ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۱۸۲۰

آیا دوران محمد بن‌سلمان تمام شده است؟

آیا دوران محمد بن‌سلمان تمام شده است؟

«بن سلمان با حوثی‌ها رویکرد متفاوتی در پیش گرفت. او به این نتیجه رسید که عربستان سعودی نمی‌تواند به ایالات متحده اعتماد کند. پس از صدها حمله موشکی و پهپادی حوثی‌ها به زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی و نظامی عربستان، بن سلمان به دنبال سازشی آرام با حوثی‌ها بود.»

تبلیغات
تبلیغات

مایکل روبین، مقام پیشین پنتاگون و پژوهشگر ارشد اندیشکده آمریکن انترپرایز در یادداشتی برای «میدل ایست فوروم آبزرور»  نوشت: «بن سلمان رقابت خود با امارات متحده عربی را بر ثبات راهبردی مقدم دانسته است.  یمن همیشه گورستان جاه‌طلبی‌های سعودی بوده است. برای عربستان سعودی، شاهزاده خالد بن سلطان قهرمان عملیات طوفان صحرا بود. پس از آزادسازی ۱۰۰ساعته کویت، سعودی‌ها حتی زمزمه می‌کردند که خالد، نوه ملک عبدالعزیز، می‌تواند وزیر دفاع آینده، اگر نه پادشاه، شود. این وضعیت در سال ۲۰۰۹ تغییر کرد، زمانی که خالد رهبری عملیات زمین سوخته، مداخله عربستان در یمن، را بر عهده گرفت. این عملیات به سرعت به یک باتلاق تبدیل شد و منجر به عقب‌نشینی تحقیرآمیز عربستان سعودی شد. عربستان سعودی چند صد سرباز خود را از دست داد که تعدادی از آن‌ها در عملیات مفقود شدند. سعودی‌ها هرگز اشتباهات خود را نمی‌پذیرند، اما ناپدید شدن خالد در گمنامی نشان می‌دهد که ملک عبدالله او را مقصر دانسته است. 

ملک سلمان در ۲۹ آوریل ۲۰۱۵، محمد بن نایف را به عنوان ولیعهد منصوب کرد. بن نایف که پیش‌تر وزیر کشور بود، از مداخله نظامی عربستان در یمن حمایت می‌کرد. ارتقای جایگاه بن نایف به او کمک کرد تا عملیات مقابله با حوثی‌ها را بهتر هماهنگ کند. با این حال، بمباران‌های عربستان حتی با وجود پشتیبانی اطلاعاتی و سوخت‌رسانی هوایی ایالات متحده فاجعه‌بار بود؛ در حالی که اماراتی‌ها در مأموریت خود برای پایان دادن به سلطه «القاعده در شبه‌جزیره عربستان» بر جنوب یمن موفق عمل کردند، نیروهای سعودی در باتلاق جنگ گرفتار شدند. ریاض هرگز به ضعف شدید نیروهای مسلح خود اذعان نکرده است، اما به حاشیه رانده شدن بن نایف، بازتاب‌دهنده دیدگاه پادشاه بود. در سال ۲۰۱۷، پادشاه، پسرش محمد بن سلمان را جایگزین بن نایف کرد. بن سلمان به سرعت به چهره‌ای برجسته بدل شد، ثروت را از چنگ رقبای هم‌تراز خود درآورد و طرح بلندپروازانه «چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان» را کلید زد. 

بن سلمان با حوثی‌ها رویکرد متفاوتی در پیش گرفت. او به این نتیجه رسید که عربستان سعودی نمی‌تواند به ایالات متحده اعتماد کند. پس از صدها حمله موشکی و پهپادی حوثی‌ها به زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی و نظامی عربستان، بن سلمان به دنبال سازشی آرام با حوثی‌ها بود. مقامات سعودی حملات خود را به یمن محدود می‌کردند و در عوض، حوثی‌ها آتش خود را به جاهای دیگر هدایت می‌کردند. ریاض حتی توافق‌نامه استکهلم ۲۰۱۸ را که تسلیم بین‌المللی در برابر منافع حوثی‌ها تحت پوشش کاهش تنش بود، تأیید کرد. »

وی در ادامه این یادداشت نوشته است: «دلجویی از دشمنان ایدئولوژیک هرگز مؤثر نیست. وقتی مقامات سعودی القاعده را دلجویی کردند و به این گروه اجازه دادند تا از اهداکنندگان انفرادی، حتی اگر حمایت رسمی نباشد، کمک مالی دریافت کند، تا زمانی که در داخل عربستان سعودی حمله نکنند، این کار مؤثر نبود. این سیاست با حوثی‌ها نیز مؤثر نبوده است. 

سیاست بن سلمان در یمن در طول سال گذشته به ویژه فاجعه‌بار بوده است. تا ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، جنوب یمن تا حد زیادی باثبات بود. شورای انتقالی جنوب به رهبری عیدروس زبیدی، اگر نگوییم در همه جا، محبوبیت گسترده‌ای داشت. این گروه علی‌رغم کمبود منابع، به طور مؤثر حکومت کرد و در سراسر مرز قدیمی بین یمن شمالی و جنوبی با گروه‌هایی مانند مقاومت ملی طارق صالح در مخا، در سواحل باب المندب، همکاری داشت. در حالی که امارات متحده عربی شورای انتقالی جنوب را آموزش داده بود، ثبات این گروه به جز تعداد کمی از مشاوران اماراتی، همه را قادر به عقب‌نشینی کرد. نیروهای جنوبی به آرامی در حال تثبیت کنترل و متوقف کردن قاچاق سودآور سلاح‌های ایرانی توسط عمان و اخوان المسلمین یمن از طریق حضرموت به حوثی‌ها بودند. 

بن‌سلمان رقابت خود با امارات متحده عربی را بر ثبات راهبردی مقدم دانست و کوشید تا متحدانش در حزب «اصلاح» (شاخه اخوان‌المسلمین یمن) را تقویت کند؛ حتی اگر این کار به قیمت تضعیف شدید تنها نیروی توانمند در مهار حوثی‌ها تمام می‌شد. او دستور بمباران مواضع «شورای انتقالی جنوب» توسط جنگنده‌های سعودی و سپس بازداشت رهبران جنوبی را صادر کرد. نیروهای نیابتی بن‌سلمان وارد «مکلا» و «عدن» شدند، اما مردم محلی آن‌ها را نه نیرویی مشروع، بلکه اشغالگر می‌دانستند. هیچ‌یک از این نیروها توانایی اداره امور را نداشتند و وضعیت امنیتی در جنوب فروپاشید. در همین حال، شهر «مخا» منزوی شد، چرا که «صالح» دیگر نمی‌توانست روی حمایت عدن حساب کند. 

به همین دلیل بود که در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶، تنها پس از گذشت کمی بیش از یک هفته، حوثی‌ها موفق به تصرف مخا شدند. شاید کاخ سفید اهمیت مسئله یمن را کم‌اهمیت جلوه دهد و بیست و پنجمین سالگرد حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر اخبار مربوط به آن را تحت‌الشعاع قرار دهد، اما نمی‌توان این واقعیت را کتمان کرد که از دست رفتن مخا، مهم‌ترین پیروزی حوثی‌ها در سال‌های اخیر به شمار می‌رود. 

جامعه جهانی بهای آن را خواهد پرداخت. در حالی که حوثی‌ها پیش‌تر می‌توانستند از کوهستان‌های واقع در پشت ساحل «تهامه» به کشتی‌رانی در تنگه باب‌المندب حمله کنند، اکنون بر این گلوگاه راهبردی مسلط شده‌اند و می‌توانند با سهولت بیشتری اقدام به مین‌گذاری و شلیک پهپادهای زیردریایی و کوتاه‌بردِ هدایت‌شونده با دید مستقیم (Line-of-Sight) به سوی شناورها کنند. خلاصه آنکه، تصرف بندر «مخا» توسط حوثی‌ها، همان توانایی مختل کردن عبور و مرور در باب‌المندب را به نیروهای تحت حمایت ایران می‌دهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تنگه هرمز از آن برخوردار است. 

بن‌سلمان با اتخاذ تصمیم‌های سیاسی دیگر، بر ابعاد این فاجعه افزوده است: او هم برای تضعیف «سومالی‌لند» تلاش کرده و هم در جریان جنگ داخلی سودان، کوشیده است تا جایگاه ژنرال عبدالفتاح البرهان، فرمانده نیروهای مسلح سودان، را تقویت کند. وجه مشترک و عامل تعیین‌کننده در سیاست عربستان، تمایل بن‌سلمان به انجام کاری خلافِ رویکرد ابوظبی بوده است. با این حال، بن‌سلمان با تلاش برای منزوی کردن سومالی‌لند، عملاً تنها پایگاه ساحلی را که امکان حفظ باز بودن تنگه باب‌المندب از طریق آن وجود دارد، منزوی می‌سازد. در همین حال، البرهان با کمال میل پول و تسلیحات عربستان را می‌پذیرد، اما هم‌زمان به حوثی‌ها اجازه داده است تا از «بندر سودان» فعالیت کنند؛ اقدامی که جریان انتقال نفت از بندر «ینبع» عربستان در دریای سرخ را به خطر می‌اندازد. 

بن‌سلمان نمی‌تواند هیچ‌کس دیگری را مقصر بداند. پدرش از زوال عقل رنج می‌برد و خود او نیز حتی با معیارهای عربستان، به دنبال اعمال کنترلی بی‌سابقه بوده است. خودخواهی و جهل، تک‌تک تصمیم‌های بن‌سلمان در مورد یمن را شکل داده و تمام مردم عربستان تاوان آن را پس خواهند داد. شاید بن‌سلمان پس از درگذشت پدرش همچنان بتواند به پادشاهی برسد، اما کارنامه‌اش در یمن مشروعیت او را به شدت خدشه‌دار کرده است. با این وجود، اکنون خنجرها از رو بسته شده و ممکن است به‌زودی شاهد کودتایی در درون کاخ باشیم.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات