ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۷۸۴۶

چرا کشورهای عربی میلیاردها دلار در آفریقا سرمایه‌گذاری می‌کنند؟

چرا کشورهای عربی میلیاردها دلار در آفریقا سرمایه‌گذاری می‌کنند؟

عربستان سعودی و امارات متحده عربی عمدتاً در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و همچنین فرآوری و توزیع فرآورده‌های نفتی سرمایه‌گذاری می‌کنند، در حالی که قطر تاکنون رویکرد محدودتر و گزینشی‌تری در همکاری‌های اقتصادی با کشورهای آفریقایی داشته است.

فرارو- کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس در سال‌های اخیر میلیاردها دلار در کشورهای آفریقایی سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که اگرچه با اهداف مشترکی همچون گسترش نفوذ اقتصادی همراه است، اما هر یک از این کشورها راهبردها و انگیزه‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند. در عین حال، این روند فرصت‌ها و چالش‌های جدیدی را نیز پیش روی کشورهای آفریقایی قرار داده است. 

به گزارش فرارو به نقل از دویچه وله، تازه‌ترین نمونه این روند، توافق شرکت «ادنوک توزیع» (ADNOC Distribution)، عرضه‌کننده فرآورده‌های نفتی در ابوظبی، برای خرید جایگاه‌های سوخت و کسب‌وکار سوخت‌رسانی شرکت «شل» (Shell) در آفریقای جنوبی است. ارزش این معامله حدود یک میلیارد دلار (۸۷۰ میلیون یورو) برآورد شده و با نهایی شدن آن، ابوظبی جایگاه خود را در بازار سوخت قاره آفریقا تقویت خواهد کرد. 

این معامله میلیارد دلاری تنها بخشی از روندی گسترده‌تر است. کشورهای حوزه خلیج فارس طی سال‌های گذشته، با وجود برخی افت‌های مقطعی، حضور اقتصادی خود در آفریقا را به‌طور مستمر افزایش داده‌اند. 

بر اساس گزارش اندیشکده بریتانیایی «چتم هاوس» (Chatham House)، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) طی دهه گذشته بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار در آفریقا سرمایه‌گذاری کرده‌اند که حدود ۵۹ میلیارد دلار آن از سوی امارات متحده عربی و ۲۶ میلیارد دلار دیگر از سوی عربستان سعودی تأمین شده است. 

آفریقا؛ همسایه نزدیک کشورهای خلیج فارس

استفان رول، پژوهشگر ارشد بخش آفریقا و خاورمیانه در «مؤسسه آلمانی امور بین‌الملل و امنیت» (SWP)، معتقد است روابط میان دو منطقه ریشه‌ای عمیق دارد. 

او به دویچه‌وله گفت: «برای کشورهای حوزه خلیج فارس، آفریقا منطقه‌ای دوردست نیست، بلکه درست در همسایگی آن‌ها قرار دارد.» 

به گفته رول، شرق آفریقا محل عبور مسیرهای تجاری کلیدی است و دو منطقه دهه‌هاست که پیوندهای اجتماعی و اقتصادی نزدیکی با یکدیگر دارند؛ از همین رو، افزایش تعامل کشورهای خلیج فارس با آفریقا نباید تعجب‌آور باشد. 

تنوع‌بخشی به اقتصادهای نفتی

مادلنا پروکوپیو، کارشناس ارشد سیاست‌گذاری در برنامه آفریقای «شورای روابط خارجی اروپا»، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های این سرمایه‌گذاری‌ها را تلاش کشورهای حوزه خلیج فارس برای کاهش وابستگی به درآمدهای نفت و گاز عنوان کرد. 

او گفت: «یکی از دلایل اصلی تغییر نگاه آن‌ها به آفریقا — به‌ویژه در حدود یک دهه گذشته — نیاز به تنوع‌بخشی و کاهش وابستگی به هیدروکربن‌ها و همچنین تقویت جایگاه و نفوذ اقتصادی خودشان بوده است. اما آن‌ها همچنین شروع به دیدن آفریقا به عنوان بازاری با پتانسیل فوق‌العاده کردند؛ بازاری که در آن می‌توانند در بخش‌هایی که پیش‌تر در آن‌ها فعالیتی نداشته‌اند، کسب درآمد کنند.» 

بر اساس تحلیل‌های نهادهایی از جمله مؤسسه بروکینگز، چتم هاوس و بانک توسعه آفریقا، بخش عمده سرمایه‌گذاری‌های کشورهای حوزه خلیج فارس بر حوزه‌های انرژی، بنادر، لجستیک، کشاورزی و مواد اولیه حیاتی متمرکز شده است. 

این سرمایه‌گذاری‌ها علاوه بر ایمن‌سازی مسیرهای تجاری و تقویت امنیت غذایی، دسترسی به مواد معدنی راهبردی مانند مس، کبالت و لیتیوم را نیز تضمین می‌کنند؛ موادی که برای توسعه خودروهای برقی و فناوری‌های هوش مصنوعی اهمیت اساسی دارند. 

راهبردهای متفاوت کشورهای خلیج فارس

با وجود اهداف مشترک، کشورهای حوزه خلیج فارس سیاست‌های متفاوتی را در آفریقا دنبال می‌کنند. 

پروکوپیو توضیح داد که عربستان سعودی و امارات متحده عربی عمدتاً در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر و همچنین فرآوری و توزیع فرآورده‌های نفتی سرمایه‌گذاری می‌کنند، در حالی که قطر تاکنون رویکرد محدودتر و گزینشی‌تری در همکاری‌های اقتصادی با کشورهای آفریقایی داشته است. 

از نگاه کارشناسان، امارات متحده عربی فعال‌ترین بازیگر این عرصه محسوب می‌شود. 

استفان رول در این باره گفت: «باید به سیاست‌های آن‌ها به چشم یک بسته کامل نگریست.» 

او افزود که منافع اقتصادی، توسعه بنادر و شبکه‌های لجستیکی را نمی‌توان از اهداف سیاست خارجی و امنیتی امارات جدا کرد. 

به گفته رول، در اختیار داشتن بنادر راهبردی علاوه بر منافع اقتصادی، ابزار مهمی برای اعمال نفوذ سیاسی بر مسیرهای اصلی تجارت جهانی در اختیار ابوظبی قرار می‌دهد. 

پروکوپیو نیز تأکید کرد که تعاملات اقتصادی امارات با کشورهای آفریقایی، بیش از سایر کشورهای حوزه خلیج فارس، با اهداف سیاست خارجی و ملاحظات امنیتی گره خورده است. 

در مقابل، رول معتقد است عربستان سعودی رویکردی گزینشی‌تر اتخاذ کرده و تمرکز خود را بیشتر بر بخش انرژی گذاشته است. 

او همچنین گفت سعودی‌ها از طریق توافق‌های دوجانبه و نهادهایی مانند بانک توسعه اسلامی نقش مهمی در تأمین مالی پروژه‌های توسعه‌ای ایفا کرده‌اند و برخلاف امارات، تمایلی به رقابت مستقیم در حوزه سرمایه‌گذاری ندارند. 

رقابت ریاض و ابوظبی

پروکوپیو تفاوت رویکردهای سرمایه‌گذاری امارات و عربستان را ناشی از تفاوت‌های ساختاری اقتصاد دو کشور می‌داند. 

او گفت: «از آنجا که امارات کشوری بسیار کوچک است، الگوی توسعه آن بر فعالیت‌های برون‌مرزی استوار بوده است. بنابراین، این کشور برای رشد نیازمند تجارت با سایر نقاط جهان است و اگر بخواهد وابستگی خود را به نفت و گاز کاهش داده و اقتصادش را متنوع سازد، باید روابط تجاری گسترده‌ای در خارج از مرزهای خود ایجاد کند؛ روابطی بسیار وسیع‌تر از آنچه عربستان سعودی دنبال می‌کند.» 

وی افزود عربستان سعودی، به‌عنوان کشوری بسیار بزرگ‌تر، باید اهداف تجارت خارجی خود را با برنامه‌های تحول اقتصادی داخلی هماهنگ کند. 

پروکوپیو همچنین تأکید کرد حضور اقتصادی امارات دارای «بعد سیاسی پررنگی» است و بخشی از این سرمایه‌گذاری‌ها با هدف نمایش قدرت و به چالش کشیدن جایگاه منطقه‌ای عربستان سعودی انجام می‌شود. 

فرصتی برای آفریقا

برای بسیاری از کشورهای آفریقایی، افزایش سرمایه‌گذاری کشورهای حوزه خلیج فارس در زمانی رخ داده که نیاز این قاره به منابع مالی بیش از گذشته افزایش یافته است. 

بر اساس برآوردهای بانک توسعه آفریقا، در شرایطی که کمک‌های توسعه‌ای کشورهای غربی کاهش یافته و چین نیز حجم وام‌های خود را محدود کرده است، سرمایه‌گذاری مستقیم کشورهای خلیج فارس می‌تواند بخشی از کمبود منابع مالی مورد نیاز در حوزه‌های زیرساخت، انرژی و لجستیک را جبران کند. 

پروکوپیو به مزیت دیگری نیز اشاره کرد و گفت کشورهای حوزه خلیج فارس، برخلاف چین، سرمایه‌گذاری مستقیم را به اعطای وام ترجیح می‌دهند؛ موضوعی که دسترسی کشورهای آفریقایی به منابع مالی را آسان‌تر کرده و معمولاً با شروط سیاسی کمتری همراه است. 

او افزود این وضعیت به کشورهای آفریقایی امکان می‌دهد دامنه شرکای بین‌المللی خود را نیز گسترش دهند. 

نگرانی‌ها درباره وابستگی جدید

با وجود مزایای اقتصادی، این روند بدون انتقاد نبوده است. 

اندیشکده چتم هاوس هشدار داده است که تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها بر بنادر، زنجیره‌های تأمین و مواد اولیه، بیش از آنکه در خدمت توسعه کشورهای آفریقایی باشد، منافع راهبردی سرمایه‌گذاران را تأمین می‌کند. 

مؤسسه بروکینگز نیز هشدار داده است که برخی از این سرمایه‌گذاری‌ها کشورهای آفریقایی را صرفاً به تأمین‌کنندگان مواد اولیه تبدیل کرده‌اند و آنچه بیش از همه مورد نیاز است، توسعه ظرفیت‌های تولیدی و صنعتی این کشورهاست. 

استفان رول نیز این مسئله را یکی از چالش‌های اصلی دانست و گفت مشکل، اصل سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه وابستگی‌های جدیدی است که از طریق زیرساخت‌های راهبردی یا صادرات مواد خام فرآوری‌نشده ایجاد می‌شود. 

او تأکید کرد که منافع اقتصادی و اهداف ژئوپلیتیکی را نمی‌توان از یکدیگر جدا دانست. 

در مقابل، پروکوپیو با احتیاط بیشتری به آینده این همکاری‌ها نگاه می‌کند. 

او خاطرنشان کرد همکاری‌های میان کشورهای آفریقایی و کشورهای حوزه خلیج فارس هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و مشخص نیست سرمایه‌گذاری‌های میلیارد دلاری امارات، عربستان سعودی یا قطر در نهایت تا چه اندازه به صنعتی‌شدن اقتصادهای آفریقایی منجر خواهد شد. 

در نهایت، بسیاری از کارشناسان معتقدند موفقیت این سرمایه‌گذاری‌ها نه به منشأ سرمایه، بلکه به نحوه استفاده کشورهای آفریقایی از این منابع بستگی دارد. 

هم مؤسسه بروکینگز و هم بانک توسعه آفریقا بر این نکته تأکید دارند که سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی می‌تواند محرک مهمی برای توسعه اقتصادی باشد، اما تنها در صورتی پایدار خواهد بود که به تقویت صنایع داخلی و رشد بلندمدت اقتصاد کشورهای آفریقایی بینجامد.

ارسال نظرات
خط داغ