«چتر ایرانی» گستردهتر میشود؛ نسل تازه پدافند در راه است
آینده پدافند ایران احتمالاً بیش از آنکه به یک «سلاح تعیینکننده» وابسته باشد، به عملکرد یک شبکه متکی خواهد بود؛ شبکهای متشکل از رادارها، سامانههای موشکی، تجهیزات شناسایی، فرماندهی و کنترل و واحدهای متحرک که باید بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند.
ایران در حال ورود به مرحله تازهای از توسعه تجهیزات پدافند هوایی است؛ مرحلهای که در آن تجربه درگیریهای اخیر، تغییر ماهیت تهدیدها و نیاز به مقابله با حملات پیچیدهتر، مسیر طراحی و ساخت سامانههای جدید را شکل داده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، پروژههایی در حوزه پدافند هوایی در حال طی کردن مراحل طراحی و ساخت هستند و برخی از آنها پس از آزمایش و ارزیابی میدانی، در صورت رسیدن به سطح مطلوب، وارد چرخه تولید خواهند شد.
اهمیت این روند در آن است که پدافند هوایی ایران دیگر صرفاً بر پایه یک یا چند سامانه شناختهشده تعریف نمیشود، بلکه مجموعهای از تجهیزات با مأموریتهای مختلف در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. رادارهای دوربرد و میانبرد، سامانههای موشکی در بردهای مختلف، تجهیزات کشف و شناسایی، سامانههای فرماندهی و کنترل و واحدهای متحرک، اجزای مختلف این شبکه را تشکیل میدهند و هدف نهایی، ایجاد ساختاری است که بتواند با تهدیدهای متفاوت در ارتفاعها و فاصلههای گوناگون مقابله کند.
در سالهای گذشته نمونههایی مانند باور ۳۷۳، سوم خرداد، پانزده خرداد و خانواده موشکهای صیاد نشان دادند که ایران در حال حرکت به سمت تنوع بیشتر در تجهیزات دفاع هوایی است. این روند اکنون وارد مرحلهای شده که در آن تجربه عملیاتی نقش پررنگتری پیدا کرده است. به بیان ساده، تجهیزات جدید قرار نیست فقط بر اساس مشخصات طراحیشده روی کاغذ ساخته شوند، بلکه عملکرد آنها در شرایط واقعی و نقاط ضعف و قوت مشاهدهشده در میدان نیز میتواند در تکمیل نسلهای بعدی مؤثر باشد.
یکی از مهمترین تغییرات در جنگهای امروزی، افزایش تنوع تهدیدهاست. یک شبکه پدافندی دیگر تنها با هواپیماهای سرنشیندار روبهرو نیست و همزمان باید برای مقابله با پهپادهای کوچک، موشکهای کروز، اهداف کمارتفاع، هواگردهای پیشرفته و حملات الکترونیکی آماده باشد. همین مسئله باعث شده ساختارهای دفاع هوایی به سمت چندلایهشدن حرکت کنند؛ به این معنا که هر سامانه برای یک مأموریت مشخص به کار گرفته شود و مجموعه این لایهها در کنار یکدیگر، احتمال عبور تهدید از شبکه دفاعی را کاهش دهند. در چنین ساختاری، تحرک نیز اهمیت زیادی دارد. سامانهای که بتواند در مدت کوتاهی موقعیت خود را تغییر دهد، برای دشمن هدف سادهای نخواهد بود.
پراکندهکردن تجهیزات و تغییر محل استقرار میتواند امکان شناسایی و هدفگیری آنها را دشوارتر کند و به شبکه دفاعی اجازه دهد حتی پس از حمله به برخی مواضع، بخشی از ظرفیت خود را حفظ کند. عامل دیگری که در آینده پدافند اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد، مقابله با جنگ الکترونیک است. در یک نبرد پیشرفته، مهاجم تلاش میکند پیش از استفاده از سلاحهای اصلی، شبکه راداری و ارتباطی طرف مقابل را مختل کند. بنابراین سامانههای آینده باید بتوانند در محیطی فعالیت کنند که ارتباطات، اطلاعات راداری و سیستمهای کشف دائماً با اختلال مواجه هستند. افزایش مقاومت در برابر این نوع حملات میتواند به اندازه افزایش برد موشکها اهمیت داشته باشد.
در این میان، ناشناختهبودن قابلیتهای برخی سامانههای جدید نیز یک مزیت بالقوه محسوب میشود. دشمن زمانی که اطلاعات دقیقی درباره برد واقعی، نحوه کشف اهداف، شیوه درگیری و واکنش یک سامانه نداشته باشد، مجبور است برای مقابله با آن با احتیاط بیشتری برنامهریزی کند. البته این مزیت زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که تجهیزات جدید در عمل نیز بتوانند عملکرد قابل اتکایی داشته باشند و صرف معرفی یک سامانه جدید به معنای برتری آن در میدان نبرد نیست. تجربه درگیریهای اخیر نشان داده است که پدافند هوایی با یکی از پیچیدهترین محیطهای عملیاتی ممکن روبهرو است.
مهاجم میتواند از ترکیبی از هواپیما، پهپاد، موشک، اطلاعات ماهوارهای، جنگ الکترونیک و عملیات فریب استفاده کند و در مقابل، مدافع باید بتواند در مدت بسیار کوتاهی تهدیدهای واقعی را از اهداف کماهمیت تشخیص دهد. این شرایط، اهمیت سرعت تصمیمگیری و هماهنگی میان اجزای مختلف شبکه را افزایش میدهد. از همین رو، یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی آینده پدافند ایران، میزان هماهنگی میان تجهیزات مختلف خواهد بود. یک رادار قدرتمند زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که اطلاعات آن بتواند بهسرعت در اختیار سامانه مناسب قرار گیرد و تصمیمگیری بدون ایجاد تأخیر انجام شود.
به همین ترتیب، یک موشک رهگیر پیشرفته نیز زمانی بیشترین کارایی را خواهد داشت که هدف بهموقع کشف و مسیر آن با دقت کافی محاسبه شده باشد. موضوع مهم دیگر، توان ادامه جنگ و جایگزینی تجهیزات است. در یک درگیری طولانی، هیچ شبکهای بدون آسیب باقی نمیماند و مصرف موشکهای رهگیر نیز میتواند افزایش پیدا کند. بنابراین توان تعمیر، بازسازی و تولید مجدد تجهیزات میتواند به اندازه توان اولیه آنها اهمیت داشته باشد. کشوری که بتواند پس از هر مرحله از درگیری، تجهیزات آسیبدیده را جایگزین و نسخههای جدیدتر را وارد چرخه کند، در یک جنگ فرسایشی از ظرفیت بیشتری برای ادامه مقاومت برخوردار خواهد بود.
این مسئله برای ایران اهمیت ویژهای دارد، زیرا محدودیتهای خارجی دسترسی این کشور به بسیاری از تجهیزات پیشرفته نظامی را دشوار کرده است. در نتیجه، ایجاد ظرفیت داخلی برای ادامه تولید و توسعه تجهیزات باعث شده فشار خارجی لزوماً به معنای توقف کامل روند نوسازی نباشد. حتی اگر یک سامانه در میدان عملکرد مطلوبی نداشته باشد، تجربه حاصل از آن میتواند برای طراحی نسل بعدی مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر، افزایش تعداد سامانهها بهتنهایی به معنای افزایش متناسب قدرت دفاعی نیست.
کیفیت رادارها، تعداد موشکهای آماده شلیک، میزان آمادگی خدمه، توان مقابله با جنگ الکترونیک، شبکه فرماندهی، تحرک واحدها و توانایی ادامه فعالیت پس از حملات اولیه، همگی در نتیجه نهایی تأثیر دارند. به همین دلیل نمیتوان بر اساس اطلاعات موجود گفت قدرت پدافندی ایران دقیقاً چند درصد افزایش یافته است. با این حال، میتوان گفت ساختار دفاع هوایی ایران نسبت به گذشته متنوعتر شده و تجربه عملیاتی نیز بیش از گذشته در فرآیند توسعه تجهیزات مورد توجه قرار گرفته است. معرفی سامانههای جدید، افزایش تنوع راداری و موشکی و توجه به تحرک و شبکهسازی نشان میدهد هدف، ایجاد یک دفاع هوایی چندلایه و انعطافپذیرتر است.
در چنین شرایطی، مزیت اصلی برای آینده کشور میتواند افزایش «تابآوری دفاعی» باشد؛ یعنی حتی اگر بخشی از شبکه مورد حمله قرار گیرد، تمام ظرفیت دفاعی از بین نرود و بخشهای دیگر بتوانند به فعالیت ادامه دهند. این رویکرد، هزینه عملیات هوایی دشمن را افزایش میدهد و برنامهریزی برای یک حمله گسترده را پیچیدهتر میکند. از طرف دیگر، توسعه چنین سامانههایی میتواند اثرات صنعتی گستردهتری نیز داشته باشد. تولید تجهیزات پیشرفته دفاعی به فناوریهایی در حوزه الکترونیک، مخابرات، رادار، پردازش داده، موتور، مواد پیشرفته و نرمافزار نیاز دارد و بخشی از این فناوریها قابلیت استفاده در صنایع غیرنظامی را نیز دارند. بنابراین ادامه سرمایهگذاری در این حوزه میتواند به رشد بخشی از ظرفیتهای فناورانه کشور منجر شود.
با وجود همه این موارد، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد؛ هیچ پدافند هوایی در جهان نمیتواند تضمین کند که هیچ تهدیدی از شبکه آن عبور نخواهد کرد. قدرت واقعی زمانی مشخص میشود که یک سامانه بتواند در برابر حملات ترکیبی، اهداف کمارتفاع، حملات اشباعشده و جنگ الکترونیک همچنان کارایی خود را حفظ کند. بنابراین ارزیابی دقیق توان جدید ایران نیازمند اطلاعات بیشتری درباره عملکرد عملیاتی این تجهیزات و مقایسه آن با توان واقعی طرف مقابل است. آنچه در حال حاضر اهمیت دارد این است که ایران تلاش میکند تجربه میدان نبرد را به نسل بعدی تجهیزات منتقل کند.
سامانههایی که امروز در حال طراحی و آزمایش هستند، میتوانند در سالهای آینده بخشی از شبکه دفاعی کشور را تشکیل دهند و در صورت رسیدن به تولید گسترده، تعداد و تنوع تجهیزات موجود را افزایش دهند. در نهایت، آینده پدافند ایران احتمالاً بیش از آنکه به یک «سلاح تعیینکننده» وابسته باشد، به عملکرد یک شبکه متکی خواهد بود؛ شبکهای متشکل از رادارها، سامانههای موشکی، تجهیزات شناسایی، فرماندهی و کنترل و واحدهای متحرک که باید بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند. اگر این روند ادامه پیدا کند، نتیجه آن میتواند افزایش تابآوری دفاعی، کاهش آسیبپذیری در برابر حملات اولیه و بالا رفتن هزینه هرگونه عملیات هوایی علیه ایران باشد؛ مزیتی که در یک محیط امنیتی پرتنش، برای آینده کشور اهمیت قابل توجهی خواهد داشت.