ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۴۷۹۴

چاه نفت برای اقتصاد ایران یا اقتصاد ایران در چاه نفت؟

چاه نفت برای اقتصاد ایران یا اقتصاد ایران در چاه نفت؟

۱۱۸ سال پیش در چنین روزی، برگ اول تاریخ نفت در ایران نوشته شد. چاهی که از آن سیاهی جوشید، سرنوشت کشور و البته خاورمیانه را به مسیری تازه هدایت کرد. چاهی که سیاهی برآمده از آن را برخی نعمت و عده‌ای نقمت می‌دانند.

روابط عمومی وزارت نفت در گزارشی نوشت: امروز ۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی داستان نفت ایران ۱۱۸ ساله می‌شود. البته قبل از آن هم ایرانیان با این ماده سیاه بدبو در حد اولیه آشنا بودند اما از مصارف گسترده و قابلیت کلان آن هرگز و نهایت این که چنان که برخی نوشته‌اند ایل هایی از این ماده برای درمان زخم خران خود استفاده می کردند! این روزها که همه جا صحبت از انتقال نفت و اهمیت انرژی است جا دارد به بهانه این ۱۱۸ سالگی ببینیم چگونه شروع شد تا به اینجا رسید.

 فرزانه طهرانی این داستان پرفراز و نشیب را که بر همه شئون زندگی ما اثر گذاشته را چنین روایت می‌کند

۱۱۸  سال پیش در چنین روزی، برگ اول تاریخ نفت در ایران نوشته شد. چاهی که از آن سیاهی جوشید، سرنوشت کشور و البته خاورمیانه را به مسیری تازه هدایت کرد. چاهی که سیاهی برآمده از آن را برخی نعمت و عده‌ای نقمت می‌دانند.

میانه هفته، یعنی در سحرگاه روز سه‌شنبه، پنجم خرداد ۱۲۸۷، در عصر قجر، درست زمانی که همه ناامید از یافتن نفت بودند و مقدمات بازگشت سرپرست تیم اکتشاف به انگلستان را مهیا می‌کردند، «جورج برنارد رینولدز» خبر کشف نفت را به کارفرمایان انگلیسی مخابره کرد و به این ترتیب ایران به کشوری نفت‌خیز بدل شد.

دور از ذهن بود یک وکیل انگلیسی که در استرالیا به دنبال طلا می‌گشت و از این مسیر ثروتمند شده بود، لقب پدر نفت خلیج فارس را از آن خود کند؛ اما «ویلیام ناکس دارسی» این عنوان را به دست آورد، هرچند خود او هیچ گاه به ایران و خلیج فارس پا نگذاشت.

عصر نفت از سال ۱۲۳۳ و از زمان کشف نفت در پنسیلوانیا آغاز شده بود؛ یعنی ۴۷ سال پیش از آنکه آنتوان کتابچی فان، رئیس گمرکات ایران در دوره مظفرالدین‌شاه قاجار، به این فکر کند که ممکن است هزاران متر زیر زمین‌های ایران نفت وجود داشته باشد. کتابچی می‌دانست پادشاه قاجار برای سرمایه‌گذاری جهت یافتن نفت نه توان مالی دارد و نه توان تکنولوژیک. به همین دلیل، موضوع را با «سرهنری دراموند ولف»، دیپلمات بازنشسته، در میان گذاشت تا سرمایه‌گذار مناسب پیدا کنند. ولف هم ویلیام دارسی ۴۱ساله و ثروتمند را معرفی کرد.

دارسی جسارت داشت. وقتی در استرالیا وکالت می‌کرد یکی از موکلانش به نام «ساندی مورگان» چند قطعه سنگ به او نشان داد که در نزدیکی خانه‌اش پیدا کرده بود. دارسی روی سنگ‌ها تحقیق کرد و فهمید طلاست. پس وکالت را رها کرد، گروهی را برای جست‌وجو استخدام کرد و سرانجام با احیای معدن طلای قدیمی‌، ثروتمند شد. اقدام جسورانه او، کتابچی و ولف را به این نتیجه رساند که دارسی بازهم می‌تواند دست به چنین ریسکی بزند.

دارسی تاریخ کهن ایران را مطالعه کرد و دانست ایرانیان باستان در آتشکده‌های خود مشعل‌های بزرگ روغن را می‌سوزاندند که از آن شعله‌های سفید و پررنگ به اطراف پراکنده می‌شد. مطالعاتش او را به این نتیجه رساند که در این سرزمین منابع نفتی وجود دارد. پس، جست‌وجوی دوم دارسی، برای یافتن طلای سیاه در ایران و به دنبال مذاکرات سال ۱۲۸۰ آغاز شد؛ پس از بستن قراردادی با مظفرالدین‌شاه در سه‌شنبه هفتم خرداد ۱۲۸۰، دقیقاً پنج سال پیش از کشف نفت.

سند دارسی

هفت برگه ۲۰ در ۵.۵ سانتیمتری بدون جلد، که برگ اول و آخرش سفید است، همه آن چیزی است که به سند امتیاز نفت دارسی معروف شده. یک کاغذ نیم‌ورقی، خط‌دار و دستنویس که با مرکب سیاه به ۲ زبان فارسی و فرانسه مفادی را قید کرده، ریسمانی سبزرنگ، مهر لاکی وزارت امور خارجه که در برگه ممهور شده و یک مقدمه ۱۸ ماده‌ای که در تاریخ سه‌شنبه هفتم خرداد ۱۲۸۰ در تهران به امضا رسیده.

مظفرالدین شاه در هامش نامه آورده است: «ملاحظه شد. صحیح است. فی شهر صفر ۱۲۱۹ در صاحب قرانیه اودئیل.»

میرزا علی‌اصغرخان اتابک اعظم، صدراعظم، با نوشتن عبارت: «امتیازنامچه موم و نفت طبیعی معدنی است که به شرف امضای مقدس سرکار بندگان اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی رسیده است»، امضا کرده.

مشیرالدوله وزیر خارجه هم با مهر شخصی به نام نظام‌الدین با عبارت «مراتب مرقومه صحیح است» این قرارداد را تأیید و تأکید کرده: «این امتیازنامه موم و نفت معدنی که به شرف امضای مبارک اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی روحنا فدا رسیده است، در وزارت امور خارجه دولت علیه ایران ثبت شده، در نمره ۸۱۲ فی ۱ شهر صفر المظفر ۱۲۱۹.»

از طرف سرمایه‌گذار هم وکیل ویلیام دارسی به نام «آلفرد مارپوتون» و «ژرژ گراهام»، نایب‌کنسول انگلیس در تهران، قرارداد را امضا کرده‌اند.

بی‌پولی‌های شاه علیل

مظفرالدین‌شاه وقتی ۵‌ساله بود، با وجود بیماری مزمن و برخلاف میل باطنی پدرش ناصرالدین‌شاه، ولیعهد شد. پدرش آن‌قدر عمر کرد که ولیعهدی او ۳۸ سال به درازا کشید. مظفرالدین میرزا دوران ولیعهدی را با عیاشی‌های مدام سپری کرد و کسب مهارت و دانش برایش جایگاهی نداشت. علم او در ریاضیات هرگز از جمع و منها فراتر نرفت و ضعف‌هایی مثل ترس از تاریکی هم به بیماری‌های پیشین او اضافه شد.

بی‌لیاقتی مظفرالدین میرزا به اندازه‌ای بود که از سیر اتفاقاتی که در جریان قیام کردهای عثمانی و حمله به نواحی شمال‌غربی ایران یعنی حوزه حکمرانی او رخ داده بود و همچنین شکستی که قشونش در این قیام خورده بود، بی‌اطلاع بود. ناصرالدین‌شاه از بی‌لیاقتی او مطلع بود و حتی قصد برکناری او از ولیعهدی و جایگزینی ظل‌السلطان را داشت، اما در آخر چنین نشد.

وقتی در سال ۱۲۷۵، میرزا رضا کرمانی کار ناصرالدین‌شاه را در حرم عبدالعظیم ساخت، چنین ولیعهدی با چنین پیشینه‌ای به شاهی ایران رسید.

با آنکه در دوران ناصری و صدارت اعتمادالسلطنه، وضع خزانه ایران خوب و رضایت‌بخش بود، از اواخر دوره ناصری به‌تدریج کسری بودجه به وجود آمد و هزینه‌های دولت به‌خصوص در امور نظامی افزایش پیدا کرد، چنان‌که در سال آخر حکومت ناصری ۱۲۰ هزار تومان کسری داشت.

ولیعهد نالایق که به شاهی نالایق‌تر تبدیل شده بود، بعد از پدرش ناصرالدین‌شاه کسری بودجه را تا ۲ میلیون تومان افزایش داد. بدهی‌های خارجی هم اوج گرفت. در چنین تنگنای بی‌پولی، مظفرالدین‌شاه از قرارداد دارسی استقبال کرد.

در این قرارداد، حق تفحص و استخراج نفت در کل وسعت ایران را به‌مدت ۶۰ سال به دارسی اعطا کرد، آن هم در ازای دریافت فقط ۱۶ درصد از سود به‌دست‌آمده از بهره‌برداری به‌عنوان حق امتیاز و ۲۰ هزار لیر به‌عنوان سهم ایران. مظفرالدین‌شاه فقط مناطق شمالی ایران شامل ولایات آذربایجان و گیلان و مازندران و خراسان و استرآباد را مستثنی کرد تا حساسیت روسیه را برنینگیزد.

سماجت رینولدز و فوران نفت

دارسی کار را بلافاصله بعد از عقد قرارداد شروع کرد و با رینولدز وارد مذاکره شد. «جورج برنارد رینولدز» که هنگام مذاکره با دارسی ۴۷ساله بود، تمام عمر کاری خود را پس از فراغت از تحصیل مهندسی، در راه‌آهن و معادن هند گذرانده بود. اما قسمت مهم تجربه او به بعد از بازنشستگی از خدمت دولت هند بازمی‌گردد. او به‌عنوان یک مهندس باتجربه به بخش شرقی هند که اندونزی امروز است رفت و فعالیت استخراج نفت در جزیره مادورا را آغاز کرد. دارسی با اطلاع از سوابق رینولدز او را به‌عنوان سرپرست تیم عملیات کشف به خدمت گرفت و کار رینولدز از پاییز بعد آغاز شد.

اولین چاه در محلی به نام چاه سرخ یا چیاسرخ، در شمال‌غرب قصر شیرین، در نزدیکی مرز عراق حفر شد. پس از ناکامی در این منطقه، با حفاری در منطقه شاردین رامهرمز کار کشف دنبال شد، اما این سایت هم بی‌ثمر بود و چند سال ارزشمند تلف شد.

رینولدز در این مدت با راهزنان، عقرب‌ها، گرمازدگی، بیماری‌های ناشناخته و شب‌های سرد کویر دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اما بااین‌حال رهبری تیم بین‌المللی را رها نکرد؛ تیمی که شامل کارگران محلی، حفاران لهستانی و کانادایی، یک پزشک هندی و یک مهندس آمریکایی از میادین نفتی تگزاس بود. در این مدت سرمایه دارسی و حامیان مالی‌اش در شرکت نفت برمه تا آستانه ورشکستگی کامل پیش رفت. دارسی که بیش از ۲۰۰ هزار پوند هزینه کرده بود، در آستانه ازدست‌دادن همه‌چیز، ازجمله دو خانه ییلاقی و عمارتش در گروسونور اسکوئر لندن بود. پس از پنج سال جست‌وجو و تلاش، دارسی از ادامه کار دست شست. اواسط اردیبهشت ۱۲۸۷ او به تیم اکتشاف خود اعلام کرد که برای بازگشت به انگلستان مهیا شوند.

یک تلگراف به دست رینولدز رسید که نوشته بود: «حفاری را متوقف کن، کارمندان را اخراج کن، تجهیزات را جمع‌آوری کن و به خانه بازگرد.»

رینولدز دستور توقف نداد و به خانه برنگشت؛ او بوی گوگرد را از یک آتشکده باستانی زرتشتی در خوزستان استشمام کرده بود. او دی‌ماه ۱۲۸۷ خورشیدی کار حفاری در منطقه نفتون مسجدسلیمان را کلید زده بود. رینولدز می‌توانست بوی گوگرد گاز را که از چاه متصاعد می‌شد، تشخیص دهد. بویی که می‌شد دید. بخارات در نور خورشید به‌وضوح بالا می‌رفتند و بوی تخم‌مرغ گندیده می‌دادند، اما برای جورج رینولدز، بهترین نفحه‌ای بود که در پنج سال گذشته استشمام کرده بود.

فقط چند هفته بعد از دریافت تلگراف، در سحرگاه سه‌شنبه، پنجم خرداد ۱۲۸۷، مته حفاری در چاه شماره یک مسجدسلیمان در عمق ۳۶۰ متری به مخزن عظیم نفت برخورد کرد و فواره‌ای سیاه تا پانزده متر به آسمان پرتاب شد.

بازگشت ثروت و اخراج رینولدز

خبر کشف نفت در مسجدسلیمان با یک پیک شترسوار به بغداد فرستاده شد و در آنجا با یک رمز از پیش مشخص شده به دارسی تلگراف شد تا رقبای فرانسوی از آن مطلع نشوند. دارسی پنج روز بعد خبر را دریافت کرد و گفت: «اگر این درست باشد، تمام مشکلات ما تمام شده.» یک سال بعد، شرکت نفت انگلیس-پارس که بعدها به بریتیش پترولیومیا BP ملقب شد، در لندن تأسیس شد. چنان خوشبینی‌ای درباره پتانسیل عظیم این شرکت وجود داشت که در روز عرضه اولیه سهام در لندن و گلاسکو، مردم در پنج صف در مقابل صندوق‌های بانک ایستادند تا بتوانند سهام بخرند و دارسی که تا آستانه ازدست‌دادن همه‌چیز رفته بود، ثروتمندتر از همیشه شد.

رینولدز ۲ سال بعد از این کشف، اخراج شد. او سرکش بود. روحیه‌اش دیوان‌سالاری و اختلافات شدید با کارفرمایان بر سر ساختار تجاری آینده را تاب نمی‌آورد. بعد از اخراج به ونزوئلا رفت تا کار اکتشاف دوم و بسیار مهم خود را در این کشور آغاز کند.

اقتصاد در سایه نفت

پس از کشف نفت در مسجدسلیمان، عملیات کاوش برای کشف مخازن دیگر ادامه پیدا کرد و در سال ۱۳۰۶ میدان نفتی هفتکِل، در سال ۱۳۱۵ آغاجاری، در سال ۱۳۱۶ گچساران و پازنان، در سال ۱۳۱۷ نفت سفید، در سال ۱۳۲۷ میادین نفتی لالی، در سال ۱۳۳۷ اهواز، در سال ۱۳۳۸ بینک، در سال ۱۳۴۰ بی‌بی‌حکیمه، در سال ۱۳۴۲ مارون و کرنج و در سال ۱۳۴۳ پارسی و رگ‌سفید هم کشف شد و به بهره‌برداری رسید.

کشف نفت اقتصاد ایران را متحول کرد. اگر تا پیش از این اکتشاف، بر کشاورزی و تجارت متکی بودیم، پس از کشف به درآمدهای نفتی وابسته شدیم. از واردات کالاها و خدمات تا سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و تولید، درگیر این ماده سیاه ۱۱۸ساله شدند.

نفت و درآمدهایش در این یک قرن چنان با اقتصاد در هم تنیده است که تحلیل آنچه بر سر اقتصاد می‌گذرد، بدون درنظرگرفتن وضعیت نفت ممکن نیست. خیلی دور نیست وعده‌های یکی از رؤسای جمهورمان که می‌خواست نفت را سر سفره مردم بیاورد. چه طنزها که درباره آن نشنیدیم و چه طرح‌ها که ندیدیم.

طلای سیاه چنان برای همه اهمیت دارد که کتاب‌ها در رثا یا مذمت بهره‌برداری از آن نوشته شده و قلم‌ها درباره نعمات و نقمات آن زده شده است. رخنه نفت به زندگی مردم تا آن حد است که نویسندگانی که تخصصی در صنعت نفت ندارند هم درباره آن قلم‌فرسایی می‌کنند. نوشته‌ها درباره نفت به‌قدری زیاد است که ذکر نام آن‌ها در این گزارش مختصر نمی‌گنجد. اما با مناسبت‌ترین کتاب شاید خواب آشفته نفت نوشته محمدعلی موحد باشد که دو روز پیش تولد ۱۰۳سالگی او را جشن گرفتند. او با استخراج اولیه نفت هم‌دوره بود و به‌واسطه تخصصی که در حوزه حقوق داشت، از آغاز برپایی شرکت ملی نفت ایران در بدنه حقوقی شرکت نفت وارد شد و تا بالاترین درجات، یعنی مشاور عالی رئیس هیئت‌مدیره، مشاور ارشد و عضو اصلی هیئت‌مدیره انجام وظیفه کرد.

تأثیرات این منبع عظیم انرژی در زندگی ما به‌حدی است که وقتی صحبت از تحریم می‌شود، نفت در ابتدای لیست قرار می‌گیرد؛ چون دنیا می‌داند که اقتصاد ایران چقدر به آن وابسته است.

وقتی جنگ درمی‌گیرد، ایران با مسدودکردن راه نفتکش‌ها، دست برتر در آبراهه هرمز را از آن خود می‌کند؛ چون نه‌فقط ایران، که دنیا به این ماده سیاه وابسته است.

نفت و درآمدهایش در دنیای امروز نقش‌آفرینی چشمگیری دارند. حتی با ظهور انرژی‌های نو، بازهم از اهمیت این ماده کاسته نشده است. باوجوداین، تزریق دلارهای نفتی به اقتصاد اگرچه در طول بیش از یک قرن پیش، رفاه و نعماتی برای کشور به همراه داشته، اما مدیریت نادرست منابع حاصل از فروش آن به همان اندازه که مزیت دارد می‌تواند باعث لطمه‌دیدن اقتصاد شود و چاهی که از آن روزی طلای سیاه بیرون زد، به چاهی برای فروافتادن اقتصاد تبدیل شود.

 

ارسال نظرات
خط داغ