چرا پایداریچیها اصرار دارند بگویند مذاکره یعنی «همه چیز را بده بره»؟
گروههای مخالف مذاکره و توافق ادعا میکنند: «ای مردم! در جریان باشید که حامیان توافق میگویند باید تمام دستاوردهایمان را تسلیم دشمن کنیم تا دست از سر ما بردارد. مثلاً باید صنعت هستهای را کاملاً نابود کنیم و توان موشکیمان را به دست خودمان منهدم کنیم.»
جعفر محمدی در یادداشتی در عصر ایران نوشت: صریح و سریع میروم سراغ اصل مطلب: در باب توافق یاعدم توافق با آمریکا، دو گزاره نادرست، پیش فرض برخی تصمیم سازان و تصمیم گیران شده است و چون، ماده اولیه تحلیلشان دادههای غلط است، طبیعتاً خروجی تصمیم نیز، ناصواب وای بسا فاجعه بار خواهد شد.
گزاره اول که گروههای مخالف مذاکره و توافق، مدام آن را تکرار میکنند و به عنوان یک واقعیت جا میزنند این است که شعار مرکزی حامیان موافقان توافق این است: «بدهیم برود»!
آنها ادعا میکنند: «ای مردم! در جریان باشید که حامیان توافق میگویند باید تمام دستاوردهایمان را تسلیم دشمن کنیم تا دست از سر ما بردارد. مثلاً باید صنعت هستهای را کاملاً نابود کنیم و توان موشکیمان را به دست خودمان منهدم کنیم.»
بدیهی است هر ایرانیِ ایران دوستی، با شنیدن این توصیه، آن را در تضاد با امنیت ملی کشورش خواهد دانست چرا که تجربه کشورهایی مانند عراق و لیبی ثابت کرده است به محض این که دشمن خارجی مطمئن شود که توان دفاعی نداریم، با آسودگی بیشتری حمله خواهد کرد.
اگر ایران -که عملاً فاقد نیروی هوایی روز است- امروز موشکهایش را «بدهد برود» و فردا، جنگی علیه آن آغاز شود، ، چگونه میتواند بدون موشک از خود دفاع کند؟ در همین جنگ اخیر نیز همین موشکها باعث شدند کار به آتش بس برسد و الا، آمریکا و اسرائیل، هیچ ملاحظه و ترحمی برایعدم تبدیل ایران به غزه نداشتند.
«بدهیم برود» چنان منفعلانه است که هیچ عقل سلیمی که با الفبای سیاست در «جهان جنگلوار امروز» آگاه است، نمیتواند آن را بپذیرد.
مخالفان توافق نیز درست روی همینعدم پذیرش عقلی حساب کرده و حامیان توافق را متهم میکنند که آنها میخواهند ایران توان دفاعیاش را بدهد برود.
واقعیت اما این است که شعار «بدهیم برود» جزو جعلیات مخالفان توافق است که افراد نزدیک به فرقه پایداری آن را به عنوان «اتهام» موافقان توافق، در بوق و کرنا کردهاند و رسانههایی مانند صدا و سیمای جلیلی و جبلی هم به آن ضریب میدهند تا هر چه بیشتر به خورد خلق الله برود!
جریانهای اصلی موافق توافق، هرگز نگفتهاند «بدهیم برود».
یادمان نمیرود که در برجام هم مخالفان داد و قال راه انداخته بودند که اینها صنعت هستهای را «دادند رفت» و نابودش کردند ولی بعدها اصلا به روی خود نیاوردند که اگر صنعت هسته رفته و منهدم شده بود، پس چطور چرخ سانتریفیوژها چرخیدند و این اورانیوم ۶۰ درصد، چگونه غنی شد؟! (بماند که بعدها خودشان دنبال احیای همان برجام به اسم خودشان بودند و نتوانستند)
الان هم کسی نمیگوید صنعت هستهای را بدهیم برود؛ بلکه سخن بر سر این است که از دستاوردهای هستهای به عنوان «برگ برنده» استفاده کنیم. مثلاً اگر در مقابل ۴۴۰ کیلو اورانیوم غنی شده، تمام تحریمها از بین برود، میتوان آن را «داد» و این را «گرفت»؛ یا اگر بتوان غنیسازی را برای مدت معینی تعلیق کرد ولی در ازایش، پولهای بلوکه شده ایران را بازگرداند و تحریمهای سازمان ملل را لغو کرد، باز هم میتوان آن را داد و این را گرفت. نام این، در هر معامله ای، «بده - بستان» است، نه «بدهیم برود».
حتماً اگر ترامپ یا هر کس دیگری بگوید شما غنیسازی را تعلیق کنید ولی در مقابلش چیزی نمیدهیم یا چیز با ارزشی نمیدهیم، عقل سلیم نمیپذیرد ولی اگر کفه داد و ستد، تا حد قابل قبولی به هم نزدیک باشد، میتواند به توافق رسید.
درباره توان موشکی نیز، هیچ کدام از جریانهای داخلی موافق توافق نه تنها قائل به «بدهیم برود» نیستند بلکه قائل به «بده - بستان» هم نیستند، زیرا در وضعیت کنونی، هیچ چیزی وجود ندارد که آمریکا به ایران بدهد که ارزش دست کشیدن از موشک داشته باشد.
مثلاً اگر به فرض محال، ایران چند اسکادران اف - ۳۵ تحویل میگرفت، میشد در این باره به «بده - بستان» رسید ولی در حال حاضر که چنین تصوری محال است، هیچ ما به ازای بیرونی در برابر توان دفاعی موشکی وجود ندارد. به همین دلیل است که وقتی آمریکاییها طرحی درباره مذاکرات موشکی به ایران فرستادند، وزیر خارجه ایران در همین دولت، نامهای که حاوی طرح بود را باز نکرده پس فرستاد.
حتی درباره متحدان منطقهای هم، موافقان توافق قائل به «بدهیم برود» نیستند و ادبیاتشان این است که هر گونه توافقی باید مشتمل برعدم تجاوز به ایران و همه متحدانش باشد.
همان طور که میبینید، هیچ کدام از جریانهای اصلی حامی توافق، قائل به «بدهیم برود» نیستند ولی مخالفان توافق که منطقی در خور ندارند، ابتدا دروغی شاخدار به طرف مقابل میبندند و سپس آن دروغ خود ساخته را نقد میکنند؛ شگردی که هر چند نخ نما شده ولی هنوز کار میکند!
گزاره نادرست دوم اما به شکل غریبی با ادبیات رسانههایی مانند ایران اینترنشنال شباهت دارد و آن، تمرکز بر گروهی از مردم و نادیده گرفتن بقیه است.
همان طور که از نگاه رسانههای مخالف جمهوری اسلامی، مردم عبارتند از مخالفان نظام، از نگاه مخالفان توافق نیز مردم ایران، خلاصه میشوند در کسانی که با هر گونه مذاکره و توافقی با آمریکا مخالف اند.
آنها حتی تجمعات شبانه مردم در حمایت از نظام را به مخالفت با توافق تفسیر و مصادره میکنند و سپس هر گونه مذاکره و توافقی را خلاف خواست «مردم ایران» میشمارند!
این در حالی است که در داخل ایران، هم موافق توافق وجود دارد و هم مخالفش؛ دولت حاکم طرفدارانی دارد و هم منتقدان و معارضانی؛ نظام حاکم نیز هم حامی دارد و هم اپوزیسیون؛ همهشان هم «مردم ایران» هستند و کسی حق ندارد، گروهی را نشان کند و بگوید فقط اینها مردم ایراناند و هر چه اینها بگویند میشود، حرف تمام مردم ایران!
بدیهی است هر تصمیمی که در جریان مذاکرات گرفته شود، در نهایت باید با اقناع عمومی و نه صرفاً ارضاء گروهی خاص همراه باشد و الا از کوتاه مدت گرفته تا دراز مدت، افکار عمومی با آن همراهی نخواهد کرد و خود این میشود آغاز مسأله و بحرانی جدید.
از این رو، تصمیم سازان و تصمیم گیران واقف باشند که اولاً «بده - بستان» هرگز به معنای «بدهیم برود» نیست و دستشان در این عرصه باز است که امتیازاتی بدهند و امتیازاتی بگیرند؛ حتی ممکن است امتیازی معادل ۶۰ بدهند و معادل ۴۰ بگیرند اما دستاورد دراز مدتش مانند تضمین توسعه اقتصادی کشور، آن ۴۰ را به ۴۰۰ و بلکه ۴۰۰۰ برساند. بنابراین، در محاسبات خود، نگاه کلان و دراز مدت داشته باشند.
ثانیاً ضمن ارج نهادن به همه گروههای مختلف مردم، معدلی از رضایت عمومی را ملاک عمل قرار دهند نه خوش آمد گروههای خاص را؛ این حتماً به صواب نزدیکتر است و آینده سازتر.
تصمیم سازان و تصمیم گیران بدانند که حتی اگر در مذاکرات، آمریکا بپذیرد که خودش دست از توان هستهای اش بردارد و کاخ سفید را حسینیه کند، باز هم گروهی آن را توافقی بد و خلاف خواست مردم خواهند دانست و رگ گردن کلفت خواهند کرد.
لذا توصیه جدی میشود که به صدای این گروه اندک در همان حد اقلیتی معدود در کنار ملتی ۹۰ میلیون نفری اهمیت قائل شوند و منطبق با خواست اکثریت و منافع ملی و آینده ایران، به توافق بیندیشند. در این صورت، صدای حمایت مردم، چنان بلند و قاطع خواهد بود که داد و قال «اقلیت همیشه طلبکار»، حتی به گوش خودشان هم نخواهد رسید.
مسوولان تصمیم گیر!
این گوی و این میدان و این هم ملتی که دارد دقیق و درست، نظارهتان میکند و قضاوتتان خواهد کرد.