پشت پرده استعفای مدیر تئاتر شهر؛ کوروش سلیمانی از چه چیزی کوتاه نیامد؟
استعفای کوروش سلیمانی از ریاست مجموعه تئاتر شهر، صرفا پایان یک دوره مدیریتی نیست؛ بلکه آغاز روایت مدیری است که می خواهد پیش از ترک کامل صحنه، تصویری از آنچه در یک سال گذشته بر مهم ترین مجموعه نمایشی کشور گذشته، پیش روی جامعه تئاتر قرار دهد.
فرارو-استعفای مدیر تئاتر شهر؛ مدیری که به گفته خود یک سال برای پایان دادن به اجرای آثار سفارشی، مقابله با بازتولید نمایش ها، بازگرداندن نظم به جدول اجراها و ارتقای استانداردهای حرفه ای تئاتر شهر برنامه ریزی کرده بود، حالا بیش از یک جابه جایی مدیریتی به نظر می رسد. کوروش سلیمانی می گوید ادامه این مسیر تنها با پذیرش «شرایط تحمیلی و ناصواب» ممکن بود؛ شرطی که حاضر به پذیرش آن نشد.
به گزارش فرارو، سلیمانی همزمان با اعلام استعفای خود، انتشار سلسله گزارش هایی از عملکرد مدیریتی اش را نیز آغاز کرده است؛ اقدامی کم سابقه که بیش از یک گزارش اداری، تلاشی برای ثبت روایت مدیری است که معتقد است برای حفظ اصولی که به آنها پایبند بوده، راهی جز کناره گیری نداشته است. سلیمانی در گفت وگو با فرارو نیز برای نخستین بار درباره نگاه خود به هویت تئاتر شهر، سیاست های انتخاب آثار و مهم ترین بحران ساختاری تئاتر ایران سخن گفته است.
استعفای کوروش سلیمانی از ریاست مجموعه تئاتر شهر، صرفا پایان یک دوره مدیریتی نیست؛ بلکه آغاز روایت مدیری است که می خواهد پیش از ترک کامل صحنه، تصویری از آنچه در یک سال گذشته بر مهم ترین مجموعه نمایشی کشور گذشته، پیش روی جامعه تئاتر قرار دهد.
در روزهای گذشته، سلیمانی علاوه بر انتشار خبر استعفای خود، نخستین گزارش از عملکرد مدیریتی اش را نیز منتشر کرد؛ گزارشی که به تشریح روند برنامه ریزی جدول اجراهای سال ۱۴۰۵ اختصاص دارد. انتشار چنین گزارشی در پایان یک دوره مدیریت، در فضای تئاتر ایران کمتر سابقه داشته و همین موضوع، استعفای او را از یک تغییر مدیریتی معمول فراتر می برد.
او در متن استعفای خود نوشته است:
«از آغاز با خود عهد کردم تا زمانی که برای "تئاترشهر" مفید باشم، بمانم و در غیر این صورت این جایگاه را همراه با آرزوی سربلندی تئاترشهر به دیگری بسپارم.»
اما مهم ترین بخش این متن، جایی است که از علت کناره گیری خود سخن می گوید؛ بی آنکه نامی از شخص یا نهادی ببرد:
«بعد از چندین هفته سنجیدن جوانب گوناگون و حتی فکر کردن به راه حل های احتمالی برای غلبه بر موانع نامربوط و آزاردهنده که از هر سو برای حرکت درست و اصولی این مجموعه ارزشمند بر سر راه می بینم، به اطلاع شما عزیزان می رسانم که متاسفانه این موانع امکان دستیابی به اهداف مدنظرم که در آغاز متعهد شده بودم را به شکلی نامقدور ساخته و بدیهی ست که ادامه این مسیر جز با پذیرفتن شرایط تحمیلی و ناصواب و نادرست برای مجموعه تئاترشهر ممکن نباشد، که آن هم خب از من برنمی آید.»
همین چند سطر، مهم ترین پرسش این استعفا را شکل می دهد؛ «شرایط تحمیلی» که مدیر مستعفی تئاتر شهر از آن سخن می گوید، چه بوده است؟ سلیمانی فعلا پاسخی مستقیم به این پرسش نمی دهد، اما گزارش عملکردی که همزمان با استعفا منتشر کرده، نشان می دهد بر سر چه اصول و سیاست هایی ایستاده و حاضر نشده از آنها عقب نشینی کند.
![]()
نقشه راهی برای بازگرداندن اعتبار تئاتر شهر
مرور نخستین گزارش سلیمانی نشان می دهد او از نخستین روز حضور در تئاتر شهر، تلاش کرده شیوه مدیریت این مجموعه را بر پایه نظم حرفه ای بازتعریف کند.
تک اجرایی شدن سالن های مجموعه و اختصاص ۳۰ شب اجرا به هر نمایش، جلوگیری از اجرای آثاری که پیش از این اجرای عمومی در تهران داشته اند، جلوگیری از پذیرش آثاری که خارج از فرآیند رسمی و با توصیه نامه به مجموعه معرفی می شدند، حذف فراخوان عمومی، طراحی فرم های جدید درخواست اجرا، تشکیل شورای تخصصی بررسی نمایشنامه ها، تدوین شیوه نامه انتخاب کارگردانان و برگزاری بیش از ۳۰۰ جلسه با هنرمندان، مهم ترین محورهای این برنامه مدیریتی است.
در ظاهر، اینها مجموعه ای از تصمیم های اجرایی به نظر می رسند، اما کنار هم قرار گرفتن آنها، تصویری روشن از فلسفه مدیریتی سلیمانی ارائه می دهد؛ تلاشی برای بازگرداندن معیارهای حرفه ای به فرآیند انتخاب آثار و کاهش نقش روابط غیررسمی در مهم ترین مجموعه تئاتری کشور.
در واقع، آنچه از دل این گزارش برمی آید، صرفا تدوین یک جدول اجرا نیست؛ بلکه تلاش برای بازگرداندن «قاعده» به جایی است که به اعتقاد کوروش سلیمانی، در سال های اخیر بخشی از قواعد حرفه ای خود را از دست داده بود.
![]()
«هویت تئاتر شهر» از زاویهای دیگر
یکی از مهمترین محورهای گزارش سلیمانی، تأکید بر «بازگرداندن هویت حرفهای و فرهنگی تئاتر شهر» است؛ موضوعی که فرارو درباره آن از او پرسید.
سلیمانی در پاسخ به پرسش فرارو گفت: «به نظرم آنچه به هویت هر تماشاخانهای اعتبار داده یا به آن لطمه میزند، کیفیت تئاترهای به صحنهرفته در آنجاست.»
وی افزود: «بازگرداندن هویت حرفهای و فرهنگی تئاتر شهر که از اهداف ما بود، با ارتقای سطح کیفی تئاتر میسر میشد. با پایبندی به برنامهریزی که شرح آن در بالا آمد، سعی کردیم آن را تا حد امکان احیا کنیم.»
مدیر مستعفی تئاتر شهر ادامه داد: «این امر بهتدریج با اتفاقات و تصمیمهایی به خطر میافتاد و من بهخاطر قولی که در مراقبت از تئاتر شهر داده بودم، نمیتوانستم با آنها کنار بیایم.»
این پاسخ، در کنار متن استعفا، نشان میدهد اختلافات او صرفاً بر سر مسائل اجرایی نبوده، بلکه به نگاهی متفاوت درباره مأموریت و جایگاه تئاتر شهر بازمیگشته است.
او همچنان از بیان مصادیق خودداری میکند، اما تأکید دارد روندی که در پیش گرفته بود، بهتدریج با تصمیمهایی مواجه شد که ادامه آن را با اصول مدیریتیاش ناسازگار میدانست.
آیا سختگیری راه نسل جوان را بسته است؟
یکی از نقدهای همیشگی به سیاستهای مبتنی بر رزومه، محدود شدن فرصت برای نسل تازه کارگردانان است؛ موضوعی که فرارو نیز از سلیمانی درباره آن پرسید.
کوروش سلیمانی در پاسخ گفت: «ما البته برای دانشجویان، دانشآموختگان و کسانی که از رزومه حداقلی برخوردار بودند، از سالن «کارگاه» که اتفاقاً سالن جذابی برای چنین رویکردی است، استفاده کردیم و آن را به این دسته از دوستان پیشنهاد دادیم.»
وی افزود: «به نظرم سالنهای مهمی مانند چهارسو و قشقایی که در سالهای اخیر بسیار سهلالوصول شده بودند، باید میزبان افراد باتجربهتر و آثار باکیفیت آنها میشدند.»
سلیمانی تأکید کرد: «با اجرا در کارگاه، راه ورود این گروه از همکاران به تئاتر شهر که اشاره کردید، باز بود.»
اولویت اول بسیاری از ما دیگر تئاتر نیست
مدیر مستعفی تئاتر شهر، در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالش ساختاری امروز تئاتر ایران چیست، گفت: «به نظرم مهمترین چالش در حال حاضر در تئاتر ما، اولویت نداشتن «تئاتر» است.»
وی افزود: «بسیاری از دستاندرکاران تئاتر، در جایگاههای مختلف از جمله تصمیمگیری، اجرا، تهیه، کارگردانی و بازیگری، در این روزگار متأسفانه اولویت اولشان تئاتر نیست.»
سلیمانی ادامه داد: «این موضوع باعث شده تئاتر ما و تئاتر حرفهای و فرهنگی جریان پویایی نداشته باشد و صرفاً به تکروشناییهایی در ظلمت ناچاریم دل خوش کنیم.»
او تأکید کرد: «این موضوع چنان اثرگذار است که حتی در ساختار تئاتر ما، که تئاتر شهر هم بخشی از آن است، سبب بسیاری از کجرویها، منفعتطلبیها، اشتباهات و پسرفتها شده است.»
این شاید مهمترین کلید فهم استعفای کوروش سلیمانی باشد. او برخلاف بسیاری از مدیرانی که در پایان دوره مسئولیت خود صرفاً از کمبود بودجه یا مشکلات اداری سخن میگویند، ریشه بحران را در تغییری عمیقتر میبیند؛ تغییری که به باور او موجب شده خودِ تئاتر دیگر اولویت نخست بسیاری از تصمیمگیران و فعالان این حوزه نباشد.
شاید به همین دلیل، سلیمانی انتشار گزارشهای مدیریتی خود را به پس از استعفا موکول کرده است؛ گزارشهایی که قرار است به گفته وی، تجربه یک سال مدیریت تئاتر شهر را برای آیندگان ثبت کند.
اکنون باید دید این روایت، در گزارشهای بعدی، به روشن شدن مصادیق همان «موانع نامربوط و آزاردهنده» و «شرایط تحمیلی و ناصواب» خواهد انجامید یا نه؛ عباراتی که حالا به مهمترین پرسش بیپاسخ درباره پایان یکی از کوتاهترین و در عین حال پرحاشیهترین دورههای مدیریت تئاتر شهر تبدیل شدهاند.