ترنج

بنیامین نتانیاهو

۹۰۳ مطلب

  • مذاکرات ۱۴ ساعته ایران و آمریکا در اسلام‌آباد با حضور عراقچی، قالیباف، ویتکاف و کوشنر، با تمرکز بر تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای، بدون پیشرفت ملموس پایان یافت. اسرائیل گره کور توافق ارزیابی می‌شود. چین نیز به‌عنوان «ناظر فعال» تهران را به آتش‌بس ترغیب کرد، اما از نقش ضامن توافق خودداری نمود.

  • آتش‌بس دو هفته‌ای ایران و آمریکا، حاصل طرح ده‌ماده‌ای ایران و میانجی‌گری پاکستان، جنگ اسرائیلی برای تضعیف ایران را متوقف کرد. نتانیاهو با طرح «اسرائیل بزرگ» و وعده «ضربه سریع» ترامپ را فریب داد، اما این طرح شکست خورد و نفوذ ایران افزایش یافت. اسرائیل در تلاش برای تضعیف آتش‌بس است. افکار عمومی آمریکا (از جمله یهودیان) به نتانیاهو اعتماد ندارند و خواستار صلح هستند. اکنون شکاف بین افکار عمومی و طبقه سیاسی آمریکا، فرصتی شکننده برای صلح پایدار ایجاد کرده است.

  • محاسبه ایران بر این فرض استوار است که در یک بازی فرسایشی، ظرفیت تحمل و صبر راهبردی می‌تواند به یک مزیت تبدیل شود؛ به‌ویژه در شرایطی که فشارهای اقتصادی و سیاسی در سوی مقابل رو به افزایش است. به این ترتیب، «ساعت اقتصادی» در این منازعه به‌گونه‌ای تنظیم شده که در کوتاه‌مدت ممکن است به زیان‌ها و هزینه‌ها اشاره داشته باشد، اما در افق میان‌مدت، می‌تواند به‌عنوان یکی از اهرم‌های چانه‌زنی تهران عمل کند.

  • از دیکتاتوری خودشیفته‌ی نیازوف در ترکمنستان تا ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، الگوی خودکامگیِ خودبزرگ‌بین تکرار می‌شود. ترامپ با خروج از برجام (۲۰۱۸) و نادیده گرفتن مشاوران، به اصرار نتانیاهو به ایران حمله کرد؛ اما نه نظام فروپاشید و نه قیامی رخ داد.

  • پس از ۴۰ روز جنگ نافرجام آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی ایران (با آغاز ترور رهبر و فرماندهان)، ایران با پشتیبانی میلیونی مردم توانست مقاومت کند. ترامپ که نتوانست به «پیروزی قاطع» برسد، آتش‌بس موقت راپذیرفت. ایران با میانجی‌گری پاکستان، چارچوب ۱۰ ماده ای (شامل حق غنی‌سازی، حاکمیت بر تنگه هرمز و لغو تحریمها) را تحمیل کرد. در واکنش به آتش بس، نتانیاهو خشم خود را با حملات وحشیانه به لبنان تخلیه کرد.

  • زیدآبادی در پایان تحلیل خود در مورد چگونگی دامن زدن نتانیاهو به یهودستیزی نوشته است: برای پایان دادن به تجارتِ کثیف، جوامع یهودی عالم برای حفظ میراث‌های دینی و اخلاقی خود باید این باند را هر چه سریع‌تر متوقف کنند.

  • پس از اعلام آتش‌بس ۱۴ روزه میان ایران و آمریکا، پنج ابهام بزرگ باقی مانده است: اول، اسرائیل حملات گسترده به لبنان را تشدید کرده و ایران توقف آن را شرط دانسته است. دوم، کنترل تنگه هرمز؛ ایران خواستار حفظ کنترل و دریافت عوارض، آمریکا خواستار بازگشایی بی‌قیدوشرط. سوم، برنامه هسته‌ای؛ اختلاف بر سر غنی‌سازی. چهارم، برنامه موشکی که از دیدگاه آمریکا تهدیدآفرین است. پنجم، لغو تحریم‌ها که بعید به نظر می‌رسد.

  • آمریکا با تکرار اشتباه استراتژیک دهه ۱۹۹۰ در قبال عراق، در خطر گرفتار شدن در باتلاقی مشابه با ایران است. بوش پدر پس از پیروزی در طوفان صحرا، با حفظ صدام و عدم مذاکره، به دوازده سال بحران خاموش دامن زد که نهایتاً به اشغال ۲۰۰۳ انجامید. امروز نیز ترامپ اگر مذاکرات را رها کرده و تنها بر فشار و تغییر نظام تکیه کند، با ناآرامی، فروپاشی و تکرار فاجعه مواجه می‌شود. راه حل، پذیرش «بله» از تهران، کنار آمدن با نظام و ارائه مسیری برای عادی‌سازی روابط در ازای محدودیت‌های هسته‌ای و منطقه‌ای است.

  • اسرائیل با عملیات «تاریکی ابدی» در لبنان، توافق میانجی‌گری شده توسط پاکستان بین آمریکا و ایران را تضعیف کرد. ترامپ طرح ده ماده‌ای ایران را پذیرفت، اما نتانیاهو اعلام کرد آتش‌بس شامل لبنان نمی‌شود. یائیر گولان، ژنرال سابق اسرائیل، این وضعیت را بزرگترین شکست راهبردی تاریخ اسرائیل می‌خواند. همزمان، ۶۰ درصد آمریکایی‌ها نظر منفی به اسرائیل دارند و اجماع دوحزبی در حال فروپاشی است. ایران از جنگ قوی‌تر بیرون آمده و احتمال دستیابی به بمب اتم را جدی‌تر از قبل بررسی می‌کند.

  • آتش‌بس ۱۴ روزه در جنگ ایران شکننده است. ترامپ با نادیده گرفتن کارشناسان و گوش دادن به وعده‌های خوش‌بینانه نتانیاهو (کشته شدن رهبر ایران، قیام مردمی و تغییر نظام) جنگی را آغاز کرد که به شکست انجامید. ایران نه تنها از بین نرفت، بلکه کنترل تنگه هرمز را به دست گرفت، جسورتر شد و اقتصاد جهانی را شکننده کرد. ترامپ با حذف دیپلمات‌های حرفه‌ای و محاصره خود با آدم‌های مطیع، فاجعه را رقم زد.