ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۷۸۷۷

فعالان سیاسی از پیشنهاد تازه ایران در مذاکرات می‌گویند

پایان عصر گزینه‌های روی میز

پایان عصر گزینه‌های روی میز

نماینده ادوار پیشین مجلس گفت: معتقدم این روزها ایران از میدان نظامی و میدان نبرد به میدان مذاکره شیفت پیدا کرده است؛ یعنی اینها در عرض هم هستند در طول هم نیستند، هر دو هم جنگ و نبرد و رویارویی هستند. یکی با موشک و دیگری هم با قلم و امضا و دعوا سر میز است.

تبلیغات
تبلیغات

گزارش‌های تازه‌ای درخصوص پیشنهاد جدید ایران به امریکا به گوش می‌رسد. گزارش‌هایی که نشان می‌دهد ایران در مذاکرات نهایت انعطاف را به خرج داده و پیشنهادهای تازه‌ای روی میز گذاشته است. پیشنهادهایی که آسوشیتدپرس از آن خبر می‌دهد و بر اساس آن ادعا می‌کند ایران پذیرفته، محاصره دریایی را از موضوع مذاکرات خارج سازد.

به گزارش اعتماد، مقامات ایرانی یک قدم از خطوط قرمز خود عقب‌نشینی نکرده و هرگز زیر بار زورگویی‌های امریکا نرفته‌اند. در عرصه داخلی اما نیاز به حداکثر همکاری و همبستگی احساس می‌شود.

اسماعیل گرامی‌مقدم، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی و جلال رشیدی کوچی، فعال سیاسی اصولگرا از خارج شدن گزینه‌های روی میز امریکا خبر داده و برگ‌های برنده ایران را به اندازه‌ای می‌دانند که باعث توفیق ایران شوند. این چهره‌ها اما معتقدند برای کسب دستاورد در درون کشور باید نهایت اتحاد و انسجام شکل بگیرد. 

اسماعیل گرامی‌مقدم: گزینه‌های روی میز امریکا ته کشیده است

اسماعیل گرامی‌مقدم قائم مقام حزب اعتماد ملیدرباره پیروزی ایران در مذاکرات می‌گوید: «باید از تلاش‌های دولت که آرامش و ثبات را برای ایران به ارمغان آوردند، تشکر کرد. پس از مذاکرات سال ۱۳۸۲ در دولت اصلاحات در زمان دبیری حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی، رفته رفته در سال ۱۳۸۳ و پس از اینکه طرح الحاقیه ایران به ان‌پی‌تی مطرح شد و ایران در برابر تعلیق مقاومت کرد، ادبیاتی از سوی امریکا در پیش گرفته شد که طی همه سال‌های گذشته تکرار شده و آن هم استفاده از این عبارت از سوی روسای جمهور امریکا بود که «همه گزینه‌ها علیه ایران روی میز است.» معنای این عبارت کاملا روشن بود و امریکایی‌ها از آن استفاده می‌کردند تا به ایران این پالس را ارسال کنند که اگر تن به مذاکره ندهد، باید گزینه نظامی را بپذیرد. این رویکرد در زمان تمام دولت‌های پس از اصلاحات از دولت‌های احمدی‌نژاد و روحانی گرفته تا کابینه‌های رییسی و نهایتا پزشکیان وجود داشت. »

گرامی‌مقدم ادامه می‌دهد: «این تهدیدات در واقع، مسیر جایگزین برای به بن‌بست رسیدن مذاکرات وعدم پذیرش تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای از سوی ایران بود. این روند ادامه داشت تا اینکه توافقنامه برجام نهایی شد. ایران و کشورهای ۱+۵ به تفاهم رسیدند و برای مدتی گزینه‌های روی میز به محاق رفت. ترامپ اما از همان ابتدا گزینه‌های نظامی و تنش‌آفرین را روی میز قرار داد و گزینه‌های دیگر را از روی میز برداشت. ترامپ که یک سیاستمدار به معنای بنیادین آن نبود، تصور می‌کرد می‌تواند با گزینه نظامی ایران را ناچار به تسلیم و پذیرش خواسته‌های امریکا کند. جنگ‌های ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه رمضان ماحصل این رویکرد ترامپ بود. ترامپ اما به هیچ کدام از اهدافش در این جنگ‌ها نرسید. این روند برای امریکایی‌ها به تعبیر جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها یک شکست آشکار بود. ترامپ نه موفق به تغییر رژیم در ایران شد و نه توانست ظرفیت‌های هسته‌ای ایران را نابود کند.»

او می‌گوید: «با استفاده بیهوده ترامپ از گزینه نظامی، امریکا عملا دیگر گزینه خاصی روی میز ندارد. با مقاومت جانانه مردم و نظامیان ایرانی، هیمنه امریکا در هم شکسته شد و جهانیان دیدند که ایران توانسته در برابر ابرقدرت‌های جهانی و منطقه‌ای بایستد. امریکا بی‌شک اعتبار خود را در عرصه جهانی از دست داده و دهه‌ها طول می‌کشد تا دوباره اعتبار ایالات متحده به وضعیت سابق بازگردد و ایران در حال حاضر مدیریت تنگه هرمز را به دست گرفته و پس از آتش‌بس هم آیند و روند در این تنگه کاملا در اختیار ایران است. بستن این شاهراه اقتصادی اعتبار امریکا را زیر سوال برد و امریکا نتوانست با یک پیروزی، تنگه هرمز را باز کند. کار به جایی رسید که ترامپ از ابزار تهدید، التماس و حتی فحاشی استفاده کرد تا تنگه هرمز باز شود.»

قائم‌مقام حزب اعتماد ملی می‌گوید: «تهدیداتی که امریکا این روزها درخصوص محاصره دریایی و… مطرح می‌کند، تلاش دوباره ایالات متحده برای اعاده حیثیت امریکا در داخل امریکا و صحنه جهانی است. رییس‌جمهور به عنوان رییس شورای امنیت ملی و سایر اعضای سیاستگذار و تصمیم‌ساز کشور باید نهایت تلاش خود را صورت بدهند تا دستاوردهای نظامی ایران را بدل به ارزش افزوده اقتصادی و اعتباری کنند. باید مراقب بود امریکا یک بار دیگر به بهانه مذاکرات دست به اقدامات نظامی نزند. همه تمهیدات لازم باید تدارک دیده شود تا ایران دست بالای خود را حفظ کند.»

او یادآور می‌شود: «واقع آن است که امریکا به جز گفت‌وگو و تعامل با ایران گزینه دیگری روی میز ندارد. البته هر زمان ممکن است ترامپ اقدامات نظامی غیرمعقولی در مرزهای جنوبی ایران صورت بدهد، اما ایران با هوشیاری کامل باید این راهبردها را مهار کرده و زمینه کسب دستاوردهای بیشتر را با تکیه بر میدان، دیپلماسی و خیابان ایجاد کند. تنها عامل بازدارنده واقعی برای ایران جدا از میدان و دیپلماسی، انسجام و اتحاد عموم مردم است. باید از صداهای تفرقه افکنانه‌ای که بعضا از سوی برخی افراد و گروه‌ها سر داده می‌شود، جلوگیری شود تا ایران بتواند این روند پیروزی‌ها را در ادامه هم استمرار ببخشد.» 

جلال رشیدی کوچی: دیپلماسی و میدان در عرض هم هستند

جلال رشیدی کوچی، فعال سیاسی درخصوص پیشنهاد تازه ایران به امریکا و دستاوردهایی که ایران در عرصه میدانی به دست آورده، می‌گوید: «معتقدم این روزها ایران از میدان نظامی و میدان نبرد به میدان مذاکره شیفت پیدا کرده است؛ یعنی اینها در عرض هم هستند در طول هم نیستند، هر دو هم جنگ و نبرد و رویارویی هستند. یکی با موشک و دیگری هم با قلم و امضا و دعوا سر میز است. این نکته اول و مهم و کلیدی است که از نظر من و بسیاری از فعالان سیاسی دیگر و چهره‌هایی که امروز وارد میدان مذاکره شدند، مثل آقای قالیباف و عراقچی و… استمرار جنگی است که به ما تحمیل شده است. نکته مهم‌تر این است که هر جنگی روزی تمام می‌شود. با پایان جنگ باید نشست و صحبت کرد راجع به نحوه اتمام جنگ و اینکه چه اتفاقاتی قرار است رخ بدهد. ما سابقه جنگ ۸ساله را داریم. در جنگ ۸ساله بالاخره مذاکراتی بین طرفین انجام گرفت و بعد با میانجیگری کشورهای دیگر و در نهایت قطعنامه‌ای از طرف سازمان ملل برای پایان جنگ صادر شد.»

رشیدی کوچی ادامه می‌دهد: «افراد و جریاناتی که به نوعی مخالف مذاکرات هستند، دلیل‌شان این است که امریکا به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیست، بنابراین گفت‌وگو با فردی مانند ترامپ بیهوده است. طرف امریکایی ثابت کرد که در لحظه که مذاکرات می‌توانست به نتیجه قطعی و توافق قطعی برسد آمده و حمله نظامی کرده است. یعنی هیچ شکی نیست که طرف امریکایی و شخص رییس‌جمهور امریکا از نظر روانی آدم متعادلی نیست و رفتارهای غیرمتعارف دارد. حتی در درون امریکا بسیاری از سیاستمداران امریکایی به دنبال این هستند که از ترامپ تست روان‌شناسی و صحت عقل بگیرند. کاملا درست است که ترامپ قابل اعتماد نیست و ممکن است هر لحظه دست به کاری بزند که خارج از رویکردهای متعارف و مذاکرات باشد. اما این دلیل نمی‌شود که ایران از میز مذاکرات عقب بکشد و فرهنگ گفت‌وگو را کنار بگذارد. امروز ایران در حوزه نظامی دست بالا را دارد. درست است که ایران آسیب دیده، درست است که ظرفیت‌های بسیاری را از دست داده، اما این دلیل نمی‌شود که نخواهد دیپلماسی و گفت‌وگو را پیش ببرد.»

این فعال سیاسی یادآور می‌شود: «ما امریکا را شکست دادیم، چرا که اجازه داده نشد، ترامپ به اهداف از پیش تعیین شده‌اش در ایران برسد. ترامپ نه موفق به دگرگونی نظام سیاسی و حکومت ایران شد و نه توانست، شرایط خود را به ایران تحمیل کند و غنی‌سازی ایران را مهار کند. ضمن اینکه امروز ظرفیت تنگه هرمز هم به کارت‌های برنده‌ایران اضافه شده است. ایران با استفاده از ظرفیت تنگه هرمز توانسته، گام‌های ارزشمندی در مسیر کسب دستاورد بردارد. این پیروزی باید در زمان مناسب در صحنه دیپلماسی تبدیل به ارزش افزوده شود. تمام کسانی که دل در گروی ایران دارند باید از پزشکیان، قالیباف و عراقچی حمایت کنند. دشمن دو بار برای ترور پزشکیان تلاش کرده است. قالیباف هم در دوران دفاع مقدس و هم در عرصه سیاسی دستاوردهای بسیاری کسب کرده است و عراقچی نشان داده که از منافع ملی کوتاه نمی‌آید. بنابراین همه باید تلاش کنیم همان طور که مردان نظامی ما در عرصه میدان موفق شوند، مردان دیپلماسی ایران هم موفق شوند و دستاورد خلق کنند.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات