جنگ ایران؛ پاشنه آشیل سیاسی ترامپ
جنگ آمریکا علیه ایران: تکرار تاریخ؛ بارش شدید تگرگ در قلب واشنگتن!
پیچیدگی و دشواری خروج از بحران خودساخته در برابر ایران، دقیقاً همان استیصالی را در ذهن تداعی میکند که لیندون جانسون، رئیسجمهور اسبق ایالات متحده، در کوران جنگ ویتنام به زبان آورده بود: «احساس میکنم شبیه مسافری هستم که در یک بزرگراه طولانی در ایالت تگزاس، ناگهان زیر بارش شدید تگرگ گرفتار شده است؛ نه راهی برای فرار به جلو دارم، نه سرپناهی برای پنهان شدن مییابم
فرارو- در مجاورت بنای یادبود سنگی مارتین لوتر کینگ در قلب واشنگتن، سازهای نامتعارف و معنادار توجه عابران را به خود جلب میکند. این سازه، جامی طلاییرنگ با عنوان طعنهآمیز «جام مشارکت در جنگ ایران» است که توسط گروهی از طنزپردازان ناشناس در این مکان نصب شده است.
به گزارش سرویس بینالملل فرارو به نقل از نشریه اکونومیست، این اقدام نمادین، کنایهای آشکار و اعتراضی به عملکرد دونالد ترامپ در این جنگ ادعایی به شمار میرود. پیام نهفته در این اثر هنری کاملاً روشن است: در این نبرد فرسایشی، گویی دیگر پیروزی قاطع معنایی ندارد و صرف حضور در میدان نبرد، به عنوان یک دستاورد تلقی میشود. بر روی این جام با لحنی تمسخرآمیز حک شده است: «در شرایطی که برخی همواره به دنبال کسب نتایج ملموس و قابل سنجش هستند، رئیسجمهور ترامپ حداقل این شجاعت را داشت که در این جنگ مشارکت کند.»
مائورا فلین، راهنمای گردشگری در شهر واشنگتن، این اثر هنری را یک طنز تلخ و هوشمندانه توصیف میکند. با این حال، او تأکید دارد که واقعیتهای میدانی جنگ با ایران هیچ شباهتی به یک شوخیِ گذرا ندارد.
او در اینباره میگوید: «ترامپ فاقد هرگونه راهبرد مشخص و مدون برای خروج از این بحران است و در شرایط کنونی نیز هیچ چشمانداز روشنی برای پایان یافتن این درگیری متصور نیست.»
سقوط بیسابقه محبوبیت در افکار عمومی
سپهر عمومی آمریکا و افکارسنجیها نیز نشان میدهد که شهروندان این کشور در این نگرانیِ عمیق با ناظران سیاسی همسو شدهاند. بر پایه جدیدترین نظرسنجی مشترک خبرگزاری رویترز و مؤسسه ایپسوس، همزمان با فروپاشی تلاشها برای آتشبس، حدود ۸۰ درصد از آمریکاییها بر این باورند که این درگیری نظامی برای مدتی طولانی و فرسایشی ادامه خواهد یافت.
همچنین، نتایج نظرسنجی مشترک اکونومیست و یوگاو حاکی از آن است که نزدیک به نیمی از شهروندان ایالات متحده انتظار دارند این تنشها دستکم تا یک سال دیگر استمرار داشته باشد. چنین چشمانداز تاریکی برای جامعه آمریکا که درگیر بحرانهای اقتصادی داخلی است، به هیچوجه قابل پذیرش نیست.
در حال حاضر، میزان رضایت خالص عمومی از تصمیم ترامپ برای آغاز حمله به ایران با سقوطی آزاد به منفی ۳۰ درصد رسیده است. برای درک بهتر این فاجعه سیاسی، کافی است به یاد بیاوریم که در دوران جنگ ویتنام، شش سال زمان برد تا مخالفتهای عمومی به چنین سطح بیسابقهای برسد؛ اما جنگ ایران تنها در عرض شش ماه، دقیقاً با همین موج عظیم از نارضایتی و خشم عمومی روبهرو شده است.
لری ساباتو، استاد برجسته علوم سیاسی در دانشگاه ویرجینیا، معتقد است در این مقطع، صرفاً شدت مخالفت مردم با سیاستهای جنگطلبانه اهمیت ندارد، بلکه سرعت بیسابقه شکلگیری این موج مخالفت است که زنگ خطر را برای کاخ سفید به صدا درآورده است.
او خاطرنشان میکند: «این جنگ از همان روز نخست آغاز، نامحبوبترین و منفورترین لشکرکشی در میان شهروندان آمریکایی از زمان ثبت دقیق نظرسنجیهای عمومی تا به امروز بوده است.»
این تحلیلگر ارشد هشدار میدهد که هرچه این بحران به درازا بکشد، صورتحساب سیاسی آن نیز برای واشنگتن سنگینتر خواهد شد؛ هزینهای گزاف که پیش و بیش از همه، دونالد ترامپ و همحزبیهای جمهوریخواه او در انتخابات حساس میاندورهای کنگره باید آن را بپردازند.
فاصله گرفتن معنادار جامعه از سیاستهای جنگطلبانه
بررسی تجربیات تاریخی نشان میدهد جنگهایی که دولتها بهطور یکجانبه و با انتخاب خود آغاز میکنند، معمولاً در ماههای نخستین از حمایت نسبی و هیجانی افکار عمومی برخوردار میشوند؛ اما این حمایتِ شکننده با گذشت زمان و آشکار شدن هزینهها، بهسرعت رنگ میبازد. تجاوز نظامی آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) نمونهای بارز از همین روند است.
در آن مقطع، نزدیک به ۹۰ درصد آمریکاییها از حمله به مواضع گروه طالبان حمایت کردند؛ چراکه جرج دبلیو. بوش توانسته بود با متهم کردن طالبان به پناه دادن به طراحان حملات یازدهم سپتامبر، بهانهای بهظاهر مشروع برای افکار عمومی بتراشد. با این وجود، دادههای مؤسسه گالوپ نشان میدهد که ۱۳ سال زمان برد تا میزان حمایت جامعه آمریکا از آن جنگ فرسایشی به زیر ۵۰ درصد سقوط کند؛ آن هم در شرایطی که بیش از دو هزار نظامی آمریکایی کشته و بالغ بر ۲۰ هزار نفر دیگر دچار مجروحیتهای جدی شده بودند.
جنگ خیالی با ایران تاکنون چنین تلفات انسانی گستردهای برای ارتش آمریکا در پی نداشته و ادعا میشود شمار کشتههای آمریکایی تنها به ۱۶ نفر رسیده است. با این حال، این تنشها از مسیر دیگری به افکار عمومی ضربه زده و مستقیماً معیشت و جیب شهروندان آمریکایی را هدف قرار داده است. پیش از آغاز ماجراجوییهای واشنگتن، تردد در تنگه راهبردی هرمز بدون مانع جریان داشت، اما اکنون این شریان حیاتی اقتصاد جهانی با محدودیتها و ریسکهای جدی مواجه شده است.
اگرچه دونالد ترامپ با لفاظی مدعی است که به لطف هژمونی نظامی آمریکا، جریان انتقال انرژی روانتر از همیشه ادامه دارد، اما نمودارهای بازار جهانی انرژی روایت کاملاً متفاوتی را به تصویر میکشند. با وجود نوسانات اخیر قیمت نفت برنت، جهش قیمت آن از ۷۲ دلار در ابتدای ماه ژوئیه (اواسط تیرماه) به ۸۸ دلار در هر بشکه، زنگ خطر هولناکی را برای پایگاه رأی جمهوریخواهان به صدا درآورده است. در همین اثنا، بهای بنزین در داخل ایالات متحده نیز از مرز سه دلار عبور کرده و به حدود چهار دلار در هر گالن نزدیک شده است؛ موضوعی که فشار تورمی مضاعفی را بر سبد هزینههای زندگی خانوارها تحمیل میکند.
بحران انتخاباتی و تردید در اردوگاه محافظهکاران
در دهههای گذشته، جنگ ویتنام خیلی زود به کابوس و دغدغه اصلی رأیدهندگان آمریکایی مبدل شد. اگرچه جنگ ایران هنوز در افکار عمومی به چنین جایگاه بلامنازعی نرسیده، اما نظرسنجیهای جدید ثابت میکنند که شهروندان آمریکایی امروز بیش از هر چیز نگران موج گرانیها، تورم افسارگسیخته و ضعف مفرط رهبری سیاسی در کاخ سفید هستند.
این معضلات داخلی، بهطور مستقیم و ارگانیک با پیامدهای فاجعهبار این درگیری گره خوردهاند. به همین جهت، حتی اگر پنتاگون بتواند آمار تلفات انسانی را پنهان یا پایین نگه دارد، استمرار این وضعیت میتواند به یک زلزله انتخاباتی و بحران مشروعیت برای حزب جمهوریخواه تبدیل شود.
دادههای دقیق افکارسنجی نیز همین شیب نزولی را تأیید میکنند. در اردوگاه رأیدهندگان دموکرات، میزان رضایت خالص از این جنگ به عدد خیرهکننده منفی ۸۴ درصد سقوط کرده است. این ریزش در میان رأیدهندگان مستقل نیز بسیار چشمگیر بوده و به منفی ۵۲ درصد رسیده است.
تنها پایگاه اجتماعی که تا این لحظه همچنان از ادامه تنشها دفاع میکند، هسته سخت جمهوریخواهان وفادار به جنبش «ماگا» (عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم) هستند که رضایت خالص آنها روی عدد مثبت ۷۲ درصد ایستاده است؛ هرچند شکاف و تردید در میان همین گروه تندرو نیز در حال نمایان شدن است.
تازهترین افکارسنجی مشترک واشنگتنپست و ایپسوس پرده از واقعیتی مهم برمیدارد: برای نخستین بار، اکثریت حامیان متعصب ترامپ دیگر با قاطعیت از سیاستهای او دفاع نمیکنند و تنها به حمایت «تا حدی نسبی» تقلیل یافتهاند.
در همین حال، جمهوریخواهان میانهرو (غیرماگا) نیز با سرعتی چشمگیر در حال فاصلهگذاری با این جنگ هستند؛ بهطوریکه میزان رضایت آنها از مثبت ۲۶ درصد در ماه آوریل (فروردین/اردیبهشت) به منفی ۲۵ درصد در وضعیت ملتهب کنونی تنزل یافته است.
فشار مضاعف دموکراتها و پنهانکاری پنتاگون
همزمان با طولانیتر شدن و پیچیدهتر شدن ابعاد این بحران، دموکراتها اهرمهای فشار سیاسی بر دولت ترامپ را فعالتر کردهاند. در جریان نشست بررسی صلاحیت جولز هرست، گزینه پیشنهادی رئیسجمهور برای نظارت بر بودجه هنگفت پنتاگون، سناتورهای دموکرات، دولت فدرال را به پنهانکاری متهم کرده و اعلام نمودند که واشنگتن هزینه واقعی و نجومی این جنگ را بسیار کمتر از رقم حقیقی آن به افکار عمومی گزارش داده است.
وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) تا این لحظه، هزینههای این درگیری را رقمی در حدود ۳۰ میلیارد دلار برآورد کرده و مدعی است که بخش اعظم این بودجه صرف تأمین سوخت و تسلیحات شده است. اما الیسا اسلاتکین، نماینده و سناتور دموکرات از ایالت میشیگان، با ارائه یک محاسبه سرانگشتی اما دقیقتر که شامل هزینههای بازسازی پایگاههای نظامی آسیبدیده آمریکا و خسارتهای غیرمستقیم اقتصادی وارد شده به شهروندان میشود، رقمی را مطرح کرده است که بیش از شش برابر برآورد رسمی پنتاگون است.
او همچنین با لحنی تند، از قراردادهای کلان و مشکوک وزارت دفاع با شرکتهایی که پسران ترامپ در آنها منافع تجاری و سهام دارند، پرده برداشته و بهشدت انتقاد کرده است.
کیت کانلی، کهنهسرباز ارتش و رقیب دموکراتِ مایک لاولر در رقابتهای انتخاباتی ماه نوامبر (آبانماه)، عملکرد دولت ترامپ را زیر تیغ تندترین انتقادات برده است.
او با انتشار پیامی در شبکههای اجتماعی تأکید کرده است: «ترامپ، ایالات متحده را به ورطه جنگی کشانده است که نه تنها هیچگونه هدف نظامیِ روشن و قابلدفاعی ندارد، بلکه دولت او حتی از ارائه یک استراتژی خروج و برنامه زمانبندیشده برای پایان دادن به این فاجعه نیز عاجز است.»
تحلیل دادههای مبتنی بر مدلهای پیشبینی انتخاباتی نشریه اکونومیست، چشمانداز بهشدت تیرهوتاری را برای آینده سیاسی جمهوریخواهان ترسیم میکند. بر مبنای این مدلسازی ریاضی، احتمال شکست مایک لاولر در انتخابات سرنوشتساز نوامبر (آبانماه) بالغ بر ۶۸ درصد برآورد میشود. افزون بر این، دموکراتها شانس بالایی معادل ۸۲ درصد برای بازپسگیری کنترل مجلس نمایندگان دارند و با احتمالی ۴۵ درصدی، میتوانند اکثریت کرسیهای سنا را نیز از چنگ رقبای جمهوریخواه خارج کنند.
آرون دیوید میلر، پژوهشگر ارشد در اندیشکده بنیاد کارنگی، مخمصه فعلی دونالد ترامپ را بازتولید تجربه تلخ و تحقیرآمیز آمریکا در باتلاق ویتنام ارزیابی میکند.
او در تحلیلی جامع میگوید که پیچیدگی و دشواری خروج از بحران خودساخته در برابر ایران، دقیقاً همان استیصالی را در ذهن تداعی میکند که لیندون جانسون، رئیسجمهور اسبق ایالات متحده، در کوران جنگ ویتنام به زبان آورده بود: «احساس میکنم شبیه مسافری هستم که در یک بزرگراه طولانی در ایالت تگزاس، ناگهان زیر بارش شدید تگرگ گرفتار شده است؛ نه راهی برای فرار به جلو دارم، نه سرپناهی برای پنهان شدن مییابم و نه اساساً قدرتی برای متوقف کردن این توفان در خود میبینم.»