ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۸۵۶۴

ابهام در نقشه جنگ آمریکا

ترامپ تا کجا حاضر است برای جنگ با ایران هزینه بدهد؟

ترامپ تا کجا حاضر است برای جنگ با ایران هزینه بدهد؟

دولت دونالد ترامپ با وجود تشدید دوباره حملات علیه ایران، هنوز راهبرد و اهداف نهایی خود را به‌روشنی تبیین نکرده است. هم‌زمان با افزایش تلفات نیروهای آمریکایی، فشار سیاسی بر کاخ سفید برای توجیه ادامه جنگ بیشتر شده و نگرانی‌ها درباره تبدیل این درگیری به جنگی فرسایشی رو به افزایش است. در مقابل، ایران با حفظ توان حملات منطقه‌ای و تکیه بر راهبرد فرسایش اراده سیاسی آمریکا، تلاش دارد هزینه‌های جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد؛ وضعیتی که آینده این تقابل را بیش از گذشته مبهم کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- استفن کالینسون، خبرنگار بخش بین الملل شبکه سی ان ان

به گزارش فرارو به نقل از شبکه سی ان ان، افزایش تلفات نیروهای آمریکایی و تشدید دوباره درگیری‌ها با ایران، بار دیگر این پرسش را در واشنگتن پررنگ کرده است که دونالد ترامپ در نهایت چه هدفی را از این جنگ دنبال می‌کند و برای دستیابی به آن چه راهبردی در پیش گرفته است. دولت آمریکا از آغاز این درگیری، تصویری روشن و منسجم از اهداف و استراتژی خود ارائه نکرده و ازسرگیری حملات گسترده هوایی پس از نهمین شب متوالی بمباران، بر ابهام‌ها درباره مسیر و مقاصد این جنگ افزوده است.

به نظر می‌رسد دونالد ترامپ بار دیگر گزینه بمباران را در دستور کار قرار داده است؛ تصمیمی که می‌تواند ناشی از ناتوانی او در پذیرش پیامدهای شخصی، سیاسی و اقتصادی مهم‌ترین دستاورد ایران در این جنگ یعنی تسلط بر تنگه هرمز باشد. با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا تاکنون برای افکار عمومی این کشور توضیح نداده است که چرا این بار معتقد است حملات هوایی می‌توانند نتیجه‌ای متفاوت از تجربه‌های پیشین رقم بزنند.

هم‌زمان، تشدید حملات آمریکا و گسترش دامنه پاسخ‌های ایران، نگرانی‌ها درباره سرایت دوباره جنگ به سراسر خاورمیانه را افزایش داده است. حمله هفته گذشته به نیروهای آمریکایی در اردن که به کشته شدن دو نظامی و مفقود شدن یک نظامی دیگر انجامید، نمونه‌ای از این روند محسوب می‌شود. اگرچه اردن در مقایسه با پایگاه‌های آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس فاصله بیشتری از ایران دارد، اما هدف قرار گرفتن نیروهای آمریکایی در این کشور نشان می‌دهد جمهوری اسلامی، با وجود هفته‌ها بمباران، همچنان توانایی اجرای حملات مؤثر و فرامنطقه‌ای را حفظ کرده است.

جنگی با پایان نامعلوم

جنگ با ایران هنوز به آن «جنگ بی‌پایان» در خاورمیانه تبدیل نشده است؛ همان سناریویی که دونالد ترامپ بارها وعده داده بود آمریکا هرگز وارد آن نخواهد شد. با این حال، دیگر نیز نمی‌توان این درگیری را جنگی کوتاه‌مدت یا محدود توصیف کرد. دولت ترامپ همچنان از ارائه تصویری روشن از اهداف نهایی این عملیات خودداری کرده است. هنوز مشخص نیست که حملات اخیر صرفاً با هدف از بین بردن توان ایران برای کنترل تنگه هرمز و حمله به کشتی‌های تجاری انجام می‌شود یا اینکه این عملیات، مقدمه‌ای برای ورود به مرحله‌ای گسترده‌تر از جنگ است؛ مرحله‌ای که حتی می‌تواند به استقرار نیروهای زمینی آمریکا نیز منجر شود.

ابهام دیگر به دامنه اهداف حملات آمریکا بازمی‌گردد. هنوز مشخص نیست که آیا دونالد ترامپ آماده است برای افزایش فشار بر اقتصاد و ساختار قدرت ایران، دامنه حملات را به اهداف غیرنظامی نیز گسترش دهد یا همچنان از عبور از این مرز خودداری خواهد کرد. در عین حال، روشن نیست رئیس‌جمهور آمریکا تا چه اندازه آمادگی پذیرش پیامدهای اقتصادی جهانی این جنگ را دارد. پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن حاضر خواهد بود هزینه‌های ناشی از اختلال در تجارت دریایی و محاصره دوباره کشتی‌ها و بنادر را بپذیرد تا از این طریق فشار تعیین‌کننده‌تری بر تهران وارد کند یا خیر.

دونالد ترامپ تنها یک ماه پیش با اعلام امضای توافق اولیه برای پایان دادن به جنگ، مدعی شده بود این اقدام با هدف جلوگیری از وقوع رکود بزرگ دیگری در اقتصاد آمریکا انجام شده است؛ اقدامی که بسیاری از ناظران آن را تلاشی برای کاهش هزینه‌های سیاسی حزب جمهوری‌خواه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ارزیابی کردند. اکنون اما این پرسش‌ها بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته‌اند؛ زیرا جنگ، نزدیک به پنج ماه پس از آنکه ترامپ وعده داده بود ظرف چند روز پایان خواهد یافت، بار دیگر وارد مرحله‌ای پرتنش شده است. در چنین شرایطی، عملیات جدید را می‌توان تلاشی برای جبران ناکامی‌های مرحله نخست جنگ و تغییر موازنه به سود واشنگتن دانست.

پیش از آغاز جنگ، عبور و مرور کشتی‌ها در این آبراه بدون محدودیت انجام می‌شد و اگر دونالد ترامپ نتواند آن وضعیت را دوباره برقرار کند، این جنگ ممکن است در نهایت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شکست‌های راهبردی دولت او ارزیابی شود. با این حال، به نظر می‌رسد گزینه‌های واشنگتن برای دستیابی به این هدف محدود باشد؛ به‌ویژه آنکه بخش‌هایی از ساختار جدید قدرت در ایران نه‌تنها نشانی از عقب‌نشینی یا هراس از ادامه درگیری بروز نداده‌اند، بلکه شواهد حاکی از آن است که با اعتمادبه‌نفس بیشتری برای تداوم جنگ و تحمل هزینه‌های آن آماده شده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هفته گذشته این فرصت را داشت که در یک سخنرانی سراسری، راهبرد تازه دولتش در قبال جنگ با ایران را برای افکار عمومی تشریح کند، اما از این فرصت استفاده نکرد. او تنها اشاره‌ای کوتاه به جنگ داشت و بخش عمده سخنان خود را به طرح ادعاهایی درباره فساد در نظام انتخاباتی آمریکا اختصاص داد؛ ادعاهایی که به گفته منتقدان، اسناد تازه منتشرشده از سوی کاخ سفید نیز نتوانستند آنها را تأیید کنند. این سکوت، نه‌تنها به روشن شدن اهداف واشنگتن کمکی نکرد، بلکه بر ابهام‌های موجود درباره راهبرد آمریکا افزود و پرسش‌های بیشتری را درباره هدف نهایی این جنگ و مسیر پیش روی آن برانگیخت.

جنگ فرسایشی و آزمون اراده سیاسی آمریکا

اگرچه تلفات نیروهای آمریکایی در جنگ با ایران هنوز با خسارت‌های انسانی سنگین جنگ‌های افغانستان و عراق قابل مقایسه نیست، اما افزایش شمار کشته‌ها فشار سیاسی فزاینده‌ای بر کاخ سفید وارد کرده است تا نشان دهد این جنگ ارزش هزینه‌هایی را که آمریکا می‌پردازد، دارد. روز جمعه، در پی حمله ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن، دو نظامی آمریکایی کشته و یک نفر دیگر مفقود شد. یک روز بعد نیز یک سرباز آمریکایی در شمال عراق هنگام عملیات خنثی‌سازی کنترل‌شده مهمات باقی‌مانده از یک پهپاد ایرانی جان خود را از دست داد. با این حوادث، شمار کشته‌های نیروهای آمریکایی از آغاز جنگ با ایران به ۱۷ نفر رسید.

دونالد ترامپ در واکنش به کشته شدن دو نظامی آمریکایی، در گفت‌وگو با روزنامه نیویورک پست این حادثه را «مایه تأسف» توصیف کرد و گفت با خانواده‌های جان‌باختگان تماس خواهد گرفت. او همچنین در مصاحبه با شبکه نیوزنیشن اظهار داشت: «از وقوع چنین اتفاقی متأسفیم.» تشدید حملات هوایی ممکن است در کوتاه‌مدت فشار بر ایران را افزایش دهد، اما اگر آمریکا ناچار شود برای مهار تهران بارها به عملیات نظامی متوسل شود، نه دونالد ترامپ و نه هیچ رئیس‌جمهور دیگری نخواهند توانست با اطمینان مدعی شوند که تهدید ایران به‌طور کامل از میان رفته است.

جیمز استاوریدیس، دریادار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا، در گفت‌وگو با جیک تپر تأکید کرد که هیچ‌یک از گزینه‌های پیش روی دونالد ترامپ، گزینه‌ای ایده‌آل نیست. به گفته او، ایران اگرچه از نظر توانمندی‌های نظامی «برگ‌های برنده زیادی» در اختیار ندارد، اما از همان ظرفیت‌های محدود نیز به شکلی مؤثر بهره گرفته است؛ رویکردی که شباهت‌هایی با شیوه جنگی ویتنام شمالی در جنگ ویتنام و همچنین طالبان در افغانستان دارد. او تاکید کرد که راهبرد تهران بر فرسایش اراده سیاسی آمریکا استوار است؛ به این معنا که واشنگتن به این جمع‌بندی برسد که ادامه جنگ دیگر با هزینه‌های آن همخوانی ندارد و در نهایت خود تصمیم به پایان دادن به حضور نظامی‌اش بگیرد.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات