابلتوجهی از ظرفیت آنها را فلج کند و فشار مالی بر حکومتی را افزایش دهد که از پیش نیز با نارضایتی داخلی روبهرو بوده است.
نفتکشهای خاموش؛ برگ تازه تهران برای عبور از فشار دریایی
اکنون، دو هفته پس از آغاز محاصره آمریکا، نشانههایی از فشار بر ظرفیت ذخیرهسازی نفت ایران دیده میشود. تهران یک نفتکش قدیمی را از حالت رکود خارج کرده تا از آن بهعنوان انبار شناور موقت استفاده کند. همزمان، در جستوجوی مخازن ذخیرهسازی خشکی بیشتری است تا ظرفیت تأسیسات اصلی جزیره خارک را تکمیل کند. ایران همچنین از شماری نفتکش خالیِ بازگشته که توانستهاند از محاصره آمریکا عبور کنند، برای ذخیره بخشی از نفت خود بهره گرفته است. با این حال، این بحران برای تهران کاملاً تازه نیست.
گرگوری برو، تحلیلگر ارشد امور ایران و انرژی در گروه اوراسیا، میگوید: «آیا آنها به نقطهای نزدیک شدهاند که ناچار به توقف تولید باشند؟ نه؛ نفتکشها هنوز به جزیره خارک رفتوآمد میکنند و ایران همچنان مقداری ظرفیت ذخیرهسازی خشکی دارد.» به گفته او، استفاده دوباره ایران از نفتکشهای قدیمی نشان میدهد تهران خود را برای اثرگذاری محاصره آماده میکند، اما هنوز نمیتوان گفت فشار واقعی آغاز شده است. او تأکید میکند: «تردد برای ایران همچنان جریان دارد.»
با این همه، تصویر کاملاً آرام نیست. بهنظر میرسد نفتکشهای ایرانی در بیرون از تنگه هرمز انباشته شدهاند و پیشتر نمیروند. اگر محاصره آمریکا ادامه یابد و سختتر شود، ایران احتمالاً دیر یا زود به سقف سختی در میزان نفتی میرسد که میتواند تولید، ذخیره یا جابهجا کند. در آن مرحله، کاهش تولید و تعطیلی برخی میادین نفتی اجتنابناپذیر خواهد شد. اما پرسش اصلی این است که آیا این تعطیلیها همانقدر ویرانگر خواهند بود که مقامهای دولت آمریکا امید دارند؟
ایران در سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ و بار دیگر در ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ با فشار تحریمهایی روبهرو شد که صادرات نفت این کشور را بهشدت کاهش داد و به افت مدیریتشده تولید انجامید؛ اما این دورهها، برخلاف انتظار واشینگتن، آسیب بلندمدتی به میادین نفتی ایران وارد نکرد. گرگوری برو، تحلیلگر ارشد گروه اوراسیا، میگوید شرکت ملی نفت ایران «پیشتر دو بار چنین شرایطی را تجربه کرده است.» به گفته او، ایران در مدیریت توقف تولید مهارت دارد و میادینی که احتمالاً بسته خواهند شد، همانهایی هستند که پیشتر نیز تعطیل شده بودند. مسئولان این فرایند نیز عمدتاً همان افراد باتجربهاند و میدانند در چنین شرایطی چگونه باید تولید را کاهش دهند، چاهها را مدیریت کنند و از آسیبهای جدی جلوگیری نمایند.
با این حال، این به معنای نبود خطر نیست. برو تأکید میکند که تعطیلی سریع و اجباری تولید در میادین قدیمیتر میتواند به مخازن آسیب بزند و ظرفیت تولید آینده را کاهش دهد. تفاوت مهم وضعیت کنونی با دورههای پیشین نیز در همینجاست: در گذشته، ایران با تحریم روبهرو بود، نه محاصره کامل دریایی آمریکا. بنابراین گزینههای بیشتری برای ذخیرهسازی نفت، چه در نفتکشها و چه در مخازن خشکی، در اختیار داشت.
توقف چرخشی چاهها؛ راهبرد تهران برای عبور از محاصره نفتی
الکساندر آرامان، مدیر بخش بالادستی خاورمیانه در شرکت مشاوره انرژی وود مکنزی، میگوید با نزدیک شدن ظرفیت ذخیرهسازی ایران به مرز نهایی، تهران ابتدا نرخ تولید را کاهش میدهد تا زمان بخرد و آسیب به مخازن را به حداقل برساند. اما اگر محاصره ادامه پیدا کند، کاهش تولید اجتنابناپذیر خواهد شد. به گفته آرامان، میادین قدیمی ایران در برابر نفوذ آب آسیبپذیرند و تعطیلی بیش از یک ماه میتواند خطر آسیب بلندمدت ایجاد کند. ایران ممکن است از راهبرد «توقف چرخشی» استفاده کند؛ یعنی چاهها را بهصورت دورهای از مدار خارج کند تا یکپارچگی مخزن حفظ شود. با این حال، فرسودگی این داراییها باعث میشود بازیابی کامل تولید، حتی پس از پایان بحران، قطعی نباشد.
اما همین محاسبه، الزاماً راهحلی برای بنبست دولت ترامپ فراهم نمیکند؛ زیرا متحدان آمریکا در خلیج فارس از هماکنون با توقف تولیدی بسیار گستردهتر از ایران روبهرو شدهاند. با ادامه جنگ، آنان نیز با همان نگرانیها درباره آسیب بلندمدت به میادین نفتی خود مواجه خواهند شد. به گفته آرامان، عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات متحده عربی و قطر در مجموع بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز از تولید نفت خود را متوقف کردهاند.
در این میان، عراق وضعیتی حساستر دارد. آرامان میگوید حتی اگر تنگه هرمز ماه آینده باز شود، تولید نفت عراق احتمالاً تا پایان سال فقط به حدود ۸۵ درصد سطح پیش از جنگ بازمیگردد و بازگشت کامل آن پیش از ۲۰۲۸ انتظار نمیرود. برخی چاهها نیز احتمالاً دچار آسیب دائمی خواهند شد. همزمان، اعلام امارات متحده عربی در روز سهشنبه مبنی بر خروج از اوپک در ماه آینده، شکافی مهم در معماری نفتی منطقه ایجاد کرده است. این تصمیم به ابوظبی آزادی بیشتری برای عرضه نفت در بازارهای جهانی میدهد، اما در عین حال توان اوپک برای مدیریت شوکهای عرضه در آینده را کاهش میدهد.
در نهایت، هرچند رقابت میان ظرفیت ذخیرهسازی و میزان تولید نفت، آینده فوری آتشبس میان ایالات متحده و ایران را شکل میدهد، اما به گفته گرگوری برو، عوامل عمیقتری نیز در کار است که شاید از محاسبات نفتی اهمیت بیشتری داشته باشند.