ایران، پروندهای پرهزینه برای کاخ سفید
چرا افکار عمومی آمریکا با جنگ ایران همراه نیست؟
نظرسنجی مشترک ایپسوس، ایبیسی نیوز و واشنگتنپست نشان میدهد جنگ ترامپ علیه ایران به یکی از نامحبوبترین کارزارهای نظامی آمریکا در دهههای اخیر تبدیل شده است. ۶۱ درصد آمریکاییها استفاده از نیروی نظامی را اشتباه میدانند و کمتر از ۲۰ درصد آن را موفق ارزیابی میکنند. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از رکود، بستهماندن تنگه هرمز، تردید درباره مهار برنامه هستهای ایران و شکاف در پایگاه جمهوریخواهان، فشار سیاسی و اقتصادی سنگینی بر دولت ترامپ وارد کرده است.
فرارو- مایکل بیرنباوم خبرنگار کاخ سفید در روزنامه واشنگتن پست.
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتن پست، جنگی که دونالد ترامپ علیه ایران آغاز کرده، اکنون در نگاه افکار عمومی آمریکا به یکی از نامحبوبترین کارزارهای نظامی چند دهه اخیر تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجی مشترک ایپسوس، ای بی سی نیوز و واشنگتن پست، میزان مخالفت با این جنگ به سطحی رسیده که آن را در کنار جنگ عراق در اوج خشونتهای سال ۲۰۰۶ و جنگ ویتنام در اوایل دهه ۱۹۷۰ قرار میدهد. این نارضایتی در شرایطی شدت گرفته که فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ رو به افزایش است و نگرانیها درباره پیامدهای امنیتی آن از جمله احتمال گسترش تروریسم در میان مردم آمریکا بیشتر شده است.
۶۱ درصد علیه جنگ؛ افکار عمومی آمریکا در برابر تصمیم ترامپ
بر پایه این نظرسنجی، ۶۱ درصد آمریکاییها معتقدند استفاده از نیروی نظامی علیه ایران اشتباه بوده است. کمتر از دو نفر از هر ده آمریکایی باور دارند که اقدامات ایالات متحده در ایران موفقیتآمیز بوده است. در مقابل، حدود چهار نفر از هر ده نفر این اقدامات را ناموفق ارزیابی میکنند و چهار نفر دیگر نیز میگویند هنوز برای قضاوت زود است. این ارقام، تصویری روشن از یک تلاش جنگی عمیقاً نامحبوب ارائه میدهند؛ جنگی که همزمان با افزایش هزینههای اقتصادی، دولت ترامپ را در موقعیتی دشوار قرار داده است. کاخ سفید تلاش می کند افکار عمومی را قانع کند که وضعیت زندگی مردم در دوران ترامپ بهتر از دوران دموکراتها بوده است، اما جنگ ایران این روایت را تضعیف میکند.
با وجود نارضایتی گسترده افکار عمومی آمریکا از جنگ ایران، حمایت از این کارزار نظامی در میان جمهوریخواهان همچنان در سطحی بالا باقی مانده است. بر اساس دادههای نظرسنجی، ۷۹ درصد از کسانی که خود را جمهوریخواه معرفی میکنند، معتقدند تصمیم دولت برای اقدام نظامی علیه ایران درست بوده است. اما تصویر در میان مستقلهای متمایل به جمهوریخواهان پیچیدهتر است. این گروه تقریباً به دو بخش تقسیم شدهاند: ۵۲ درصد تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران را درست میدانند، در حالی که ۴۶ درصد آن را اشتباه ارزیابی میکنند.
در همین حال، مواضع اخیر دونالد ترامپ نشانههایی از طولانی شدن بنبست با ایران را آشکار کرده است. او روز چهارشنبه اعلام کرد که قصد دارد رهبران ایران را «وادار به تسلیم» کند و تأکید کرد: «هرگز توافقی در کار نخواهد بود مگر اینکه آنها بپذیرند هیچ سلاح هستهای وجود نخواهد داشت.» در مقابل، رهبران ایران که سالهاست دستیابی به سلاح هستهای را انکار میکنند مسیر متفاوتی را پیشنهاد کردهاند. تهران میگوید در پی دستیابی به یک توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز است؛ یکی از حساسترین گلوگاههای تجارت جهانی که بستهماندن آن، اقتصاد جهانی را زیر فشار شدید قرار داده است. از نگاه ایران، پس از تثبیت آتشبس و بازگشت کشتیرانی به مسیر عادی، میتوان وارد گفتوگوهای هستهای شد.
ترامپ میان بازارهای جهانی و پرونده هستهای ایران؛ بهای اقتصادی یک تصمیم جنگی
رئیسجمهور روز چهارشنبه، پس از آنکه دور نخست مذاکرات در اوایل آوریل بدون دستیابی به توافق پایان یافت، مذاکره رودررو با ایران را فعلاً منتفی دانست. او جنگ را بهطور نامحدود متوقف کرده است، اما این توقف نه به معنای پایان بحران است و نه نشانه بازگشت آرامش به بازارهای جهانی. با توقف تقریباً کامل تردد کشتیها از تنگه هرمز، ذخایر جهانی نفت رو به کاهش گذاشته و فشار بر بازار انرژی همچنان ادامه دارد. در همین حال، معاملات آتی نفت برنت، شاخص جهانی قیمت نفت، روز پنجشنبه ۳.۷ درصد کاهش یافت و از بالاترین سطح خود از سال ۲۰۲۲ فاصله گرفت.
ترامپ روز پنجشنبه گفت تصمیم گرفته است پیامدهای اقتصادی کوتاهمدت را بهعنوان بهای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای بپذیرد. او در کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «وقتی شاخص داو جونز به ۵۰ هزار و S&P به ۷ هزار رسید، با خودم گفتم: باید کاری درباره ایران انجام دهیم. از اینکه این کار را با مردم خودم میکردم متنفر بودم... بعد به کوین هَسِت گفتم: بابت این موضوع متأسفم، کوین، اما باید این کار را انجام دهیم؛ باید آتشی را خاموش کنیم. و این آتش در کشور دوستداشتنی ایران شعلهور است و آنها میخواهند سلاح هستهای داشته باشند.»
با وجود تردیدهای گسترده نسبت به جنگ، آمریکاییها درباره مسیر توافق با ایران نیز یکدست نیستند. نظرسنجیها نشان میدهد ۴۸ درصد ترجیح میدهند «با ایران توافق صلحی امضا شود، حتی اگر به توافقی بدتر برای آمریکا منجر شود». در مقابل، ۴۶ درصد میخواهند «برای دستیابی به توافقی بهتر بر ایران فشار وارد شود، حتی اگر این به معنای ازسرگیری اقدام نظامی آمریکا علیه ایران باشد.»
مستقلهای سیاسی با نسبت ۵۰ به ۳۹ درصد ترجیح میدهند توافق صلحی را بپذیرند که حتی اگر برای آمریکا مطلوبتر نباشد، به جنگ پایان دهد. دموکراتها نیز با اکثریتی چشمگیرتر، یعنی ۷۶ درصد، چنین رویکردی را ترجیح میدهند. در مقابل، جمهوریخواهان مسیری کاملاً متفاوت را برگزیدهاند: ۷۹ درصد آنان خواهان ادامه فشار بر ایران برای دستیابی به توافقی بهتر هستند، حتی اگر این فشار به معنای ازسرگیری اقدام نظامی باشد.
تهدید بیسابقه ترامپ و موج مخالفت در آمریکا
در چنین فضایی، تهدید تند و بیسابقه ترامپ در ۷ آوریل نیز بهشدت نامحبوب از آب درآمد. او پیش از توافق آتشبس هشدار داده بود که اگر ایران با آمریکا به توافق نرسد، «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز بازنخواهد گشت». این پیام، بهجای آنکه افکار عمومی را پشت رئیسجمهور بسیج کند، واکنشی عمدتاً منفی برانگیخت: فقط ۲۱ درصد از آمریکاییها به آن واکنش مثبت نشان دادند، در حالی که ۷۶ درصد نگاه منفی داشتند. حتی در میان جمهوریخواهان نیز این تهدید شکاف ایجاد کرد. ۵۷ درصد از جمهوریخواهان خودخوانده ماگا با آن همراهی کردند، اما ۷۹ درصد از جمهوریخواهان غیرماگا واکنشی منفی نشان دادند.
اهمیت این ارقام زمانی بیشتر میشود که جنگ ایران در کنار دو تجربه تلخ تاریخی آمریکا قرار گیرد: جنگ عراق و جنگ ویتنام. هر دو جنگ، در زمان خود جامعه آمریکا را بهشدت قطبی کردند و در نهایت در حافظه عمومی این کشور بهعنوان منازعاتی شکستخورده یا دستکم پرهزینه و بیفرجام باقی ماندند. اما نکته چشمگیر این است که رسیدن جنگ عراق به سطح مخالفتی که جنگ ایران تنها در دو ماه به آن رسیده، سالها زمان برد. بر اساس نظرسنجیهای گالوپ، در اواسط سال ۲۰۰۶، ۵۹ درصد آمریکاییها گفتند جنگ عراق اشتباه بوده است. رقمی مشابه نیز در اوایل دهه ۱۹۷۰ درباره جنگ ویتنام ثبت شد.
در آن جنگها، تلفات انسانی آمریکا بسیار سنگینتر بود. تا سال ۱۹۷۱، بیش از ۵۰ هزار آمریکایی در ویتنام کشته شده بودند؛ همان زمانی که گالوپ گزارش داد ۶۱ درصد مردم اعزام نیرو به آن جنگ را اشتباه میدانند. در عراق نیز تا آوریل ۲۰۰۶، یعنی یک ماه پیش از نظرسنجی واشنگتنپست–ایبیسی نیوز که نشان داد ۵۹ درصد آمریکاییها جنگ عراق را اشتباه میدانند، ۲۴۰۲ نظامی آمریکایی کشته شده بودند و ارتش آمریکا درگیر برخی از خونینترین نبردهای آن جنگ بود. در مقابل، پنتاگون تاکنون مرگ ۱۳ نظامی آمریکایی را در جنگ علیه ایران اعلام کرده است.
آمریکاییها همچنین اطمینان ندارند که این جنگ بتواند به هدف اصلی اعلامشده ترامپ یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، دست یابد. ۶۵ درصد مردم اطمینان ندارند که توافقی برای پایان دادن به جنگ بتواند مانع توسعه سلاح هستهای توسط ایران شود؛ رقمی نزدیک به ۶۴ درصدی که درباره توافق هستهای سال ۲۰۱۵ دولت اوباما نیز تردید مشابهی داشتند. با این حال، ترامپ روز پنجشنبه مدعی شد توافق نزدیک است.
تصمیم ترامپ برای حمله به ایران، بخشی از آمریکاییها را نیز غافلگیر کرده است؛ بهویژه کسانی که باور دارند این اقدام با وعدههای انتخاباتی او در سال ۲۰۲۴ برای دور نگه داشتن آمریکا از جنگهای خارجی همخوانی ندارد. فقط ۲۲ درصد آمریکاییها میگویند اقدامات ترامپ علیه ایران با مواضع انتخاباتی او سازگار است، در حالی که ۴۶ درصد آن را ناسازگار میدانند و ۳۰ درصد نیز مطمئن نیستند.حتی در میان جمهوریخواهان نیز اجماع کامل وجود ندارد. حدود نیمی از آنان میگویند اقدامات ترامپ با مواضع انتخاباتیاش همخوانی دارد، اما دو نفر از هر ده نفر معتقدند او برخلاف وعدههای خود عمل کرده و حدود سه نفر از هر ده نفر نیز مطمئن نیستند.
هزینههای جنگ ایران برای ترامپ؛ از کاهش ذخایر مهمات تا سقوط اعتماد اقتصادی
جنگ ایران اکنون فقط افکار عمومی آمریکا را نگران نکرده، بلکه در درون دولت ترامپ نیز پرسشها و تردیدهایی جدی برانگیخته است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور و کهنهسرباز جنگ عراق که پیشتر بارها از اعزامهای نظامی آمریکا به خاورمیانه انتقاد کرده بود، روز چهارشنبه در مصاحبهای با فاکسنیوز اذعان کرد که نسبت به کاهش ذخایر مهمات آمریکا در نتیجه این جنگ نگران بوده است؛ هرچند تلاش کرد اختلافات گستردهتر درون دولت را کماهمیت جلوه دهد. ونس در این مصاحبه گفت: «البته که نگران آمادگی رزمی هستم، چون وظیفه من همین است که نگران آن باشم.»
در همین حال، پیامدهای اقتصادی جنگ به زندگی روزمره آمریکاییها نیز رسیده و بسیاری از آنان را به تغییر رفتار واداشته است. بر اساس دادههای نظرسنجی، ۶۰ درصد آمریکاییها میگویند اقدام نظامی آمریکا خطر ورود اقتصاد به رکود را افزایش داده است. این نگرانی فقط نظری و انتزاعی نیست؛ بلکه در تصمیمهای روزانه مردم، از رانندگی تا سفر و هزینههای خانوار، خود را نشان داده است. بیش از چهار نفر از هر ده آمریکایی میگویند افزایش قیمت بنزین باعث شده کمتر رانندگی کنند و هزینههای خانوار را کاهش دهند.
نیمی از آمریکاییها فکر میکنند قیمت بنزین در سال آینده بدتر خواهد شد؛ در حالی که فقط ۲۱ درصد انتظار بهبود دارند و ۱۵ درصد معتقدند قیمتها تقریباً در همین سطح باقی خواهد ماند. از ماه فوریه تاکنون، سهم آمریکاییهایی که میگویند «از نظر مالی عقب افتادهاند» از ۱۷ درصد به ۲۳ درصد افزایش یافته است. همزمان، سهم کسانی که میگویند نسبت به آغاز ریاستجمهوری ترامپ «وضعیت بهتری ندارند» از ۳۳ درصد به ۴۰ درصد رسیده است. این تغییرات از آن جهت مهم است که حمله به ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد و جنگ اکنون به یکی از عوامل اصلی شکلدهنده احساس اقتصادی مردم تبدیل شده است.
در میان سفیدپوستان فاقد مدرک دانشگاهی، سهم کسانی که میگویند وضعیت بهتری ندارند ۹ واحد درصد افزایش یافته است. در میان مستقلهای متمایل به جمهوریخواهان نیز این رقم ۱۳ واحد درصد بالا رفته است. این همان بخشهایی از ائتلاف ترامپ هستند که در سال ۲۰۲۴ از او حمایت کردند، اما اکنون درباره مدیریت او در جنگ ایران دیدگاهی دوگانه و محتاطانه دارند. نگرانیها فقط اقتصادی نیست. آمریکاییها همچنین نگراناند که اقدامات ترامپ امنیت آنان را کاهش داده باشد. ۶۱ درصد معتقدند اقدام نظامی آمریکا در ایران خطر تروریسم علیه آمریکاییها را افزایش داده است.
علاوه بر این، ۵۶ درصد آمریکاییها میگویند اقدامات آمریکا خطر تضعیف روابط با متحدان ایالات متحده را افزایش میدهد. این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که ترامپ به متحدان اروپایی که راهبرد واشنگتن در قبال ایران را زیر سؤال بردهاند، حمله کرده و متحدان عربی خلیج فارس نیز از اقدامات تلافیجویانه ایران آسیب دیدهاند.