رضا نصری: امنیت کشورهای عربی در گرو برچیدن پایگاههای آمریکا است
یک حقوقدان بین الملل گفت: «تنها مسیر دستیابی به صلحی پایدار در منطقه، از خروج این پایگاههای خارجی میگذرد. اگر کشورهای عربی واقعاً خواهان امنیت هستند، منافع آنها نه در میزبانی از پادگانهای امریکایی، بلکه در برچیدن آنها نهفته است.»
رضا نصری، حقوقدان، در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت:
«همانگونه که روسیه پیشروی نیروهای ناتو تا مرزهای خود را برنمیتابد و در این موضع نیز محق است، ایران نیز کاملاً حق دارد استقرار حلقهای از پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی پیرامون خود را نپذیرد. این پایگاهها برای دفاع ساخته نشدهاند. آنها با هدف اعمال فشار بر ایران، تهدید امنیت آن و استفاده بهعنوان ابزارهای اجبار دائمی برپا شدهاند.«
نصری افزود: «آشکارترین پیامد این وضعیت، نظامیسازی تنگه هرمز بوده است. این آبراه که بنا بر هر تفسیر معقولی از حقوق بینالملل باید گذرگاهی بیطرف و باز به روی کشتیهای همه کشورها باقی بماند، به دست خود ایالات متحده به یک کریدور نظامی تبدیل شده است.»
وی تصریح کرد: «واشنگتن با حضور دائمی نیروی دریایی و اعمال قدرت نظامی از این پایگاهها، یک مسیر تجاری را به صحنهای برای ارعاب تبدیل کرده و سپس بیثباتی حاصل از همین وضعیت را به گردن ایران انداخته است. ایران نیز تنها هدف این رویکرد خطرناک و غیرمسئولانه نیست.»
نصری خاطرنشان کرد: «همان شبکه پایگاهها و استقرارهای دریایی که ایران را دربرگرفته است، به همان اندازه برای اعمال کنترل بر خطوط دریاییای طراحی شده که اقتصاد چین به آنها وابسته است. بخش قابلتوجهی از انرژی مورد نیاز چین از تنگه هرمز عبور میکند و واشنگتن گمان میکند که با قرار دادن این شریان حیاتی تحت نظارت دائمی نظامی، نهتنها در برابر تهران، بلکه در برابر پکن نیز اهرم فشار به دست میآورد. خلیج فارس از این منظر، جبههای دیگر در چارچوب یک راهبرد کلان مهار است.»
او افزود: «تفاوت در رفتار دو کشور آموزنده است. در حالی که ایالات متحده به نمایش قدرت نظامی میپردازد، پایگاههای نظامی ایجاد میکند و تجارت را به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل میسازد، چین از طریق سرمایهگذاری، تجارت و دیپلماسی با منطقه تعامل کرده است. آشکارترین نمونه این رویکرد، نقش چین در میانجیگری برای آشتی میان کشورهای خلیج فارس بود، نه سنگاندازی در مسیر آن. سیاست خارجیای که بر توسعه و منافع متقابل استوار باشد، در تضادی آشکار با سیاستی قرار دارد که بر پایه اجبار سازمان یافته است. »
این حقوقدان بین الملل تاکید کرد: «تنها مسیر دستیابی به صلحی پایدار در منطقه، از خروج این پایگاههای خارجی میگذرد. اگر کشورهای عربی واقعاً خواهان امنیت هستند، منافع آنها نه در میزبانی از پادگانهای امریکایی، بلکه در برچیدن آنها و ایجاد نظمی امنیتی بومی در کنار همسایگانشان نهفته است. استدلال عقلانی و عملگرایانه در حمایت از این رویکرد انکارناپذیر است.»
وی اعلام کرد: «دههها حضور نظامی ایالات متحده نه امنیتی را که به این کشورها وعده داده شده بود برایشان به ارمغان آورده و نه آن چتر حمایتی را فراهم کرده است که قرار بود در سایه آن بتوانند بر توسعه اقتصادی و رفاه خود تمرکز کنند. این پایگاهها کشورهای عربی را ناامنتر و منطقه را خطرناکتر کردهاند. امنیت را نمیتوان وارد کرد؛ امنیت باید از درون و به دست کشورهایی ساخته شود که خود با پیامدهای آن زندگی میکنند.»
او تاکید کرد: «کشورهای عربی منطقه آینده خود را در دستان خویش دارند. هرچه زودتر تصمیم بگیرند آن را به دست بگیرند، به سود خودشان خواهد بود.»