در گفتگو با محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش مطرح شد؛
ماراتن استرس در میانه تابستان؛ آوار جنگ، کنکور و امتحان نهایی روی دانشآموزان
قرار بود امتحانات نهایی با کمترین تغییر و طبق برنامه برگزار شود اما تداوم شرایط امنیتی در جنوب کشور باعث شد آزمونهای روزهای ۲۵ و ۲۷ تیر در چهار استان به تعویق بیفتد. همزمان، اعتراض دانشآموزان به برگزاری امتحانات در شرایطی که آموزش ماهها تحت تأثیر جنگ، مجازی بوده، همچنان ادامه دارد.
فرارو- تابستان امسال هنوز برای دانشآموزان یازدهم و دوازدهم آغاز نشده است. این روزها دانشآموزان این دو مقطع در بسیاری شهرها، بهجای آنکه پس از پایان امتحانات با خیالی آسوده وارد فصل تعطیلات شوند، درگیر اضطراب و بلاتکلیفی فرسایندهاند.
به گزارش فرارو، یک روز گمانهزنیها از تعویق امتحانات حکایت دارد و روز دیگر، اطلاعیههای رسمی خبر میدهند که آزمونها دقیقاً مطابق برنامه قبلی برگزار خواهند شد. در این میان، انتشار تصاویر کارتهای ورود به جلسه و نشانی حوزههای امتحانی که برخی از آنها در مجاورت مراکز حساس قرار داشتند، بر دامنه نگرانی دانشآموزان و خانوادههایشان افزود.
ریشههای یک اعتراض دانشآموزی
اعتراضها به امتحانات نهایی از هفتهها قبل آغاز شده بود. پرسش اصلی دانشآموزان این بود که «وقتی در ماههای گذشته فرآیند آموزش تحت تاثیر شرایط جنگی، اختلال در دسترسی به اینترنت، تکیه بر آموزش مجازی و فشارهای سنگین روانی قرار داشته است، چگونه میتوان انتظار یک رقابت عادلانه را داشت؟»
برخی از معترضان خواهان تعویق زمان امتحانات بودند و گروهی دیگر، حذف یا کاهش ضریبِ تاثیر قطعی معدل در کنکور را مطالبه میکردند. این گروه با تاکید بر اینکه عدالت آموزشی صرفاً در یکسان بودن سؤالات امتحانی خلاصه نمیشود، خواستار لحاظ شدن شرایط محیطی و کیفیت یادگیری دانشآموزان بودند.
بهروزرسانی تقویم امتحانات
در نقطه مقابل، وزارت آموزش و پرورش که بارها بر برگزاری سراسری امتحانات نهایی مطابق تقویم از پیش تعیینشده تأکید ورزیده بود، به تغییراتی محدود داد. تعویق آزمون «دین و زندگی» پایه یازدهم (از ۲۰ تیر به ۵ مرداد) و جابهجایی حوزههای امتحانی همجوار با مراکز حساس به مکانهای امنتر، از جمله این تغییرات بود.
با وجود پافشاریهای اولیه، استمرار وضعیت ناپایدار در جنوب کشور سبب شد تا امتحانات نهایی روزهای ۲۵ و ۲۷ تیرماه در استانهای هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستان و بلوچستان لغو شود و در ادامه با تداوم این شرایط، امتحانات روزهای ۲۸ و ۲۹ تیرماه نیز در این چهار استان به حالت تعلیق درآمد تا بلاتکلیفی دانشآموزان این مناطق عمیقتر شود.
ضرورت تناسب آزمون و آموزش
اما آیا گرانیگاه اصلی اعتراض دانشآموزان صرفاً بحث تعویق امتحانات است یا این نارضایتی ریشههای عمیقتری در وضعیت آموزش کشور دارد؟ محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، معتقد است این مسئله به هیچوجه تنها به زمانبندی آزمونها محدود نمیشود.
به باور او، برگزاری آزمونها با قواعد خشک گذشته در شرایطی که آموزش با بحران، تعطیلی مدارس و فشارهای روانی همراه بوده، فاقد وجاهت عادلانه است. در چنین وضعیتی، بیشترین آسیب مستقیماً متوجه دانشآموزانی خواهد شد که از امکانات آموزشی و رفاهی کمتری برخوردارند.
کفه نابرابر عدالت آموزشی
محمدرضا نیکنژاد در گفتوگو با فرارو، با اشاره به جایگاه پایین آموزش و پرورش ایران در ارزیابیهای بینالمللی اظهار داشت: «ما در بحث عدالت آموزشی در جایگاه مطلوبی قرار نداریم. نگاهی به نتایج کنکور در سالهای اخیر بهروشنی نشان میدهد که برترین رتبهها و معتبرترین صندلیهای دانشگاهی، غالباً در انحصار داوطلبانی است که از تمکن مالی بالاتری برای آموزش فرزندانشان برخوردارند.»
وی افزود: «شماری از مسئولان چنین استدلال میکنند که لغو امتحانات نهایی، به معنای تضییع عدالت آموزشی است. در سوی دیگر، خانوادههایی قرار دارند که با صرف هزینه و انرژی فراوان، از امکاناتی نظیر کلاسهای خصوصی بهره بردهاند و طبیعتاً با لغو آزمونها مخالفت میورزند. در تمامی این حوزهها، از کیفیت آموزش گرفته تا وضعیت معیشتی معلمان، با مشکلات جدی روبهرو هستیم.»
ناکارآمدی آموزش مجازی
این کارشناس با استناد به تجربه جهانیِ آموزش مجازی در دوران کرونا، یادآور شد: «یافتههای پژوهشی در سطح بینالمللی اثبات کردهاند که آموزش مجازی هرگز نمیتواند جایگزین آموزش حضوری شود. کیفیت آموزش آنلاین بهمراتب پایینتر است و در بهترین حالت، تنها ۴۰ درصد از بازدهی آموزش حضوری را پوشش میدهد.»
نیکنژاد تأکید کرد: «با تجمیع تمامی این کاستیها، الزام دانشآموزان به شرکت در امتحان نهایی حضوری در شرایط کنونی دور از انصاف است. من شخصاً همواره بر حفظ کیفیت آموزش پافشاری کردهام و معتقد به برخورد قاطع با تقلب هستم، اما باید پذیرفت که همهچیز نسبی است.»
سختگیری در غیاب استانداردهای آموزشی
این معلم باسابقهی آموزش و پرورش توضیح داد: «اگر کلاسهای درس بهطور کامل دایر میبود، معلم توانمند در دسترس قرار داشت و کیفیت آموزش فدای تعطیلیها نمیشد، منطقی بود که امتحانات نیز با حداکثر سختگیری برگزار شود. اما در فقدان چنین پیشزمینههایی، اعمال سختگیری در مرحله سنجش بیمعناست.»
وی خاطرنشان کرد: «به بیان دیگر، ما بدون آنکه آموزش استانداردی ارائه داده باشیم، متوقعِ دریافت نتایج مطلوب از دانشآموزان هستیم که این رویکرد با هیچ منطقی سازگار نیست.»
افت تحصیلی؛ زنگ خطر یک بحران
نیکنژاد با یادآوری افت محسوس نمرات در سالهای گذشته گفت: «در چند سال اخیر، میانگین نمرات امتحانات نهایی در بسیاری از رشتهها افت نگرانکنندهای داشته و در مواردی معدلها تا حوالی نمره ۱۰ سقوط کرده است که این خود یک بحران تمامعیار برای ساختار آموزشی کشور محسوب میشود.»
بررسی آمارهای رسمی تأیید میکند که میانگین کشوری معدل دانشآموزان در امتحانات نهایی خرداد ۱۴۰۲، در رشته علوم تجربی ۱۱.۲۳، در رشته ریاضی ۱۰.۷۹ و در رشته علوم انسانی تنها ۸.۷۵ بوده است.
وی در همین رابطه افزود: «امسال نیز با در نظر گرفتن شرایط جنگی، تعطیلی مکرر کلاسها و استرس حاکم بر خانوادهها، تشدید این افت تحصیلی کاملاً قابل پیشبینی است.»
بلاتکلیفی؛ کاتالیزور فشارهای روانی
این کارشناس، سردرگمی زمانی را عامل مضاعف فشار دانست و گفت: «مدام زمان برگزاری امتحانات تغییر کرد. یک روز اعلام کردند آزمون هفته آینده برگزار میشود، روز دیگر خبر تعویق آن به گوش رسید و مجدداً تحت تأثیر قرمز: شرایط جنگی، برنامهها جابهجا شد. این بلاتکلیفیها، بار روانی بسیار سنگینی را به دانشآموزان تحمیل کرده است.»
نیکنژاد تأکید کرد: «بهعنوان یک فرهنگی معتقدم همانگونه که آموزشِ این مدت متأثر از شرایط بحرانی بود، نحوه برگزاری امتحانات نیز باید با همین شرایط مدیریت میشد. شایسته بود امسال کنکور و امتحانات نهایی با انعطافپذیری بیشتری همراه شوند تا محصلان از زیر بار این استرس مضاعف رها گردند.»
ابهام در چشمانداز پیش رو
وی با اشاره به غبارآلود بودن چشمانداز پیش رو افزود: «امروز همهچیز در هالهای از ابهام است و کسی نمیتواند با قطعیت بگوید شرایط روزهای آتی چگونه رقم خواهد خورد. اکنون که در نیمه تابستان به سر میبریم، دانشآموزان همچنان در برزخ بلاتکلیفی دستوپا میزنند.»
نیکنژاد ادامه داد: «هر زمان که شرایط به مدار عادی بازگشت، معلمان توانستند فرآیند آموزش را بهطور کامل طی کنند و خانوادهها نیز امکان نظارت مطلوب را یافتند، آنگاه میتوانیم دوباره به همان رویه ارزیابیهای سختگیرانه بازگردیم.»
صیانت از جان؛ بدیهیترین وظیفه دولت
این تحلیلگر مسائل آموزشی در واکنش به دغدغه دانشآموزان نسبت به امنیت حوزههای امتحانی تصریح کرد: «واقعیت انکارناپذیر این است که همگی ما در این فضا، نگران وقوع اتفاقات ناخوشایند هستیم؛ فارغ از اینکه دانشآموز یا خانوادهاش آن را به زبان بیاورد یا خیر. نخستین و مهمترین وظیفه حاکمیت، صیانت از سلامت جسمانی شهروندان و حفاظت از جان کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال است.»
وی ادامه داد: «برای من مایه شگفتی است که در چنین شرایط خطیری، تصمیمگیران تا این اندازه مته به خشخاش میگذارند. بدنه وزارت آموزش و پرورش تا حد زیادی با محصلان همدل است، اما نهادهای بالادستی نظیر شورای عالی آموزش و پرورش همچنان بر اجرای بیکموکاست برنامهها اصرار میورزند.»
تصمیمگیری در خلأ درک متقابل
نیکنژاد با لحنی انتقادی افزود: «وقتی فرآیند آموزش اصولی نبوده و اختلالات اینترنت مسیر یادگیری را مخدوش کرده است، چگونه میتوان شرایط ملتهب خانوادهها را نادیده گرفت؟ تصمیمگیران کلان که عمدتاً خودشان استاد دانشگاه هستند، درک دقیقی از واقعیتهای امروز کشور و فشارهای وارده بر جوانان ۱۷ ساله ندارند، اما برای آینده آنها تصمیمگیری میکنند.»
وی با اشاره به انباشت استرسها گفت: «یک نوجوان امروز باید بهطور همزمان بار روانی ناشی از امتحانات نهایی، ماراتن کنکور و شرایط جنگی را تاب بیاورد. مشخص نیست با نشانهگرفتن سلامت روان این نسل، دقیقاً چه هدفی را دنبال میکنند.»
بگذارید بچهها نفس بکشند
این کارشناس آموزش اظهار داشت: «گاهی میاندیشم اگر افراد منحصراً در چارچوب تخصص خود اظهارنظر میکردند، امور بهتر پیش میرفت. حداقل انتظار این است که در حوزههای تخصصی دخالت نکنند. در ارتباط با موضوع امتحانات نهایی نیز حرف اصلی من این است: بگذارید بچهها نفس بکشند.»
وی خاطرنشان کرد: «ما ملزم هستیم خود را جای دانشآموزان قرار دهیم. آموزش حضوری ماهیتی کاملاً متفاوت دارد؛ پویایی فضای کلاس و حضور در کنار همسالان، تمرکز را بهشدت افزایش میدهد. صدور این همه بخشنامه و تصمیم غیرحرفهای، ثمرهای جز فرسایش روانی ندارد.»
هشدار نسبت به تعمیق شکاف آموزشی
نیکنژاد در پایان هشدار داد: «با صراحت اعلام میکنم که پافشاری بر برگزاری آزمونهای نهایی در این بسترِ پرالتهاب، فاقد کارایی است. وقتی روند آموزش مختل بوده و سهم عمدهای از یادگیری مجازی بوده است، افت معدلها کاملاً طبیعی خواهد بود.»
وی افزود: «تداوم این مسیر معیوب، نهایتاً به تعمیق شکاف طبقاتی میان قشر مرفه و دانشآموزانِ محروم از امکانات آموزشی منتهی میشود؛ شکافی که پیامدهای مخرب آن را در سالهای آینده بهوضوح لمس خواهیم کرد.»