صباح زنگنه در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:
واشنگتن در حال عبور از سایه تلآویو؛ آیا توافق ایران و آمریکا معادلات منطقه را تغییر میدهد؟
امضای یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن، فراتر از یک توافق موقت، نشانهای از پایان دورانِ اولویت بیچونوچرای اسرائیل در تصمیمگیریهای کاخ سفید است. یک کارشناس مسائل خاورمیانه در بررسی میکند که چگونه هزینههای سنگین سیاستهای تلآویو، سرانجام آمریکا را وادار کرد تا با پذیرش واقعیتهای میدانی منطقه، به جای تکیه بر گزینههای نظامی، مسیر دیپلماسی و کاهش تنش را انتخاب کند.
فرارو- پس از ماهها درگیری و تنش نظامی در خاورمیانه، امضای یک یادداشت تفاهم جدید میان ایران و آمریکا، منطقه را وارد فصل تازهای کرده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند این توافق، فقط یک راهحل موقت یا فنی نیست؛ بلکه نشان میدهد که آمریکا اولویتهای خود را در منطقه تغییر داده است.
به گزارش فرارو، این تغییر نگاه میتواند روی مسائل بسیار مهمی مثل آینده لبنان، غزه، امنیت خلیج فارس و حتی جایگاه اسرائیل در برنامههای کلان آمریکا تأثیر مستقیم بگذارد. در سالهای گذشته اسرائیل همیشه تلاش میکرد تا جلوی هرگونه ارتباط و نزدیکی بین تهران و واشنگتن را بگیرد. اما حالا به نظر میرسد کاخ سفید تصمیم گرفته بیشتر به فکر منافع خودش باشد تا خواستههای تلآویو. این رویکرد جدید میتواند نفوذ و قدرت اسرائیل را در تصمیمگیریهای آمریکا بهشدت کاهش دهد.
برای بررسی دقیقتر این موضوع مهم، فرارو با «صباح زنگنه» گفتوگو کرده است. او دیپلمات و نماینده پیشین ایران در سازمان کنفرانس اسلامی، مشاور پیشین امور بینالملل رئیس قوه قضائیه، نماینده ادوار مجلس و کارشناس مسائل خاورمیانه است.
سیاستی که برای واشنگتن هزینه داشت
صباح زنگنه درباره تحولات اخیر منطقه به فرارو گفت: «طبیعی است که آمریکا در مذاکرات به دنبال تأمین منافع خود باشد، اما واقعیت این است که طی حدود سه سال اخیر، منافع اسرائیل در بسیاری از موارد بر منافع مستقیم آمریکا اولویت پیدا کرده بود.»
او در ادامه افزود: «در تصمیمگیریهای مهم منطقهای، تلاش میشد مطالبات اسرائیل به شکلی تأمین شود که کمترین فشار سیاسی، امنیتی یا اقتصادی متوجه این رژیم باشد.»
زنگنه توضیح داد: «در این مدت بارها مشاهده کردیم که بنیامین نتانیاهو در حساسترین مقاطع مذاکرات به آمریکا سفر میکرد یا از طریق اعزام مقامهای سیاسی و امنیتی و تماسهای مستقیم تلاش میکرد بر روند تصمیمگیری واشنگتن اثر بگذارد. این سطح از مداخله نشان میداد که اسرائیل تا چه اندازه در فرآیندهای سیاسی آمریکا نقشآفرینی میکند.»
این کارشناس معتقد است که دخالتهای مداوم اسرائیل، کمکم برای خود آمریکا دردسرساز و پرهزینه شد. او در این باره گفت: «اتفاقاتی که در ماههای اخیر رخ داد، به مقامات آمریکایی نشان داد که پیگیری بیچون وچرای مطالبات اسرائیل لزوماً به سود واشنگتن نیست. هر اقدام اسرائیل با واکنش متقابل روبهرو شد و دامنه این واکنشها در برخی موارد به منافع و پایگاههای آمریکا در منطقه نیز سرایت کرد.»
پاسخهایی که واشنگتن را به بازنگری وادار کرد
این دیپلمات پیشین با اشاره به تحولات ماههای اخیر گفت: «هر بار که سطح تنشها افزایش پیدا کرد، آمریکا ناچار شد بخشی از هزینههای امنیتی و سیاسی آن را پرداخت کند. این وضعیت به تدریج این پیام را به واشنگتن منتقل کرد که باید میان منافع ملی خود و خواستههای اسرائیل تمایز قائل شود.»
زنگنه افزود: «زمانی که پایگاهها و نیروهای آمریکایی در منطقه در معرض تهدید قرار میگیرند و امنیت مسیرهای انرژی با چالش مواجه میشود، طبیعی است که آمریکا به دنبال کاهش تنش و مدیریت بحران باشد. به همین دلیل شاهد تغییراتی در محاسبات واشنگتن هستیم.»
وی تصریح کرد: «امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. واشنگتن به این نتیجه رسیده که استمرار بحرانهای منطقهای نه تنها دستاوردی برای آمریکا ندارد، بلکه هزینههای آن به مراتب بیشتر از منافع احتمالی است.»
این کارشناس مسائل خاورمیانه درباره موضع اسرائیل نسبت به روند جدید مذاکرات گفت: «اسرائیل به خوبی میداند که هرگونه توافق یا تفاهم میان ایران و آمریکا میتواند بخشی از ابزارهای فشار تلآویو را تضعیف کند. به همین دلیل طبیعی است که نسبت به موفقیت مذاکرات نگرانی داشته باشد.»
او در ادامه تأکید کرد: «ایران به شکل روشن اعلام کرده است که توقف جنگ و کاهش تنش در جبهههای مختلف منطقهای، شرط مهمی برای شکلگیری مذاکرات پایدار است. این موضع نسبت به گذشته با شفافیت بیشتری مطرح شده و نشان میدهد تهران میان تحولات میدانی و فرآیندهای دیپلماتیک ارتباط مستقیمی قائل است.»
زنگنه درباره هدف اصلی اسرائیل گفت: «اسرائیل تلاش میکند فضای منطقه همچنان در وضعیت بحرانی باقی بماند، زیرا در شرایط تنش، امکان تأثیرگذاری بیشتری بر سیاستهای آمریکا دارد. اما اگر مسیر تفاهم و گفتگو تقویت شود، شرایط برای تلآویو متفاوت خواهد شد.»
واقعیتی که آمریکا دیگر نمیتواند نادیده بگیرد
این دیپلمات پیشین درباره تحولات کشور لبنان توضیح داد: «حزبالله لبنان سالیان طولانی حاضر به ورود به برخی قالبهای مورد نظر آمریکا نبود، اما تحولات اخیر نشان داد که واشنگتن ناچار است واقعیتهای موجود در لبنان و منطقه را بپذیرد.»
وی افزود: «آمریکا به این جمعبندی رسیده که حذف یا نادیده گرفتن بازیگران اصلی منطقه امکانپذیر نیست. هر راهحل پایداری باید بر اساس واقعیتهای میدانی شکل بگیرد و نه بر مبنای تصوراتی که در اتاقهای فکر طراحی میشود.»
زنگنه تاکید کرد: «همین مسئله باعث شده نگاه آمریکا به بسیاری از پروندههای منطقهای نسبت به گذشته واقعگرایانهتر شود.»
این دیپلمات پیشین با اشاره به شرایط آشفته داخلی در اسرائیل گفت: «مناطق شمالی اسرائیل طی ماههای اخیر با مشکلات گسترده امنیتی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو بودهاند. تخلیه برخی مناطق مرزی، نگرانیهای امنیتی و فشارهای اقتصادی ناشی از تداوم درگیریها، هزینههای قابل توجهی را به دولت نتانیاهو تحمیل کرده است.»
او در ادامه بیان کرد: «در کنار فشارهای خارجی، دولت اسرائیل با انتقادات داخلی نیز مواجه است. هرچه بحران طولانیتر شود، فشار افکار عمومی و اختلافات سیاسی نیز افزایش خواهد یافت.»
تجربهای که میگوید راهحل نظامی پاسخگو نیست
زنگنه در ادامه با یادآوری تجربههای تاریخی در لبنان گفت: «اگر به گذشته نگاه کنیم، اسرائیل در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹) ناچار شد از جنوب لبنان خارج شود. در جنگ ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) نیز با وجود برتری نظامی، نتوانست به اهداف اعلامی خود دست یابد و در نهایت شرایط به سمت نوعی بازدارندگی متقابل حرکت کرد.»
وی افزود: «از سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) تا سالهای اخیر، با وجود تنشهای پراکنده، نوعی آرامش نسبی در مرزهای لبنان و اسرائیل برقرار بود. این تجربه نشان میدهد که راهحلهای سیاسی و تفاهمهای امنیتی در بلندمدت اثربخشی بیشتری نسبت به گزینههای صرفاً نظامی دارند.»
این کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در جمعبندی صحبتهایش گفت: «به نظر میرسد خاورمیانه در حال ورود به مرحلهای تازه است. آمریکا بیش از گذشته به دنبال تأمین منافع مستقیم خود است، اسرائیل با چالشهای بیسابقه داخلی و منطقهای مواجه شده و بازیگران منطقهای نیز دیگر حاضر نیستند معادلات گذشته را بدون تغییر بپذیرند.»
او در پایان خاطرنشان کرد: «اگر روند تفاهم و کاهش تنش ادامه پیدا کند، امکان شکلگیری یک دوره نسبتاً طولانی از ثبات وجود خواهد داشت. تجربه سالهای گذشته نشان داده که امنیت پایدار نه از مسیر جنگ، بلکه از مسیر گفتگو، تفاهم و درک واقعیتهای منطقه حاصل میشود.»