روایت نابرابری آلودگی هوا: پایان یک بحران یا آغاز تردیدها؟
هوای تهران در بهار ۱۴۰۵ نسبت به سال گذشته بهبود نسبی داشته و تعداد روزهای پاک افزایش یافته است، با این حال کارشناسان تأکید میکنند این تغییر بیش از آنکه ناشی از کاهش منابع آلاینده باشد، به شرایط جوی مانند بارندگی و وزش باد مرتبط است و مساله آلودگی هوا همچنان حل نشده است. بحران نابرابری که فقط به محل زندگی محدود نمیشود.
فرارو- روی تابلوی کنترل کیفیت هوا، این روزها عددها امیدوارکنندهتر از گذشتهاند. بر اساس اعلام مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، از ابتدای سال تا ۲۰ تیر، تنها هشت روز ناسالم برای گروههای حساس ثبت شده است؛ عددی که در مقایسه با ۴۰ روز آلوده در مدت مشابه سال گذشته، از کاهش چشمگیر آلودگی هوا در پایتخت حکایت دارد. سهم آلاینده ازن هم در این میان کمتر شده و تنها دو روز از این هشت روز به آن مربوط بوده است.
به گزارش فرارو، با این حال، این تصویر آرامتر از آسمان تهران، همه ماجرا نیست. پشت این عددها، همان شهری قرار دارد که هنوز منابع تولید آلودگی در آن فعالاند و بخش مهمی از این بهبود، بیش از آنکه نتیجه تغییرات ساختاری باشد، به ناپایداریهای جوی، بارندگی و وزش باد گره خورده است.
در خیابان اما روایت متفاوتی جریان دارد. رفتگر شهرداری جارو میزند، پیک موتوری در انتظار سفارش بعدی است و کارگری بالای داربست ایستاده؛ برای آنها، تفاوت چندانی میان عددهای بهتر و بدتر وجود ندارد. آلودگی هوا، حتی وقتی کمتر میشود، همچنان بخشی از روزمرهای است که امکان توقفش را ندارند.
هوا بهتر شد، اما پاک نه
اگر فقط به آمارها نگاه کنیم، بهار امسال برای تهران امیدوارکنندهتر از سال گذشته بوده است. طبق آماری که شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در بهار ۱۴۰۵ منتشر کرد، پایتخت ۱۲ روز هوای پاک، ۷۹ روز هوای قابل قبول و تنها دو روز هوای ناسالم برای گروههای حساس را تجربه کرده است.
در مدت مشابه سال ۱۴۰۴، این ارقام به ترتیب شش روز پاک، ۶۶ روز هوای قابل قبول، ۲۰ روز ناسالم برای گروههای حساس و یک روز ناسالم برای همه گروهها بود. به این معنا که تعداد روزهای پاک نسبت به سال قبل دو برابر شده و روزهای ناسالم برای گروههای حساس به یکدهم کاهش یافته است.
با این حال، مسئولان شرکت کنترل کیفیت هوای پایتخت تأکید دارند که این تغییر نباید نشانه پایان بحران آلودگی هوا تلقی شود. بهبود کیفیت هوا در بهار امسال بیش از هر چیز نتیجه بارندگی، وزش باد، ناپایداریهای جوی و کاهش گردوغبار بوده است، نه حذف یا کاهش جدی منابع آلاینده.
یعنی اگر همین امروز شرایط جوی تغییر کند، همان خودروها، موتورسیکلتهای فرسوده، صنایع و نیروگاهها همچنان میتوانند دوباره آسمان شهر را خاکستری کنند.
نکته کلیدی اینجاست: کیفیت هوای تهران بهتر شده، اما منشأ آلودگی همچنان پابرجاست.
PM2.5؛ دشمن میکروسکوپی سلامت
بحران آلودگی هوا در ایران فقط به روزهای «قرمز» یا «بنفش» محدود نیست. حتی در روزهایی که شاخص کیفیت هوا در محدوده «قابل قبول» قرار دارد، میلیونها نفر همچنان در معرض آلایندهای هستند که نه رنگ دارد، نه بو و نه با چشم دیده میشود.
امروز مهمترین تهدید، ذرات معلقی به نام PM2.5 است؛ ذراتی با قطری کمتر از ۲.۵ میکرون، یعنی حدود ۳۰ برابر کوچکتر از قطر یک تار موی انسان. این ذرات آنقدر ریز هستند که از سد طبیعی دستگاه تنفسی عبور کرده، به عمق ریه میرسند و حتی وارد جریان خون میشوند.
به همین دلیل، آلودگی هوا صرفاً یک مسئله تنفسی نیست. آمارهای سازمان جهانی بهداشت و پژوهشهای پزشکی نشان میدهد که مواجهه طولانیمدت با PM2.5 خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، سکته مغزی، سرطان ریه، بیماری مزمن انسدادی ریه (COPD) و تشدید آسم را افزایش میدهد.
اما این ذرات از کجا میآیند؟ پاسخ بسته به شهر متفاوت است، اما در بیشتر کلانشهرها سهم اصلی مربوط به خودروها و موتورسیکلتهای فرسوده، سوختهای فسیلی، نیروگاهها، صنایع و در برخی مناطق گردوغبار است.
به همین دلیل، بحران آلودگی هوا دیگر محدود به تهران نیست و به سایر شهرهای بزرگ نیز گسترش یافته است.
تهران تنها نیست
تهران دیگر تنها نیست. اصفهان با صنایع سنگین، نیروگاهها و خشک شدن تالاب گاوخونی دستوپنجه نرم میکند. اهواز سالهاست زیر فشار همزمان ریزگردها، صنایع نفت و گاز و فلرهای نفتی قرار دارد. اراک با نیروگاه، پالایشگاه و صنایع بزرگ شناخته میشود و شهرهایی مانند کرج، مشهد و تبریز نیز در بسیاری از روزهای سال با غلظت بالای ذرات معلق مواجهاند.
هرچند منشأ آلودگی در شهرهای مختلف متفاوت است، اما پیامد آن یکسان است: افزایش بیماری و مرگ زودرس.
پس اگر آلودگی هوا همه را تهدید میکند، آیا همه به یک اندازه در معرض آن هستند؟ آیا کسی که امکان دورکاری دارد، شرایطی مشابه با راننده اتوبوس، پیک موتوری یا رفتگر دارد؟
پاسخ این پرسشها را دیگر نمیتوان در شاخص کیفیت هوا جستوجو کرد.
همه یک هوا را تنفس نمیکنیم
آلودگی هوا علاوه بر یک بحران محیطزیستی و بهداشتی، مسئلهای از جنس نابرابری اجتماعی نیز هست. یک راننده تاکسی در پاسخ به فرارو میگوید: «اگر از خانه بیرون نیایم، چه کسی خرج خانه را بدهد؟ سرفه میکنم، چشمهایم میسوزد، اما حتی یک روز هم نمیتوانم کار نکنم.»
یک کارگر ساختمانی ۱۹ ساله نیز میگوید: «تا حالا نشده کارفرما بگوید چون هوا آلوده است، سر کار نیا. اگر نروم، دستمزد نمیگیرم.»
در ادبیات سلامت عمومی، این تفاوت با عنوان «عدالت محیطزیستی» شناخته میشود؛ مفهومی که بر حق برابر همه شهروندان برای برخورداری از محیطی سالم تأکید دارد.
با این حال، به نظر میرسد واقعیت شهرها با این تعریف فاصله دارد.
دادههای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران نشان میدهد که در بسیاری از روزهای سال، مناطق مرکزی و جنوبی پایتخت، بهویژه در مجاورت بزرگراهها و کانونهای صنعتی، آلودگی بیشتری را تجربه میکنند؛ مناطقی که بخش مهمی از محلات کمبرخوردار نیز در آنها قرار دارند.
اینجا هوا هم نابرابر توزیع میشود
نابرابری فقط به محل زندگی محدود نمیشود؛ نوع شغل، شیوه رفتوآمد، امکان دورکاری، دسترسی به خدمات درمانی و توان خرید تجهیزات محافظتی نیز نقش مهمی دارند.
میزان مواجهه با آلودگی و امکان محافظت از خود، مستقیماً به درآمد، شغل و محل زندگی وابسته است. این تفاوتها شاید در آمارهای روزانه دیده نشوند، اما در پیامدهای سلامت آشکار میشوند.
طبق آماری که معاونت بهداشت وزارت بهداشت از سال ۱۴۰۳ منتشر کرده، حدود ۵۸ هزار و ۹۷۵ مرگ در کشور به مواجهه با PM2.5 منتسب بوده است؛ یعنی بهطور متوسط روزانه ۱۶۱ نفر.
تابلوهای کیفیت هوا فقط غلظت آلایندهها را نشان میدهند، اما نمیگویند چه کسی میتواند در خانه بماند و چه کسی ناچار است تمام روز در خیابان کار کند. نمیگویند چه کسی توان خرید ماسک استاندارد یا دستگاه تصفیه هوا را دارد و چه کسی ناچار است با حداقل امکانات از خود محافظت کند.
فردا صبح، تابلوی کنترل کیفیت هوا عدد دیگری را نشان خواهد داد. شاید دوباره به گروههای حساس توصیه شود کمتر از خانه خارج شوند.
اما رفتگر، راننده تاکسی، پیک موتوری و کارگر ساختمانی به کار خود ادامه خواهند داد، چون انتخاب دیگری ندارند.