نویسنده غزه ای درباره کافهها و رستورانهای شیک و جدید غزه چه نوشت؟
حسابهای کاربری طرفدار اسرائیل اغلب از این تصاویر استفاده میکنند تا ادعا کنند که زندگی در غزه به حالت عادی بازگشته است، مردم رنج نمیکشند و هیچ نسلکشی رخ نداده است.
مراکز به ظاهر لوکس جدیدی که در نوار ویرانشده غزه ظاهر میشوند، واقعیت "نسلکشی" جدیدی را آشکار میکنند.
خانم "ایمان ابو زاید" نویسنده فلسطینی ساکن غزه در مقاله ای به پدیده تاسیس کافه ها و رستوران های شیک و جدید در دل غزه ویران شده و پس از جنگ و نسل کشی 2 سال و نیم اخیر پرداخته و نوشت:
رسانههای اجتماعی پر از پستهایی است که عکسها و ویدیوهایی از کافهها و رستورانهای شیک و مجلل در غزه را نشان میدهند. حسابهای کاربری طرفدار اسرائیل اغلب از این تصاویر استفاده میکنند تا ادعا کنند که زندگی در غزه به حالت عادی بازگشته است، مردم رنج نمیکشند و هیچ نسلکشی رخ نداده است.
![]()
این کافهها و رستورانها وجود دارند. من خودم آنها را دیدهام.
اینها برخلاف انتظار، مکانهای موقت یا دستساز نبودند؛ آنها با مصالح گرانقیمت ساخته شده بودند، با دقت رنگآمیزی شده بودند، با میز، مبل و صندلیهای شیک، با نماهای شیشهای و چراغهای درخشان مبله شده بودند. حس لوکسی از آنها ساطع میشد. آنها در میان آوار و ساختمانهای نیمهفروریخته چنان نامتعارف به نظر میرسیدند که دیدنشان تقریبا سورئال به نظر میرسید.
این تاسیسات جدید ثابت نمیکنند که اوضاع غزه به حالت عادی بازمیگردد؛ بلکه آنها گواهی بر ادامه ناهنجاری نسلکشی در غزه هستند.
جنگ برخی از مردم غزه را ثروتمند کرد، به ویژه کسانی که در طول کمبودهای شدید به فعالیتهای غیرقانونی مانند قاچاق، غارت و احتکار مشغول بودند. این ثروت اکنون به اشکال مختلف، از جمله کافهها و رستورانهای لوکس، در حال ظهور است.
به موازات آن، اکثریت قریب به اتفاق جمعیت غزه به فقر مطلق دچار شدهاند. در حالی که قبل از جنگ، یک فرد معمولی میتوانست در یک کافه بنشیند و نوشیدنی و لقمهای بخورد، امروز دیگر چنین نیست.
![]()
اکثر مردم حتی نمیتوانند به این مکانهای جدید نگاه کنند، چه برسد به اینکه وارد آنها شوند و چیزی سفارش دهند. اکثریت قریب به اتفاق جمعیت غزه در چادرها زندگی میکنند، برق یا آب آشامیدنی ندارند و از فقدان معیشت رنج میبرند. آنها با کمکهای ناچیزی که اسرائیل اجازه ورود میدهد، امرار معاش میکنند.
من یکی از آنها هستم. من و خانوادهام در چادری که در نزدیکی آوار خانهمان در اردوگاه "نصیرات" (در شمال نوار غزه) برپا شده است، زندگی میکنیم. ما معیشت خانواده خود را از دست دادهایم. زندگی راحتی که قبلا داشتیم، اکنون فقط یک خاطره دور است.
مراکز جدید و گرانقیمت، منعکسکننده نظم اجتماعی عمیقا ناعادلانهای هستند که در غزه پدیدار شده است - نظمی که در آن سودجویی از جنگ، یک طبقه ممتاز جدید را ارتقا داده و اکثریت قریب به اتفاق را به فلاکت و بدون دسترسی به آموزش مناسب، مراقبتهای بهداشتی و حتی غذا فرو برده است. نسلکشی فقط مردم را نکشت و ناقص (معلول) نکرد و خانهها و مدارس را ویران نکرد؛ بلکه چشمانداز یک زندگی عادی را برای اکثر مردم غزه از بین برد.
من نمیتوانستم از پس هزینه نشستن در کافههای شیک بربیایم، بنابراین به مسیر خود به سمت پایین خیابان ادامه دادم تا به یک رستوران معمولیتر رسیدم که قبل از جنگ با دوستانم به آنجا میرفتم. ورود به آن مانند بازگشت به روزهای قبل از جنگ بود. مکان همان بود، با همان صندلیها و میزها، و بوهای آشنایی که فضا را پر کرده بود.
نشستم و تماشا کردم، و به خاطرات خوش گذراندن وقت در آنجا بعد از کلاسهای دانشگاه فکر کردم. همان چیزی را سفارش دادم که قبلا سفارش میدادم: یک ساندویچ مرغ، یک نوشابه و یک بشقاب سالاد کوچک. صورتحساب 60 شِکِل (20 دلار) شد - بیش از 3 برابر چیزی که قبل از جنگ، زمانی که خانوادهام واقعا درآمد عادی داشتند، میپرداختم.
صورتحساب رستوران، به همراه کرایهای که برای یک سفر مشترک به شهر غزه پرداخت کردم (15 شِکِل یا 5 دلار برای یک مسیر رفت و برگشت)، برایم خیلی گران تمام شد. از اینکه این همه پول را خرج کردم تا از یک نگاه اجمالی به زندگی عادی لذت ببرم، احساس گناه میکردم.
معدود کسانی که آنقدر خوششانس هستند که میتوانند از پس هزینههای رفتن به کافهها و رستورانهای غزه برآیند، ممکن است لحظات کوتاهی از آسودگی، فرار موقت از وحشت واقعیت را تجربه کنند. با این حال، این لحظات محدود هستند و اغلب با اضطراب بازگشت به خیابانهای ویرانشده، مناظر بمبارانشده و آسیبهای روحی همراهند.
![]()
همانطور که در "التابون" (نام منطقه) نشسته بودم، به دوستانی که قبلا با آنها وقت میگذراندم فکر کردم: راما، که شهید شد و رانان، که به بلژیک فرار کرد. من آنجا تنها نشسته بودم و در میان خاکستری آوار غزه و چراغهای ژنراتوری کافهها، به این خاطرات چنگ میزدم.
نسلکشی همه را ویران کرده است - حتی کسانی که از آن سود بردهاند. هر مقدار زمانی که در کافهها و رستورانهای پر زرق و برق بگذرانم، هرگز این واقعیت را پاک نخواهد کرد.