ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۱۲۷۲

بحران خاموشی‌ها و سرمایه‌هایی که ذوب می‌شوند؛ از اصناف تهران تا مرغداری‌های خوزستان

بحران خاموشی‌ها و سرمایه‌هایی که ذوب می‌شوند؛ از اصناف تهران تا مرغداری‌های خوزستان

وقتی برق بدون اطلاع قبلی قطع می‌شود، خسارت آن به چند ساعت توقف فعالیت محدود نمی‌ماند. برای برخی، نتیجه آن نابودی مواد اولیه، تلف شدن دام و طیور، فساد کالاها و از بین رفتن سرمایه‌ای است که شاید سال‌ها برای به دست آوردنش تلاش کرده‌اند.

فرارو- از اوایل تیرماه، موج جدید خاموشی‌ها در مناطق مختلف کشور آغاز شد. همزمان با این بی‌برقی‌های گسترده، روایت‌های تلخی به گوش رسید که نشان می‌داد معنای این قطعی‌ها صرفاً چند ساعت تاریکی و تحمل گرما نبوده است؛ بلکه به معنای از دست رفتن تمام سرمایه و امید کسب‌وکارهای کوچک و بزرگی بود که در میانه رکود بی‌سابقه اقتصادی، با زحمت و خون‌دل فراوان شکل گرفته بودند.

به گزارش فرارو، اگرچه نهادهای متولی بارها اعلام کرده‌اند که خاموشی‌ها با اطلاع قبلی و بر اساس جدول زمان‌بندی اعمال می‌شود، اما تعدد روایت‌های مستند مردمی، در بعضی موارد برهان خلف این ادعاست.

بحران قطعی برق در حاشیه پایتخت گاهی شکل آزاردهنده‌ به خود می‌گیرند. در برخی مناطق شهرستان ری، شهروندان و کسبه می‌گویند خاموشی‌ها غالباً بدون هیچ‌گونه اطلاع‌رسانی قبلی و کاملاً خارج از برنامه‌های اعلام‌شده رخ می‌دهد. قطعی‌های مکرر برق که عمدتاً در ساعات ۱۲ تا ۱۴ و دقیقاً در اوج گرمای روز اتفاق می‌افتد، ریتم زندگی روزمره و روند تولید را به شدت مختل کرده است. آن‌ها به صراحت خواستار شفاف‌سازی وزارت نیرو درباره نحوه اعمال این خاموشی‌ها و توزیع عادلانه محدودیت‌های شبکه برق کشور هستند.

این بی‌نظمی مختص حاشیه شهر نبوده است. در اواخر تیرماه، گزارش‌های متعددی از سوی کاربران فضای مجازی و اصناف مبنی بر قطعی‌های طولانی‌مدت و چهارساعته برق در محدوده‌های مرکزی تهران مانند خیابان‌های ولیعصر، مطهری و قائم‌مقام فراهانی منتشر شد. 

در همین بازه زمانی، هجوم تماس‌های شهروندان کلافه با سامانه اتفاقات برق (۱۲۱) به حدی بود که زیرساخت‌های پاسخگویی دچار اختلال شد و زمان انتظار برای ارتباط با اپراتورها در برخی مناطق به بیش از نیم ساعت افزایش یافت.

در این میان، رئیس شورای شهر تهران در واکنش به پرسش خبرنگاران درباره دلیل خاموشی‌های بدون اطلاع قبلی پاسخی داد: «اگر می‌دانستید دو روز پیش چه تعداد تاسیسات برقی را زدند، دیگر این سؤال را نمی‌کردید.» اما برای تولیدکننده یا مغازه‌داری که در جریان یک خاموشی ناگهانی، میلیون‌ها و گاه میلیاردها تومان از سرمایه در گردش خود را از دست داده است، این دست پاسخ‌های مبهم پایان ماجرا نیست.

پرسش افکار عمومی این است که اگر شفافیت بیشتری وجود داشت و واقعیت ناترازی انرژی با مردم در میان گذاشته می‌شد، آیا احساس همدردی و همراهی بیشتری میان جامعه و دولت شکل نمی‌گرفت؟

آنچه در ادامه این گزارش می‌آید، تنها برشی کوچک از همین روایت‌های میدانی است؛ درد دل صریح مغازه‌داران، مرغداران، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و صاحبان کسب‌وکارهایی که می‌گویند خاموشی برای آن‌ها فراتر از چند ساعت متوقف شدن کار بوده و مستقیماً به قیمت از دست رفتن سرمایه و فروپاشی معیشتشان تمام شده است.

۱۸۰ کیلو بستنی که آب شد

در ۲۲ تیرماه، انتشار ویدیویی از یک مغازه‌دار در شهر دلیجان (استان مرکزی) در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای یافت. او در این ویدیو با استیصال نشان می‌داد که چگونه قطع برقِ خارج از برنامه، حدود ۱۸۰ کیلوگرم از بستنی‌های تولیدی‌اش را به طور کامل از بین برده و خسارت مالی جبران‌ناپذیری به کسب‌وکار کوچک او وارد کرده است.

این کاسب دلیجانی روایت می‌کند که طبق جدول اعلامی، قرار بود برق واحد صنفی‌اش هر روز از ساعت ۱۶ تا ۱۸ قطع شود. او نیز بر همین اساس و با برنامه‌ریزی دقیق، یک موتور برق تهیه کرده و شیفت کاری خود را به گونه‌ای هماهنگ کرده بود که کمترین آسیب را ببیند. اما در آن روز خاص، جریان برق به طور ناگهانی در ساعت ۱۴ قطع شد و هیچ فرصتی برای راه‌اندازی ژنراتور و نجات محصولات باقی نگذاشت.

وی با اشاره به تورم و قیمت‌های مواد اولیه نظیر پسته، خامه خالص، زعفران و مغز گردو، تأکید می‌کند که فاسد شدن این حجم عظیم از بستنی، موجودیت کسب‌وکارش را با خطر جدی مواجه کرده است.

روایت‌های مشابهی از این دست، مختص به شهرستان‌ها نیست. در یکی از مغازه‌های پرتردد خیابان ستارخان تهران نیز سناریوی مشابهی رقم خورد. قطعی ناگهانی برق منجر به آب شدن بستنی‌ها و تغییر بافت آن‌ها شد که همین مسئله به سرعت به یک تنش و کشمکش لفظی میان مغازه‌دار و مشتریان انجامید.

مشتری ناراضی این مغازه در اعتراض به کیفیت محصول می‌گوید: «من بستنی سفارش داده‌ام، نه شیرکاکائو! این چه وضعیت سرویس‌دهی است؟»

در سمت مقابل، مغازه‌دار که خود را قربانی این شرایط می‌داند، پاسخ می‌دهد: «قطعی‌های مکرر و بی‌برنامه برق منجر به آب شدن بستنی‌ها در یخچال‌ها شده است.» او در ادامه با کلافگی توضیح می‌دهد که هر بار آب شدن و یخ زدن مجدد محصولات لبنی، ساختار و کیفیت بستنی را به شدت افت می‌دهد؛ بنابراین حتی اگر کل بار به دلیل فاسد نشدن دورریختنی نباشد، دیگر قابل عرضه به مشتری با کیفیت استاندارد نیست.

همچنین در روزهای اخیر، تصاویر منتشرشده از یک فروشگاه بزرگ مواد غذایی در تهران نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از محصولات لبنی و فسادپذیر یخچال‌ها به دلیل قطع طولانی‌مدت برق، فاسد شده و کارکنان فروشگاه در نهایت مجبور به جمع‌آوری و امحای آن‌ها شده‌اند.

گرمازدگی و خفگی طیور

در استان خوزستان و در شرایطی که دماسنج‌ها گرمای بالای ۵۰ درجه سانتی‌گراد را ثبت می‌کنند، قطعی برق برای مرغداران معنایی جز یک فاجعه ندارد. این اتفاق نه تنها چرخه تولید را متوقف کرده، بلکه در عرض چند دقیقه تمام سرمایه زنده یک واحد تولیدی را به کام مرگ کشانده است. هرچند که با توجه به بحران مزمن ناترازی برق در کشور، این موضوع دیگر پدیده جدیدی محسوب نمی‌شود.

در روزهای گذشته، تصاویر و روایت‌هایی از مرغداری‌های مناطق جنوبی کشور منتشر شد که نشان می‌داد در اثر قطع ناگهانی برق، سیستم‌های حساس تهویه و سرمایش سالن‌ها از کار افتاده و طیور به دلیل خفگی و گرمازدگی تلف شده‌اند.

در مواجهه با این بحران، برخی از مدیران معتقدند که مرغداری‌ها موظف به تجهیز واحدهای خود به ژنراتورهای اضطراری هستند. اما فعالان و کارشناسان این حوزه اقتصادی تأکید می‌کنند که مسئله به این سادگی قابل حل نیست. سیستم‌های یکپارچه تهویه، سرمایش، دان‌ریزها، آبخوری‌های اتوماتیک و سنسورهای دقیق کنترل دما در مرغداری‌های صنعتی، همگی وابستگی حیاتی به برق شبکه دارند.

حتی چند دقیقه تاخیر در وصل شدن برق اضطراری می‌تواند دمای سالن‌های متراکم را به شدت افزایش داده، سطح اکسیژن را به نقطه بحرانی برساند و در نهایت تلفات میلیاردی ایجاد کند.

حمیدرضا کوچک کاشانی، رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه مرغداران مرغ تخم‌گذار، با تایید این بحران اعلام کرد  که قطعی برق واحدهای تولیدی آغاز شده و هیچ زمان‌بندی مشخصی برای آن وجود ندارد. به گفته وی، مرغداران در این شرایط ناچار به استفاده مداوم از ژنراتورها شده‌اند؛ ژنراتورهایی که نه تنها هزینه هنگفتی برای تامین سوخت به تولیدکننده تحمیل می‌کنند، بلکه در اثر کارکرد طولانی‌مدت به سرعت دچار استهلاک قطعات می‌شوند. علاوه بر این، بروکراسی پیچیده تامین سهمیه گازوئیل صنعتی باعث شده تا سوخت‌رسانی به این موتورها به یک چالش فرساینده تبدیل شود.

وقتی توان خرید ژنراتور نیست

بسیاری از صاحبان کسب‌وکارهای خرد و متوسط تأکید می‌کنند که توصیه مدام مسئولان به خرید موتور برق و ژنراتور، راه‌حل واقع‌بینانه‌ای برای عبور از این بحران نیست. برآوردهای بازار نشان می‌دهد که قیمت یک دستگاه ژنراتور دیزلی بین ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان و حتی فراتر از آن متغیر است.

حتی برای کسب‌وکارهای اداری و دفتری که صرفاً بخواهند تجهیزات رایانه‌ای خود را با دستگاه‌های تامین برق بدون وقفه (UPS) روشن نگه دارند، هزینه اولیه تجهیز شبکه‌ای متناسب، به ارقامی بین ۱۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان می‌رسد. چالش بزرگتر این است که باتری‌های این دستگاه‌ها طول عمر محدودی دارند و هر چند سال یک‌بار نیازمند تعویض هستند؛ باتری‌هایی که خرید مجدد هر یک از آن‌ها امروزه بیش از ۱۰۰ میلیون تومان هزینه روی دست شرکت‌ها می‌گذارد.

یکی از مدیران یک شرکت خصوصی با انتقاد از این وضعیت می‌گوید: «مگر ما در ماه چقدر حاشیه سود و درآمد داریم که بخواهیم صرفاً برای مقابله با قطعی برق شبکه، هزینه‌های میلیاردی متحمل شویم؟ شاید پرداخت این ارقام برای برخی کسب‌وکارهای کلان زیاد نباشد، اما قاطبه شرکت‌ها حتی یک‌دهم این مبلغ را هم به عنوان نقدینگی آزاد در اختیار ندارند.»

بنابراین، برای بسیاری از فعالان اقتصادی، اصل پذیرش خاموشی در شرایط ناترازی انرژی چندان محل مناقشه نیست؛ آنچه موجب نارضایتی است، بی‌برنامگی و نبود اطلاع‌رسانی شفاف است. هزینه این بی‌نظمی مدیریتی، دیگر صرفاً چند ساعت نشستن در تاریکی نیست؛ بلکه تاوان آن، از دست رفتن تمام سرمایه انباشته یک واحد صنفی یا تولیدی و نابودی معیشت ده‌ها خانواده‌ای است که پشت چرخ‌های آن کسب‌وکار ایستاده‌اند.

نویسنده : طناز سادات حسینی فر
ارسال نظرات
خط داغ