میدل ایست آی:
امارات در حال عادیسازی «جنگ دائمی» علیه ایران است
محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، از رهبرانی است که خود را در وضعیت جنگ دائمی میبیند.
یک رسانه بریتانیایی در مطلبی با اشاره به رویکرد امارات متحده عربی در منطقه نوشت: محمد بن زاید باید تاریخ را بخواند تا دریابد که قدرت نرم در نهایت بر قدرت سخت غلبه میکند؛ بهویژه در جهان امروز که مشروعیت نقشی اساسی دارد.
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست آی، در ادامه این مطلب آمده است: ۱۰ ماه طول کشید تا ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، پس از حمله به اوکراین، آنچه کشورش درگیر آن بود را «جنگ» بنامد. حتی در آن زمان نیز استفاده از این واژه تنها برای شخص پوتین امکانپذیر بود و دیگران ممکن بود به دلیل «انتشار اطلاعات نادرست» با مجازات زندان مواجه شوند.
ترامپ همچنان جنگ را «چیز مهمی» نمیداند
به نوشته این رسانه، شش ماه پس از دومین حمله خود به ایران، دونالد ترامپ همچنان درباره جنگی که نه خودش و نه ۵۰ هزار نیروی نظامی، ۱۹ ناو جنگی و دو ناو هواپیمابر آمریکایی قادر به رهایی از آن نیستند، در دنیایی خیالی به سر میبرد.
ترامپ هفته گذشته گفته بود: این چیز مهمی نیست. او پیشتر نیز از عباراتی مانند «یک درگیری کوچک»، «یک انحراف کوچک» و «یک سفر کوتاه، چند هفتهای» استفاده کرده بود.
اما خدمه ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» که هفته گذشته پس از ۲۸۶ روز حضور در دریا در نزدیکی تایلند لنگر انداختند، ظاهراً برداشت دیگری داشتند.
بر اساس این گزارش، برخی از خدمه این ناو هنگام حضور در ساحل پاتایا با پریا سریدار، خبرنگار پنتاگون شبکه MS Now، گفتوگو کردند. به گفته سریدار، بسیاری از آنها این مأموریت را بدترین مأموریتی دانستهاند که تاکنون تجربه کردهاند و تنها میخواستند مستقیماً به خانه بازگردند. آنها همچنین ابراز نگرانی کردهاند که مأموریتهای بسیار طولانی و بدون توقف در بنادر، به دلیل این جنگ به امری عادی تبدیل شود.
میدل ایست آی مینویسد اگر تصویری که از بازگشت این ناو تحت اسکورت به سندیگو منتشر شد نمادی داشته باشد، آن نماد چیزی جز بیهودگی جنگی نیست که ترامپ ظاهراً قادر به متوقف کردن آن نیست.
ایران با اعتمادبهنفس بیشتری از جنگ خارج شده است
به نوشته این رسانه، جنگ موجب شده ایران نسبت به توانایی خود برای پاسخ متقابل مطمئنتر شود و بر اساس آخرین گزارشهای اطلاعاتی آمریکا، تهران مصمم است آمریکا را ناکام بگذارد.
مقامهای آمریکایی که نیویورکتایمز از آنها نقل قول کرده نیز گفتهاند ایران از این جنگ با درک بسیار بهتری از نقاط قوت نظامی خود خارج شده و اعتماد بیشتری نسبت به توانمندیهایش پیدا کرده است.
جنگی بیهوده
در حالی که ترامپ فشار و فرسایشی را که جنگ بر پنتاگون وارد میکند کماهمیت جلوه میداد، سخنگوی ارتش ایران، سرتیپ محمد اکرمینیا، گفت ایران بهزودی از وضعیت دفاعی و واکنشی به وضعیت تهاجمی و پیشدستانه تغییر موضع خواهد داد.
اکرمینیا در اظهاراتی که از شبکه صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش شد، گفت ایران در هر جایی که تهدیدی احساس کند، «عملیات پیشدستانه» انجام خواهد داد. او افزود: دکترین نظامی ما به سمت دفاع پیشدستانه و عملیات بازدارنده تغییر کرده است.
امارات؛ بازیگری دیگر در وضعیت جنگ دائمی
این رسانه در ادامه تأکید میکند که آمریکا و اسرائیل تنها بازیگرانی نیستند که تلاش میکنند وضعیت جنگ دائمی را عادیسازی کنند.
به نوشته این رسانه، شکستهای پیدرپی نظامی ائتلاف غرب نهتنها هشداری برای سایر کشورهای جهان نبوده، بلکه این مداخلات به الگویی تبدیل شدهاند که دولتهای کوچک و در حال ظهور با اشتیاق از آن تقلید میکنند.
در این میان، محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، یکی دیگر از رهبرانی معرفی شده که خود را در وضعیت جنگ دائمی میبیند.
«اسب تروای اسرائیل» در منطقه
ابوظبی هنوز ناو هواپیمابر ندارد، اما به پول، مزدوران و ناوگان هواپیماها متکی است تا بهطور پنهانی سلاح منتقل کند و امپراتوری دریایی خود را که اکنون تا اعماق آفریقا امتداد یافته، تحت کنترل داشته باشد.
در این گزارش، محمد بن زاید «استاد فنون پنهان براندازی و مداخله» توصیف شده و آمده است که امارات بدون حضور گسترده نظامی متعارف فعالیت میکند.
یک تحلیلگر در این زمینه نوشته است این رویکرد عمدتاً بر سه سازوکار متکی است: پشتیبانی لجستیکی هوایی، تأمین تجهیزات نظامی برای گروههای متحد و استفاده از بازیگران غیردولتی بهعنوان امتداد سیاست خارجی.
بندر بوساسو؛ از تجارت تا انتقال محمولههای نظامی
در ادامه گزارش آمده است بندر بوساسو در پونتلند سومالی رسماً برای استفاده تجاری به شرکت اماراتی DP World اجاره داده شده، اما در واقع بهعنوان نقطهای برای آغاز عملیات نظامی و انتقال محمولهها به لیبی و سودان مورد استفاده قرار میگیرد؛ محمولههایی که به تداوم درگیریها در این کشورها کمک میکنند.
قابلیت انکارپذیری؛ ابزار ابوظبی
این رسانه مینویسد قابلیت انکارپذیری برای ابوظبی کلیدی است؛ زیرا به این کشور اجازه میدهد در حالی که عملیاتش مستقیماً برخلاف منافع غرب است، همچنان متحد سرسخت غرب باقی بماند.
در ظاهر، ابوظبی خود را عالیترین شکل موجودیت عربی معرفی میکند؛ کشوری با ثروتی افسانهای که میتواند غیرممکنها را ممکن کند و نامش بر بهترین باشگاههای فوتبال و ورزشگاههای جهان دیده میشود.
اما این رسانه در توصیفی انتقادی مینویسد امارات در عمل به «پل قاچاقچیان اسلحه، پولشویان، قاچاقچیان طلا، دورزنندگان تحریمها، مزدوران و جاسوسان» تبدیل شده است؛ با این تفاوت که همه این فعالیتها «زیر میز» انجام میشود.
از «سال تساهل» تا مداخلات منطقهای
در ادامه این گزارش آمده است که امارات حتی در کابینه خود پستی با عنوان «وزیر تساهل» دارد و در سندی که هفت سال پیش و همزمان با اعلام سال ۲۰۱۹ بهعنوان «سال تساهل» منتشر شد، این کشور «پل ارتباطی میان مردم جهان و فرهنگهای گوناگون» معرفی شده بود.
با این حال، این رسانه خبری تأکید میکند که پشت این تصویر، فعالیتهای دیگری در جریان است.
به نوشته این رسانه، از زمانی که بهار عربی دو دیکتاتور را در تونس و مصر سرنگون کرد، محمد بن زاید یک کودتای نظامی در مصر و جنگهای داخلی در لیبی، یمن و سودان را سازماندهی و تأمین مالی کرده است.
رابطه بن زاید با بن سلمان و نتانیاهو
این رسانه خبری همچنین مدعی شده است بن زاید، محمد بن سلمان، شاهزاده وقتاً ناشناخته سعودی، را به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و سپس به خانواده ترامپ معرفی کرد؛ اقدامی که به نوشته این رسانه زمینه را برای تبدیل شدن بن سلمان به ولیعهد و حاکم بالفعل عربستان سعودی فراهم کرد.
این گزارش میافزاید بن زاید بارها رهبران غربی را درباره خطرات ادعایی «اسلام سیاسی» و بهطور خاص اخوانالمسلمین هشدار داده است.
نزدیکی امارات به راست افراطی اروپا
در ادامه این گزارش آمده است که محور امارات – اسرائیل آشکارا در حال همسو شدن با راست افراطی اروپا است و از اسلامهراسی بهعنوان یک ابزار سیاسی استفاده میکند.
این منبع خبری به اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو نیز اشاره کرده که بریتانیا را «جمهوری اسلامی بریتانیا» نامیده بود.
پس از آن، به نوشته این رسانه، چندین چهره تأثیرگذار اماراتی با روزنامهنگاران و اندیشکدههای بریتانیایی گفتوگو کردند و درباره تهدید ادعایی اخوانالمسلمین و آنچه «توطئهای اسلامی» برای تصرف بریتانیا و غرب خوانده شد، هشدار دادند.
نزدیکی به نایجل فاراژ، رهبر حزب ریفورم بریتانیا
در این گزارش همچنین به ارتباط افراد نزدیک به بن زاید با چهرههای راست افراطی مانند نایجل فاراژ، رهبر حزب ریفورم بریتانیا، اشاره شده است.
بر اساس این گزارش، فاراژ در ژانویه گذشته و در یک مهمانی خصوصی در هتل ریتز-کارلتون دبی که از سوی شبکه GB News برگزار شده بود، از توسعه و ثروت امارات تمجید کرد.
او در این مراسم گفته بود: به این نخلها نگاه کنید. میخواهم کلاکتون این شکلی شود.
به گفته منابع مورد استناد این رسانه، فاراژ همچنین از امارات بهدلیل ممنوع کردن اخوانالمسلمین تمجید کرده و گفته بود دولت ریفورم نیز چنین اقدامی انجام خواهد داد.
منافع اقتصادی گسترده میان لندن و ابوظبی
علاقه بریتانیا به امارات، تنها به مسائل سیاسی محدود نمیشود.
امارات بزرگترین شریک تجاری بریتانیا در خاورمیانه است و حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سال ۲۰۲۲ به ۲۱.۶ میلیارد پوند، معادل ۲۹ میلیارد دلار، رسیده است. بیش از پنج هزار شرکت بریتانیایی نیز در امارات فعالیت میکنند.
این رسانه همچنین مینویسد امارات در آمریکا از جایگاه ممتازی برخوردار است و وزارت بازرگانی آمریکا در ژوئیه امسال جایگاه این کشور را در چارچوب مقررات صادراتی ارتقا داده و محدودیتها برای صادرات تجهیزاتی از جمله تجهیزات نظامی، ماهوارههای تجاری و فضاپیماها را کاهش داده است.
امارات و اتهام حمایت از طرفهای درگیر در جنگ سودان
این منبع خبری در بخش دیگری از گزارش خود، امارات را به ایفای نقشی در جنگ سودان متهم کرده است.
این رسانه مینویسد در حالی که جنگ داخلی سودان تاکنون ۵۹ هزار نفر را کشته و ۱۴ میلیون نفر را آواره کرده، شواهد متعددی درباره جنایات جنگی نیروهای پشتیبانی سریع در دارفور، الفاشر و مناطق دیگر وجود دارد.
بر اساس این گزارش، نزهت شیمیم خان، معاون دادستان دیوان کیفری بینالمللی، از «پیشرفت قابلتوجه» در تحقیقات این نهاد خبر داده است.
این منبع خبری مدعی شده است امارات از مسیرهای تأمین در چاد و لیبی، نیروهای پشتیبانی سریع را مسلح و تأمین مالی کرده و مزدورانی از کلمبیا به خدمت گرفته است. همچنین شرکتهای اماراتی طلای غارتشده از خزانههای سودان را به دبی منتقل کردهاند.
در ادامه به نقل از مدیر بخش حمایت و پیگیری سازمان Dawn آمده است: «این یک شکست موردی در بررسیهای لازم نیست. این یک سیاست عمدی، مستمر و بهخوبی مستندشده از سوی امارات برای مسلح کردن نیرویی است که بهطور معتبر به نسلکشی متهم شده است.»
نقش امارات در جنگ لیبی
این گزارش در ادامه به لیبی نیز پرداخته و نوشته است جریان مستمری از پروازهای باری نظامی از ابوظبی یا پایگاه هوایی الظفره به بنغازی یا طبرق انجام میشود و شرکتهای پوششی آنها را عملیاتی میکنند.
به نوشته این رسانه، این روند به خلیفه حفتر، فرمانده نیروهای مسلح عرب لیبی و حاکم نظامی بالفعل شرق این کشور، اجازه داده است عملیات خود را برخلاف تحریم تسلیحاتی سازمان ملل ادامه دهد.
قدرت نرم در برابر قدرت سخت
در بخش پایانی گزارش، این رسانه استدلال میکند که عملیات امارات در بلندمدت شکست خواهند خورد.
به نوشته این رسانه، تونس در آستانه فروپاشی مالی قرار دارد، مصر بیش از هر زمان دیگری ضعیف شده و حفتر و پسرش اکنون در حال بررسی روابط با ترکیه هستند؛ کشوری که مداخله نظامیاش مانع از تصرف طرابلس توسط نیروهای حفتر شد.
همچنین عملیات امارات در یمن به شکافی تعیینکننده و پایدار با عربستان سعودی منجر شده و عربستان سرانجام برای مقابله با عملیات مخفیانه ابوظبی در یمن، سودان و شاخ آفریقا فعالتر شده است.
این رسانه مینویسد واکنش بن زاید به این شکستها، محکمتر ایستادن و عقبنشینی نکردن بوده است؛ اما به باور نویسنده، او اکنون آنقدر دشمن برای خود ایجاد کرده که ادامه این سیاست عاقلانه نیست.
اسپارت کوچک در برابر آتن
در پایان این گزارش آمده است که محمد بن زاید باید تاریخ را بخواند. ابوظبی تصویری از خود بهعنوان «اسپارت کوچک» ساخته است؛ یک دولتشهر که میتواند بسیار فراتر از وزن واقعی خود ضربه بزند.
این رسانه با اشاره به جنگهای پلوپونزی میان اسپارت و آتن مینویسد اسپارت و متحدانش سرانجام پیروز شدند و حکومتهای الیگارشی را در سراسر یونان بر سر کار آوردند؛ درست همانگونه که ابوظبی اکنون تلاش میکند در شمال آفریقا انجام دهد.
اما نویسنده میپرسد امروز چه کسی به اسپارت سفر میکند و چه کسی آن را به یاد میآورد؟ در مقابل، این آتن شکستخورده بود که امپراتوری روم در برابرش ادای احترام کرد؛ شهری که دوران طلایی یونان کلاسیک را در هنر، تئاتر، فلسفه، معماری و دموکراسی رقم زد.
این منبع خبری در جمعبندی تأکید میکند که قدرت نرم در بلندمدت بر قدرت سخت پیروز خواهد شد؛ بهویژه در دنیای امروز که مشروعیت اهمیت اساسی دارد. به باور نویسنده، همین مسئله یکی از دلایلی است که آمریکا و متحدانش از زمان کوزوو در جنگهای مختلف شکست خوردهاند و به همین دلیل ابوظبی نیز روی «اسب اشتباه» شرطبندی کرده است.